• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2165
  • چهارشنبه 1384/5/5
  • تاريخ :

مصاحبه با پیمان اکبری ( کاپیتان والیبال ایران)

الگوى من پائولو مالدینى است

«اجازه بدهید یك جمله بگویم» این تكیه كلام كاپیتان تیم ملى والیبال ایران قبل از گفتن یك مطب مهم است. بهترین ساعد گیر و مدافع روى تور مسابقات زیرگروه قهرمانى جهان، در همین مسابقات مى خواست از تیم ملى خداحافظى كند اما از بین چهار نفرى كه این تصمیم را داشتند فقط امیر منظمى تصمیمش را عملى كرد. پیمان اكبرى معتقد است اگر آنها تیم را تنها مى گذاشتند در شرایط فعلى ممكن بود ضربه جبران ناپذیرى به آن وارد شود. البته باید قبول كرد كه واقعاً وقت خوبى براى خداحافظى نبود، چهار بازیكن ثابت تیم ملى كه حدود ?? سال سن دارند مى توانند تا چند سال دیگر در تیم هاى باشگاهى و ملى بازى كنند. پیمان مى گوید: «الان اگر با كوبا بازى كنیم فقط براى بردن به زمین مى رویم». شاید اگر ایران در مسابقات جهانى با كوبا همگروه شود، كاپیتان هیچ وقت خودش را نبخشد.

**پیمان اكبرى بودن، چقدر سخت است؟

<در موقعیت فعلى واقعاً كار سختى است. بازیكن تیم ملى بودن یك افتخار است، كاپیتانى آن بیشتر و سخت تر. شاید كسى كه از بیرون به تیم نگاه مى كند، بگوید كاپیتان یك بازیكن است مثل بقیه كه یك خط زیر شماره اش كشیده شده، ولى این طور نیست. اگر كوچكترین بى نظمى در تیم به وجود بیاید، اولین كسى كه مؤاخذه مى شود كاپیتان است. مثلاً اگر پیراهن تمرین یكى از بازیكنان با بقیه فرق داشته باشد، یقه من را مى گیرند. زمانى پیش مى آید كه بازیكن روحیه انجام دادن كارى را ندارد من هم باید شرایط او را در نظر بگیرم و از طرفى باید جوابگو باشم. همیشه كاپیتان اولین كسى است كه بیدار مى شود و بعد از اینكه كارهاى بچه ها تمام شد مى خوابد، اینها همه خدمت به وطن است و براى من فرقى نمى كند كه سختى بكشم. براى موفقیت تیم هر كارى لازم باشد انجام مى دهم.

**یعنى تیم بزرگسالان هم احتیاج به مراقبت و نگهدارى دارد؟

<بیشتر تیم هاى مسابقه، بله. اما بچه هاى ما از نظر فكرى اینقدر بالا هستند كه تشخیص دهند چه كار كنند. از این نظر كمتر مشكل داریم.

**شلوغ ترین بازیكن چه كسى است؟

<دو نفر هستند، محمد منصورى و على نادى. البته شلوغ مثبت. آنها روحیه تیم هستند.

**كاپیتان یك تیم استثنایى والیبال ایران هستى كه شاید در تاریخ والیبال ایران سابقه نداشته، حضور در مقدماتى المپیك، فتح سكوهاى آسیایى و بالاخره حضور در جام جهانى؟

<شاید این از خوش شانسى من است. من از سال ???? كاپیتان تیم ملى هستم، قبل از آن بازیكن تیم ملى بوده ام كه كاپیتان هایش حسین معدنى، ساسان خداپرست، محمد غیاثى و ایرج مظفرى بودند. از نظر بازیكن مشكل نداشتیم و ضعیف نبوده ایم ولى این تیم یك چیز دیگر است و براى آن خیلى زحمت كشیده شده. برنامه ریزى دقیق فدراسیون، مربیان، حرفه اى فكر كردن بچه ها و امكانات اردو همه ابزارهاى ما بودند. تیم ایران در گذشته از نظر قدرتى چیزى كم نداشت ولى سیستم نداشت. اصلاً شناختى از تیم روبرو نداشتیم، آنالیزى در كار نبود اما در چند سال گذشته یكى از دلایل موفقیت والیبال ایران، برنامه ریزى دقیق فدراسیون بوده است.

**حضور آنالیزور در تیم ملى اتفاق فوق العاده اى بوده است و به نظر مى رسد پست كلیدى یك تیم والیبال باشد، الان شما مى دانید كه بازیكن حریف چه حركت هایى مى كند و چطور بازى مى كند.

<پائولو (جاردینیرى) آنالیزور تیم ما بود. من یك هفته قبل از شروع بازیها استرس داشتم. كاپیتان تیم بودم و وظیفه ام سنگین بود. در ? سال گذشته در ایران بازى نكرده بودیم اگر هم بازى كرده بودیم نتیجه گرفته بودیم. از طرفى بر آورده كردن انتظار مردم كار سختى است. تیمى با ما بازى مى كرد كه در المپیك شركت كرده بود. سه چهار بازیكن در سرى A ایتالیا داشت، خود من فكر مى كردم اگر قرار باشد استرالیا را ببریم، شاید ?-? به خاطر شرایط میزبانى باشد. روزى كه پائولو آمد تهران روحیه من ?? برابر شد یعنى احساس كردم قدرت فوق العاده اى از او به من تزریق شد. تمام نقاط ضعف و قوت حریف را به ما گفت، در توكیو هم این كار را كرده بودم. در بازى با استرالیا ? دقیقه اول بازى باعث شد آنها را ببریم. قبل از بازى مى گفتند كه براى بردن به ایران آمده اند اما ترس داشتند. ما كارى كردیم كه ترس آنها نریزد، (?-?) جلو افتادیم و در ست هاى بعدى هم نتوانستند این فاصله را كم كنند. فقط ست دوم به ما رسیدند اما با دو تعویضى كه انجام دادیم (امیر منظمى و على بهبودى به جاى امیر حسینى و مهدى بازارگرد) توانستیم برترى مان را حفظ كنیم.

**در گذشته بعضى فدراسیون ها از بازیكنانى استفاده مى كردند كه شرایط سنى شان به تیم نمى خورد، مثل كارى كه عرب ها مى كردند و این به ورزش بزرگسالان ضربه مى زد اما به نظر مى رسد این در مورد والیبال صادق نیست و والیبال ما از این راه ضرر نمى كند. بحث دیگر اینكه یزدانى خرم معتقد بود چون در ایران در سطح نوجوانان و جوانان حرفه اى كار مى كند، برخلاف تیم هاى دیگر، نتیجه مى گیرد اما وقتى این بازیكنان به رده بزرگسالان مى رسند دیگر جواب نمى دهند چون تیم هاى دیگر حرفه اى تر هستند.

<در مورد صغر سنى ممكن بود چند نفرى دو یا سه ماه اضافه داشتند به هر حال حرف زدن در مورد این موضوع در تخصص من نیست. موضوع اصلى در این بین فاصله اى بود كه تیم هاى جوانان بزرگسالان داشتند و دارند. بازیكن از تیم نوجوانان مى تواند به راحتى به تیم جوانان بیاید ولى این كار در مورد جوانان به بزرگسالان صادق نیست. فدراسیون كار جالبى كرده و آن ساختن تیم امید است. بازیكنى كه جوانان را پشت سر مى گذارد ولى در حد تیم بزرگسالان نیست به تیم امید مى رود تا پشتوانه اى براى بزرگسالان باشد.

**منظم برگزار شدن لیگ تأثیرى در این قضیه نداشته است؟

<تیم هاى باشگاهى ما قبل از این بیشتر از سه جلسه در هفته تمرین نمى كردند اما الان تمرین ها حرفه اى شده. چون فدراسیون از آنها مى خواهد در كشورهاى خارجى، باشگاه ها بازیكن مى سازند و تحویل تیم ملى مى دهند اما در ایران برعكس است.

**البته هنوز فدراسیون تیم هاى نوجوانان و جوانان را مى سازد.

<حداقل كارى كه فدراسیون كرده این است كه تمرینات تیم ها باید مرتب باشد. فدراسیون مى گوید یا تیم ندهند یا اگر مى دهند درست و حسابى به بازیكن برسند. فكر مى كنید چرا مربیان تیم ملى در باشگاه ها هم كار مى كنند؟

**این كار به نظر تو درست است؟

<شاید این مربى از بازیكنان باشگاهى اش در تیم ملى استفاده كند، این درست نیست. اما در كل من این كار را قبول دارم. بچه هاى ما حداكثر استفاده را از دانش آنها مى كنند و خودشان را با سیستم تیم ملى وفق مى دهند. تمرین تیم ملى و باشگاه ها باید یكى باشد. اگر تمرینات هر سه رده سنى ما مثل هم باشد موفق تر مى شویم.

**روش كار پارك و سوتكوویچ زیاد شبیه هم نیست.

<درست است. تمرینات سوتكو خیلى سنگین است ولى او با این تمرینات با تیم یوگسلاوى نتیجه گرفته است و نمى توان به او اعتراضى كرد.

**دوست داشتى با او تمرین مى كردى؟

< او آدم فوق العاده اى است. من دوستش دارم ولى حاضر نیستم به جاى بازیكنان جوانان باشم چون واقعاً سنگین تمرین مى كنند. به هر حال ما یا نباید یك مربى را قبول كنیم یا وقتى او را آوردیم به كارهایش ایراد نگیریم. مربى باتجربه تر از ما است، وظیفه ما هم فقط ورزش كردن است.

**اخلاق پارك چطور است؟

<در زمین والیبال فوق العاده بداخلاق است اما در بیرون زمین براى بازیكنانش كم نمى گذارد. حتى مشكلات شخصى بازیكنان را هم سعى مى كند برطرف كند. ولى در زمین فقط مى خواهد برنامه ریزى كه كرده انجام شود. همان طور كه گفتى گاهى عصبانى مى شود ولى احترامى كه او به من مى گذارد باعث مى شود بقیه بچه ها به من احترام بگذارند. الان، هم من پارك را درك مى كنم و هم او من را.

**این درك متقابل باید ایجاد شود یعنى بازیكن بفهمد كه مربى فقط به حقوقش فكر نمى كند.

<پارك این را ثابت كرده و نشان داده هر كارى كه مى كند فقط به فكر بازیكنان است. مثلاً پارسال در باشگاه پیكان من را از تمرین بیرون كرد. شاید فكر مى كرد كه من تمرینم را خوب انجام نداده ام. من فقط یك سرویس به اوت زدم و او من را بیرون كرد. این مسائل بین مربى و بازیكن به نظر من عادى است. البته شاید تصور كنید اگر یك مربى ایرانى این كار را مى كرد اتفاق بزرگى بود. اما یك مربى داخلى هم مى تواند چنین كارى بكند به شرطى كه قبل از آن خودش را ثابت كند. بازیكن باید مربى اش را قبول داشته باشد اگر این طور نباشد حتى اگر مربى در بالاترین سطح علمى و فنى باشد باز هم این دو نفر نمى توانند با هم كار كنند.

**روزهاى اول كه پارك آمد و شما اینها را نمى دانستید، رابطه بچه ها با او چطور بود؟

<روز اول با همان اخلاق تندش آمد و ما هم تمرین كردیم و شاید هم بعضى ها به او گفته بودند كه در برخورد با بازیكنان ایرانى باید كمى بداخلاق باشد ولى او به موقع شوخى هم مى كرد. نكته هایى به ما مى گفت كه تا قبل از اولین بازى نمى دانستیم چقدر مؤثر هستند. وقتى بازى اول را بردیم و آمدیم بیرون همه چیز براى ما ثابت شد. پارك از نظر روانشناسى عالى است. مى داند كى شوخى كند و چه زمانى عصبانى باشد.

**سال قبل تقریباً بچه هاى تیم ملى در پیكان جمع بودند، چطور این تیم بازیهایى را كه از شما انتظار مى رفت، انجام نداد؟

<فقط یك بدشانسى بود . بعضى از بچه ها با شرایط باشگاه هماهنگ نبودند. ما فقط شش ماه مى توانیم با پارك زندگى كنیم ولى تمرینات و كار در باشگاه فرق مى كند. بازیكن در باشگاه همیشه سرحال نیست، ممكن است مشكل روحى داشته باشد، ممكن است بدنش خسته باشد یا انگیزه نداشته باشد. در تیم ملى خوب باشى، در باشگاه هم باید همین طور باشى اما بدن ما كه از آهن نیست، كامپیوتر هم نیستیم.

**مسابقات كشورهاى اسلامى را چقدر جدى گرفتید؟

<آمادگى تیم ما در مسابقات انتخابى قهرمانى جهان خیلى بالاتر بود و این به خاطر فاصله زمانى كم لیگ برتر و اردو بود. بعد از بازیهاى عربستان حدود بیست روز استراحت مطلق كردیم، بعد از این ?? روز همه با آمادگى كامل به اردو آمدند تا استرالیا را شكست دهیم.

**پس بچه ها به این سطح فكرى رسیده اند و زمان هایى كه در اردو نیستند باید مراقب خودشان باشند.

<بله، مثلاً ما در موقع استراحت برنامه تمرینى سبكى داریم. استخر مى رویم و بدنسازى مى كنیم تا آمادگى ما به صفر نرسد. قبل از این، موقع تمرین فقط تمرین مى كردیم و زمان استراحت، استراحت مطلق داشتیم یا اضافه كارى مى كردیم ولى الان برنامه ریزى داریم. مسابقات كه تمام مى شود حاجى یزدانى ما را به خط مى كند و مى گوید مواظب بدن هایمان باشیم، برنامه را هم مربیان به ما مى دهند. ?? اسفند لیگ تمام شدو پنجم فروردین شروع اولین اردو بود نه استراحت، نه دیدن خانواده، هم از نظر جسمى خسته بودیم و هم از نظر روحى. با این حال توانستیم در عربستان نتیجه بگیریم.

**پارك كى وون براى والیبال ایران زحمت زیادى كشیده و بعد از آمدن او والیبال ما سیر صعودى داشته. اگر او به هر دلیلى از ایران برود، آیا باز هم روند رشد والیبال ادامه دارد؟

< اگر یك نفر بهتر از او بیاوریم ادامه پیدا مى كند. الان بچه هاى ما هر كدام مى توانند یك مربى خوب باشند. ما هر روز بعد از تمرین نكاتى را كه یاد گرفته ایم یادداشت مى كنیم. البته مربیان داخلى در مقام هایى كه ما گرفتیم تأثیر زیادى داشتند، پارك با علم روز دنیا آمد و بچه ها را هماهنگ كرد و تمرین داد. الان اگر یك مربى داخلى سرمربى تیم ملى باشد شاید اختلاف نظرهایى پیش بیاید.

**طبیعى است وقتى یك خارجى سرمربى تیم ملى شود، مربیان ایرانى ناراحت شوند، اما به نظر مى رسد راه درست، این نباشد كه او را تحقیر كنند. آنها باید این قضیه را بپذیرند. كسى نمى خواهد جاى كسى را تنگ كند.

<من هم با این مورد موافقم. مدتى پیش یكى از مربیان پرسید آیا پارك براى ? ماه آینده اش برنامه دارد. من به حرف او خندیدم. فكر نمى كنم در دنیا مربى وجود داشته باشد كه براى ? ماه آینده اش بتواند برنامه ریزى كند. ما دو ماه دیگر مسابقه داریم، چطور مى شود براى ? ماه بعد برنامه بریزیم. اگر مثلاً سه ماه دیگر بازیكنى كه باید تمرین سرویس كند مریض بود آن وقت باید چه كار كنیم. فدراسیون والیبال به مربیانى كه حتى خودشان هم فكر نمى كردند، خیلى دور داده ولى ما نمى توانیم تمرینات ?? سال پیش را انجام دهیم.

**به نظر شما الان والیبال ایران كجاى دنیا است. اگر با كوبا یا ایتالیا بازى كنیم نتیجه چطور مى شود؟

<باید با تیم هاى دیگر بازى كنیم. ما سال ???? در سایورو ژاپن در مسابقات قهرمانى جهان شركت كردیم. آرژانتین، لهستان و كوبا در گروه ایران بودند. بالاترین امتیازى كه از كوبا گرفتیم ? بود. ست هاى دیگر را به ? و ? باخته بودیم. قبل از شروع ست سوم با بچه ها قرار گذاشتیم این ست به ? برسیم. ما آن موقع كار نكرده بودیم ولى الان شرایط ما كاملاً فرق مى كند.

**الان چطور؟ اگر با كوبا بازى كنیم براى یك باخت خوب مثلاً (?-?) به زمین مى روید یا براى بردن؟

<در مقابل كوبا چیزى براى از دست دادن نداریم. فقط قصد داریم برنامه هایمان را اجرا كنیم.

ولى اگر الان روبروى كوبا بازى كنیم قصد ما فقط بردن است. نمى گویم صددرصد، ولى انگیزه آن را داریم. البته باید قبل از آن دوبار با برزیل و چند بار با ایتالیا بازى كرده باشیم تا ترسمان بریزد.

**اقدامات چند سال اخیر فدراسیون چه تأثیراتى روى شما ازنظر فنى، روحى و روانى و ... داشته است؟

<خوشبختانه ما كسى را داریم به نام حاجى یزدانى. این را باید گفت چون حقش است، ترس و این جور چیزها هم نیست. او همیشه مى گوید بازیكن تیم ملى باید مرتب و منظم باشد.

بهترین لباس ها را بپوشد، بهترین ماشین را داشته باشد و از هر چیزى بهترین را انتخاب كند.

از این طرف هم انتظار دارد كه بهترین تمرین را انجام دهیم و براى این بهترین امكانات را در فدراسیون جمع كرده. سالن بدنسازى، سالن والیبال و رستوران. اصولاً یكى از دلایلى كه ما به هتل المپیك نرفتیم، غذاهاى فدراسیون بود. الان امكاناتى در فدراسیون هست كه ما واقعاً احساس راحتى مى كنیم.

نباید این مسائل را دست كم گرفت، بچه هاى ما در هفته ? جلسه كلاس قرآن دارند. تیم ما در بازیهاى مردان آسیا در چین بازى را به هند تقریباً باخته بود، ما داشتیم (یك-?) مى باختیم ولى (?-?) بردیم. پارك بعد از بازى مى گفت: نمى دانم امروز چه اتفاقى افتاد. اینها تظاهر نیست و واقعاً وجود دارد.

**مربیان با كلاس خارجى حاضر هستند در ایران كار كنند. آیا اینقدر در جهان شناخته شده هستیم؟

<ما مى توانیم با بهترین مربى دنیا قرارداد ببندیم. آقاى پارك هم پول مى گیرد. هر چقدر هم بگیرد نوش جونش، چون از وقتى آن موفقیت ما در سطح بزرگسالان خیلى بیشتر شده، او ثابت كرده كه كارهایش فقط به خاطر پول نیست.

**شما و چند بازیكن اصلى تیم ملى مى خواستید در این بازیهاى انتخابى المپیك از تیم ملى خداحافظى كنید. با رفتن شما آیا بازیكنانى هستند كه بتوانند این خلأ را پر كنند؟

<وقتى ما به تیم ملى آمدیم، بازیكنانى مثل ایرج مظفرى، ساسان خداپرست و ... بودند. ما در كنار آنها بازى كردیم و جنگیدیم تا به سطح آنها رسیدیم و انتخاب شدیم.

اگر كسى مى خواهد در تیم ملى بازى كند، درست نیست كه ناگهان جانشین او شود. بازیكن جدید و قدیمى باید با هم بازى كنند، با هم تمرین كنند تا مشخص شود كه واقعاً در تیم جاى چه كسى است؟

**تا به حال پیشنهاد خارجى نداشتید؟

<در سال ???? مسابقات زیر گروه جوانان جهان در تهران بود. تیم ایران دوم شد و به مسابقات جهانى بحرین راه پیدا كردیم. یك مربى از ایتالیا آمده بود و پنج نفر از ما را انتخاب كرد تا ببرد ایتالیا. من هم جزو آنها بودم.

**چه كسانى بودید؟

<بهنام محمودى، احمد ساجدى، رضا مؤمنى و نفر بعدى را یادم نمى آید. ولى به خاطر مشكلاتى مثل سربازى نتوانستیم برویم. این شانسى است كه شاید یك بار به سراغ آدم بیاید.

**دوست دارى بروى ایتالیا بازى كنى؟

<من وقتى دوست دارم بروم آنجا كه در لیگ اول آنها بازى كنم. اتفاقاً الگوى ورزشى من یك ایتالیایى است اما والیبالیست نیست. الگوى من پائولو مالدینى است. توانایى ها و اعتماد به نفس او براى من خیلى جالب است. او چهار دوره در جام جهانى بازى كرده و همین الان هم جزو خوب ها است.

**با این الگو، مى خواهى حالا حالاها بازى كنى.

<نه، اگر در شرایطى باشم كه بدانم دیگر جاى من نیست به راحتى كنار مى روم.

این بستگى به خودمان دارد. اگر ورزشكار بتواند خودش را حفظ كند مى تواند ورزش قهرمانى اش را ادامه دهد ولى كار سختى است.

این را هم باید در نظر گرفت كه یك بازیكن ملى پوش جایگاهش را به راحتى به دست نیاورده. من خیلى سختى كشیدم تا به اینجا رسیدم.

گفتگو با کاپیتان تیم ملی والیبال ایران 

UserName