• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2672
  • يکشنبه 1384/2/18
  • تاريخ :

ورزشكارانی كه دوست ندارند مطلبی در مورد آنها نوشته شود!

ما را به رسمیت نمی‌شناسند

« ما باید روزی پنج ساعت تمرین كنیم، در سال تنها چهار روز می‌توان استراحت كرد...، برای رسیدن به محل تمرین خود همیشه باید مسافت طولانی را طی كنیم، برای استفاده از اماكن ورزشی باید به عنوان یك ملی‌پوش پول بپردازیم، .... در مسابقات المپیك 120 مدال در این رشته توزیع می‌شود، اگر به رشته‌ی ما اهمیت می‌دادند كشور ما هم‌اكنون در این جایگاه آسیایی و جهانی قرار نداشت، استعدادهای ما واقعا بی‌نظیرند اما روزبه‌روز از این رشته طرد می‌شوند، تنها قشر خاصی از مردم می‌توانند به آن روی بیاورند، اگر حمایت خانواده‌هایمان نبود شك نكنید هم‌اكنون اثری از این چند ملی‌پوش نیز نبود...

آری شناگران ایران چیزی از مایكل فلپس آمریكایی كه به تنهایی توانست شش مدال طلا و به اندازه‌ی تمام مدالهای ایران در مسابقات المپیك آتن برای كشورش كسب كند، كم ندارند! اما می‌خواهم به صراحت بگویم كه دوست ندارم هیچ خبرنگاری، اخبار مسابقات ما را مخابره كند... در زمان مسابقات دوست ندارم به هیچ خبرنگاری پاسخ دهم! درست شنیدید ... در توضیح صحبتهای خود می‌گویم آنها كه همیشه از ضعف رشته‌ی شنا می‌گویند... آنها كه در مسابقات همبستگی كشورهای اسلامی برای تشریح نتایج كسب شده در شنا یك پا كارشناس شده بودند... آنها كه نمی‌دانند بكتاش قیدی كیست... شاهین برادران از كجا آمده ... آنها كه نمی‌دانند سهیل آشتیانی چگونه به این جایگاه رسیده، چرا تنها سالی یك بار به سراغ ما می‌آیند.

وقتی كه بكتاش قیدی، ملی‌پوش یك كشور در سرمای زمستان كنار خیابان مانده بود و در گرمای تابستان هیچ كس سراغی از او نمی‌گرفت، وقتی كه دوستان بكتاش با كمترین مضیقه‌ی مالی خود را به استخرهای شنا می‌رساندند، وقتی كه ما بودیم و هیچ كس هیچ احوالی از ما نمی‌پرسید و وقتی كه ما نبودیم، به نقد غیركارشناسانه‌ی ما پرداختند ...

تعبیر شما چیست من كه واقعا نمی‌خواهم كسی چیزی از من بنویسد! »

این گوشه‌ای از درد و دلهای بكتاش قیدی ملی‌پوش باسابقه‌ی كشورمان است كه همراه با دوستانش شاهین برادران و سهیل آشتیانی میهمان گروه ورزش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) بود.

در ذیل صحبتهای بكتاش قیدی را به نمایندگی از دیگر دوستانش پیرامون آنچه در شنای ایران می‌گذرد را می‌خوانید:

** شناگران در تنگنای مالی قرار دارند

هنگامی كه كاروان ورزشی ایران به مسابقات المپیك، آسیایی و جهانی اعزام می‌شود و رده‌بندی ایران اهمیت ویژه‌ای برای كشور دارد به ورزش‌های پایه به عنوان زیربنای تمام رشته‌ها می‌پردازیم. شنا، دوومیدانی و ژیمناستیك مدال‌آور هستند و باید به آنها بهای بیشتری بدهیم، این شعاری است كه مسوولان ما همیشه سر می‌دهند!

اما این چیزی نیست كه ملی‌پوشان ما می‌خواهند. امروز كه شناگران میهمان ما بودند واقعا تنگناهای مالی آنها را در فشار قرار داده بود. به گفته‌ی بكتاش قیدی، آنها روزی 5 ساعت تمرین می‌كنند در حالی كه تسهیلات لازم برای رفاه حالشان فراهم نیست، حقوق لیگ باشگاهی كه اخیرا راه‌اندازی شده است، كفاف كار آنها را نمی‌دهد و از طرفی از تیم ملی نیز حقوقی دریافت نمی‌كنند. در حقیقت ادامه‌ی فعالیتشان به یك انگیزه‌ی درونی تبدیل شده است كه هیچ عامل بیرونی در سطح قهرمانی آنها را همراهی نمی‌كند.

قیدی می‌گوید: یك شناگر در طول سال‌ تنها 4 روز تعطیل است، ما تمرینات سخت و طاقت‌فرسایی داریم. در ایران نیز تنها 10 نفر در تیم ملی شنا حضور دارند كه اكثر آنها تهرانی هستند. بنابراین شنای استان‌ها به دلیل نبود استخر عملا از بین رفته است و تهران نیز قابلیت تامین مالی شناگران خود را ندارد. به طور كلی ورزش‌های پایه كشور از لحاظ سیاست‌گذاری كلان در حال نابودی است.

** از تمرین كردن مایوس می شویم

با واگذاری استخرهای داخل شهر تنها استخر آزادی برای ملی‌پوشان باقی مانده است آنها مسافت زیادی را از شرق به سوی غرب تهران طی می‌كنند:« در تمام ایران استخرهای زیادی برای انجام فعالیت‌ قهرمانی وجود ندارد. اما این نكته‌ی مهمی است كه در تهران پایتخت ایران یك استخر شنا در وسط شهر وجود ندارد كه ملی‌پوشان به راحتی از آن استفاده كنند. ما برای رسیدن به استخر آزادی باید چندین ساعت در روز را طی كنیم و پس از خستگی ناشی از راه به تمرین بپردازیم. با اتمام تمرین نیز خستگی زیادی را با خود به خانه می‌بریم، به طوری كه روزهای آینده از ادامه‌ی تمرین مایوس می‌شویم.

** با تمام این موانع به كار خود ادامه می‌دهیم

قیدی كه انگیزه‌ی شناگران حال حاضر را بسیار بالا ارزیابی می‌كند به خبرنگاران ایسنا از مصمم بودن آنها برای ادامه‌ی كار می‌گوید:« شناگران نمی‌خواهند آخرین امیدها برای ادامه‌ی فعالیت‌شان از آنها گرفته شود. من تصور می‌كنم اگر سال گذشته لیگ شنا راه‌اندازی نمی‌شد بسیاری از استعدادهای ما از این ورزش طرد می‌شوند. شناگران در جریان لیگ توانستند 45 ركورد ملی را به ثبت برسانند. كه این امر نشان دهنده‌ی تلاش مربیان تیم‌ها و برنامه‌ریزی دقیق فدراسیون شنا در استعدادیابی است كه طی یك سال و نیم اخیر در تهران انجام شده است. از طرفی با حضور مرادی در سمت دبیر كل كنفدراسیون شنای آسیا از امكانات این كنفدراسیون به سود شنای كشور استفاده شده است.

** اخبار فوتبال مانع تبلیغات برای رشته‌های دیگر است

شناگران از انگیزه‌های كمی برای ترقی در كارشان برخوردارند به طوری كه رسانه‌های گروهی نیز تیتر مهم‌ترین اخبارشان را فوتبال تشكیل داده است. این شناگران به ایسنا می‌گویند: «هیچ گاه ندیده‌ایم كه كسی در مورد شنا مطلبی بنویسد و در مورد آن موشكافی كند. شنا و دیگر رشته‌های پایه در تبلیغات رسانه‌ای گم شده‌اند. بنابراین باید بگویم كه در كشور، روزنامه‌ی ورزشی به معنای كامل وجود ندارد. مطبوعات بیشتر به نكات ریز فوتبال توجه دارند و به رشته‌های اصلی جهان كه در المپیك جز رشته‌های پر مدال هستند نمی‌پردازند. تصور می‌كنم این قضیه واقعا تاسف‌بار است و تاسف‌بارتر از همه این كه كسی ملی‌پوشان شنا را نیز به رسمیت نمی‌شناسد. من به عنوان یك ملی‌پوش شنا با كارت عضویت تیم ملی نمی‌توانم از تسهیلات استخرها به طور رایگان استفاده كنم مگر با ارایه‌ی بلیت!

** ما چیزی از مایكل فلپس آمریكایی كم نداریم!

فلپس به اندازه‌ی ده كشور مدال‌های المپیك را در آتن درو كرد و موجب حیرت همگان شد. وی پدیده‌ای بود كه در اثر یك استعدادیابی اصولی در المپیك آتن به اوج رسید. اما شناگران ما تاكید می‌كنند كه اصلا در ایران استعدادیابی وجود ندارد:« در توضیح ادعای خود باید بگویم كه در كشورهای پیشرفته باشگاه‌ها كار استعدادیابی را انجام می‌دهند و سپس شناگران به تیم ملی دعوت می‌شوند. اما در ایران كاملا برعكس عمل می‌شود و استعدادیابی از سوی فدراسیون انجام می‌شود. هم اكنون كه من تا این زمان در شنا باقی مانده‌ام تنها به واسطه‌ی حمایت‌های خانواده‌ام است. چرا كه در شنای كشور استعدادیابی وجود ندارد و قهرمانان شنای كشور خانه نشین شده‌اند. آنها از میادین قهرمانی فاصله گرفته‌اند؛ البته این كار در گذشته به دلیل نبود لیگ اوضاع اسف‌بارتری داشت. شناگران در سنین پایین و حتی در اوج كار یك قهرمان از دست می‌رفتند. شاید قهرمانان المپیك و ورزشكاران دیگر رشته‌ها علیرغم حمایت‌های مالی از حمایت‌های معنوی هم برخوردار شوند ولی شناگران تیم ملی از هر دوی این حمایت‌ها محرومند.

** دوست ندارم كسی اخبار شنا را مخابره كند مگر ...

این گفته‌های قیدی است كه نمی‌خواهد خبرنگاری اخبار مسابقاتش را بنویسد، او به خبرنگار ایسنا می‌گوید:« زمانی كه یك شناگر در طول سال در سرما و گرما به تمرین می‌پردازد و برای ثبت ركوردهای جدید تلاش می‌كند هیچ خبرنگاری حالی از آنها نمی‌پرسد اما درست زمانی كه در مسابقات معتبر بین‌المللی مانند بازی‌های كشورهای اسلامی نتیجه نمی‌گیرد همگان به انتقاد از وی می‌پردازند و او را محكوم می‌كنند كه تلاش نكرده است. در این صورت من مایل نیستم كه با هیچ خبرنگاری گفت‌وگو كنم مگر آن كه در طول سال هم از مشكلات ومسایل ما آگاه باشند و یا حداقل از نزدیك این مسایل را دنبال كنند.»

** وارد كردن لطمات جبران ناپذیر شركت تجهیز به ورزش

«فدراسیون شنا اعتبارات محدودی دارد اما از مدیری لایق برخوردار است كه نتایج قابل قبولی را نیز كسب كرده است بنابراین باید رسیدگی بیشتری به این رشته شود در حالی كه فدراسیون شنا برای حفظ استخرهای خود با سازمان تربیت بدنی می‌جنگد. در هیچ كجای دنیا چنین وضعیتی وجود ندارد و سازمان تربیت بدنی تنها مرجع برای ایجاد زمینه‌های لازم رشد ورزش است. از طرفی شركت تجهیز برای درآمدزایی خود فدراسیون‌های ورزشی را از ارایه‌ی امكانات بهتر به ورزشكاران محروم می‌كند. متاسفانه اقدامات شركت تجهیز لطمات جبران ناپذیری به ورزش وارد می‌كند. در این میان وقتی شركت تجهیز اماكن ورزشی و استخرهای شنا را از فدراسیون می‌گیرد، مدیریت فدراسیون تنها تاحدی می‌تواند برابر كمبود اعتبارات فعالیت كند. این فدراسیون با اعتبارات ناچیز خود چهار رشته‌ی ورزشی مهم در دنیا كه در ایران اهمیت ندارد را تحت پوشش قرار داده است. »

** حضور مثبت شناگران خارجی در لیگ ایران

«هم اكنون 200 شناگر در لیگ كشور حضور دارند كه همه‌ی آنها عضو تیم ملی نیستند و نمی‌توانند یك شنای خوب را از نزدیك ببینند. برای اولین بار با جذب «آندری سردینوف» قهرمان المپیك و ركورددار اروپا از سوی باشگاه پیام ارتباطات شناگران كشور برای نزدیك كردن خود به سطح این شناگر تمرینات را منسجم‌تر دنبال می‌كردند. بی‌تردید همه‌ی این فعالیت‌ها به ارتقای شنای كشور كمك می‌كند. همان طور كه پیوستن «دیمیترو نازارنكو» ركوردار اروپا هم به باشگاه پتروشیمی كار شایسته‌ای بود كه از سوی این باشگاه انجام شد. خوشبختانه طی دو سال كه لیگ شنای كشور با تلاش فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو راه‌اندازی شده شناگران بسیار مستعدی را به كشور معرفی كرده است. هر چند كه این لیگ از لحاظ مالی شناگران را تامین نمی‌كند اما امیدوارم با ورود باشگاه‌های توانمند و حمایت مالی آنها، اوضاع مالی بهبود یابد. »

** شنای ایران به مربی خارجی نیاز ندارد

با توجه به كمبودهایی كه در رابطه با شنای ایران ذكر شد اما شناگران تیم ملی معتقدند شنای ایران در مربیگری كمبودی ندارد و به مربیان خارجی احتیاجی نخواهند داشت:« ثبت 45 ركورد طی یك سال در لیگ شنا حاكی از توانمندی بالای مربیان داخلی است. بهزاد خبازیان سرمربی تیم ملی یكی از این مربیان توانمند است پس می‌توان از مربیان خارجی تنها در پست مشاوره سود برد. چنانچه همین روند رو به رشد ادامه یابد، در المپیك پكن بدون استفاده از كارت سفید به عنوان یك تیم در این المپیك شركت می‌كنیم. البته ركورد شناگران ایران به ركوردهای جهانی نزدیك است و شاید در ثانیه‌ها باشد. »

** تا آخرین لحظه می‌مانم

اما شناگر تیم ملی تا چه زمان به فعالیت حرفه‌ای خود ادامه می‌دهد:« در شنا محدودیت سنی وجود ندارد و تا زمانی كه امكانات فراهم باشد یك قهرمان می‌تواند فعالیت كند. من نیز در صورت فراهم بودن امكانات تا سن 30 سالگی به شنای كشورم خدمت می‌كنم. همان طور كه الكساندر پوپوف روسی در سن 32 سالگی ركورد 50 متر پروانه جهان را به دست آورد. پس از آن از بدنه‌ی شنا جدا می‌شوم و به بخش خصوصی و جایی كه زندگی آینده‌ی مرا به لحاظ مالی تامین كند، می‌پیوندم.»

** خانواده‌ها باید حامی همیشگی شناگران باشند

در بخش دیگری از این گفت‌وگو سهیل آشتیانی دیگر شناگر تیم ملی كشورمان مشكلات درسی و هزینه‌ی سنگین زندگی شناگران را در طول تمرینات از مهم‌ترین مشكلات فعلی خود برشمرد: شناگرانی كه خانواده از آنها حمایت می‌كند رشد بیشتری نسبت به دیگران می‌كنند، چرا كه ورزش شنا به نحوی است كه یك شناگر در طول روز 6 ساعت مشغول تمرین است و زمان دیگری را برای كار و تامین خانواده‌ی خود ندارد. در شنای ایران عده‌ی خاصی به فعالیت می‌پردازند كه از لحاظ مالی تامین هستند و یا خانواده‌هایشان حامی همیشگی آنها هستند. ولی اگر از همین حالا روی شنا سرمایه‌گذاری شود تا چهار سال آینده شنای ایران به سطح آسیایی می‌رسد.

سهیل آشتیانی در جریان مسابقات همبستگی كشورهای اسلامی به دلیل بیماری آبله مرغان از دور مسابقات كنار رفت، وی در این رابطه می‌گوید: با جود این بیماری مجبور بودم در هتل بمانم از طرفی با حضور تیم قزاقستان شناگران قدرتمندی به این مسابقات پا گذشتند كه موجب شد ایران یك نقره و دو برنز این مسابقات را از دست داد كه با این شرایط نتیجه‌ی كار ما عالی بود.

شاهین برادران نیز با آشتیانی هم عقیده است: تیم ایران در این مسابقات نتیجه‌ی خوبی كسب كرد هر چند كه می‌توانست با تعداد شناگران بیشتری به این مسابقات اعزام شود مانند تیم پاكستان كه با یازده شناگر شركت كرده بود و در هیچ رشته‌ای هم فینالیست نداشت اما شناگران ایران هر سه توانستند به راحتی به دورهای نهایی راه یابند و در یك رقابت نزدیك از كسب مدال بازماندند.

بكتاش قیدی نیز ادامه داد: بعد از این بازی‌ها انتقادات بسیاری از عملكرد شنای ایران شد اما بهترین منتقدان در این مورد افرادی هستند كه در فدراسیون شنا بوده و تمامی مشكلات این ورزش پایه را از نزدیك لمس می‌كنند. در این بازی‌ها ایران با 4 شناگر اعزام شد كه سهیل آشتیانی پیش از آغاز مسابقات به دلیل بیماری از ادامه‌ی مسابقات بازماند و تیم با 3 نفر به كار خود ادامه داد. علیرغم این كه پیش بینی فدراسیون شنا قبل از اعزام به مسابقات كسب یك مدال برنز در قسمت 100 × 4 متر مختلط تیمی بود با حضور غیر قانونی قزاقستان كه یكی از قدرت‌های این رشته در دنیا محسوب می‌شود مواجه شد و شانس ایران برای كسب دیگر مدال‌ها بسیار كاهش یافت.

در هر صورت وضعیت شنای ایران این است و تا زمانی كه سیاست كلانی در راستای ارتقای آن نباشد، باید همین روند را ادامه داد. در این مسابقات قزاقستان در 3 رشته‌ی شنا، شیرجه و واترپلو شركت داشت و چنان مدال‌ها را درو كرد كه در پایان مسابقات بالاتر از ایران در جدول رده‌بندی قرار گرفت. به نحوی كه یك شناگر آنها 4 مدال طلا به دست آورد كه از تیم‌های فوتبال، بسكتبال و والیبال ایران بیشتر بود. این نشان دهنده‌ی سرمایه‌گذاری بالای این قبیل كشورها در ورزش‌های پایه است. »

UserName