• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3848
  • دوشنبه 1384/4/13
  • تاريخ :

قسمت هایى از متن سخنرانى خصوصى و منتشر نشده شهید دكتر مصطفى چمران

تلفن سفارت لبنان درلیبى زنگ مى زند. منشى تلفن را برمى دارد . صدایى را مى شنود كه صداى شیخ محمد یعقوب بوده است، صدا درخواست مى كند كه با نزار فرحات، كاردار سفارت لبنان، صحبت كند. زمانى كه این كلمات را بر زبان مى راند، تلفن قطع مى شود. این مسأله نشان مى دهد آنها در جایى بوده اند كه تلفن در دسترس شیخ محمد یعقوب قرار داشته است. او مى خواسته محل خود را به كاردار سفارت، آقاى نزار فرحات، گزارش بدهد كه مأمورین مى رسند و تلفن را قطع مى كنند. ساعت 2 بعدازظهرآقاى نزار فرحات، پاسپورت هاى آقایان بدرالدین و صلح و مرهج را به هتل مى آورد كه به آن ها بازگرداند. ولى چون امام موسى و دوستانش را در هتل پیدا نمى كند، پاسپورت آقاى عباس بدرالدین را به آقاى مرهج مى دهد كه به او برساند. بعد از بازگشت آقاى نزار فرحات، ساعت 3 صبح روز بعد به هتل تلفن مى كند، تا از مسؤولین هتل در مورد بازگشت امام موسى سؤال كند. مسؤولین هتل مى گویند: ما هیچ چیزى نمى دانیم.

تلاش پیگیر براى توقف جنگ هاى داخلى

... آتش جنگهاى داخلى لبنان با اولین جرقه انفجار در عین الرمانه شعله ور شد. آن زمان، چپ وراست،هر دو، به شعله جنگهاى داخلى دامن زدند. هر یك از آنان براى خود مصالح ومنافعى درنظر داشتند. در حالى كه امام موسى و مقاومت فلسطین كه از وجود چنین نقشه و توطئه اى آگاهى داشتند، از این انفجار ناراحت بودند و با تمام قوا سعى مى كردند به جنگ داخلى لبنان پایان دهند. آنها مى دانستند كه استعمار، نقشه اى جدید براى نابودى مسلمانها طرح كرده است، و سقوط در گرداب جنگهاى داخلى، یعنى سقوط در بزرگترین توطئه بین المللى براى نابودى مسلمان ها.

امام موسى براى جلوگیرى از جنگ داخلى لبنان به هر اقدامى دست زد. حتى براى اعمال قدرت روحى و معنوى، چندین روز همراه با هزاران نفر در مسجد «صفا» در بیروت روزه گرفت، تا اینكه بالاخره توانست آتش یك دوره از جنگهاى داخلى لبنان را خاموش كند. اما استعماردست بردار نبود، و با خدعه و نیرنگ آتش افروزى مى كرد. هنوز بعد از چهار سال، این توطئه بزرگ بین المللى با سرعت وقدرت بیشترى پیش مى رود.

تنها شخصیتى كه در برابر این توطئه بین المللى ایستاده بود و مبارزه مى كرد، شخص امام موسى صدر بود. به همین علت، چپ و راست، هر دو علیه او جبهه گیرى كردند و در كوبیدن او دست داشتند. در چهارسال جنگ داخلى لبنان، مى بینیم كه تنها كسى كه با شجاعت و صراحت در مقابل توطئه هاى بین المللى ایستاد و آنها را افشا كرد، شخص امام موسى بود. توطئه گران براى نابودى او یا ربودنش نقشه هاى زیادى طرح كردند كه آخرین آنها به ربوده شدن او ختم شد. حال مسأله ربوده شدن امام موسى صدر را برمى رسیم.

الجزایر نیز میانجیگرى مى كند

در اول تابستان 1978 امام موسى مسافرتى به الجزایر كرد. 7 روز در آن كشوربا مقامات مهم الجزایرى گفت وگو كرد، و با مرحوم بومدین 5/2 ساعت جلسه داشت. در این سفر، یك پیمان مشترك بین جبهه آزادى بخش الجزایر و سازمان امل به امضا رسید و پایه یك همكارى مشترك ریخته شد. این مذاكرات، یكى ازموفقیت آمیزترین گفت وگوهایى بود كه امام موسى با دولتهاى عربى برقرار كرد.در ضمن مباحثات، دولت الجزایر به امام موسى پیشنهاد كرد كه بهتر است روابط خودرا با دولت لیبى بهبود ببخشد. چون دولت لیبى سخت به امام موسى حمله مى كرد.روزنامه ها و رادیوهاى وابسته به لیبى به امام موسى بد مى گفتند. سازمانهاى وابسته به آن كشور در لبنان علیه او توطئه مى كردند. امام موسى درجواب مسؤولین الجزایرى مى گوید كه از طرف ما هیچ ناراحتى نسبت به دولت لیبى وجود ندارد. اگر مشكلى هست، از طرف مسؤولین لیبى است. طرف الجزایرى پاسخ مى دهد: اگر ما قادر باشیم روابط شما را با لیبى بهتر كنیم، آیا شما حاضر هستید؟ امام موسى هم موافقت كلى خود رااعلام مى كند. دولت الجزایر هم با مقامات وسفارت لیبى تماس گرفت و از آنها مى خواهد در بهبود روابط بین امام موسى و دولت لیبى اقدام كنند.

البته باید بگویم كه قبل از این تاریخ، تنها یك بار در سال 1975 امام موسى به لیبى سفر كرده بود. این سفر براى حضور در كنگره اسلامى لیبى صورت گرفت. طى آن ملاقاتى هم با معمر قذافى دست مى دهد، كه در این ملاقات امام موسى 16 پروژه عمرانى براى مردم محروم جنوب لبنان و مقاومت در برابر اسرائیل به معمر قذافى پیشنهاد مى كند، و از قذافى مى خواهد كه خود او هم در اجراى آنها مشاركت كند، و هر پروژه اى را كه صلاح مى داند، در آنجا انجام دهد. براى مثال، یكى ازپروژه ها، ساختن پناهگاه در زیر مدارس، حسینیه ها و مساجد شهرهاى جنوبى لبنان بود. پروژه دیگر، ساختن موانع در ورودى شهرها و ده هاى جنوب بود، تا در صورت هجوم تانكهاى اسرائیلى، از ورود آنها به شهر جلوگیرى به عمل آید. طرح دیگر، تعلیمات جوانان جنوب لبنان بود كه در برابر حملات اسرائیل از خود دفاع كنند. تعدادى طرح كشاورزى و آبیارى و ... نیز بود كه به وضعیت اقتصادى جنوب لبنان سروسامان مى بخشید. ولى معمر قذافى با تمام این پروژه ها مخالفت مى كند و مى گوید كار ما در حال حاضر خراب كردن است. ما باید نظام مسیحى لبنان را خراب كنیم. هنگامى كه قدرت به دست مسلمانها افتاد، آنگاه شروع به ساختن خواهیم كرد. بنابراین، اكنون زمان ساختن نیست. در اینجا بود كه امام موسى با اومخالفت مى كند و مى گوید شما قادر نیستید كه مسیحیت را از بین ببرید، چون میلیونهامسیحى دنیا پشت سر آنها ایستاده اند. این یك خیال خام است. بنابراین اختلاف نظر به وجود مى آید و از همان تاریخ، آقاى قذافى تمام انرژى و قدرت خود را در راه انفجار لبنان و تشدید جنگهاى داخلى صرف مى كند. یعنى به گروهها و افرادى پول مى دهد، تا جنگ را بیشتر و عمیقتر كنند. در حالى كه برنامه امام موسى آن بود كه آتش جنگهاى داخلى لبنان به هر وسیله ممكن خاموش كند و به درون این گرداب توطئه بین المللى نیفتد. بنابراین مى بینیم كه یك اختلاف دید كلى میان امام موسى و معمر قذافى از سال 1975 پدیدار شد. بر اساس همین اختلاف نظر،روزنامه ها و رادیوهاى وابسته به لیبى بزرگترین حملات را به امام موسى مى كنند. كاراین حملات، گاهى به فحاشى و هتاكى و تهمتهاى بسیار بسیار ناروا و زننده مى رسد، كه زبان از بیان آنها شرم دارد.

اولین اقدامات براى ربودن

پس از وساطت دولت الجزایر، سفارت لیبى در لبنان با امام موسى تماس مى گیرد و از وى دعوت مى كند كه به لیبى سفر كنند. در تاریخ 25 آگوست سال 1978 امام موسى صدر همراه با شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین به لیبى مى رود. در حالى كه در فرودگاه بیروت سركنسول دولت لیبى، سیدمحمود بن جورح، وعده اى از كاركنان سفارت لیبى از ایشان وداع مى كنند. بنابراین سفر امام موسى صدریك سفر رسمى و به دعوت رسمى دولت لیبى و با خرج دولت لیبى بوده است.

... و از انعكاس اخبار امام جلوگیرى مى كند

دردوران اقامت امام موسى صدر در لیبى هیچ تماس تلفنى یا مكاتبه اى از طرف ایشان وهمراهانشان با دنیاى خارج به عمل نمى آید. در حالى كه ما مى دانیم امام موسى صدر عادت داشت همه روزه اعمال و كارهاى خود را به دوستانش دربیروت و خانواده خویش در پاریس اطلاع دهد. همچنین امام موسى صدر، آقاى عباس بدرالدین را كه یكى از روزنامه نگاران معروف لبنان و صاحب امتیاز خبرگزارى لبنان است، با خود برده بود، تا اخبار روزانه مربوط به سفر را به خبرگزاریهاى لبنان و دنیا گزارش بدهد. ولى طى این ایام، هیچ تماسى از سوى امام موسى صدر، یا عباس بدرالدین، از طریق تلكس یا تلفن و یا چیزدیگرى به عمل نمى آید. حتى امام صدر هیچ تماس تلفنى با خانواده اش نمى گیرد. در صورتى كه ضرورت داشت ارتباط همیشگى برقرار باشد، اما هیچ ارتباط و تماسى به عمل نمى آید. بعد مى بینیم كه دستگاههاى خبرگزارى لیبى هم از ورود امام موسى صدر و دوستانش هیچ خبرى را گزارش نمى كنند. در حالى كه شخصیتهاى خیلى كم اهمیت تر از امام موسى را در روزنامه ها و رادیو وتلویزیون یاد، و فعالیتهایشان را ذكر مى كنند. در فرودگاه لیبى، «احمد شحاطى» از آقاى صدر استقبال مى كند. او بزرگترین شخصیت سیاسى بین المللى لیبى است، و تقریباً مى توان او را مسؤول روابط خارجى لیبى به حساب آورد. ولى با تمام این احوال در خبرگزاریهاى لیبى هیچ ذكرى از امام موسى به عمل نمى آید. امام موسى در هتل «الشاطى» طرابلس سكونت مى كند.

امام در محاصره نیروهاى امنیتى

محل سكونت او را در قسمتى از ساختمان قرار مى دهند كه زیر نظر دستگاه اطلاعات لیبى بوده است: بخش شماره 351 . هنگامى كه یكى از دوستان آقاى صدر براى دیدار او به این بخش هتل مى رود، احساس مى كند كه مسؤولین امنیتى لیبى درباره هویت و مشخصات او تحقیقات كامل به عمل مى آورند، تا به اواجازه دهند كه به این قسمت برود. در تاریخ 26 یا 27 آگوست كه احمد شحاطى به زیارت امام موسى مى آید، تلویزیون رسمى لیبى گفته هاى امام موسى و احمدشحاطى را ضبط مى كند. ولى متأسفانه از تلویزیون پخش نمى شود.

در تاریخ 28 آگوست، آقاى «محمد سلمان»، كه یك خبرنگار لبنانى الاصل، ولى ساكن لیبى است، با امام موسى مصاحبه اى مى كند. مذاكره میان او و امام موسى هم ضبط مى شود، اما این مذاكرات هم از رادیوى لیبى پخش نمى شود. در تاریخ 29 آگوست آقاى «منح الصلح» و «اسعد مقدم» و «طلال سلمان» و «بشاره مرهج» و «محمد سلمان» به دیدار امام موسى مى آیند و چندین ساعت با او به گفت وگو مى نشینند. اطلاعاتى كه در چندروز گذشته به ما رسید، از طرف همین اشخاص، و آقاى اسعدمقدم و محمد سلمان است، كه در این جلسه با آقاى صدر گفت وگو كردند. در این جلسه است كه آقاى صدرناراحتى خود را از آنچه در لیبى در چند روز گذشته بر او گذشته است، به این افراد ابرازمى كند.

لیبى به سفارت لبنان خبر نمى دهد

در تاریخ بیست و نهم آگوست، آقاى «عباس بدرالدین» به كاردار سفارت لبنان در لیبى،آقاى « نزار فرحات»، مراجعه مى كند و به او اطلاع مى دهد كه امام موسى صدر در لیبى است. كاردار سفارت لبنان اظهار تأسف مى كند كه تا به حال از ورود امام موسى صدر اطلاعى پیدا نكرده است. فوراً امام موسى صدر و دوستانش رابراى صرف غذا و افطار (چون ماه رمضان هم بود) به خانه خودش دعوت مى كند. آن روز 27 رمضان بود. در دیدارى كه با آقاى فرحات به عمل مى آید، عباس بدرالدین از اودرخواست مى كند كه ویزاى پاریس را براى وى تهیه كند، تا او هم بتواند در كنار آقاى صدر به پاریس برود. در اینجاست كه مى بینم امام موسى و شیخ محمد یعقوب چنین درخواستى از كاردار سفارت براى ویزاى پاریس نمى كنند. به عبارت دیگر، امام موسى و شیخ محمدیعقوب ویزاى ورود به پاریس را از لبنان درپاسپورت خود داشته اند، و احتیاجى به گرفتن ویزاى مجدد نبوده است. در حالى كه عباس بدرالدین ویزا نداشته و پاسپورت خود را مى دهد كه ویزاى ورود به پاریس را براى او بگیرند. آقاى منح الصلح و بشاره مرهج هم كه در آنجا حضور داشتند، پاسپورتهاى خود را به آقاى فرحات مى دهند، تا براى آنها هم ویزا گرفته شود. یعنى جلسه اى بودكه همه نشسته بودند. هنگامى كه كاردار سفارت لبنان حضور داشته همه پاسپورتهایشان را مى دهند، تا ویزا بگیرند، جز امام موسى و شیخ محمد یعقوب.

شب بعد كه سى ام آگوست است، بنابر دعوت براى افطار در خانه نزار فرحات ، عده اى حضور داشتند. بین آنها منح الصلح، اسعد مقدم و طلال سلمان هم بوده اند. طلال سلمان مدیر روزنامه «السفیر» در بیروت است. آنها آگاهى مى یابند كه امام موسى تمام روز را در هتل منتظر ملاقات با معمر قذافى بوده است. حتى شماره تلفن خانه آقاى فرحات را به اداره هتل مى دهد، تا قذافى او را در هر لحظه براى ملاقات بخواهد، فوراً به آنجا برود. ساعت 5/9 شب امام موسى به هتل برمى گردد، تا اگر قرار باشد ملاقاتى صورت بگیرد، بتواند به سرعت خود را برساند. ولى هیچ اثرى از ملاقات نبوده است. در اینجاست كه احمد شحاطى به هتل مى آید و مى گوید ملاقات با قذافى ممكن است هر ساعت انجام بگیرد؛ یعنى موعد و قرار معینى ذكر نمى كند. ولى مى گوید حاضر باشید كه هر ساعت ممكن است ملاقات انجام بگیرد. امام موسى هم اضطرار خود را به سفر ابراز مى كند، ومى گوید باید هر چه سریعتر به پاریس برود. و چون كار ضرورى دارد، نمى تواند مدت زیادى بماند. اگر این ملاقات در این ماه انجام نگیرد، ان شاءاللَّه در ماههاى دیگر ووقت مناسبتر انجام خواهد گرفت.

حركت به سوى ملاقات با قذافى

در تاریخ 31 آگوست، ساعت 5/1 بعدازظهر آقاى اسعد مقدم با یكى از دوستان خود، امام موسى و همراهانش را در ورودى هتل الشاطى مى بیند. به آقاى مقدم گفته مى شود كه آن ها درراهند، تا با ماشینهاى رسمى دولتى به ملاقات قذافى بروند. او براى آنها آرزوى موفقیت مى كند. بنابراین آخرین لحظه اى كه امام موسى در طرابلس دیده مى شود، ساعت 5/1 بعدازظهر روز 31 اگوست در ورودى هتل الشاطى بوده است.

سپس تلفن سفارت لبنان درلیبى زنگ مى زند. منشى تلفن را برمى دارد . صدایى را مى شنود كه صداى شیخ محمدیعقوب بوده است، صدا درخواست مى كند كه با نزار فرحات كاردار سفارت لبنان صحبت كند. زمانى كه این كلمات را بر زبان مى راند، تلفن قطع مى شود. این مسأله نشان مى دهد آنها درجایى بوده اند كه تلفن در دسترس شیخ محمدیعقوب قرار داشته است. او مى خواسته محل خود را به كاردار سفارت، آقاى نزارفرحات، گزارش بدهد كه مأمورین مى رسند و تلفن را قطع مى كنند. ساعت 2 بعدازظهرآقاى نزار فرحات، پاسپورتهاى آقایان بدرالدین و صلح و مرهج را به هتل مى آورد كه به آنها بازگرداند. ولى چون امام موسى و دوستانش را در هتل پیدا نمى كند، پاسپورت آقاى عباس بدرالدین را به آقاى مرهج مى دهد كه به او برساند.بعد از بازگشت آقاى نزار فرحات، ساعت 3 صبح روز بعد به هتل تلفن مى كند، تا ازمسؤولین هتل در مورد بازگشت امام موسى سؤال كند. مسؤولین هتل مى گویند: ماهیچ چیزى نمى دانیم.

امام ربوده مى شود

دولت لیبى رسماً اعلام كرده است كه در ساعت 8 بعدازظهر روز 31 آگوست، امام موسى صدر، شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین در هواپیماى «آلیتالیا» به شماره 881 از لیبى به شهر رم مسافرت كرده اند و براى اثبات مدعاى خود لیست مسافرین هواپیما را انتشار داده كه در آن، اسامى این سه نفر هم آمده است. حتى دولت لیبى مدعى است كه چون جاى درجه یك براى این مسافران در هواپیما نبوده، اجباراً سه نفر از افراد را ازدرجه یك به درجه توریستى انتقال داده و این 3 نفر را به جاى آنها در قسمت درجه یك جایگزین كرده است. حتى نام كسى كه آنها را بدرقه كرده و به فرودگاه رسانده، هم دراین بیانیه ذكر شده است.

نیروهاى امنیتى ... با عمامه امام

ساعت 10 صبح روز بعد، دو نفر وارد هتل «هالیدى این» در شهر رم مى شوند. یكى از آنها خود را شیخ محمد یعقوب معرفى مى كند، و لباس عادى داشته. فرد دیگرخود را موسى صدر معرفى مى كند كه معمم بوده است. آنها دو اتاق به شماره هاى 701 و 702 اجاره مى كنند و پول یك هفته را هم از قبل مى پردازند. در اینجا مردى كه با مسؤول هتل صحبت مى كند، كسى است كه خودش را شیخ محمدیعقوب معرفى كرده است. شخص دیگر دورتر مى ایستد، و جلوى میز اطلاعات نمى آید. كارتهایى كه براى پذیرش این دو نفر نوشته شده، نه به خط صاحب هتل است،نه به خط شیخ محمد یعقوب و نه به خط امام موسى. پس خط شخصى دیگر است،یعنى شخصى كه خود را شیخ محمدیعقوب معرفى كرده است. این شخص به هنگام نوشتن نام خود، نوشته است:« محمد شحاده». نام اصلى شیخ محمدیعقوب، محمدیعقوب است یعنى نام خانوادگیش یعقوب است و اسم پدرش شحاده است . درپاسپورت مى نویسند محمد شحاده یعقوب. این شخص نام خود را نوشته محمدشحاده، در حالى كه اگر این شخص شیخ محمد یعقوب بود، لااقل نام خود را درست مى دانست و درست مى نوشت، و این اشتباه بزرگ را نمى كرد. بنابراین این دونوشته، نه به خط شیخ محمد یعقوب است ونه خط امام موسى و نه به خط صاحب هتل. هنگامى كه چمدانهاى امام موسى و شیخ محمدیعقوب را به طبقه هفتم و اتاق شماره 701 مى برند، این شخص كه به اصطلاح شیخ محمد یعقوب بوده، دست به جیبش مى برد و پول بسیار زیادى به دلار بیرون مى آورد و مبلغ گزافى به آن خدمتكار انعام مى دهد. به طورى كه او از زیاد بودن این مبلغ تعجب مى كند. این مطلب در روزنامه ها آمده، و مبلغش هم ذكر شده بود. بعد آنها فقط 10 دقیقه در هتل مى مانند. آن كسى كه خود را امام موسى معرفى كرده بود، تغییر لباس مى دهد و با لباس شخصى از هتل خارج مى گردد، و دیگر برنمى گردد. در حالى كه چمدانها داخل اتاق ، و پاسپورتها روى میز گذاشته شده اند. پاسپورتها و چمدان متعلق به امام موسى و شیخ محمد یعقوب بوده است.

بزرگترین ادعاى لیبى این است كه لیست مسافران هواپیما موجود بوده، و اسم این دو تن در آن ذكر شده است و وارد ایتالیا شده اند. بعد به هتل هالیدى این وارد شده اند.اما در اینكه بعد از هتل به كجا رفته اند، دیگر ازخود سلب مسؤولیت مى كند.

آغاز تحقیقات دادستانى كل لبنان

از طرف خانواده امام موسى صدر 10 نفر به ایتالیا رفتند، تا در این باره تحقیق كنند.آنها در تحقیقات خود با خلبان هواپیماى 881 ایتالیایى، معاون خلبان، میهمانداران زن و عده زیادى از مسافران هواپیما مصاحبه كردند، و عكس امام موسى و شیخ محمد یعقوب را به آنها نشان دادند. در بین تمام این افراد هیچ كس امام موسى وشیخ محمد یعقوب را در هواپیما ندیده است. در حالى كه با آن لباس مخصوص، وعمامه و عبا و آن هیبت كاملاً جلب نظر كرده اند، و محال است كه كسى آنها را یكبارببیند و بعد از یك هفته و یا یك ماه فراموششان كرده باشد. حتى بین سرنشینان این هواپیما، سه خانواده لبنانى هم بوده اند، كه مسلماً اگر امام موسى را مى دیدند، فراموش نمى كردند. یك مصاحبه تلویزیونى هم با خلبان هواپیما و بعضى از میهمانداران به عمل آمد. این مصاحبه در تلویزیون ایتالیا پخش شده و این افراد دیدن امام و همراهش را رسماً رد كردند.

تكذیب آلیتالیا

شركت آلیتالیا یك بیانیه رسمى صادر كرد كه در شب 25/9/1978 درتلویزیون ایتالیا پخش شد. در این بیانیه آمده بودكه اسامى امام موسى و شیخ محمدیعقوب و عباس بدرالدین در لیست هواپیماى 881 بوده (هواپیمایى كه در تاریخ 31 آگوست از شهر طرابلس به شهر رم رفته بود). اما این اشخاص، آن اشخاص حقیقى یعنى امام موسى صدر، رئیس طایفه شیعه در لبنان،شیخ محمد یعقوب و خبرنگار معروف عباس بدرالدین، نبوده اند. این اشخاص در آن هواپیما نبوده اند. در همان شب، تلویزیون ایتالیا مصاحبه اى با خلبان هواپیما انجام مى دهد. او مى گوید این افراد را در هواپیما ندیده است؛ نه با لباسهاى دینى ونه با لباسهاى شخصى. وى پس از اینكه عكسها را مشاهده كرده، گواهى داده این افراد رادر هواپیما ندیده است.

افشاى فورى سناریوى دروغین

در خصوص ورود این دو نفر به هتل هالیدى این نیز مى دانیم كه این دو نفر در ساعت 10 صبح روز اول سپتامبر، در آن هتل پذیرش شده اند. باید پرسید كه آنها ازساعت 5/8 شب تا 10 صبح كجا بوده اند. آیا ممكن است كه امام موسى و همراهانش شب را در خیابان ، یا داخل ماشین گذرانده باشند؟ غیرممكن است! ازساعت 5/8 شب و یا 10 شب تا 10 صبح كجا بوده اند؟ سپس تحقیقاتى كه به عمل آمد نشان داد، دو نفرى كه خود را آنجا معرفى كرده اند، مردانى سیاه چرده، كوتاه قد و لاغر بوده اند. مشخصات آنها با امام موسى و شیخ محمد یعقوب تفاوت اساسى دارد. آنها نمى توانند امام موسى و محمد یعقوب بوده باشند! افزون بر این، یك نفر از آنها معمم بوده ویك نفر با لباس شخصى. در حالى كه خیلى بعید به نظر مى آید كه شیخ محمد یعقوب، عمامه را از سرش بردارد و به صورت عادى ظاهر شود. دیگر آنكه، فردى كه این اوراق را پر كرده، نه امام موسى است، نه شیخ محمدیعقوب و نه صاحب هتل. نوشته ها به خط دیگرى است. همان طور كه گفتیم مسؤول هتل این دو نفر را افرادى سیه چرده و لاغر و كوتاه قد ذكر مى كند كه با مشخصات امام موسى و شیخ محمد یعقوب به كلى متفاوت است. این دو نفر فقط 10 دقیقه وارد اتاقهایشان مى شوند، و حتى ازدست شویى هم استفاده نمى كنند. فقط چمدانها را روى زمین گذاشته، پاسپورتها را روى میزقرار مى دهند و بدون پاسپورت خارج مى شوند. آن شیخ هم لباس خود را عوض مى كند و با لباس شخصى مى رود. در حالى كه در 20 سال گذشته هیچ وقت امام موسى با لباس شخصى دیده نشده است. تمام اینها نشان مى دهد كه این دو نفر امام موسى و شیخ محمد یعقوب نبوده اند، و دو نفر دیگر بوده اند كه این نقش را بازى كرده اند.

درباره عباس بدرالدین گفته بودند كه وارد هتل «ساتلایت» مى شود. در فرودگاه رم تنها براى 48 ساعت ویزاى ایتالیا مى گیرد و قرار بوده كه پس از آن به مالت سفر كند. در حالى كه او نه با هتل ساتلایت تماس گرفته و نه به مالت سفر كرده است. این نشان مى دهد فردى كه به نام عباس بدرالدین به ایتالیا رفته، یكباره گم شده و سرنوشتش به هیچ وجه معلوم نیست. درباره عباس بدرالدین گفتیم در روز 31 آگوست كه پاسپورت شیخ محمدیعقوب و امام موسى صدر را مى گیرند تا به آنها ویزابدهند، پاسپورت عباس بدرالدین وجود نداشته است. چون او پاسپورتش را به نزار فرحات سركنسول لبنان در لیبى داده بود، تا برایش ویزاى فرانسه بگیرد. چون در آن لحظه پاسپورت وى نبوده، نمى توانستند برایش ویزاى ایتالیا بگیرند. بنابراین دیر شده بود، لذاپاسپورت او را در لحظات آخر با هواپیما مى فرستند. بدون اینكه ویزاى ایتالیا داشته باشد. ویزاى ایتالیا را براى او در خود فرودگاه رم به مدت 48 ساعت مى گیرند. پس این تفاوت بین عباس بدرالدین و دو نفر دیگر از اینجا سرچشمه مى گیرد كه پاسپورت بدرالدین از لحظه اى كه آنها را مى گیرند و به دستگاه امنیتى مى برند، نزد وى نبوده است.

شتاب زدگى ربایندگان

موضوع مهمى كه باید گفت، این است كه در تاریخ 31 آگوست، ساعت 5 بعدازظهر، شخصى به سفارت فرانسه در لیبى مراجعه مى كند، تا براى امام موسى صدر و شیخ محمدیعقوب ویزاى فرانسه بگیرد. در سفارت فرانسه بعد از بازرسى پاسپورت ها روشن مى شود كه ویزاى فرانسه براى آن دو نفر وجود دارد. بنابراین به آن فرد گفته مى شود كه این دو نفر ویزاى فرانسه دارند و احتیاجى به گرفتن ویزاى مجدد نیست. وى كه مأمور دولت لیبى بوده است، مى گوید من این حرفها را نمى فهمم و براى این دو نفر ویزا مى خواهم. سفارت فرانسه در لیبى به سفارت فرانسه در بیروت تلگرافى مى زند واز آنها كسب اطلاع مى كند؛ آیا شما به امام موسى صدر و شیخ محمدیعقوب ویزاى فرانسه داده اید؟ آیا این ویزاها صحیح هستند یا خیر؟ چراكه اینها دوباره آمده اند ویزا بگیرند. سفارت فرانسه در جواب مى گوید اگرپاسپورت متعلق به امام موسى صدر است، تسهیلات لازم را براى آنها فراهم كنید. به آنها ویزا دهید، و ناراحتشان نكنید. بنابراین آنهادوباره به پاسپورتهاى امام موسى صدر و شیخ محمدیعقوب ویزاى فرانسه مى دهند. فردى كه به سفارت فرانسه رفته بود، از افراد وزارت امور خارجه لیبى بوده است.

امام موسی صدر هرگز وارد ایتالیا نشده است

مطلب دیگرى كه باید بدان اشاره كرد، آن است كه ویزاى ایتالیایى امام موسى وشیخ محمدیعقوب در همان تاریخ 31 آگوست، و پس از گرفتارى این دو نفر به دست آمده است. یعنى آنها هیچ وقت نمى خواستند به ایتالیا بروند و ویزاى ایتالیا نگرفته بودند. ولى بعدازظهر همان روز ناپدید شدند، و برایشان ویزاى ایتالیا گرفته شد. همان طور كه گفتیم، چون پاسپورت عباس بدرالدین وجود نداشته، براى او حتى ویزاى ایتالیا را نمى توانند بگیرند، و مجبور شدند در فرودگاه رم براى او ویزابگیرند. بلیتى كه به نام اینها صادر مى شود به تاریخ 31 سپتامبر است. در حالى كه مى دانید تاریخ سفر آنها 31 آگوست بوده كه ماه هشتم است، و این نشان مى دهد كه بلیتها یك ماه اختلاف تاریخ دارند؛ زیرا سپتامبر، ماه نهم است. یعنى بلیتهایى كه در داخل چمدان امام موسى و شیخ محمد یعقوب گذاشتند، بلیتهایى بود كه بعداً صادر شده است. بعد از آگوست ماه سپتامبر است . سپتامبر ماه نهم است. لیبیایى ها مى خواستند تاریخ را برگردانند. روز را به سى و یكم تغییر دادند. اما ماه نهم به ماه هشتم تبدیل نشد. بنابراین در بلیتى كه براى آنها تهیه شده، یك ماه اختلاف حاصل شده است. این نشان مى دهد بلیتها قلابى بوده اند. همان طور كه مى دانید، شخصى كه از هتل خارج مى شودمعمولاً پاسپورت رادر جیبش مى گذارد. بخصوص یك خارجى كه در كشوردیگرى به سر مى برد، محال است بدون پاسپورت خارج شود. در حالى كه مى بینیم كه این دو نفر پاسپورتهایشان را در اتاق گذاشته و بدون پاسپورت خارج شده اند. همچنین مى بینیم كه قفلهاى چمدان امام و شیخ محمدیعقوب شكسته و به زور باز شده است. در حالى كه اگر خود امام و شیخ محمد یعقوب این چمدانها را آورده و درآنجا گذاشته بودند، مى دانستند كه چگونه بازشان كنند و قفلها را نمى شكستند. خیلى بعید است، كارگران یا مسؤولین قفلها را شكسته باشند. این نشان مى دهد، كسان دیگرى قفلها را شكسته و چمدان ها را به هتل آورده اند.

گزارش مجله ایتالیایى

اطلاعاتى هم در مجله«ال مساجیرو» زیر عنوان «آیا امام موسى ربوده شده است؟» آمده، كه ترجمه آن از این قرار است:

«به تأكید مى توان گفت كه امام موسى صدر و مستشار او، آن دو نفرى نیستند كه درهواپیماى ایتالیایى كه طرابلس را ترك كرد، سوار شده بودند. ثانیاً امام موسى مطلقاً پایتخت لیبى را ترك نگفته است و دو مردى كه سوار هواپیما شدند و به هتل هالیدى این رم رفتند، امام موسى و شیخ محمد یعقوب نیستند. بلكه این دو نفر را براى گمراه كردن افكار مردم و سرپوش گذاشتن بر ربوده شدن امام موسى فرستاده اند.»

اطلاعات سرى دولت هاى عربى

مسأله مهم دیگرى كه براى ما مطرح است و نظر ما را اثبات مى كند، گزارشهاى خصوصى از سوى دولتهاى عرب درباره ربوده شدن امام موسى صدر است. دولت سوریه و همچنین الجزایر و نیز مقاومت فلسطین، بارها به نمایندگان شیعیان لبنان اظهار كردند كه امام موسى در لیبى است. حتى محل او و انتقال او از محلى به محل دیگر را براى مدت درازى ذكر مى كردند. حتى یكى از فرماندهان عرب قصدداشت با عده اى كماندو به محل اقامت امام موسى حمله كند و او را نجات دهد، ولى دولت متبوعش مانع این كار شد. چراكه احساس كرد خطر بزرگى براى حیات امام موسى خواهد بود. خود ابوعمار بارها به لیبى رفته و براى بازگرداندن امام موسى با قذافى صحبت كرده است.

9 میلیون دلار حق السكوت

حتى حدود 2 ماه پیش خبرى به فرماندهان فتح گزارش شده بود و در آن آمده بود كه ابوعمار در سفر 2 ماه پیش خود به لیبى،هنگامى كه وارد آن كشور مى شود، قذافى به او 9 میلیون دلار مى دهد و یاسر عرفات درجواب او مى گوید:« من براى پول نیامده ام. من آمده ام كه امام موسى را برگردانم».قذافى هم عصبانى مى شود و با او مشاجره مى كند. بنابراین مى بینیم اسناد و مداركى كه از دولتهاى عربى و غیرعربى به دست آمده است، همگى دال بر این مطلب بوده كه امام موسى صدر در لیبى است، و هرگز از لیبى خارج نشده است. همچنین پى جوییها وارتباطات جاسوسى دیگرى هم از طرف بعضى افراد در لیبى انجام گرفته، كه همگى تأكید دارند امام موسى در لیبى است .

حتى برخى محل اقامت او را هم ذكركرده اند. یك بار هم گفته شد كه یك ماهواره آمریكایى عكس محلى را كه امام موسى در آن زندانى است، گرفته است. آن عكس در پاره اى روزنامه هاى لبنانى وخارجى چاپ شد. بعد از انتشار آن عكس بود كه محل اقامت امام موسى را عوض كردند و او را به نقطه دیگرى بردند.

تظاهرات اعتراض آمیز در برابر هتل قذافى

بعد از ربوده شدن امام موسى، مردم لبنان دست به تظاهرات زدند. این تظاهرات حدود 10 روز پس از ربوده شدن او صورت گرفت. در سرتاسر لبنان مغازه ها و ادارات را بستند. در شهر صور، صیدا، بیروت و بعلبك تظاهرات بزرگى برپا شد، كه تا آن تاریخ بى نظیر بود. در شهر صور، حداقل صدهزار نفر در تظاهرات شركت كردند.

درآن محیط رعب و وحشتى كه بر جنوب لبنان سیطره داشت، جمع شدن صد هزار نفر خیلى عجیب به نظر مى رسید. پس از ده روز كه این تظاهرات به نتیجه نرسید،اعتصاب غذاى عمومى در سرتاسر لبنان آغاز شد. عده زیادى از مردم در مساجد به روزه نشستند و خواستار بازگشت امام موسى شدند. بعد از آن، هنگامى كه كنگره سران عرب در دمشق تشكیل مى شود، بیش از سیصد هزار نفر از مردم بیروت،بعلبك، صور و صیدا با ماشینهاى خود به راه افتادند، و حدود ساعت 4 بعدازظهر وارددمشق شدند. فریاد « بالروح، بالدم نفدیك یا امام » كه از اتوبوسها و ماشینهاى حامل تظاهركنندگان به آسمان طنین انداز مى شد شهر دمشق را لرزانید.

در آنجا بود كه نمایندگان این جمعیت كثیر به حضور حافظ اسد مى رسند و او آنها را به اتاقى هدایت مى كند. سپس قذافى را نزد آنها مى برد. قذافى به مدت یك ساعت با آنها گفت وگو مى كند. قذافى در ابتداى سخن خود به آنها مى گوید كه آیا همه شما شیعه هستید؟ درمیان 4 نفرى كه در جلسه نشسته بودند، فردى سنى بود، به نام شیخ احمدالزین، كه قاضى شهر صیداست. او بلند مى شود و مى گوید: »من سنى هستم، اما امام موسى فقط متعلق به شیعیان نیست، متعلق به همه مسلمین است«. او دفاع سختى از امام موسى مى كندو مى گوید به همین علت است كه من هم براى بازگرداندن او آمده ام.

بعد قذافى مى گوید:« آیا او ایرانى نبوده است؟ امام موسى، ایرانى است«. اومى خواست تلویحاً بگوید چرا براى یك ایرانى اینقدر خود را زحمت مى دهید ، مبارزه مى كنید و تظاهرات به راه مى اندازید! .......

امام هرگز از لیبى خارج نشده است

دادستانى ایتالیا تحقیقات گسترده اى را آغاز كرد وبا مراجعه به مسافران هواپیما، پلیس گذرنامه، مأموران گمرك، خدمه وخلبان هواپیما وبا استفاده از اطلاعات منابع امنیتى خود سرانجام حكم زیر را صادر كرد:

امام موسى صدر و دو همراه وى هرگز از لیبى خارج نشده اند.

بنابراین سرانجام تمام اظهارات رسمى مقامات لیبیایى تكذیب شد و حكومت لیبى به عنوان عامل اصلى ربودن امام صدر تعیین شد.

منبع: روزنامه «ایران »

اسرائيل تحت تاثيرسخنان نصرالله

اسرائيل تحت تاثيرسخنان نصرالله

اسرائيل تحت تاثيرسخنان نصرالله
جهاد و اجتهاد در یک سنگر

جهاد و اجتهاد در یک سنگر

جهاد و اجتهاد در یک سنگر
آخرین ارزوی علامه فضل الله

آخرین ارزوی علامه فضل الله

آخرین ارزوی علامه فضل الله
به چمران هم تهمت زدند

به چمران هم تهمت زدند

به چمران هم تهمت زدند
UserName
عضویت در خبرنامه