• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 13137
  • يکشنبه 1384/2/25
  • تاريخ :

زنان شاهنامه ( بخش اول)


مقدمه

زن در نگاه فردوسی

زنان دوره پیشدادی

زنان دوره كیانی

كلام آخر

مقدمه :

شاید در محدوده ملل فارسی زبان ( ایرانی ، تاجیك و افغان ) و آنان كه با زبان و ادب فارسی انسی دیرینه دارند ، همگان بر این امر اتفاق نظر داشته باشند كه شاهنامه فردوسی یكی از درخشانترین و اثرگذارترین آثار ادب فارسی است ، به ویژه قالب حماسی آن ، بر میزان تاثیر، می افزاید، چرا كه مخاطب این اشعار و ابیات، مردمی هستند كه پهلوانی و جوانمردی را یكی از ارزشمندترین خصلت های اخلاقی برمی شمارند. قالب حماسی و اسطوره ای شاهنامه سبب شده است كه قریب به اتفاق چهره هایی كه از این كتاب ارزشمند به خاطر می ماند، از میان مردان بوده، زنان را راهی به آن نباشد. ولی آیا به راستی شاهنامه كتابی مردانه است ؟ آیا رد پایی از زنان نام آور ، جنگاور، شجاع دل، فداكار، با ایمان و یا شیدا و عاشق نمی توان در آن یافت؟

متاسفانه در سالیان اخیر شاهنامه فردوسی به زاویه رانده شده و شمار اندكی از جوانان اهل مطالعه ( كه تعداد هم آنها نیز در میان جوانان- به طور عام- بسیار اندك است ) این كتاب سترگ را خوانده اند. ولی اگر از آنان كه این اثر حماسی را خوانده اند، بخواهید شماری چند از شخصیت های شاهنامه را نام ببرند بی گمان این اسامی در صدر فهرست آنان جای خواهد داشت: رستم و سهراب، ضحاك و فریدون، سیاوش و اسفندیار و... و اگر بخواهید شماری چند از زنان این كتاب را نام ببرند شاید تنها به سودابه اشاره كنند كه آن هم شاید به دلیل پر رنگ بون نقش اغواگرانه وی در برابر سیاوش باشد. دراین مقاله در صدد هستیم برخی از صفات برجسته زنان شاهنامه را بررسی كرده و مابقی را به علاقمندی  و جستجوگری خواننده بسپاریم. شاهنامه فردوسی به دوره هایی تفكیك شده كه به ترتیب عبارتند از : دوره فرمانروایان پیشدادی و پهلوانی، كیانی، ذكری كوتاه از دوره اشكانی و درنهایت دوره  ساسانی.

به جز دو دوره آخر، هیچ مستنداتی مرز میان داستان، افسانه و تاریخ را روشن نمی سازد و چنانكه می یابید در این دوره ها اثر و نامی از مادها و هخامنشیان در میان نیست، لذا نمی توان میان زنان شاهنامه( در دو دوره نخست ) و وضعیت زنان در دوره باستان هیچ نوع بررسی تطبیقی انجام داد. لذا ما در این نوشتار صرفاً به ذكر نام زنان و اشا ره ای كوتاه به عملكرد آنان اكتفا می كنیم و برای احتراز از طولانی شدن مقاله تنها به بخش های افسانه ای شاهنامه خواهیم پرداخت. (برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره فردوسی ، خاستگاه وی و وضعیت زبان فارسی در زمان سرایش شاهنامه می توانید به مقاله " سخن ماندگار " مراجعه كنید )

زن در نگاه فردوسی :

درابتدا و پیش از آنكه به " زنان " شاهنامه بپردازیم لازم است ببینیم كه فردوسی خود به زنان چگونه می نگریسته و در نظرگاه وی زن از چه جایگاهی برخوردار بوده است. نگرش فردوسی به زنان را می توان در چند مورد معدود در شاهنامه یافت .

در آغاز داستان ضحاك ماردوش آنگاه كه وی با هدایت اهریمن به كشتن پدر(مرداس ) دست برد، فردوسی چنین می سراید :

" به خون پدر گشت همداستان

زدانا شنیدم من این داستان

كه فرزند بد گر شود نره شیر

به خون پدر هم نباشد دلیر

مگر در نهانش سخن دیگرست

پژوهنده را راز با مادر است "(شاهنامه ج 1 ص 46 )

چنین بر می آید كه فردوسی بدگهری و كژنهادی ضحاك را تنها بر عهده مادر وی می نهد، چنانكه گویی این مادر بوده است كه  وی را به چنین عمل شنیعی ره نموده است. البته می توان این ابیات را از زاویه ای دیگرنیز نگریست و چنین استنباط كرد كه شاید فردوسی نقش مادر در تربیت، پرورش و شكوفایی اخلاق در فرزند را گوشزد كرده است.

در داستان پادشاهی فریدون می خوانیم كه وی دختران شاه یمن را برای همسری پسران خود (ایرج و سلم و تور ) برگزید و شاه یمن نیز به خاطر اضطرار و ترس از شاه ایران حاضر به این وصلت شد، ولی از بخت نامساعد خود كه سه دختر نصیب او ساخته، شكوه كرد و نالید؛ فردوسی در این جا چنین می سراید:

" خروشید و بار غریبان ببست

ابر پشت شرزه هیونان(1)مست

زگوهر یمن گشته افروخته

 عماری یك اندردگر دوخته

چو فرزند را باشد آیین و فر

گرامی بدل برچه ماده چه نر " ( همان ج 1 ص 90)

در جایی دیگر در داستان پادشاهی كیكاوس آنجا كه سیاوش برای اثبات پاكدامنی خود گذر از آتش را بر گزید، فردوسی می گوید :

" نهادند هیزم دو كوه بلند

 شمارش گذر كرد بر چون و چند

ز دور از دو فرسنگ هركش بدید

چنین جست و جوی بلا را كلید

همی خواست دیدن در راستی

ز كار زن آید همی كاستی "( همان ج 3 ص 35 )

آیا به راستی شاهنامه كتابی مردانه است ؟ آیا رد پایی از زنان نام آور ، جنگاور، شجاع دل، فداكار، با ایمان و یا شیدا و عاشق نمی توان در آن یافت؟

كه فردوسی دراین ابیات به نقش اغواگرانه سودابه در رانده شدن سیاوش از دربار پدرش كیكاوس اشاره دارد. فردوسی دراین ابیات برای اثبات نابكاری و بدنهادی زنان از رفتار سودابه سود می جوید، ولی نباید از یاد برد كه همین سودابه كه برخی او را نماد بد طینتی زن در ادبیات فارسی قلمداد می كنند، زنی وفادار است و برای اثبات وفاداری خویش به همسر، رنج زندان را نیز بر خود هموار می سازد .

در ادامه همین داستان، فردوسی با اشعاری دیگر نگرش خود نسبت به زن را آشكار می كند :

" چنین است كردار گردان سپهر

نخواهد گشادن همی برتو چهر

برین داستان زد یكی رهنمون

 كه مهری فزون نیست از مهر خون

چو فرزند شایسته آمد پدید

ز مهر زنان دل بباید برید" (همان ج 3 ص 39 )

این چهار قطعه كه از سه بخش مجزا در شاهنامه روایت شد، گویای نوع اندیشه و نگرش فردوسی به زن است، و زن را ابزاری جهت فرزند آوری می داند كه البته آثار این نوع نگرش را كه حاصل جامعه مردسالار است، هنوز می توان در جامعه سراغ گرفت. ولی با این حال فردوسی میان زن در مقام "همسر" و زن در مقام "فرزند" اندك تفاوتی قائل می شود.

سایت تبیان- فریبا كاظم نیا

پی نوشت:

1- هیون: در اصل واژه ای یونانی است به معنای شتر، یا حیوان بزرگ، اسب.

UserName