• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 7032
  • پنج شنبه 1384/4/16
  • تاريخ :

مصحف حضرت فاطمه(س) فراتر از شناخته های بشری

مصحف فاطمه چیست؟

نظریات گوناگون در باره مصحف

1- كتاب اخلاقی

2- كتاب تشریعی

3- لوح فاطمه

4- وصیتنامه

5- مصحف فاطمه علیها السلام

اعتبار روایات مصحف فاطمه علیهاالسلام

عنوانی كه باعث فهم اشتباه شده است

نویسنده مصحف

املاء كننده و گوینده احادیث

محتوای مصحف فاطمه علیهاالسلام

محتوای نفی شده

مصحف، احكام شرعی را در  بر ندارد

محتوای اثبات شده

درباره مصحف فاطمه علیهاالسلام پرسشها و ابهاماتی وجود دارد؛ آیا همان گونه كه از عنوان "مصحف" بر می آید، قرآنی ویژه حضرت زهراعلیهاالسلام بوده، یا كتابی در موضوعی دیگر است؟ اگر جواب فرض دوم است، آیا خود حضرت آن را نوشته یا املاء كرده اند؟ محتوای آن چیست؟ آیا آداب و اخلاق است یا تشریع و فقه؟ اكنون این كتاب كجاست؟

پیش از پاسخ به هر سوال، پرسش اساسی این است: آیا این مصحف، اصل و اعتباری دارد؟ آیا از طریق معتبر، وجود آن ثابت شده است؟ جواب این پرسش ها از روایات مربوط به این موضوع به دست می آید. البته بیان این روایات مختلف است؛ بعضی محتوای مصحف را احكام حلال و حرام می دانند، در حالی كه دیگران می گویند اصلاً چنین احكامی را در بر ندارد. برخی می گویند دیكته كننده آن پیامبر صلی الله علیه وآله بوده، در حالی كه بعضی جبرئیل را گوینده آن می دانند، كه در این صورت باید به این پرسش پاسخ گوییم كه آیا جبرئیل با شخصی كه پیامبر نیست، سخن می گوید؟ و اگر چنین باشد، به چه نحو با حضرت فاطمه علیهاالسلام سخن گفته است؟ مگر پس از وفات پیامبرصلی الله علیه وآله، وحی قطع نشده بود؟

به هر روی، پرسش های بسیاری در این زمینه وجود دارد، كه پاسخگویی به آن، مورد اهتمام اثر حاضر است و در آن، به پژوهش در این باره خواهیم پرداخت.

مصحف فاطمه چیست؟

شایع ترین پرسش درباره این مصحف، عنوان جنجال برانگیز و شبهه ناك آن، یعنی "مصحف" است؛ زیرا چنین برمی آید كه این مصحف، قرآن خاصی است. اما اگر به روایات بنگریم، می یابیم این مصحف حتی یك آیه در بر ندارد و برخی ناآگاهان، همین كه نام مصحف را شنیده، پنداشته اند مصحف یعنی قرآن، حتی برخی به قم آمده،  در پی دیدن این مصحف - و به زعم خود "قرآنی دیگر" - بوده اند؛ اما وقتی با واقعیت مواجه شده و دریافته اند شیعیان قرآنی جز آنچه نزد دیگر مسلمانان هست، ندارند، از اتهامات بر ضد امامیه شگفت زده شده اند.

بسیاری از برادران اهل سنت می پندارند شیعه، قرآنی دیگر- جز قرآن موجود - در اختیار دارد! و گمان كرده اند مصحف فاطمه علیهاالسلام همان قرآن است! این پندار حتی در مطبوعات دنیای عرب نمایان شده است؛ برای نمونه روزنامه"آخرخبر"  در سودان در تاریخ ششم رجب 1416 مقاله ای را درج كرده و مدعی شده است، شیعیان قرآنی دیگر به نام مصحف فاطمه دارند!

كار چنان بالا گرفته كه حتی خود شیعیان باور كرده اند كه مصحف فاطمه، قرآنی دیگر است، از این رو برآمده اند تا روایات این كتاب را كم اهمیت جلوه دهند، در سند آن تردید كنند؛ اما با كمال شگفتی می بینیم همچون امام خمینی، نه تنها آن را پوشیده و انكار نمی كنند كه بدان افتخار می نمایند "ما مفتخریم كه ... صحیفه فاطمیه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است، از ما است." (1)

 مقصود ایشان از افتخار و سربلندی به مصحف فاطمه چیست؟  به رغم آن كه هیچ كس از محتوای آن آگاه نبوده و فقط از طریق روایات، كلیتی از مطالب آن را می دانند. بنابراین باید اذعان كرد وجود مصحف فاطمه ثابت شده و راهها و اسناد درستی برای اثبات آن وجود دارد؛ اما می بایست به پیرایه ها و شائبه های پیرامون آن پاسخ داد، به ویژه كه تاكنون اثر مستقلی در این باره چاپ و منتشر نشده، فقط به صورت ضمنی بدان پرداخته اند.

برخی احادیث كه درباره مصحف فاطمه علیهاالسلام آمده، با همین واژه «مصحف» است، از این رو به پندار مزبور دامن می زند؛ از جمله: محمد بن مسلم از امام جعفر صادق علیه السلام روایت می كند؛ " فاطمه مصحفی از خود به جا گذاشت،[اما امام می افزاید:] كه قرآن نیست." (2)

علی بن سعید از امام صادق علیه السلام روایت می كند: "و عندنا والله مصحف فاطمه ما فیه آیة من كتاب الله؛ به خدا سوگند! مصحف فاطمه نزد ماست [و امام می افزاید] و در آن حتی یك آیه از كتاب الله نیست." (3) امام صادق علیه السلام می فرماید: "فیه مثل قرآنكم هذا ثلاث مرات؛ در آن [مصحف] سه برابر این قرآن، مطلب هست." (4)

برخی گمان كرده اند از آن رو كه "مصحف" واژه ای خاص قرآن است، اگر گفته (الجامع للصحف المكتوبة بین الدفتین) (5)  "صُحُف" جمع صحیفه به معنای ورق و برگ است كه بر آن بنویسند. "دفتان"، تثنیه "دفه" به معنای جنب و كنار هر چیز است. "دفتاالمصحف" یعنی جلد رو و پشت كتاب.(6)  بنابراین مصحف، چند برگ دارد، نه یك برگ، ولی گاه كتاب می تواند بیش از یك برگ نداشته باشد، نیز مصحف می بایست میان دو جلد باشد، كه برگها(صحف) را در برداشته باشد. (7)

در نتیجه باید گفت "مصحف" به معنای كتاب مجلد و شامل هر كتابی می شود و اختصاص به قرآن ندارد، گو این كه معنای مشهور مصحف، قرآن است.پس از نظر لغوی نمی توان گفت مصحف به معنای قرآن است.

تردید نیست كه واژه مصحف به معنای «قرآن» بسیار به كار گرفته می شود، اما نمی توان گفت "علم" برای قرآن است، بلكه شهرت مصحف، قرآن است گر چه در سنت به معنای قرآن است مانند روایات زیر: پیامبر فرمود: " من قرأ القرآن فی المصحف كانت له الفا حسنه ...، هر كه قرآن را كه مصحف [ یك جا جمع آوری] شده بخواند، دوهزار خوبی، پاداش دارد." (8)

باز فرمود: "اعطوا اعینكم حظها من العبادة، قالوا: و ما حظها من العبادة یا رسول الله ؟، قال: النظر فی المصحف والتفكر فیه ...؛ بهره چشمهایتان از عبادت را بدهید. پرسیدند: بهره چشمها از عبادت چیست؟ فرمود: نگاه به مصحف و اندیشه در آن..." (9)

نظریات گوناگون درباره مصحف

تا آنجا كه می دانیم هیچیك از علمای شیعی و سنی بر مصحف فاطمه علیهاالسلام دست نیافته اند، بلكه با بهره گیری از احادیث مربوط به این موضوع، تا اندازه ای با محتوا، املاء كننده و نویسنده آن آشنا شده اند. از این رو پژوهش جامع و فراگیری در این باره وجود ندارد.

برخی گفته اند: مصحف آن حضرت در بردارنده امثال و حكم و مواعظ و اخبار و عجایب است، و امیر مومنان آن را نوشته و تقدیم حضرت فاطمه كرده، تا تسلی بخش ایشان در مرگ پدر باشد. (10) بعضی معتقدند: این مصحف، شامل احكام تشریعی، اخلاقی و آنچه در زمان آینده پیش می آید، است و حضرت فاطمه علیهاالسلام آن را از شنوده های پدر و شوهرش جمع آوری كرده است. (11)

سید محسن امین بر این عقیده است كه حضرت دو مصحف دارند، كه یكی الهام پروردگار و دیگری فرمایشات رسول خدا صلی الله علیه وآله به حضرت زهرا است. (12) همان گونه كه گفته شد، تعدد اقوال درباره محتوای مصحف، به سبب احادیثی است كه در كتاب های مختلف پراكنده است و هیچ دلیل عقلی یا تحلیل نظری ندارد؛ زیرا مستند بحث و پژوهش، روایاتی است كه در یك باب گردآوری نشده و در كتب گوناگونی است.

چنان كه برخی اخبار از كتابهای حضرت زهرا علیهاالسلام سخن می گوید، هیچ یك عنوان مصحف را بازگو نمی كند. از این رو برخی پنداشته اند مصحف همان است كه در اخبار آمده و این سبب اختلاف نظر شده است. البته این احادیث، سخن از كتاب های حضرت فاطمه علیهاالسلام می كند، نه تنها از مصحف ایشان. از این رو شایسته می نماید به دیگر كتاب های منسوب به ایشان اشاره شود، تا از میان آنها به مصحف دست یابیم.

1- كتاب اخلاقی

در احادیث شیعه و سنی، كتابی با این عنوان ذكرنشده، بلكه در كتابها به مضمون آن اشاره شده است. خرائطی از مجاهد نقل می كند: ابی بن كعب به دیدار فاطمه - رضی الله عنها، دختر محمد، صلی الله علیه وسلم - رفت. فاطمه به او كتابی پوشیده در شاخه های درخت خرما نشان داد، كه در آن نوشته شده بود: هر كس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، با همسایه اش به نیكی رفتار كند. (13) از روایات دیگری كه درباره این كتاب است، بر می آید كه این حدیث، گزیده ای از حدیث دیگری است كه شیخ كلینی آن را در اصول كافی به نقل از امام صادق علیه السلام آورده است. (14)

«ابوجعفر محمد بن جریربن رستم طبری» از علمای قرن چهارم نیز این حدیث را - با ذكر بیشتر- در كتاب دلایل الامامه آورده است. (15) ظاهراً كسانی كه گفته اند مصحف فاطمه در بردارنده معارف و اخلاق و آداب است، این احادیث را دیده اند.

2- كتاب تشریعی

كتابی با چنین عنوانی نیز در احادیث ذكر نشده است؛ ولی امام صادق علیه السلام در پاسخ به پرسش های كارگزار منصور- خلیفه عباسی - در مدینه آنچه را می فرماید، مستند به این كتاب می كند. (16) از این رو دریافت می شود كه حضرت فاطمه دارای كتابی در احكام شرعی بوده است.

علامه سید محسن امین این كتاب را مصحف فاطمه دانسته (17) ولی باید گفت روایاتی وجود دارد و ذكر خواهد شد كه می گوید مصحف حضرت در بردارنده احكام حلال و حرام نیست، و اگر چنین احكام فقهی ذكر شده، در مصحف و روایتی دیگر از حضرت فاطمه علیهاالسلام است، كه از پدر بزرگوارش پیامبر اسلام نقل كرده است. (18)

3- لوح فاطمه

لوح به صفحات پهن چوبی یا استخوانی گفته می شود، كه در فارسی، تابلو یا تخته نامیده می شود. وجود این لوح در بسیاری از احادیث ذكر شده؛ زیرا در بردارنده نام امامان شیعه است.

ابوالفتح كراجكی (متوفی449هـ.) معتقد است: تمامی شیعیان در صحت محتوای این لوح اتفاق نظر دارند. (19) محتوای لوح یكسان گزارش نشده و سندهای گوناگونی دارد. كلینی به نقل از جابربن عبدالله انصاری چنین می گوید: " دخلت علی فاطمه علیهاالسلام و بین یدیها لوح فیه اسماء الاوصیاء من ولدها، فعدت اثنی عشر، آخرهم القائم، ثلاثة منهم محمد و ثلاثة منهم علی." (20)

مقصود از "ثلاثة منهم علی" با شمار امامانی كه به نام "علی"اند، همخوانی ندارد، زیرا اینان چهار تن اند: [امام رضا] و علی بن محمد[امام هادی] حال چگونه روایت را تصحیح و درست كنیم؟

پاسخ نخست: بگوییم ضمیر "منهم" به "ولدها" برمی گردد، در این صورت مقصود "سه علی" است كه فرزند فاطمه اند و راوی در صدد ذكر نام امام علی علیه السلام نیست.

دوم: ناسخ اشتباه كرده، اصل "اربعة منهم علی" است. مؤید این سخن، روایت ابی الجارود از ابو جعفر علیه السلام است كه "اربعة" دارد. (21)سوم: ضمیر "منهم" به "اثنی عشر" برگردد و اگر راوی نگفته "اربعة منهم" چون نام امام علی در لوح نیامده، لقبش ذكر شده است، چنان كه در روایت لوح به نقل از ابوبصیر می بینیم. (22)

در كتاب كمال الدین و تمام النعمة از شیخ صدوق مضمون این لوح ذكر شده است. (23) محتوای این لوح - و به نظر برخی خود لوح - هدیه خدا به پیامبر بوده است كه پیامبر آن را به حضرت فاطمه علیهاالسلام بخشید. (24)

4- وصیتنامه

در روایات متعدد و با سندهای مختلف آمده است: حضرت زهرا علیهاالسلام كتابی از خود به جا گذاشت كه وصایایش را در آن نوشته بود. (25) این وصایا، امور شرعی - از جمله تكلیف هفت باغی كه توسط رسول الله "صلوات الله علیه" وقف آن حضرت شده بود- نیز توصیه ها و امور سیاسی بود. (26) از جمله وصایای سیاسی حضرت، عدم حضور برخی در تشییع جنازه ایشان، معلوم نكردن محل دفن و ... است. این وصایا از شمار مطالبی است كه در مصحف فاطمه علیهاالسلام وجود داشته است. برخی گفته اند امام علی علیه السلام این وصایا را پس از درگذشت حضرت زهرا علیهاالسلام بر بالین وی یافت. (27)

5- مصحف فاطمه علیها السلام

وجود این كتاب نیز در روایت مختلف با سندهای متعدد ذكر شده است. همان گونه كه گفته شد پرسش هایی در باره این كتاب وجود دارد؛ از جمله: چه كسی این كتاب را املاء كرده؟ نویسنده آن كیست؟ محتوای آن چیست؟ آیا در این كتاب اشاره به تحریف قرآن شده؟ هم اكنون این كتاب كجاست و در دست كیست؟ و...

اعتبار روایات مصحف فاطمه علیهاالسلام

شاید مهمترین پرسش درباره مصحف، صحت و اعتبار روایات آن است؛ زیرا دیگر پرسش ها پس از روشن شدن اعتبار روایات این كتاب مطرح می شود. از این رو در ابتد باید وارد این بحث شویم.

عنوانی كه باعث فهم اشتباه شده است

گفتیم عنوان "مصحف فاطمه" گاه باعث این توهم می شود كه قرآنی ویژه حضرت زهرا علیهاالسلام وجود داشته است، همچنان كه از "مصحف عبدالله بن مسعود" و "مصحف عایشه" و یا "مصحف ابی بن كعب" بر می آید، ولی همان طور كه بررسی كردیم، پندار مزبور زدوده شد و فهمیدیم مصحف، منحصر در قرآن نیست.

همچنین گفتیم این كتاب در بردارنده هیچ آیه ای نیست؛ لذا به معنای قرآن یا در موضوع قرآنی نیست. نیز در ضمن سخنان گذشته اشاره شد این كتاب توسط آن حضرت، املاء نشده و از این رو به آن "مصحف فاطمه" گفته اند كه هدیه ای الهی به ایشان بوده است. بنابراین نویسنده یا گوینده این سخنان كیست؟ اگر محتوای این مصحف، قرآن نیست، چه چیز در آن یافت می شود؟ حجم این كتاب چقدر است؟ و...

نویسنده مصحف

روایات بسیاری وجود دارد كه در آن، حضرت علی علیه السلام به عنوان نگارنده مصحف معرفی شده؛ از جمله امام صادق علیه السلام در جواب سوال "حماد بن عثمان" مبنی بر این كه نویسنده مصحف كیست، می فرماید: "فجعل امیرالمومنین یكتب كلما سمع حتی اثبت من ذلك مصحفا؛ امیر مومنان هر چه را می شنید، می نوشت، تا این كه به صورت كتابی در آمد." (28)

اما ابن رستم طبری در دلائل الامامه روایتی نقل می كند كه: مصحف فاطمه، از آسمان، مكتوب نازل شد و املایی نبود تا امام علی كاتب و نگارنده باشد؛ (29) اما می بایست گفت:

1- نزول مصحف ، نه به معنای فرستادن مصحف و كتاب است، بلكه گفتن محتوا و پیام است، و مانعی ندارد كه امام علی در هنگام نزول فرشتگان حاضر بوده و مطالب را بنویسد. گر چه این توجیه بسیار بعید می نماید.

2- شاید تنها راه حل، نپذیرفتن روایت طبری باشد؛ زیرا سند آن ضعیف است. میان راویان "جعفر بن محمد بن مالك فزاری" است كه "نجاشی" وی را ضعیف در حدیث و فاسد المذهب والروایة می داند. (30) دیگران نیز وی را تخطئه كرده اند. ­(31)

املاء كننده و گوینده احادیث

1-  خدای تعالی

برخی گفته اند گوینده سخنان موجود در مصحف، خداوند است. امام صادق علیه السلام می فرماید: "انما هو شیء املاها الله و اوحی الیها؛ مصحف فاطمه نزد ماست... و خداوند آن سخنان را فرموده و بر حضرت فاطمه الهام كرده است." (32) عبارت "املاها الله" احتمالاً اشتباه ناسخ باشد و درست "املاء الله" است كه ضمیر به "شیء" بر می گردد؛ یعنی خدا آن را فرموده است، یا می توان گفت "املاها علیهاالله" بوده كه مفعول "ضمیر غایب مذكر" حذف شده، ضمیر دوم (ها) به فعل (املا) چسبیده است. اما این توجیه مشكل است و احتمال نخست ترجیح دارد.

این گونه الهام برای مادر حضرت موسی نیز وجود داشته، در سوره قصص، آیه 7 آمده است؛ "و اوحینا الی ام موسی؛ به مادر موسی الهام كردیم..."

2- فرشته (ملك)

بعضی معتقدند این سخنان از فرشته ای است. این احتمال در حدیثی به نقل از امام صادق علیه السلام آورده شده است: "فارسل الله الیها ملكا یسلی غمها و یحدثها." (33)

3- جبرئیل

در صحیحه ابوعبیده از امام صادق علیه السلام است كه سخنان از آن ِ جبرئیل است: "و كان جبرئیل یاتیها فیحسن عزاءها علی ابیها و یطیب نفسها و یخبرها عن ابیها و مكانه و یخبرها بما یكون بعدها فی ذریتها..." (34)

4- رسول خدا

امام حسین علیه السلام می فرماید: " مصحف فاطمه نزد ما است. به خدا سوگند! یك حرف از قرآن در آن نیست. سخنان این مصحف از آن رسول الله و خط علی علیه السلام است". (35)

بنابراین حدیث، گوینده سخنان این مصحف، رسول الله (فرستاده خدا) است. علامه مجلسی در ذیل این حدیث می گوید: مقصود از فرستاده خدا، جبرئیل است. همچنان كه در آیات بسیاری، به ملائكه، رسولان خدا گفته شده است. (36)

چه بگوییم سخنان این مصحف از خداست یا جبرئیل، تفاوتی ندارد، زیرا خداوند به واسطه جبرئیل، این احادیث را فرموده؛ ولی نمی توانیم معتقد باشیم مقصود از "رسول الله" پیامبراسلام است؛ زیرا روایات بسیاری تصریح دارد سخنان این مصحف پس از وفات رسول الله صلی الله علیه و اله و در تسلای وفات آن حضرت، برای حضرت فاطمه علیهاالسلام گفته شد.

گو این كه احتمال دارد حضرت فاطمه علیهاالسلام دو مصحف داشته كه یكی سخنان رسول الله و دیگری سخنان جبرئیل بوده. یا ممكن است بگوییم مصحف فاطمه، یك كتاب بود ولی شامل دو بخش؛ سخنان رسول الله و سخنان جبرئیل بوده است. سید محسن امین در كتاب ارزشمند اعیان الشیعه معتقد به گفتار نخست است. (38)

آنچه این گفته را درست تر می نماید، این است كه حضرت دارای دو كتاب دیگر، یكی در اخلاق و دیگری در تشریع است. پس می توان گفت مصحف فاطمه، به املای رسول الله بوده، به ویژه روایاتی كه می گوید جبرئیل املاء كرده، احكام شرعی را نگفته است. پس اگر حضرت فاطمه علیهاالسلام كتابی در احكام شرعی داشته، روشن می شود رسول الله آن را به ایشان آموخته و گفته است.

پس از این كه دانستیم سخنان این مصحف از پروردگار به واسطه جبرئیل، و نویسنده آن امام علی علیه السلام است، این پرسش پیش می آید كه چرا به حضرت فاطمه علیهاالسلام منسوب شده است؟ به رغم آن كه حضرت نه گوینده و نه نگارنده آن است!

در پاسخ باید گفت: این سخنان برای حضرت فاطمه و برای تسلای خاطر او نازل شد، از این رو مصحف، منسوب به حضرت فاطمه است. نظیر این امر در انتساب تورات به حضرت موسی علیه السلام و انجیل به حضرت عیسی علیه السلام و زبور به داوود علیه السلام دیده می شود. همچنان كه در قرآن می خوانیم: "صحف ابراهیم و موسی." (39) با این كه این مصاحف از آن خداست، اما چون بر پیامبری نازل می شد، به نام او خوانده می شد.

محتوای مصحف فاطمه علیهاالسلام

روایات مختلفی درباره محتوای مصحف فاطمه علیهاالسلام وجود دارد؛ برخی از این روایات مطالبی را نفی و بعضی دیگر مطالبی را اثبات می كند كه از این قرار است:

محتوای نفی شده

با توجه به روایات اهل بیت علیهم السلام در می یابیم كه مصحف فاطمه علیهاالسلام شامل بر دو قسمت، یعنی قرآن و دیگری احكام شرعی نیست. این روایات با تعبیرهای زیر آمده است:

قرآن نیست (ماهو قرآن)؛ (40) گمان نمی كنم قرآن باشد ( ما ازعم انه قرآن)؛ (41) چیزی از قرآن در آن نیست (لیس فیه شی من القرآن)؛ (42) چیزی از كتاب الله در آن نیست (ما فیه شی من كتاب الله)؛ (43) آیه ای از كتاب الله در آن نیست ( ما فیه آیة من كتاب الله)؛ (44) حرفی از قرآن در آن نیست (ما فیه حرف من القرآن) (45) و یك حرف از قرآن موجود در آن نیست (ما فیه من قرآنكم حرف واحد) (46)

علامه مجلسی در بحارالانوار به نقل از كتاب خطی جوامع الفوائد حدیثی را به نقل از ابوبصیر چنین نقل می كند: امام صادق علیه السلام این آیه را چنین خوانده: "سئل سائل بعذاب واقع للكافرین (بولایة علی) لیس له دافع." آن گاه امام فرمود: در مصحف فاطمه چنین است." (47)

اما باید گفت این حدیث معتبر نیست چرا كه در راویان آن نام محمد بن سلیمان دیلمی وجود دارد كه رجال شناسان وی را موثق ندانسته در نتیجه حدیث وی را ضعیف شمرده اند. (48) چنان كه با روایات بسیاری كه می گوید مصحف فاطمه هیچ آیه و یا حتی حرفی از قرآن در بر ندارد، ناهمگون است.

در منابع، از جمله آنچه "محمد ابو زهره" در كتابش نوشته، آمده كه مصحف فاطمه چیزی از قرآن ندارد. ­(50) از این همه تاكید و تكرار بر نفی وجود مطالب قرآنی در مصحف فاطمه در می یابیم كه در زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام مصحف، به معنای قرآن مكتوب بود. اما چرا امامان به آن مصحف فاطمه و نه كتاب فاطمه می گفتند؟ اگر كتاب می گفتند دیگر نیازی به این همه یاد آوری و آگاهی نداشت!

در پاسخ باید گفت: از آن رو كه مصحف حضرت، بدین نام از آغاز خوانده می شد و در آن هنگام به معنای قرآن نبود، در زمان های بعد نیز همین اسم تكرار می شد. امام علی علیه السلام كتاب فاطمه را مصحف نامید: "و لقد اعطیت زوجتی مصحفا فیه من العلم ما لم یسبقها الیه احد؛ به همسرم مصحفی مشحون از علم داده شد كه به كسی این دانشها داده نشد." (49)

حتی اگر بپذیریم نام مصحف بعداً و در زمانی كه مصحف به معنای قرآن بود، بر كتاب فاطمه نهاده شد، برای آن بود كه بفهمانند میان مصحف فاطمه و مصحف قرآنی مشابهت هست، زیرا هر دو توسط جبرئیل نازل شده اند، گرچه در محتوا متفاوتند.

مصحف، احكام شرعی را در برندارد

در مورد احكام شرعی، امام صادق می فرماید: " لیس فیه شیء من الحلال و الحرام...؛ چیزی از حلال و حرام- احكام-  در آن نیست." (50)

محتوای اثبات شده

روایات- به گونه تفصیل- تمام محتوای مصحف فاطمه را ذكر نكرده، بلكه عنوان ها یا برخی سخنان را بیان نموده اند. این روایات در منابع مختلفی پراكنده است و ذكر می كنند در مصحف فاطمه این مطالب آمده است:

1- مقام عظیم پیامبر صلی الله علیه وآله (51) (و یخبرهاعن ابیها و مكانه).

2- آینده ذریه حضرت زهرا علیهاالسلام (52) (و یخبرها بمایكون بعدها فی ذریتها).

3- حوادثی كه رخ خواهد داد (53) (ولكن فیه علم ما یكون؛ ففیه ما یكون من حادث) مثلا "تظهر الزنادقة فی سنة ثمان و عشرین و مائة؛ زنادقه در سال 123 به ظهور می رسند."

4- نامهای انبیا و اوصیا (54) (ما من نبی ولا وصی الا و هو فی كتاب عندی).

5- اسامی پادشاهان و پدرانشان (55) (و اسماء من یملك الی ان تقوم الساعة؛ لیس من ملك یملك [الارض] الا و هو مكتوب فیه باسمه و اسم ابیه).

6- وصیت حضرت زهرا علیهاالسلام (56) (و لیخرجوا مصحف فاطمة؛ فان فیه وصیة فاطمة).

پی نوشت ها:

1- صحیفه انقلاب (وصیتنامه سیاسی الهی امام خمینی) ص3، چ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

2- بحارالانوار، مجلسی، ج 26، ص 41، ح 73، چاپ دارالكتب الاسلامیه، تهران.

3- همان، ج 27، ص 371، ح 3.

4- اصول كافی، كلینی، ج دوم، ص613 / بحارالانوار، ج 26، ص 39، ح 10.

5- صحاح تاج اللغة و صحاح العربیه، جوهری، ج 4، ص1383/ تاج العروس، زبیدی، ج 6، ص 161.

6- المصباح المنیر، فیومی ص 197/ الفروق اللغویه، ابوهلال العسكری، ص 241، چ بصیرتی. قم.

7- مناهل العرفان، زرقانی، ج 1، ص394، چ دار احیاء التراث، بیروت، 1412.

8- البرهان فی علوم القرآن، زركشی، ج 1، ص 546، دارالكتب العلمیه، بیروت 1403.

9- نوادرالاصول، ترمذی، ج 3، ص254، بیروت 1412.

10- المراجعات، سید عبدالحسین شرف الدین، ص 521، تحقیق حسین الراضی، چاپ دارالكتب الاسلامی، ایران.

11- سیرة لائمةالاثنی عشر، سید هاشم معروف الحسنی، ج 1، صص96-97، چاپ دارالتعارف، بیروت.

12- اعیان الشیعه، ج1، صص13-314، چاپ الانصاف، بیروت.

13- مكارم الاخلاق و معالیها، خرائطی، ص43، چاپ مكتبة الاسلام العالمیة، قاهره.

14- عوالم العلوم، عبدالله بحرانی اصفهانی، ج 11، ص 533، تحقیق موسسه امام مهدی، قم.

15- همان.

16- فروع كافی، كلینی، ج3 ، ص 705، ح 2 تحقیق علی اكبر غفاری، چاپ دارالاضواء، بیروت.

17- اعیان الشیعه، ج 1، صص314- 315.

18- سیرة الائمة الاثنی عشر، ج 1، صص96 - 97.

19- استنصار فی النفس علی الائمة الاطهار، ص 13، چاپ دارالاضواء.

20- اصول كافی، ج 1، ص 532.

21- عیون اخبارالرضا، صدوق، ج 1، ص47،ح 7، چ رضا مشهدی، قم. 1363.

22- اصول كافی، ج 1، ص 527، ح 4 / كمال الدین، صدوق،ج 1، ص303.

23- همان، ج 1، ص311، تحقیق غفاری، چاپ موسسه نشر اسلامی، قم.

24- الارشاد، شیخ مفید، ص262، چاپ بصیرتی قم كمال الدین، صدوق، ج 1، ص 312 بحارالانوار، ج 36، ص201.

25- تهذیب الاحكام، طوسی، ج 9، ص 144، ح 50، چاپ دارالاضواء، بیروت.

26- بحارالانوار، ج 103، صص 135- 136، ح 14.

27- همان.

28- اصول كافی، ج 1، ص24، ح 2 / بحارالانوار، ج 26، ص44، ح 77.

29- دلائل الامامه، ص 30، چ اعلمی، بیروت. 1403/  مسند فاطمة الزهرا، سید حسین شیخ الاسلامی، ص 199، چ دارالقرآن الكریم، قم 1412.

30- رجال نجاشی، ج 1، ص 302.

31- معجم رجال الحدیث، خویی، ج 4، ص 117.

32- بحارالانوار، ج 26، ص 39، حدیث70.

33- اصول كافی، ج 1، ص 245، حدیث2.

34- بصائرالدرجات، صفار، ص 153، ح 6 / اصول كافی، ج 1، ص241، ح 5

35- بحارالانوار، ج 26، ص 46، حدیث 94.

36- حج، آیه 75/  فاطر، آیه 1 / انعام، آیه 61/  اعراف، آیه 37 / هود، آیه 69/  حجر، آیه 15 / مریم، آیه 17- 19 و...

37- اصول كافی، ج 1، ص 314، چاپ قدیمی چاپخانه الانصاف، بیروت.

38- سوره اعلی آیه 19.

39- بحارالانوار، ج 26، صص 41. 42، ح 73.

40- همان، ص 45، ح 30.

41- همان، ح 79.

42- همان، ص 43، ح 39.

43- همان، ج 47، ص 271، ح3.

44- همان، ص 46، ح 34.

45- همان، ج 26، ص 39، ح 10.

46- همان، ج 37، ص176 / روضةالكافی، ص 43، ح 13.

47- معجم رجال الحدیث، ج 16، ص 127/  رجال نجاشی، ج 2، ص 269، ش 933.

48- الامام الصادق، حیاته و عصره، ص 324، چ مطبعة احمد علی مخیمره، مصر.

49- بصائرالدرجات، ص200، ح 2.

50- اصول كافی، ج1، ص390، ح 1.

51- بحارالانوار، ج26، ص 41، ح 72.

52- همان.

53- اصول كافی، ج 1، ص240، ح 2 / بحارالانوار، ج 26، ص 13، ح اول.

54- بحارالانوار، ج 47، ص32.

55- بحارالانوار، ج 26، ص 13، ح اول/  اصول كافی، ج 1، ص 242، ح 3.

56- اصول كافی، ج 1، ص 241، ح 4.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName