• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1609
  • يکشنبه 1384/5/23
  • تاريخ :

گفتگو با مرد روزهای بحرانی استقلال اهواز


اهالی فوتبال، کریم بوستانی را به عنوان فردی می شناسند که در زمان بحران استقلال اهواز به عنوان مربی این تیم انتخاب می شود. هر زمان که استقلال اهواز به مشکل برمی خورد، مسؤولان این تیم متمول، بوستانی را به عنوان سرمربی انتخاب می کنند و به محض آنکه مشکلات گذشته پایان می یابد، مربی جدیدی را انتخاب و به عنوان جانشین بوستانی معرفی می کنند.

در واقع هیچ گاه به این مربی فرصت زیادی داده نمی شود تا هدایت استقلال اهواز را برعهده بگیرد. حتی خود بوستانی نیز دلیل این امر را نمی داند و به دنبال آن است تا بلکه به پاسخ قانع کننده ای دست یابد.

**شما را به عنوان آلترناتیو و جانشین مربیان ناکام استقلال اهواز می شناسیم. این موضوع برایتان عذاب آور نیست؟

هیچ گاه این فرصت به من داده نشد که از اول فصل تیم را در اختیار بگیرم. همیشه کنار تیم بودم و هر زمان که نتیجه نمی گرفتیم آقای شفیع زاده مرا به عنوان سرمربی انتخاب می کردند. سال گذشته پرسپولیس را در جام حذفی هم در تهران و هم در اهواز شکست دادیم. در تاریخ باشگاه استقلال اهواز چنین موردی سابقه نداشته که تیم در یک فصل 2 بار پرسپولیس را شکست دهد.اول فصل گذشته هم پس از برکناری بهرام عاطف من مربی تیم شدم ولی علیرغم کسب نتایج مطلوب باز هم در این تیم به عنوان مربی دوام نیاوردم.

**سال گذشته همین سؤال را از شفیع زاده پرسیدم اما او جواب داد. چون شرایط کار در اهواز سخت است و بوستانی نیز یک مربی بومی است ما نمی خواهیم احیاناً بوستانی با کسب نتایج ضعیف تبدیل به مهره سوخته ما شود. پاسخی که فکر نمی کنیم چندان قانع کننده باشد.

با شفیع زاده در این باره صحبت نکرده ام. برای خودم هم دلیل این امر پوشیده مانده است. با این وجود من استقلال اهواز را دوست دارم. هر چند معتقدم مرد روزهای بحرانی این تیم هستم اما به این موضوع از این دید نگاه می کنم که سرباز استقلال اهواز هستم و تا جایی که بتوانم به این تیم کمک می کنم. خانواده ما اصالتاً استقلالی هستند حتی خود من فقط در استقلال مسجد سلیمان و استقلال اهواز( که آن زمان تاج نام داشت) بازی می کردم. هر چند مدتی هم در تیم نیروی اهواز بازی کردم اما از بچگی با استقلال اخت بودم.

در سال های گذشته چند پیشنهاد از تیم های دیگری داشتم اما ترجیح دادم در استقلال اهواز بمانم. الان هم به عنوان مدیرفنی در این تیم مشغول به کار هستم و پیش تر نیز مسؤول آنالیز بازیهای حریفان استقلال اهواز بودم.

**یعنی در حال حاضر این مسئولیت را ندارید؟

یکی دوبار شنیدم لوکا بوناچیچ از اینکه من بازیهای حریفان را آنالیز می کنم ناراحت شده و گفته: وقتی در طول دو سالی که در ایران هستم با تیم های مقابل 4-3 بار بازی کرده ام چه لزومی دارد که یک نفر برود بازیهای تیم های مقابل را آنالیز کند. من هم تصمیم گرفتم دیگر این کار را نکنم. از روزی که قرار بود با پرسپولیس بازی کنیم کار آنالیز را کنار گذاشتم و پس از آن استقلال اهواز روی دور ناکامی افتاد. نمی خواهم از خودم تعریف کنم اما می توانید بروید و بررسی کنید که چرا استقلال اهواز پس از دو سال در خانه شکست خورد و چند بازی متوالی نتوانست پیروز شود و بوناچیچ بعد از مدتی به اشتباهش پی برد و قبل از بازیهای هفته بیست و نهم به باشگاه آمد و وقتی مرا دید از من خواست تا دوباره بازیهای رقیبان را آنالیز کنم، اما من قبول نکردم. این را هم بگویم که در ابتدای فصل تیم خوب نتیجه نمی گرفت و مسؤولان استقلال اهواز از من و مارتیک خاچا طوریان خواستند که در کنار تیم باشیم، مارتیک تمرین بدهد و من بازیها را آنالیز کنم. در آن مقطع نتایج خوبی کسب کردیم و اگر این که می بینید موقعیت استقلال اهواز در هفته های گذشته با وجود عدم نتیجه گیری مطلوب در جدول تغییر چندانی نکرده، به دلیل نتایج اواسط فصل است.

**عملکرد لوکابوناچیچ را چطور می بینید؟

دوست ندارم در مورد مسائل فنی این مربی اظهار نظر کنم، اما به این نکته اشاره می کنم که مربی باید دارای شخصیت و جذبه ای باشد که بازیکن را تحت تاثیر قرار دهد. وقتی یک مربی چند بار صحبت از رفتن می کند ولی باز هم به فعالیت خودش ادامه می دهد دیگر بین بازیکنان از اعتبار زیادی برخوردار نیست. لوکابوناچیچ بارها گفته من دیگر سرمربی نیستم اما 2 روز نشده به باشگاه برگشته و هدایت تیم را برعهده گرفته است. ضرب المثلی است که می گوید " طرف را از در بیرون کنند از پنجره وارد می شود". در باشگاه استقلال اهواز پنجره ها را هم بسته و جوشکاری کرده اند، اما مربی اخراجی از نورگیر و هواکش وارد باشگاه می شود! ضمن آنکه بوناچیچ با بسیاری از بازیکنان به مشکل برخورده، پیش از این در فولاد نیز چنین برخوردهایی از او مشاهده می شد.

**مدیرعامل استقلال اهواز در این میان چقدر مقصر است؟

آقای شفیع زاده در مجموع فرد مثبت و خوبی است. او دارد تیم را بصورت خصوصی اداره می کند که این کار سختی است. اما در کنار ایشان افرادی حضور دارند که از وجاهت خوبی برخوردار نیستند. در واقع مشاوران شفیع زاده، افراد خوبی نیستند و از فوتبال سررشته ای ندارند.

آقای شفیع زاده هم گاهی اوقات تحت تأثیر حرفهای مشاورانش قرار می گیرد و این طور می شود که لوکا بوناچیچ امروز اخراج می شود و فردا دوباره هدایت تیم را برعهده می گیرد. وقتی بوناچیچ از استقلال اهواز کنارگذاشته شد، خیلی ها که دوروبر مدیرعامل تیم بودند به او گفتند این کار اشتباه است و از همین رو شفیع زاده تصمیم گرفت دوباره بوناچیچ را به تیم برگرداند. کسانی که اطراف تیم حضور دارند، هیچ کدام فوتبالی نیستند عده ای هم اصلاً استقلالی نیستند و در هر تیمی که رفته اند نتیجه خوبی نگرفته اند. گروهی که نزدیک به باشگاه استقلال اهواز هستند بجای اینکه به این باشگاه خدمت کنند، خیانت کردند.

**این چندگانگی در تصمیمات به ضرر تیم تمام نمی شود؟

مسلماً همین طور است. من می گویم اگر یک چوب هم سرمربی تیم بود، مدیرعالم آن باشگاه باید از آن چوب حمایت کند نه اینکه به حرف تماشاچی و افرادی که تخصص ندارند، گوش دهد و مرتباً در تیم تغییراتی ایجاد کند. وقتی این شرایط ایجاد شد، وجهه مربی نزد بازیکنان از بین می رود. اگر مدیری تصمیمی گرفت باید پای آن تصمیم و اتفاقات جانبی اش بایستد نه اینکه از موضع خودش عقب نشینی کند. مدیرعامل نباید تحت تاثیر یکی دو نفر باشد. هر چند باز هم تأکید می کنم شفیع زاده مدیرلایقی است که به تنهایی دارد استقلال اهواز را اداره می کند، اما اطراف ایشان آدمهای خوبی جمع نشده اند!

**این درست است که می گویند آمدن لوکابوناچیچ به استقلال اهواز طی پروسه و سناریوی خاصی انجام شد؟

مسؤولان استقلال اهواز از اول هم به دنبال این بودند که لوکا را به استقلال اهواز بیاورند، ولی شرایطی پیش آمد که آنها با فیروز کریمی قرارداد بستند و قرار شد لوکا هم به عنوان مدیرفنی مشغول به کار شود. از ابتدا مشخص بود که این دو نمی توانند با هم کار کنند. فیروز کریمی اخلاق منحصر به فردی دارد که اجازه نمی دهد کسی در کارش دخالت کند، از طرف دیگر بوناچیچ هم نمی توانست با توجه به اخلاقی که دارد گوشه ای ساکت بنشیند و تمرینات را نظاره کند. از همان روز اول این مسئله مشکل ساز شد و دو هفته نشد که کریمی از استقلال اهواز رفت.

مشخص بود که مسؤولان استقلال اهواز به دنبال این هستند که بوناچیچ به عنوان سرمربی در تیم مشغول به کار شود ولی وقتی فیروز کریمی این سمت را در اختیار گرفت شرایطی که به قول شما سناریوی از پیش طراحی شده بود، اجرا شد تا بوناچیچ به عنوان مدیرفنی به تیم ما بیاید و پس از مدتی سرمربی تیم شود که همانگونه نیز شد.

**بوناچیچ در شرایطی سرمربی استقلال اهواز شد که سال گذشته با فولاد نتایج خوبی کسب کرده بود. این موضوع تا چه اندازه درآمدن او به استقلال اهواز مورد توجه مدیران این تیم قرار گرفته بود؟

خب بی تأثیر که نبود، اما در مورد فولاد باید به نکته ای اشاره کنم. فولاد با بگوویچ هم به مقام سوم دست یافته بود. فولاد تیمی است که اگر بدترین مربیان ایران و جهان سرمربی آن تیم باشند، باز هم در رتبه های اول تا سوم قرار می گیرد، چرا که از بازیکنان بسیار خوبی که اکثراً بومی هستند برخوردار است. به جز ابراهیم میرزاپور و احمد مؤمن زاده سایر نفرات این تیم بومی اند. داشتن بازیکنان بومی مخصوصاً در فوتبال خوزستان بسیار مهم است. ضمن آنکه فولاد از امکانات مطلوب و بازیکنان مطرحی سود می برد. مدیران، مربیان و بازیکنان این تیم کاملاً با همدیگر هماهنگ هستند و کارها در این تیم هماهنگ شده انجام می شود. هر کس وظیفه اش را می داند. بنابراین این فولاد چه با بهترین و چه با بدترین مربی جهان هم نتیجه می گیرد!

به نظر من مربیان فولاد کار بزرگی انجام نداده اند، چرا که این تیم با پتانسیلی که دارد و برنامه ریزی مناسبی که انجام داده، غیرممکن است اول تا سوم نشود. این را هم بگویم که بودجه استقلال اهواز سه برابر فولاد است اما...

**اما چه؟

در تیم ما مسئولیت ها مشخص نیست در صورتی که باید شرح وظایف هر فرد مشخص شود. باید چارت بندی اساسی صورت گیرد و مسئولیت ها بخوبی تقسیم شود. وگرنه با روشی که استقلال اهواز در پیش گرفته در سالهای آینده نیز راه به جایی نخواهد برد. ما بیشتر از فولاد هزینه می کنیم ولی چون شرح وظایف هر فرد مشخص نیست نتوانسته ایم به نتیجه مطلوب دست پیدا کنیم.

**به این فکر کرده اید اگر استقلال اهواز را از ابتدای فصل در اختیار داشتید چه نتیجه ای کسب می کردید؟

اگر حمایتی که مدیرعامل استقلال اهواز از لوکابوناچیچ، انجام داد را پشت سر خودم می دیدم با همین امکانات و با همین نفرات بین رتبه های اول تا سوم قرار می گرفتیم.

**کمی هم در مورد گذشته صحبت کنیم. ظاهراً سالهای زیادی را هم در کشور امارات سپری کرده اید؟

حدود 13 سال در این کشور زندگی کردم. یک سال به عنوان بازیکن در تیم شهرداری امارات و 12 سال هم به عنوان سرمربی. در این 12 سال فقط در تیم بن یاس مربیگری کردم و همراه این تیم قهرمان جام حذفی امارات شدم فکر می کنم سال 81 بود که به ایران برگشتم.

**و از همان زمان در باشگاه استقلال اهواز فعالیت خودتان را آغاز کردید؟

آن زمان امیرقلعه نوعی سرمربی تیم بود. قرار شد من و صمدمرفاوی در کنار قلعه نوعی فعالیت کنیم. پس از مدتی به عنوان مربی دروازه بانهای استقلال اهواز مشغول به کار شدم. بعد از رفتن قلعه نوعی، در سال 82 بهرام عاطف هدایت تیم را برعهده گرفت اما هفته چهارم از کار برکنار شد و مدیران استقلال اهواز از من خواستند تا هدایت تیم را برعهده بگیرم. بعد از چند هفته گفتند که قرار است یک مربی بزرگ خارجی جذب کنند. اما شرایط به گونه ای رقم خورد که ناصرحجازی سرمربی استقلال اهواز شد. حجازی 11-10 هفته را در استقلال اهواز بود و پس از تساوی مقابل پگاه بنا به دلایلی از تیم جدا شد.

**به نظر می رسید دلیل جدایی حجازی مسائل دیگری بود؟

زیاد در جریان این موضوع نیستم. اما یک دلیل عمده در رفتن حجازی نقش داشت. ما با استقلال تهران بازی داشتیم آنهم در شرایطی که تیم تهرانی در آستانه قهرمانی لیگ قرار داشت. از مدتها پیش از این بازی شایعه تبانی به راه افتاده بود. اگر استقلال تهران آن را می برد، می گفتند حجازی چون خودش استقلالی است، عمداً به تیم تهرانی باخته و شایعه تبانی قوت می گرفت و اگر هم ما می بردیم طرفداران استقلال از حجازی دلخور می شدند و عنوان می کردند او دوست ندارد استقلال تهران قهرمان شود. به هر حال بعد از رفتن حجازی در این مقطع هم تیم را در اختیار گرفتیم و استقلال تهران را شکست دادیم و به این ترتیب خط بطلانی بر شایعات موجود کشیده شد. ولی هفته بعد از این مسابقه با 5 گل مغلوب پاس شدیم...

نمی دانم در آن دیدار چه اتفاقی افتاد. جو استادیوم شهید دستگردی وحشتناک بود. ما تیمی نبودیم که 5 گل از پاس بخوریم. هنوز هم این شکست سنگین را باور نمی کنم. آن روز، روز بدی برای ما بود...

**بگذریم. کمی هم در مورد تیمی که به تازگی شفیع زاده امتیاز آنرا خریداری کرده است، توضیح دهید.

شفیع زاده امتیاز تیم کاوه تهران را خریداری کرده و مرا به عنوان سرمربی این تیم انتخاب کرده است. البته قرار بود نام تیم را استقلال آبادان بگذاریم که با مخالفت فدراسیون فوتبال مواجه شد آنها گفتند امتیاز متعلق به یک تیم تهرانی است و بنابراین نمی تواند در شهرستان فعالیت کند. سپس قرار شد به استقلال کیش تغییر نام بدهد که شرایط آن هم فراهم شد ، سال آینده در کیش و با نام استقلال کیش فعالیت خود را آغاز خواهیم کرد.

**.. . و این بار فرصت را پیدا می کنید که در ایران به عنوان سرمربی، یک تیم را از ابتدای فصل در اختیار بگیرید.

همیشه منتظر چنین فرصتی بودم تا توانایی هایم را نشان بدهم. حالا هم می خواهم در کنار دوستانمان تیم پرقدرتی را روانه مسابقات لیگ دسته اول کنیم.

**شما سالها، به عنوان دروازه بان بازی می کردید. در حال حاضر کار کدام یک از دروازه بانها را بیشتر می پسندید؟

ابراهیم میرزاپور به نظر من حرف اول را می زند. البته مهدی واعظی و محمد محمدی هم نشان داده اند که دروازه بانان قابل اطمینانی هستند.

**سؤالاتمان را با پرسشی در مورد وضعیت تیم ملی به پایان می بریم. عملکرد تیم ملی و برانکو را چگونه ارزیابی می کنید؟

ایران حرف اول را در سطح آسیا می زند. تیم های آسیایی باید از ما بترسند. ما حتی می توانیم در جام جهانی حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشیم. ایران از تیم هایی نظیر کرواسی و ترکیه که در جام جهانی شگفتی ساز شدند چیزی کمتر ندارد و می تواند در جام جهانی 2006 آلمان عملکرد خوبی از خود بجا بگذارد.

برانکو هم نشان داده که مربی خوبی است. او حالا شناخت کافی را از ایران پیدا کرده و با اخلاق و خصوصیات و فرهنگ ما آشنا شده است. ما می توانیم بیش از اینها در جهان فوتبال مطرح باشیم.

UserName