• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2078
  • پنج شنبه 1384/4/30
  • تاريخ :

به یاد بابای دسته که غریبانه سر بریده شد


برادر بابازادگان مسئول دسته ما در عملیات آموزشی غواصی و رزم آبی خاكی به منظور حركت در عملیات والفجر 8 بود. آن روزها نوحه برادر آهنگران كه زبان حال اطفالامام حسین (ع) بود ورد زبان بچه‌ها بود:«بابا قربان نعش بی‌سرت» ما مسئول دسته‌مان را بابا صدا می‌زدیم به همین لحاظ تمام بچه‌های گردان این نوحه را به شوخی برای ایشان می‌خواندند و ایشان هم در جواب لبخند می‌زد. در عملیات والفجر 8 در شهر فاو برادر بابازادگان سر از بدنش جدا شد و خاطره آن نوحه وصف حالش گردید.

منبع :کتاب آه باران نوشته بهزاد شیخی

ماجرای خواندنی خواستگاری یک رزمنده

ماجرای خواندنی خواستگاری یک رزمنده

ماجرای خواندنی خواستگاری یک رزمنده
از سنگر مدرسه تا دانشگاه شهادت

از سنگر مدرسه تا دانشگاه شهادت

از سنگر مدرسه تا دانشگاه شهادت
کوله باری از عشق

کوله باری از عشق

کوله باری از عشق
جانم را به او بدهکارم

جانم را به او بدهکارم

جانم را به او بدهکارم
UserName
عضویت در خبرنامه