• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1466
  • چهارشنبه 1384/5/5
  • تاريخ :

محبوب عجیب ترین طرفداران فوتبال دنیا

شناسنامه ورزشی

ALAN SHEARER

ملیت: انگلیسی

پست: مهاجم

متولد: 13 آگوست 1970 در نیوکاسل آپ آن تین

قد:76/1 سانتی متر

وزن:76 کیلوگرم

سوابق باشگاهی: از 1984 تا 1986 والسند بویز کلاب(انگلیس) از 1986 تا 1992 ساوتهمپتون 158 بازی 43 گل.

از 1992 تا 1996 بلکبرن راورز 171 بازی 130 گل.

از 1996 تا کنون نیوکاسل یونایتد 321 بازی 177 گل.

افتخارات: مردسال فوتبال انگلیس 1994 و 95 و 97، قهرمان لیگ برتر انگلیس 1995، آقای گل لیگ برتر انگلیس 95 با 34 گل، اقای گل یورو 96 با 5 گل، آقای گل لیگ برتر 1996 با 31 گل، نفر سوم مردسال فوتبال جهان 1996، آقای گل لیگ برتر 1997، با 25 گل، بهترین گلزن تمام سال های لیگ برتر انگلیس.

تعداد بازی ملی،گل: 63 بازی 30 گل( در تیم ملی زیر 21 سال نیز شیرر 13 گل در 11 بازی به ثمر رساند.)

اولین بازی ملی: 1992 انگلیس 2 فرانسه صفر

او در سال 1991 به تیم ملی زیر 21 سال انگلیس دعوت شد.

شیرر در سال 1992 در ازاء 3/3 میلیون پوند و بعنوان گرانترین بازیکن آنزمان لیگ انگلیس به بلکبرن پیوست. در همین سال او اولین گل ملی خود در اولین بازی ملی در برابر فرانسه را به ثمر رساند. این در حالیست که در مرحله گروهی رقابت های یورو 2002 در سوئد شیرر در گلزنی ناموفق بود.

شیرر در سال 1996 در ازاء 6/15 میلیون پوند که رکورد نقل و انتقال جهان در آنزمان محسوب می شد به نیوکاسل پیوست.

او اولین بازیکنی بود که در لیگ برتر 100 گله شد.

در سال 2000 آلن با زدن 5 گل در برتری 8 بر صفر مقابل شفیلد ونزدی رکورد گلزنی در یک بازی این رقابت ها را به نام خود ثبت کرد.

در سال 2000 شیرر تعداد گلهای خود در لیگ انگلیس به عدد 200 رساند. در همین سال با قرارگرفتن نیوکاسل در رده چهارم لیگ برتر این تیم با کمک شیرر به لیگ قهرمانان اروپا راه یافت.

خانواده شیرر همگی طرفدار نیوکاسل هستند.

شیرر در 20 سالگی با لینیا ازدواج کرد که ثمره این ازدواج 2 دختر به نام های چول و هولی هستند.

در واپسین ماههای 34 سالگی هنوز هم به اندازه بهترین روزهای بازیگری در نیمه دوم دهه 90، محبوبیت و هواخواهانش را حفظ کرده است. شاید به همین دلیل باشد که آلن شیرر کاپیتان و گلزن کهنه کار تیم نیوکاسل یونایتد برای چندمین بار تصمیم به وداع از دوران حرفه ای را به تعویق انداخته و همچنان امید اول گلزنی تیمش به شمار می رود. به هر حال شیرر محبوبیت خود را از دست نخواهد داد، حتی با وجود فراز و نشیبهای فصل 05-2004.

**شیرر چه زمانی را برای وداع تعیین کرده است؟

من تصمیم گرفته ام در پایان قرارداد کنونی ام با نیوکاسل خداحافظی کنم. هر چند بسیاری از مسئولان باشگاه و طرفداران سعی در منصرف کردن من دارند. به هر حال در 34 سالگی شرایط بدنی ام دیگر جوابگوی حد بالایی که در لیگ انگلیس نیاز است، نمی باشد و تمرین کردن مداوم برایم آسان نیست.

**چرا این تصمیم را گرفتید؟

همیشه گفته ام که دوست دارم در اوج وداع کنم. هرگز به این فکر نکرده ام که چند فصل آخر را در تیمهای دسته اولی یا دومی سپری کنم. بسیاری از بازیکنان مطرح را می شناسم که این کار را انجام دادند و طرفداران بجای آنکه دوران اوجشان را به خاطر بیاورند، این بازیکنان را به شکل ستارگان تاریخ مصرف گذشته! می شناسند. آخرین چیزی که می خواهم این است که مردم با دیدن من بگویند:" آلن شیرر- او همیشه یک بازیکن بزرگ و موفق بود."

**آیا معتقدید بازنشستگی از تیم ملی انگلیس بعد از یورو 2000 تصمیم درستی بود؟

یقیناً، هم از نظر شخصی و هم حرفه ای. در حقیقت دلیل کناره گیری ام از تیم ملی این بود که می بایست انتخاب جدی را انجام می دادم. می دانستم که دیگر توانایی در خدمت دو تیم ملی و باشگاهی بودن بصورت توأم را ندارم. در دوران بازیگریم بارها با مصدومیتهایی مواجه شده بودم و کم کم بدنم در برابر این آسیبها عکس العمل نشان می داد. بنابران تصمیم گرفتم که فوتبال ملی را کنار بگذارم.

**مطمئناً این تصمیم سختی بود؟

این یک تصمیم ناراحت کننده بود چرا که من با حضور در تیم ملی انگیزه بسیار بالایی داشتم و ارزش هیچ چیز در دوران بازیگریم را قابل مقایسه با بازوبند کاپیتانی تیم کشورم نمی دانستم. این تصمیم تنها یک حسن داشت و آن این بود که پس از مدتها توانستم یک استراحت کامل را در تابستان داشته باشم و در زمان حضور در تیم ملی در اوقات تابستان هم درگیر مسابقات بین المللی نهایی یا مراحل انتخابی بودم. بعد از وداع از تیم ملی فرصتی دست داد تا بیشتر به خانواده ام برسم و البته این مسأله مهمی در زندگیم بود. بعد از این قادر بودم تا در بازگشت به تمرینات و مسابقات باشگاهی بار دیگر خود را احیاء کنم، بدون اینکه نیاز به استراحت چندانی داشته باشم.

**بهترین خاطره ای که از حضور در تیم ملی انگلیس داشتید...؟

تیمی که در یورو 96 بازی کرد بهترین تیم انگلیس در مدتی که من حضور داشتم، بود. یک تیم یکدست و متحد. اگر بخاطر داشته باشید ما زیر شدیدترین انتقاد افکار عمومی و مطبوعات قدم به رقابت گذاشتیم . در حقیقت همه از سفر تدارکاتی ما به خاور دور عصبانی بودند. بازیکنان در این جو کاملاً احساس خفقان می کردند اما در عین حال می دانستیم که تنها راه نجات از این وضع و جلب دوباره تماشاگران ارائه بازیهای خوب در زمین و نتیجه گیری است. شخصاً معتقدم در انجام این کار موفق بودیم. در این شرایط من هم بدون انگیزه و روحیه بودم اما تری ونبلز(مربی تیم انگلیس در یورو 96) به من نهیب زد و گفت:" من مطمئن هستم با شروع مسابقات می توانی با شرایط آرمانی کار خود را دنبال کنی."

او حق داشت چون در پایان تورنمنت من بعنوان آقای گل معرفی شدم.

**آیا تیم انگلیس استحقاق قهرمانی در یورو 96 را داشت؟

ما تقریباً مطمئن بودیم که قهرمان می شویم و واقعا شایستگی داشتیم. در مرحله نیمه نهایی پل گاسکوین تنها چند سانتی متر برای زدن گل طلایی کم آورد، که در اینصورت می توانستیم آلمان را در ومبلی حذف کنیم. در آنزمان تیم ملی انگلیس فوتبال سطح بالا و با کیفیتی را ارائه می کرد و برتری بر تیم هلند را تنها تیمی می توانست کسب کند که نمایش کاملی را ارائه می داد. فکر نمی کنم تیم دیگری در این رقابت ها از نظر سطح بازی مثل ما بود.

**در رده باشگاهی چطور؟ چه خاطره خوبی از سالها بازی در تیم های مختلف، بیشتر برایتان ارزشمند و بیاد ماندنی بوده است؟

قهرمانی با تیم بلکبرن در رقابت های سال 1995 لیگ برتر انگلس در آنزمان ما بازیکنان بزرگ و مطرحی نداشتیم و از نظر تیمی کاملا هماهنگ، موثر و محکم بودیم. در تیم هر کس وظیفه خاصی را دنبال می کرد و در مجموع هیچ اختلافی در تیم وجود نداشت. اما یکی از بیاد ماندنی ترین خاطرات مربوط به قهرمانی در آن فصل لذتی بود که جک واکر از این عنوان برد. او از دوران نوجوانی طرفدار بلکبرن بود و در آخرین سالهای زندگی به آرزویش که مشاهده دوران بزرگی باشگاه بوده، رسد. پاداش وفاداری او به بلکبرن وقتی داده شد که جام قهرمانی را بالای سر برد و در آن لحظه هیچکس نمی توانست بگوید که تحت تأثیر قرار نگرفته است.

**شما دوبار در دوران بازیگریتان به پیشنهاد منچستر یونایتد،" نه" گفتید. چرا؟

اولین پیشنهاد منچستر در سال 1992 در زمانی که تیم ساوتهمپتون را ترک کردم داده شد. اگر چه پیشنهاد رسمی هرگز ارائه نشد اما در همان زمان بارها به من گفته شد که سرآلکس فرگوسن خواهان خرید من است. پیش از آنکه مذاکرات جنبه رسمی تری پیدا کند، بلکبرن پیش آمد و من برای ملاقات کنی دالگلیش راهی اوود پارک شدم. دالگلیش با چند دلیل مرا قانع کرد که در راورز می توانم راضی باشم و به هدف های بزرگی برسم. من هم احساس کردم می توانم به او اطمینان کنم و از طرفی با توجه به اینکه قبلا در تیم ملی زیر 21 سال با کمک مربی وقت بلکبرن یعنی ری هارفورد کار کرده بودم، در مجموع تصمیم گرفتم بلکبرن را بعنوان تیمی که می توانم با آن به افتخارات بزرگی برسم، انتخاب کنم.

**و دومین بار...؟

بار دوم در تابستان سال 1996 اتفاق افتاد و زمانی که قصد ترک بلکبرن را داشتم مذاکرات رودررو با سرآلکس فرگوسن انجام دادم. حتی چیزی نمانده بود قرارداد این این انتقال امضا شود و تقریبا تصمیم قطعی برای کوچ به اولدترافورد گرفته بودم تا اینک هیک تماس تلفنی با کوین کیگان مربی نیوکاسل مرا مردد کرد. او یک ساعت و نیم با من صحبت کرده و سرانجام مرا متقاعد نموده که به تیم شهرزادگاهم بپیوندم. در حقیقت او سعی کرد تعصب و غیرت مرا تحریک کرده و به من وعده داد یکی از کلیدی ترین مهره ها در راه احیاء تیم خواهم بود. دست آخر قلبم به من حکم کرد که به نیوکاسل بروم.

**تا بحال احساس پشیمانی نکرده ای؟ چه درباره رد پیشنهاد منچستر یونایتد یا بطور کلی در مورد تمام انتخاب های دوران بازیگریتان؟

هیچ پشیمانی وجود نداشته است. شاید اگر به منچستر یونایتد می رفتم یک دوجین مدال و عنوان را در کارنامه ام ثبت می کردم. اما اگر چنین می شد فرصت بازی کردن در مقابل چشمان متعصب ترین طرفداران جهان را از دست می دادم. موهبتی که من با هیچ چیز آنرا عوض نمی کنم. البته بازی برای نیوکاسل هم ناکامی های خاص خود را به همراه دارد. چون سطح توقعات بسیار بالاست ولی دستاورد در پایان ر فصل با این سطح اختلاف بسیار زیادی دارد. اما افتخار بازی برای باشگاهی که متعلق به شهرزادگاهم می باشد تمام ناملایمات را می پوشاند.

**در این فصل هم با نیوکاسل با امید زیادی کار را آغاز کردید. اما...؟

من انتظار داشتم تا تیم بدنبال کسب افتخار قهرمانی باشد. اما دیگر باید بپذیریم که با بضاعت ما رقابت با تیم های بزرگی چون چلسی، آرسنال و منچستریونایتد کار بسیار سخت یاست. آنها با سرمایه گذاری بسیار و هزینه های سرسام آور از سایر تیمهای لیگ برتر فاصله گرفته اند. امید ما برای قهرمانی در مسابقات حذفی فصل هم به جایی نرسید. امیدوارم تیم در شرایط بدتری قرار نگیرد.

**قبل از اینکه یک فوتبالیست حرفه ای شوید. چه آرزویی برای زندگی خود داشتید؟

واقعا هدف خاصی مدنظرم نبود. یکبار در راه بازگشت از مدرسه به خانه به دوستانم گفتم می خواهم یک"رفتگر" بشوم اما این فقط یک شوخی بود. زیرا بارها آرزو کرده یا گفته بودم روزی یک فوتبالیست حرفه ای می شوم.

**آیا در بین ستارگان بزرگ فوتبال کسی بعنوان الگو برایتان مطرح بوده؟

کیگان الگوی من بود. دقیقا به یاد دارم که تمرینات وی را در زمین تمرین کالووگیت در سنت جیمز پارک زیرنظر می گرفتم. با او حرکاتش تمام تماشاگران را به وجد می آورد. وقتی کیگان آخرین بازی خود برای نیوکاسل را انجام داد من توپ جمع کن بازی بودم. بعد از پایان بازی کیگان داخل یک چرخبال نشست و در اقدامی کم نظیر و بیادماندنی پیراهن معروف شماره 7 خود را از آسمان به ورزشگاه انداخت.

**کدام مربیان تاثیر بیشتری در دوران حرفه ای شما داشتند؟

دالگلیش چیزهای زیادی به من یاد داد. او خود به عنوان یک مهاجم موفق در دوران بازیگری توانست چیزهای زیادی را به شیوه بازی من اضافه کند. او به من یاد داد که فوتبال یک بازی ساده است و اغلب بخاطر تفکرات و تدابیر سلیقه ای مربیان پیچیده می شود. همانطور که گفتم ری هارفورد دست راست کنی در بلکبرن یک مربی بسیار بزرگ بود. او با کارهای ویژه و برنامه های خاص خود به تمرینات نشاط می بخشید و بطن فوتبال را بخوبی می شناخت. قدرت تهییج کنندگی و القاء روحیه کیگان نیز برایم اهمیت زیادی داشت. او کاری می کرد که احساس می کردم 15 سانت بلند قدتر هستم اما فکر نمی کنم بهایی که شایسته است به او داده شده باشد.

**برای آینده چه؟ مربیگری، مدیریت یا تلویزیون؟

هنوز تصمیمی ندارم. در حال حاضر دوره مربیگری را هم می گذرانم و در کنار بازی در نیوکاسل به کارهای تلویزیونی هم پرداخته ام. اما بعد از پایان فصل تصمیم قطعی خواهم گرفت. بهرحال هدف و قصد من این است که به نیوکاسل کمک کنم.

UserName