• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2522
  • پنج شنبه 1384/4/23
  • تاريخ :

گفت وگو با حسن لطفى گریمور


حسن لطفى گریم را در آمریكا با همكارى آژانس كوتى یر CLOUTIER معتبرترین آژانس گریم در شهر لس آنجلس آغاز كرد. ثمره این همكارى پروژه هاى معروف زیر بودند:• چهره آرایى براى تبلیغات (POBLICITY PRINT): فیلم آستین پاورز(2) با اجراى گریم بر مایك مایرز.• چهره آرایى براى تبلیغات: براى فیلم سیاره میمون ها «به كارگردانى تیم برتون» كاندیداى جایزه اسكار به خاطر گریم. • ویدئو كلیپ مدونا براى WHAT IT FEELS LIKE A GIRLS به كارگردانى گاى ریچى، تصاویر این گریم آغازگر مراسم اسكار موزیك در آمریكا GRAMMY AWARDS در سال 2002 بود. • «ویدئو كلیپ هاى موبى، التون جان با بازیگرى جاستین تیمبرلیك، میسى الیوت، سوج گاردن، ان كبوس، بیستى بویز و...» • در زمینه كارهاى چاپ PRINT همكارى او با مارك سلیگر و دیوید لاشاپل دو تن از بزرگترین عكاسان جهان بر روى جلد رولینگ استون، معتبرترین مجله هنرى آمریكا براى پروژ ه هاى ساینفلد، بن استیلر با دیوید لاشاپل پروژه مارك والبرگ و مریلین مانسون براى مجله هاى «دیتور DETOR و اسپین SPIN».• كارهاى متعدد فاشیون و مد با آژانس نكست NEXT براى مجلات همپتون HAMPTON و ماكسیم MAXIM و استاف STUFF باید نام برد. پروژه هاى تلویزیونى نظیر سریال بافى خون آشام BUFFY THE WAMPIER (برنده گریم اسكار تلویزیونى امى AMY) فرشته (ANGLE)، معجزه (MRICLE) با همكارى ALMOST HOMAN و نیز پروژه هاى متعدد براى MTV و HBO به تهیه كنندگى كمپانى برادران وارنر WARNER BRO,S.• لطفى در سال 2002 با همكارى دو تن از برجسته ترین گریمورهاى هالیوود تیم كانسداین و بارنى برمن كمپانى و مدرسه معروف HOLLYWOOD MAKEUP CENTER را بنیان نهاد .این مدرسه ضمن ارتقاى هنر گریم و آرایش با استاندارد هالیوود، زمینه فراگیرى این هنر را در سطح جهان براى علاقه مندان همه جاى دنیا فراهم مى كند. • لطفى همچنین سوابق بسیار در زمینه كارهاى آرایش براى كمپانى هاى معروفى نظیر شانل، لانكوم، كریستین دیور، لورامرسى یر، آناستازیا و كلوین كلاین را دارد.آخرین كار حسن لطفى پروژه گیلگمش ساخته راجر كریستین برنده دوبار جایزه اسكار و با بازیگرى عمر شریف، پیتر اتول و كریستوف رلى (در حال ساخت) است.

•••

•لطفاً براى آشنایى بیشتر خوانندگان ما كمى از بیوگرافى خود بگویید؟

من متولد تهران هستم فارغ التحصیل رشته ادبیات از دانشگاه علامه طباطبایى. در سال 1369 بیشتر دوران نوجوانى ام حول و حوش سینما و سیاست و ادبیات بود. دوره هاى فیلمسازى كانون پرورش را قبل از سال60 زیر نظر اساتیدى چون عبدالله باكیده، حسین دوانى و حسن كریمى گذراندم و همین طور كلاس هاى گرافیك كه مرتضى ممیز یكى از اساتیدم بودند و در سال64 به طور اتفاقى وارد گریم شبكه یك شدم و تا سال 71 فعال بودم و از سال 71 تاكنون در آمریكا زندگى مى كنم.

•تعلیم گریم را در كجا دیدید و زیر نظر چه اساتیدى كار كردید؟

تعالیم گریم را من ابتدا زیر نظر آقاى شجریان در شبكه یك به مدت چهار ماه شروع كردم و در ادامه زیر نظر «ورنر كپلر» گریمور «سیاره میمون ها»، «جنگ ستارگان» و «آرواره ها» و در آمریكا با افراد متعددى نظیر ماتیو منگول، تیم كانداین، جیمى كلمن، كوین هینى، مایك اسمیتونیان و راب هال كار كردم.

•دلیل مهاجرت شما از ایران چه بود؟ آیا امكان كار در ایران را نداشتید؟

من در سال 1372 بود كه به آمریكا مهاجرت كردم اما یقیناً یكى از دلایل مهاجرت من این بود كه اصولاً تحمل ظرفیت رویا و آرزو را ندارم. یعنى شما تصورش را بكنید كه قبل از رفتنم من تنها گریمورى بودم كه به دنبال آخرین یافته هاى گریم بود. تمام تصاویر مربوط به گریم فیلم ها را از طریق آرشیو حوزه و فارابى جمع آورى مى كردم و واقعاً نگاهم به آن كارها جز تاسف برایم هیچ نتیجه اى نداشت چون قادر به انجامش نبودم و خواستن فیل خود به خود مرا به هندوستان كشاند.

•چقدر تجربیات كار در ایران در آنجا برایتان راهگشا بود؟

تجربه ایران برایم بسیار مفید بود به دلیل آنكه بیشتر تجربیات من در ایران حول و حوش كارهاى تاریخى بود چیزى كه در آمریكا به ندرت اتفاق مى افتد و همین زمینه تجربى خوبى براى من بود؛ چرا كه در كارهاى تاریخى یا به اصطلاح «پریود میكاپ» بر خلاف كارهاى معاصر گریم نقش اساسى ترى دارد.

•چطور توانستید به عنوان یك ایرانى خودتان را در هالیوود كه به شدت رقابت زیاد است مطرح كنید؟

نژادپرستى در آمریكا چیزى نیست كه بشود آن را انكار كرد. یادم مى آید بعد از دادگاه «اوجى سیمپسون» كلینتون گفت این باعث شرمسارى است كه هنوز مسئله سیاه و سفید در این كشور از بین نرفته است. یعنى حتى خود رئیس جمهورآمریكا به این اذعان دارد، خب این جو كلى درباره كشور آمریكا است. حال وقتى به شوبیز (SHO BIZ) یعنى دنیاى سینما و تلویزیون، موسیقى و آواز مى رسیم این نژادپرستى را شما حداقل 10 برابر بكنید اما وقتى مى خواهیم به هالیوود برویم لطفاً آن را 100 برابر بكنید چرا چون هالیوود عین یك المپیكى است كه از تمام دنیا مى خواهند وارد آن شوند و این مطمئناً تنگ نظرى ها را شدت مى بخشد. كار براى یك خارجى آن هم از كشورهاى خاورمیانه كه براى آمریكائیان از سیاهان و آمریكایى هاى لاتین تبار نیز برتر هستند خیلى دشوار است. یادم است اوایل كه من سر فیلم ها مى رفتم دقیقاً احساسم این بود كه عوامل فیلم انگار به یك موجودى كه براى اولین بار در عمرشان مشاهده كرده اند نگاهم مى كردند. شما حاضر بودید كه به خاطر كسب تجربه و همچنین قرار گرفتن نام فیلم در كارنامه تان مجانى كار بكنید ولى تا متوجه مى شدند میدل ایستى هستید حتى براى كارى كه پول هم در آن نبود حاضر نبودند با یك ایرانى كار بكنند اما من با استعداد و توانایى اى كه از خود سراغ داشتم آن قدر كوشیدم تا توانایى ام را در سطح استانداردهاى هالیوود قرار دهم و باید بگویم در واقع آنها را مجبور به پذیرش خود كردم. اگر شما كارتان در سطحى بالاتر از خوب باشد و همچنین اعتمادبه نفس كامل داشته باشید پذیرشتان در آمریكایى ها تقریباً عملى خواهد بود و باز به شرط آنكه چه كسى معرف شما است و چه نام هاى بزرگى در كارهایتان به چشم مى خورد تا جلب اعتماد را عملى سازد.

•تا چه اندازه سینماى ایران را دنبال مى كنید؟ نظرتان درباره گریم هاى اجرا شده در آنها چیست؟

مسلماً سینماى ایران را تعقیب مى كنم مخصوصاً به خاطر آنكه امروزه هیچ سینمارو و سینماگر آگاهى نیست كه از سینماى ایران خبر نداشته باشد و به همین خاطر هرگاه با خارجیان مواجه مى شویم آنها راجع به سینماى ایران صحبت مى كنند و نتیجتاً باید در مورد آن آگاه بود. به خصوص در حال حاضر عباس كیارستمى انگار با اسم ایران گره خورده است. وقتى هر كجا مى روم متوجه مى شوند كه ایرانى هستم افراد شروع به صحبت راجع به كیارستمى مى كنند، اما واقعیت این است كه بیشتر فیلم ها را هنوز ندیده ام.

•عموماً كار گریم در ایران امرى است قائم به ذات و تنها یك نفر به عنوان گرداننده و طراح اصلى در آن حضور دارد اما در آمریكا این روند در قالب یك گروه انجام مى شود. این تفاوت با توجه به اینكه شما تجربه كارى هر دو را دارید چه تاثیرى بر روى كار مى گذارد؟

ببینید من چند وقت پیش براى دیدن یكى از دوستانم سر صحنه یك سریال تلویزیونى رفتم. كل عوامل این پروداكشن غیر از هنرپیشه ها شاید از انگشتان دو دست هم تجاوز نمى كرد حال آنكه اگر شما سرصحنه یك سریال تلویزیونى آمریكایى بروید احتمالاً عوامل فیلم كمتر از 300 نفر نخواهد بود حال این را هم به عنوان یك قانون داشته باشید كه آمریكایى ها بسیار آدم هاى حسابگرى هستند و یك پنى اضافه به كسى نمى دهند پس این 300 نفر وجودشان در سركار ضرورى است. وقتى ما از كیفیت و جزئیات یك كار به خوبى آگاه باشیم نتیجتاً تمامى مواردى كه باید در انتها نتیجه مطلوبى را عایدمان بكند باید انجام داده و رعایتش بكنیم. وقتى ما به كار گریم نگاه مى كنیم تخصص هاى مختلفى را در برمى گیرد مثلاً در یك فیلم ما مدیر دپارتمان گریم داریم. در این دپارتمان عده اى فقط تخصص شان انجام گریم هاى زیبایى و یا كاراكتر سازى به شیوه مرسوم و قدیمى است. عده اى فقط بر روى مو كار مى كنند حال در میان آنها عده اى فقط تخصص ریش و سبیل را دارند، عده اى تخصص گذاشتن موهاى تهیه شده را دارند. عده اى اكستنشن مى گذارند. بعضى تخصص شان فقط شكل دادن به ابرو است. عده اى فقط لنز در چشم مى گذارند (ستارگان سینما معمولاً این افراد را به شكل ثابت داشته و بیشتر با آنها كار مى كنند) حالا اینها چند دستیار هم دارند اگر فیلم جلوه هاى ویژه شامل زخم و قطعات پلاستیكى داشته باشد در این میان یك تیم دیگر لازم است. در این تیم یك عده كارشان گذاشتن قطعات پلاستیكى است، عده دیگر تخصص شان رنگ كردن قطعات است مخصوصاً اگر ایربراش لازم باشد. یك عده تخصص شان گذاشتن دندان ها است و باز هم این افراد كسانى را دارند كه كارهاى مو را انجام مى دهند اضافه بر آن این قطعات توسط یك ارتش كه در فروشگاه ها مشغول هستند، هر روز در حال تهیه است. این ارتش شامل قالب سازان، مجسمه سازان، متخصصان فوم، فایبرگلاس سلیكون، نقاشان و... است. این در گذشته سى سال پیش بود كه یك گریمور مى توانست به تنهایى همه كار فیلم را انجام دهد، چون تقاضا نبود. البته این را هم باید بگویم كه تمامى این موارد بستگى به بودجه و نوع فیلم دارد. مثلاً هر چه فیلم زمان در حال بگذرد و قصه آن ساده باشد، نتیجتاً این موارد را نمى طلبد و صدالبته گریم نیز در این فیلم ها آنچنان نقش فاحشى ندارد.

•اصولاً بازیگرى كه یك گریم سنگین بر روى صورتش قرار مى گیرد، بازى با میمیك چهره برایش سخت مى شود. آیا هنرپیشه ها در آنجا تعلیم خاصى در این زمینه مى بینند تا بازى مناسبى ارائه دهند یا نه؟ چون انتقال حس با یك گریم سنگین سخت است و اغلب هنرپیشه ها در ایران نمى توانند به خوبى از عهده ایفاى نقش خود برآیند.

در آمریكا ما یك تست گریم داریم. وقتى تست مورد تائید كارگردان و تهیه كننده و هنرپیشه قرار گرفت، آن گاه مدیر فیلمبردارى باید از آن تست عكس بگیرد كه به طور كامل مشخص شود كه چگونه با توجه به نگاتیو و نور غالبى كه معمولاً مى خواهند استفاده كنند، چگونه خود را نشان خواهد داد، در گریم هاى پروستتیك معمولاً وقتى قطعات بر روى هنرپیشه چسبانده شده، هنرپیشه چند روز با گریم كامل تمرین خواهد كرد تا به نتیجه مطلوب در بازى اش برسد. بعضى از هنرپیشه ها علاقه چندانى به داشتن گریم هاى سنگین ندارند و شاید احساس مى كنند كه در بازى آنها تاثیر مى گذارد. مثلاً جك نیكلسون گریم پروستتیك را دوست ندارد. اگر شما نگاه كنید در فیلم گرگ ساخته مایك نیكولز گریمور فیلم ریك بیكران فقط از دندان و مو براى تغییر او به گرگ استفاده كرده یا «آل پاچینو» زیاد طرفدار گریم پروستتیك نیست. در سیستم هالیوود هنرپیشه تا بیش از یك سال به شروع فیلمبردارى به تمام تمرین هاى كارگردانى و گفتاردرمانى و لهجه مى پردازد و گریم نیز یكى از موارد آن است. نكته دیگر اینكه به قول آمریكایى ها «No Pain No Gain چى مى گیریم و چى از دست مى دهیم.» هنرپیشه هر چقدر هم كه بازیگر توانایى باشد، در بیشتر مواقع بدون گریم و رسیدن به چهره مطلوب و مورد نظر قادر به اجراى نقش خود نخواهد بود، پس اگر گریم یك كار و دشوار بود، مطمئن باشید كه بدون آن، آن نقش هم ممكن نخواهد بود، یا ما باید دنبال راحتى باشیم یا كارمان را انجام بدهیم.

•از لحاظ تكنولوژى و ابزارهاى موجود آیاتفاوت فاحشى میان سینماى ایران و آمریكا وجود دارد، یا مى توان با صرف كمى خلاقیت كمبودهاى موجود در گریم سینماى ایران را جبران كرد؟

ببینید تفاوت سینماى آمریكا با سینماى ایران و دیگر كشورها دقیقاً برمى گردد به تفاوت صنعتى این كشور و سایر كشورها، آمریكا یك غول صنعتى است اگر شما در هر زمینه اى سرمایه گذارى بیشترى كردید یقیناً سود و نتیجه بیشترى نیز عایدتان مى شود. سینما نیز در آمریكا از این قاعده مستثنى نیست وقتى شما به یك فیلم عنوان هالیوودى دادید یعنى حداقل سرمایه تهیه آن بیش از30 میلیون دلار است، پائین30 میلیون دلار سینماى مستقل یا INDEPENDENT FILM است.در هالیوود به سینما دقیقاً همانند كالاى مصرفى نگاه مى كنند یعنى فرمول سرمایه گذارى بیشتر مساوى است با سود بیشتر و همین طور به خاطر رقابت شدید استودیوها، اینها ناگزیر هستند كه تا آنجا كه ممكن است یك فیلم را به بهترین شكل تهیه بكنند براى اینكه باید بفروشد حالا مطرح نیست چقدر خرجش بشود، اما وقتى به سینماى خودمان و یا سایر كشورها مى رسیم مى بینیم آن سرمایه و پول قابل قیاس با آمریكایى ها را ندارند نتیجتاً ضعف تكنولوژیكى سایر سینماها را در مقایسه با هالیوود كاملاً مى شود حس كرد. مسئله دیگر اینكه شما اگر احتیاج به فروش چیزى دارید یقیناً هر لحظه باید در حال توسعه و تنوع آن باشید تا بتوانید مصرف كننده ها را در حالت اشتیاق خود داغ نگه دارید. به همین خاطر در هالیوود همیشه تقاضا براى بهتر شدن كیفیت ها است و همه عوامل صنعت سینماى آمریكا هر روز در حال افزایش و توسعه و بهتر شدن كارهاى خود هستند. گمان نمى كنم سینماى هیچ كشورى بتواند از نظر تكنیكى به هالیوود نزدیك شود. اما هنر به معناى اصیل و واقعى آن اصلاً ربطى به توسعه ابزار ندارد و به خاطر همین توجه به سینماى كلاسیك آمریكا امروزه بیش از هر زمان دیگر احساس مى شود و تمایل رویكرد به آن است. گمان مى كنم اهمیتى كه بخش خاصى از سینماى ایران در حال حاضر محبوبیت پیدا كرده به خاطر آن است كه آن نوستالژى سینماى كلاسیك را به یاد آدم ها مى آورد یعنى شما ابزار را در فیلم مشاهده نمى كنید بلكه در جریان یك داستان هستید بدون بزرگنمایى ابزار نقل آن. كمبود گریم ما به چند عامل برمى گردد یكى اینكه تقاضا براى توسعه آن از طرف سازندگان فیلم نیست یعنى شما اگر یك چیزى را بخواهید، گریمور باید برود آن را تهیه بكند و لابد نمى خواهند. دوم هزینه گریم هاى جدید وقتى به سایر كشورهاى خارج از آمریكا مى رود سنگین است و در كشورهاى جهان سوم به ندرت تهیه كننده اى زیر بار این هزینه مى رود. سوم گریمورهاى ما نیز باید آن اشتیاق به نو آورى و توسعه را در كارشان داشته باشند. قضاوت سازندگان فیلم معمولاً به محدوده توانایى عواملشان ختم مى شود نتیجتاً اگر چهره پردازان توانایى هاى بیشترى را نشان بدهند لاجرم تقاضا هم برایش پیدا مى شود. اوج و فراز گریم ایران پس از انقلاب در سریال هاى تاریخى تلویزیون خلاصه مى شد و سربداران شروع بسیار خوبى بود ولى متاسفانه پس از گذشت حدود 20 سال همچنان در آن متوقف شده است.

•چطور توانستید خودتان را با شرایط خارج از كشور و در كنار هنرمندان آنجا وفق دهید؟

رمز موفقیت در سینماى آمریكا این است كه اگر شما ثابت بكنید كه قادر به انجام كارى هستید بعد از آن یك رفتار حرفه اى را باید از خودتان نشان بدهید. همیشه سر موقع سر كار باشید، سریع باشید در كار، در كار دیگران دخالت نكنید و كلاً از انجام هر حركت و رفتارى كه روح جمعى عوامل كار را به مخاطره بیندازد باید خوددارى بكنید. تمامى اینها باعث این مى شود كه به شما اعتمادى پیدا شود و در كارهاى بعدى از شما استفاده شود. بنابراین مهمترین عامل در نزدیكى به افراد و هماهنگى با اعضاى فیلم فقط نشان دادن رفتار حرفه اى است. آمریكایى ها، وقتى به كار مى رسند باید كار كرد و به هیچ رفاقت و روابطى اهمیت نمى دهند بعد از كار خوب آن پرسونالیتى و شخصیت شماست كه باعث جذب و دفع تان مى شود كه در همه جا گمان مى كنم قانون یكسانى را دارد.

•آیا شما به عنوان گریمور در هالیوود با كارگردان فیلم هم در ارتباط هستید؟

من به عنوان گریمور زمانى مى توانم با كارگردان در رابطه باشم كه دستیاران او جوابگوى درخواست هاى من نباشند و نتیجتاً قرار ملاقات با كارگردان از طریق منشى مخصوص او گذاشته مى شود و آنگاه مى توان با مباحثه به كارگردان براى تبادل نظراتش برخاست. اگر شما HEAD DEPARTMENT داشته باشید در گریم شما به طور مستقیم نمى توانید با كارگردان ارتباط داشته باشید مگر لازم باشد كه آنها آن را تشخیص مى دهند ولى در شروع فیلم همواره از طریق تهیه كننده و عوامل او به شما نزدیك مى شوند و بحث كلى انجام گرفته و پس از آن احتمال ملاقات با كارگردان است.

منبع: روزنامه شرق

UserName