• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 19118
  • دوشنبه 1384/5/3
  • تاريخ :

خوراکی ها و خواص آنها

پس از صحبت پیرامون تغذیه و آداب آن از نظر اسلام، بد نیست مختصری نیز درباره خوراکی ها و خواص آنها از نظر اسلام و دانشمندان صحبت شود:

گوشت:

گوشت یکی از اصلی ترین منابع تأمین پروتئین بوده و مصرف آن تا اندازه معینی برای بدن ضروری و مفید بوده و بیش از آن، زیان بخش خواهد بود. در اسلام از ابعاد گوناگونی درباره ی گوشت صحبت شده، که توجه شما را به برخی از آنها جلب می نمایم:

1. قوّت آفرین است.

حضرت علی علیه السلام در حدیث معروف اربع مأة می فرماید:

«اذا ضعف المسلم فلیاکل اللّحم و اللّبن فانّ الله عزّ و جلّ جعل الفوّة فیهما(1)؛

هر گاه شخص مسلمانی ضعیف شد، باید گوشت و شیر بخورد، زیرا خدای عزّ و جل، قوّت را در این دو [غذا] قرار داده است.»

امام حسن عسکری علیه السلام نیز به همین خصوصیت گوشت اشاره کرده، می فرماید:

«یا اباهاشم! اذا اردت القوّة فکل اللّحم، فانّ الکعک لا قوّة فیه(2)؛

ای ابوهاشم! اگر خواستی قوی شوی، گوشت بخور، زیرا نان خشک روغنی [کاک] قوّتی ندارد.»

2. برای بدنْ لازم بوده و گوشت بدن را زیاد می کند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در این خصوص می فرماید:

«علیکم با للّحم، فانّ اللّحم یُنمّی اللّحم، و من مضی به اربعون صباحاً لم یاکل اللّحم ساء خُلقه، و من ساء خُلقه فاطعموه اللّحم(3)؛

شما را به [خوردن] گوشت [سفارش می کنم]، زیرا گوشت، گوشت را می رویاند، و کسی که چهل روز بر او بگذرد در حالی که گوشت نخورده باشد، اخلاقش بد می شود، و هر کس که اخلاقش بد شده باشد، به او گوشت بخورانید.»

3. اخلاق را نیکو می سازد. این خصوصیت، از حدیثی که گذشت به خوبی فهمیده می شود.

4. سرآمد و سرور غذاهای دنیا و آخرت است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

«سیّد طعام الدنّیا و الاخرة اللّحم(4)؛

5. گوشت تازه بهتر است. در قرآن، تعبیر «لحماً طرّیا(5)؛ً یعنی، «گوشت تازه» به کار رفته است. تکیه ی قرآن روی «لم طریّ» (گوشت تازه) اشاره ی پرمعنایی به فواید تغذیه به چنین گوشت ها در برابر زیان های گوشت های کهنه و کنسرو و امثال آن است. (6)؛

6. زیاد خوردن گوشت، زیان آور است، همچنان که نخوردن آن ضرر دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همان گونه که از چهل روز پی در پی گوشت نخوردن منع فرموده و آن را زیان آور می دانند، از چهل روز پی در پی گوشت خوردن نیز منع فرموده و آن را نیز مضر دانسته و می فرماید:

«من اکل اللّحم اربعین صباحاً قسا قلبه(7)؛

هر کس چهل روز گوشت بخورد، سنگ دل خواهد شد.»

امام صادق علیه السلام نیز می فرماید:

«(فاللّحم) فی کلّ ثلاثةٍ، فیکون فی الشّهر عشر مرّاتٍ، لا اکثر من ذلک(8)؛

[پس مصرف گوشت، یک مرتبه] در هر سه روز [باید باشد]؛ یعنی در هر ماه، ده مرتبه، نه بیش از آن.»

7. گوشت میش فضیلت دارد.

سعدبن سعد به امام ابوالحسن علیه السلام عرض می کند: خانواده ی من گوشت میش نمی خورند و می گویند: امراض و دردها را تحریک می کند. امام در پاسخ می فرماید:

«لو علم الله عزّ و جلّ شیئاً اکرم من الضّأن لفدی به اسماعیل(9)؛

اگر خداوند، چیزی را گرامی تر و بهتر از میش می دانست، آن را به جای اسماعیل علیه السلام قربانی می کرد.»

8. خام خوردن گوشت ممنوع است.

امام باقر علیه السلام فرمود:

«انّ رسول الله صلی الله علیه وآله نهی ان یؤکل اللّحم غریضاً. و قال: انّما تأکله السّباع(10)؛

به درستی که رسول خدا صلی الله علیه وآله از خوردن گوشت خام نهی نموده و فرمود:

حیوانات درنده آن را می خورند.»

«عن هشام بن سالم: سألت ابا عبدالله علیه السلام عن اکل اللّحم النّیّء فقال: هذا طعام السّباع(11)؛

از هشام بن سالم روایت شده که از حضرت صادق علیه السلام درباره ی خوردن گوشت خام پرسیدم، فرمود: این غذای درندگان است.»

روغن زیتون:

در روایات اسلامی از روغن زیتون به خوبی یاد شده و در قرآن کریم به «زیتون» سوگند یاد شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید:

«کلوا الزّیت و ادّهنوا به، فانّه من شجرة مبارکة(12)؛

روغن زیتون را بخورید و به وسیله ی آن روغن مالی کنید، زیرا از درخت مبارکی است.»

امام صادق علیه السلام روغن زیتون را غذای پرهیزکاران دانسته و می فرماید: خوب است در همه ی خانه ها موجود باشد:

«الزّیت طعام الاتقیاء(13)؛

روغن زیتون، غذای پرهیزکاران است.»

«لا ینبغی ان یفقر (الرّجل) بیته من ثلاثة اشیاء ... (منها) الزّیت(14)؛

شایسته نیست که [مرد] خانه اش را از سه چیز خالی بگذارد... [یکی از آنها] روغن زیتون است.»

و امام رضا علیه السلام به خواص روغن زیتون اشاره نموده و چنین می فرماید:

«نعم الطّعام الزّیت یطیّب النّکهة و یذهب بالبلغم و یصفّی اللّون و یشدّ العصب و یذهب بالوصب و یطفیء الغضب(15)؛

روغن زیتون غذای خوبی است، دهان را خوش بو و بلغم را بر طرف می سازد، رنگ صورت را صفا طراوت می بخشد، اعصاب را تقویت کرده، بیماری و درد و ضعف را از میان می برد و آتش خشم را فرو می نشاند.

نان:

اسلام و مسلمین برای نان اهمیت و احترام خاصی قایلند. در واقع نان مظهر، بلکه زیر بنای تغذیه است و بدون نان تغذیه ی صحیح و کاملی انجام نمی شود؛ بنابراین اگر نان نبود، واجبات عبادی نیز امکان انجام نداشتند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در حدیثی به این مهم اشاره کرده و می فرماید:

«فلولا الخبز ما صلّینا و لا صمنا و لا ادّینا فرائض ربّنا عزّ و جلّ(16)؛

اگر نان نمی بود، نماز نمی خواندیم و روزه نمی گرفتیم و واجبات پروردگارمان – عزّ و جل را ادا نمی نمودیم.

امام صادق علیه السلام نیز می فرماید:

«انّما بنی الجسد علی الخبز(17)؛

بدن [آدمی] بر نان بنیان گذاری شده است.»

سرکه:

امام صادق علیه السلام یکی از سه چیزی را که همیشه باید در منزل موجود باشد، «سرکه» می داند و می فرماید:

«لا ینبغی ان یفقر (الرّجل) بیته من ثلاثة اشیاء (منها) الخلّ(18)؛

شایسته نیست که (مرد) خانه اش را از سه چیز خالی بگذارد، (یکی از آنها) سرکه است.»

شیر:

شیر در میان غذاها، غذای کامل تری است و برای هر کس مفید است، جز این که برای اشخاص سرد مزاج، شیر گاو بهتر از شیر گوسفند است.

شیر، بدن را فربه، خون را زیاد، قلب و دماغ و نخاع و باه را تقویت می کند و برای سینه و سرفه، بسیار نافع است.

شیر گوسفند یک نوع ضدعفونی و دفع سمّ است، چنان چه با روغن بادام و صمغ عربی خورده شود، سرفه را برطرف می کند.

شیر بهترین دوا و غذایی است که برای تقویت و جبران لاغری به کار می رود، خصوصاً لاغری هایی که بر اثر مسمومیّت غذایی یا سابقه ی بیماری باشد. (19)؛

مواد معدنی شیر عبارت است: سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، روی، مس و کمی آهن و همچنین فسفر و کلر، یُد و گوگرد.

در شیر، گازهای اکسیژن و ازت و اسید کربنیک نیز وجود دارد. مواد قندی شیر به قدر کافی و به صورت «لاکتوز» می باشد.

ویتامین های محلول در شیر، ویتامین «ب» و «پ» و «آ» و «د» می باشد. امروزه ثابت شده که اگر حیوان خوب چرا شده باشد، تمام اقسام ویتامین ها در شیر آن وجود دارد. (20)؛

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله، شیر را بهترین غذا می داند، امام باقر علیه السلام در این مورد می فرماید:

«لم یکن رسول الله صلی الله علیه وآله یأکل طعاماً و لا یشرب شراباً الأ قال: اللّهمّ بارک لنا فیه و ابدلنا به خیراً منه الأ اللّبن فانّه کان یقول: اللّهمّ بارک لنا فیه و زدنا منه(21)؛

هرگز رسول خدا صلی الله علیه وآله غذایی نمی خورد و نوشیدنی ای نمی نوشید، مگر این که می گفت: خدایا! برای ما در آن برکت قرار ده و بهتر از آن را برای ما به جای آن مرحمت فرما»، جز [در مورد] شیر، که آن حضرت عرض می کرد: «خدایا! برای ما در آن برکت قرارده و روزی ما را از آن بیشتر فرما!»

پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله همچنین می فرمود:

«ثلاثٌ یزدن فی الحفظ و یذهبن السّقم: اللّبان و السّواک و قرائة القران(22)؛

سه چیز قوّه ی حافظه را افزای داده و بیماری را از بین می برند: شیر، مسواک و قرائت قرآن.»

«اطعموا حبالاکم اللّبان(23)؛

به زنان باردارتان شیر بخورانید.»

علی علیه السلام نیز فرموده است:

«البان البقرة دواء(24)؛

شیرهای گاو، دوا و داروست.»

عسل:

خداوند متعال در قرآن کریم، عسل را غذایی معرفی می کند که شفای مردم در آن است، آن جا که می فرماید:

«یخرج من بطونها شرابٌ مختلفٌ الوانه فیه شفاءٌ للنّاس(25)؛

از درون شک آنها [زنبوران] نوشیدنی [خاصی] خارج می شود به رنگ های مختلف، که در آن شفای مردم است.»

حضرت علی علیه السلام نیز به همین آیه استشهاد نموده، می فرماید:

«لعق العسل شفاءٌ من کبّ داءٍ قال الله عزّ و جلّ: یخرج من بطونها شرابٌ مختلفٌ الوانه فیه شفاءٌ للناس(26)؛

لیسیدن [و خوردن] عسل شفای هر دردی است! خدای عزّ و جل می فرماید: از درون شکم آنها نوشیدنی خاصی خارج می شود به رنگ های مختلف که در آن شفای مردم است.»

تفسیر نمونه درباره ی خواص عسل می نویسد:

«عسل دارای بسیاری از خواص درمانی گل ها و گیاهان روی زمین به طور زنده است.

دانشمندان برای عسل، خواص بسیار زیادی گفته اند، که هم جنبه ی درمانی دارد و هم پیش گیری و نیروبخش.

عسل زود جذب خون می شود و به همین جهت نیروبخش است و در خون سازی، فوق العاده مؤثر.

عسل از ایجاد عفونت در معده و روده جلوگیری می نماید.

عسل برای رفع خستگی و فشردگی عضلات اثر قابل ملاحظه ای دارد.

عسل اگر به زنان باردار داده شود، شبکه ی عصبی فرزندانشان قوی خواهد شد.

عسل میزان کلسیم خون را بالا می برد.

عسل برای کسانی که دستگاه گوارش ضعیفی دارند نافع است، مخصوصاً برای کسانی که به نفخ شکم مبتلا هستند توصیه می شود.

عسل به علت این که زود وارد مرحله ی سوخت و ساز بدن می شود، می تواند به فوریت انرژی ایجاد کند و ترمیم قوا نماید.

عسل در تقویت قلب مؤثر است.

عسل برای درمان بیماری های ریوی کمک کننده ی خوبی است.

عسل به خاطر خاصیت میکرب کشی اش، برای مبتلایان به اسهال مفید است.

عسل در درمان زخم معده و اثنا عشر، عامل مؤثری شمرده شده است.

عسل به عنوان داروی معالج رماتیسم، نقصان قوّه ی نموّ عضلات و ناراحتی های عصبی شناخته شده.

عسل برای رفع سرفه مؤثر است و صدا را صاف می کند.

خلاصه، خواص درمانی عسل بیش از آن است که در این مختصر بگنجد.

علاوه بر این، از عسل داروهایی برای لطافت پوست و زیبایی صورت، طول عمر، ورم دهان و زبان، ورم چشم، خستگی و ترک خوردگی پوست و مانند آن می سازند.

مواد و ویتامین های موجود در عسل بسیار است؛ از مواد معدنی: آهن، فسفر، پتاسیم، ید، منیزیم، سرب، مس، سولفور، نیکل، روی، سدیم و غیر آن است؛ از مواد آلی، صمغ، پولن، اسید لاکتیک، اسید فورمیک، اسید سیتریک، اسید تاتاریک و روغن های معطر؛ و از ویتامین، دارای ویتامین های ششگانه ی آ، ب، ث، د، د، کا و ا می باشد. بعضی نیز قایل به وجود ویتاین پ ب در عسل هستند.

عسل در خدمت درمان، بهداشت و زیبایی انسانهاست.» (27)؛

میوه ها و سبزی جات:

خداوند متعال در قرآن کریم، درباره ی بهشتیان می فرماید:

«وامددنا هم بفاکهة و لحمٍ ممّا یشتهون(28)؛

با [هر نوع] میوه و گوشتی که دل خواه آنهاست، آنان را مدد و [تقویت] می کنیم.»

چنان که ملاحظه می شود، در این آیه، «فاکهه» (میوه) بر «لحم» (گوشت) مقدم شده است. مقدم داشتن «فاکهه» بر «لحم»، اشاره است به برتری «میوه ها» بر «گوشت ها».

روایات فراوانی درباره ی میوه ها، سبزی ها و خواص آنها در اسلام وجود دارد. از جمله ی این میوه ها و سبزی ها، می توان از پیاز، سیر، بادنجان، تُرب، هویج، کدو، کاهو، کاسنی، سیب، گلابی، انار، انجیر، خرما و انگور نام برد. ما در این جا به بعضی از این میوه ها و سبزی جات، به نحو اختصار می پردازیم. (29)؛

انگور:

انگور قدرت میکرب کشی قابل ملاحظه ای دارد و حتی عامل مؤثّری است برای مبارزه با بیماری سرطان. (30)

به گفته ی دانشمندان غذاشناس، «انگور» علاوه بر این که از نظر خواص، یک غذای کامل محسوب می شود و مواد غذایی آن بسیار نزدیک به شیر مادر است، دو برابر گوشت، در بدن ایجاد حرارت می کند، گذشته از این، به قدری مواد مفید در آن وجود دارد، که می توان گفت: یک داروخانه ی طبیعی است.

انگور دارای خاصیت ضد سم، مفید برای تصفیه خون، دفع رماتیسم، نقرس، و عامل مبارزه با افزایش اوره خون است.

اضافه بر اینها، انگور اعصاب را تقویت کرده و تولید نشاط می کند، و به خاطر داشتن انواع ویتامین ها، به انسان نیرو و توان می بخشد.

اینها گوشه ای از آثار و خواص انگور است؛ و لذا در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله می خوانیم:

«خیر فواکهکم العنب(31)؛

بهترین میوه های شما انگور است.»

انار:

انار خون را صاف می کند و مولّد خط های لازم در بدن است، انار مهیا کننده ی دستگاه تناسلی و گشاینده ی سده های بدن و ملیّن شکم و مُدِرِّ بول و تقویت کننده ی کبد است.

انار برای یرقان و طحان و خفقان قلب و سرفه ی حاد، سودمند است. صدا را صاف و صورت را با طراوت می کند. بدن را سیراب و کرم های معده را می کشد. (32)؛

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله انار را به عنوان «سرور میوه ها» معرفی می فرماید:

«الرّمّان سیّد الفاکهة(33)؛

انار، [آقا و] سرور میوه [ها] است.»

همین مضمون در فرمایش اما باقر علیه السلام نیز به چشم می خورد که فرمود:

«الفاکهة عشرون و مأة لونٍ سیّدها الرّمّان(34)؛

120 رنگ میوه وجود دارد، که سرورشان انار است.»

حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید:

«کلوا الرّمّان بشحمه، فانّه دبّاغٌ للمعدة(35)؛

انار با پیه آن بخورید که معده را دبّاغی می کند.»

«اطعموا صبیانکم الرّمّان فانّه اسرع لالسنتهم(36)؛

به کودکانتان انار بخورانید، زیرا انار برای زبان های آنها سریع تر است [زبانشان را باز می کند].»

خرما:

در خرما کلسیم وجود دارد که عامل اصلی استحکام استخوان ها است، و نیز فسفر وجود دارد که از عناصر اصلی تشکیل دهنده ی مغز و مانع ضعف اعصاب و خستگی است، و قوّه ی بینایی را می افزاید؛ و نیز پتاسیم موجود است که فقدان آن را در بدن علت حقیقی زخم معده می دانند، و وجود آن برای ماهیچه ها و بافت های بدن بسیار پرارزش است.

این سخن، امروز در میان غذاشناسان معروف است که خرما از سرطان جلوگیری می کند، زیرا آمارهایی که در این زمینه تهیه شده، نشان می دهد در مناطقی که خرما بیشتر می خورند، ابتلای به سرطان کم تر است، و اعراب را صحرانشینانی که در فقر غذایی به سر می برند، به واسطه ی خوردن خرما هرگز مبتلا به سرطان نمی شوند، عامل این موضوع را وجود «منیزیم» می دانند.

قند فراوانی که در خرما وجود دارد، از سالم ترین قندهاست که حتی در بسیاری از موارد، مبتلایان به بیماری قند نیز می توانند به راحتی از آن استفاده کنند.

دانشمندان در خرما سیزده مادّه ی حیاتی و پنج نوع ویتامین کشف کرده اند، که آن را به صورت یک منبع غذایی غنی و بسیار پرارزش درآورده است. (37)؛

به همین دلیل، در روایات اسلامی نیز روی این مادّه ی غذایی تأکید فراوان دیده می شود. از علی علیه السلام نقل شده که فرمود:

«کل التّمر فانّ فیه شفاءٌ من الادواء؛

خرما بخور که شفای بیماری هاست.»

و نیز روایت شده که در بسیاری از اوقات، غذای علی علیه السلام را نان و خرما تشکیل می داد.

و در روایت دیگر می خوانیم: «خانه ای که در آن خرما نیست، اهل آن خانه در واقع گرسنه اند.» (38)؛

انجیر:

انجیر میوه ای است که سوره ای در قرآن به نام آن نام گذاری شده، و در همان سوره، خداوند به این میوه سوگند یاد کرده و فرموده:

«والتِین و الزّیتون(39)؛

انجیر دارای ارزش غذایی فراوانی است و لقمه ای است مغذّی و مقوّی برای هر سن و سالی و خالی از پوست و هسته و زواید.»

غذاشناسان می گویند: از انجیر می تواند به عنوان قند طبیعی جهت کودکان استفاده نمود. ورزشکاران و آنها که گرفتار ضعف و پیری اند، می توانند از انجیر برای تغذیه خود استفاده کنند.

می گویند: «افلاطون» به قدری انجیر را دوست می داشت که بعضی آن را دوست فیلسوفان نامیده اند، و «سقراط» انجیر را جذب کننده ی مواد نافع و دفع کننده ی مضار می دانسته.

«جالینوس» رژیم مخصوصی از انجیر برای پهلوانان تنظیم کرده بود، به پهلوانان روم و یونان قدیم نیز انجیر داده می شد.» (40)

در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله نیز می خوانیم که فرمود:

«گلوا التّین فانّ علی کلّ ناحیة منه بسم الله القوی(41)؛

انجیر بخورید، زیرا هر قسمتی از آن [نوشته شده:] بسم الله القویّ [یعنی به نام خدای قوی و نیرومند].»

شاید این حدیث اشاره ای باشد به فوق العاده مقوّی بودن انجیر.

سیر:

از پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله نقل شده که فرمود:

«کلوا الثّوم فانّه شفاءٌ من سبعین داء(42)؛

سیر بخورید که سیر شفای هفتاد درد و بیماری است.»

البته کسی که سیر می خورد، باید در مجامع عمومی حاضر نشود، زیرا بوی بد آن سبب آزار دیگران خواهد شد. امام صادق علیه السلام در این مورد فرمود:

«تداوُوا بالثّوم و لکن لا تخرجوا الی المسجد(43)؛

با سیر مداوا کنید، ولی به سوی مسجد نروید.»

اکنون به برخی از خواص سیر که دانشمندان به آن پی برده اند اشاره می کنیم:

سیر، مُدِرّ و محرک قوّه باه می باشد. برای معالجه ی اسهال و برنشیت و سل ریوی بسیار نافع است، و برای معالجه سردرد و زکام مزمن و ضعف حافظه و سرگیجه سودمند است.

تجربه های طبیبان مشهور، مانند: «سالین» و «سیروت» و «لوشر» و «دوبریه» و غیر ایشان، ثابت کرده است که سیر حباب های محجری را که در بدن جمع شده و باعث تصلّب شرایین می گردد آب می کند و فشار خون را پایین می آورد؛ بنابراین، درمان تصلّب شرایین و فشار خون، خوردن سیر است.

در آزمایش قلبی جدید، از جمله، مسلّم شده که خوردن سیر عضلات قلب را به نشاط می آورد و به این وسیله دَوَران خون منظم می گردد.

سیر، خون را پاک می کند و با این خدمت بدن را در مبارزه با بیماری هایی که ناشی از فشارخون می شود پیروز می نماید، مانند: ناراحتی های دوران حیض بعضی از زن ها، پیری و شکستگی غیر عادی، بواسیر و روماتیسم.

خوردن سیر، مجاری تنفس و خون را پاک می کند و با این کار، از شدت و زحمت تنگ نفس کاسته و گاهی موجب درمان کلی آن می شود.

سیر بعضی از انواع سل ریوی را معالجه می کند، خصوصاً وقتی که با شیر ممزوج شود، زیرا در این صورت، اثر قابل توجهی در کشتن میکرب کوخ (میکرب سل) دارد. سیر، مبارز توانایی است در برابر بسیاری از امراض، مانند: تب و آنفلوآنزا.

سیر، پوست بدن را خوش رنگ و گونه ها را سرخ و روده ها را از عفونات پاک می کند، به خصوص در اطفال، و با این خاصیت، سپری مقابل بیمار تیفوئید و دیفتری است و مسکّن سیاه سرفه و خروسک است.

می گویند: شهرهایی که سیر، زیاد در آن مصرف می شود، عمر اهالی آن طولانی و زندگانی شان توأم با صحّت و سلامتی است، زیرا سیر، عفونات داخلی را برطرف و التهابات روده را خاموش و قرحه های معدی را آب می کند، اعمّ از این که مزمنه باشد یا حادّه. سیر موجب سهولت جریان خون حیش و ادرار می شود، سنگ کلیه را از بین می برد، کرم های نازک شکم اطفال را نابود می سازد.

سیر برای تحلیل ریاح و ورم ها بسیار سودمند و در مورد مالاریا و رماتیسم و بی خوابی، خیلی مفید است. فلج و رعشه را معالجه می کند، ترشحات معده را زیاد و کلیه را به کار می اندازد.» (44)

پی نوشتها:

1- شیخ صدوق، الخصال، 101، ج 2، ص 617.

2- بحار الانوار، ج 50، ص 255.

3- الحیاة، ج 6، ص 122 (نقل از: کافی، ج 6، ص 287).

4- کافی، ج 6، ص 286.

5- فاطر (35) آیه ی 12.

6- تفسیر نمونه، ج 18، ص 206.

7- بحارالانوار، ج 62، ص 294.

8- الحیاة، ج 6، ص 123 (نقل از: کافی، جج 5، ص 511 و 512).

9- صحیح الکافی، ج 3، ص 189.

10- صحیح الکافی، ج 3ف ص 189.

11- همان، ص 190.

12- بحارالانوار، ج 66، ص 182.

13- همان، ص 183.

14- الحیاة، ج 6، ص 126 (نقل از: کافی، ج 5، ص 512).

15- بحار الانوار، ج 66، ص 183.

16- الحیاة، ج 3، ص 226 (نقل از: کافی، ج 5، ص 73 و ج 6، ص 287).

17- همان، ص 227 (نقل از: کافی، ج 6، ص 286).

18- الحیاة، ج 6، ص 125.

19- محمد خلیلی، طب الصادق(ع)، ترجمه ی امیر صادقی، ص 111.

20- تفسیر نمونه، ج 11، ص 293 (با استفاده از اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 6).

21- الحیاة، ج 6، ص 124 (نقل از: ملامحسن فیض کاشانی، الوافی).

22- سفینة البحار، ج 2، ص 505.

23- همان جا.

24- همان جا.

25- نحل (16) آیه ی 69.

26- وسائل الشیعه، ج 17، ص 17.

27- ج 11، ص 302 – 304.

28- طور (52) آیه ی 22.

29- جهت اطلاع بیشتر، به کتاب طب الصادق(ع) و کتب دیگر که در این زمینه اند، مراجعه فرمایید.

30- اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 7، ص 101 و 142.

31- تفسیر نمونه، ج 26، ص 48.

32- طبّ الصادق(ع)، ص 132.

33- بحارالانوار، ج 66، ص 163.

34- همان، ص 156.

35- همان، ص 154.

36- همان، ص 155.

37- اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج 7، ص 65.

38- تفسیر نمونه، ج 11، ص 173-175. برای اطلاع بیشتر از احادیثی که در این زمینه است، به سفینة البحار، ج1، ص 124 و 125 مراجعه فرمایید.

39- تین(95) آیه ی 1.

40- تفسیر نمونه، ج 27، ص 141 و 142.

41- بحارالانوار، ج 66، ص 187.

42- طبّ الصادق(ع)، ص 120 (نقل از: بحارالانوار).

43- همان جا.

44- طب الصادق علیه السلام، ص 120-122.

منبع :

  ورزش در اسلام ، حسین صبوری

اهمیت سلامتی و تربیت بدن ،از نظر فقه سنت 

تغذیه 

آداب تغذیه 

UserName