• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2730
  • سه شنبه 1384/2/6
  • تاريخ :

محمد می آید

محمد (ص) می آید .

محمد (ص) در ماه «ربیع» می آید. و همراه با خود، ربیع قلوب و بهار جان ها و طراوت ایمان را به همراه می آورد .

محمد (ص) می آید .

از نسل ابراهیم بت شكن، از سلاله پاكان، از دامن  «آمنه» عفیف ، از مكه معظمه ، از خانه خدا ... .

با مشعلی از «حق» فرا دست ، كه می بینی آتشكده «آذرگشسب» ، با طلوع حضرتش ، به خاموشی می گراید ، به نشان فرو مردن فروغ دروغین آتش اهورایی ، در جلوه جمال الهی و جلال كبریایی . و این «صبح صادق» رسیدن «روز» را نوید می دهد، پس از شب دیجور و ظلمت ظلم ، پس از قرن ها قساوت و سال ها سفاهت . و با این «میلاد» لرزه و شكاف ، در كاخ «كسری»  می افتد ، به نشانه این كه از این پس «كعبه» كوی عشق است ،

و سكوی آزادی .

و بنای یادبود عدالت و برابری  و توحید ،

و سمبل قیام مردم و قوام امت

و رمز خضوع ، در برابر فقط  «الله» .

نه  «جم» ها .

نه «كی» ها ،

و «كسری» ها ،

و «قیصر» ها ،

و «فرعون» ها ...

محمد ( ص ) می آید .

مردی است از تبار پاك ابراهیم ، آخرین حلقه از سلسله نورانی رسولان ، كه همواره مبشران داد و آزادی ، و معلمان اخلاق بودند ، و رابط میان " خالق " و " خلق " .

می آید ...

تبر ابراهیم بر دوش ،

عصای موسی ، در دست ،

قلب مسیح در سینه ،

عزم نوح ، در اراده ،

صبر ایوب ، در دل ،

زیبایی یوسف ، در رخسار،

حكمت لقمان ، بر زبان ،

حكومت داود و سلیمان ، در سایه قرآن ...

می آید ...

می آید ...

با «فرقان» ، با «آیات»، با «بینات»، با «نور»، با «ذكر» با «كتاب»، با «هدایت»، با «قرآن» ، با «بشارت» ، با «انذار» ، با «وعد» ، با «وعید» ، ... .

می آید ... تا خنجر خونین كینه توزی ها و تعصب ها را از دست جاهلان جاهلیت زده برگیرد و «كتاب و حكمت» را ، و «لوح فلاح»  و «سلاح صلاح» را به دستشان دهد .

می آید ...

تا دشمنی ها را به دوستی تبدیل كند ،

تا دل ها را به هم نزدیك سازد ،

تا پراكندگی ها را به «وحدت» برساند و نیروها و شمشیرها را ، به جای آن كه به روی هم كشیده شود ، برای هم كشیده سازد ، تا به جای «برهم»  بودن ، «باهم» باشند .

تا از «دیو» فرشته بسازد ،

و ... از حیوان ، انسان

و از بیگانه ، دوست ،

و از رها ، بنده ،

و از«بنده» آزاده !...

محمد (ص) می آید ، ...

محمد (ص) از بطن تاریخ و عمق زمان ، در«هفدهم ربیع»  می آید .

با اخلاقی جذب كننده و برگیرنده و بركشنده و رشد دهنده ،

با رفتاری سرشار از تواضع و فروتنی و خاكساری ،

با نگاهی لبریز از شرم و عفاف ،

با زبانی حقگوی و خداخوان و صداقت و فصیح ،

با بیانی گرم و گیرا و سحار،

با قلبی نورانی كه چشمه زلال «معرفت» است ،

با دستی كه دوست نواز و دشمن كوب است ،

با پایی پویا تر از باد ، نستوه تر از كوه ،

با چهره ای به خندانی صبح و درخشش خورشید و زیبایی ماه و عصمت عشق .

ماه «ربیع الاول» است ... بهار نخستین ، و طلوعی نوین .

و ... محمد ( ص ) می آید ، تا پنجره های گشوده به روی «شب» و «شك» و «شیطان» را ببندد و درهایی را ، فرا روی مردم ، به روی  «روز»و «یقین» و «رحمان» بگشاید .

می آید ... می آید ...

تا دست های بسته را باز كند .

تا گام های خسته را به آسایش برساند ،

تا پاهای دربند را برهاند ،

تا گردن های گرفتاران را از زنجیرهای گران آزاد كند ،

تا محرومان موحد را علیه مترفین «شك مدار» بشوراند ،

تا «سبطیان» را بر ضد «قبطیان» بر انگیزد و از آنان ، «موسی» هایی فرعون ستیز بسازد .

می آید ...

تا دیده های كور را بینا سازد ،

تا خفتگان را بیدار كند ،

تا بندگان «دنیا» را ، سروران «آخرت» نماید ،

تا افق های دوردست تری را در چشم انداز كوته نظران «نقد اندیش» و «نزدیك بین» به تماشا بگذارد.

می آید ...

از دیار یار،  و كوی وحی می آید ، از سوی خدا می آید ،  با دروازه هایی از علم و عرفان ، و مرجان هایی از آیه و سنت .

می آید ، تا درد «جهل» را با داروی «حكمت» درمان كند .

تا بیماری شرك را با پیام توحید ، شفا بخشد .

تا مردم را از«ستم ادیان» تحریف شده ، به «عدل اسلام» بكشانند ،

تا از  «اطاعت مخلوق» به «طاعت خالق» دعوت كند ،

تا بذر «فضیلت» را در«مزرعه جان» ها بكارد ،

می آید ...

و با آمدنش برای ملت ها حیات می آورد ، و برای مشتاقان ، ارمغانی از معنویت و اخلاق .

آری ... می آید ، می آید ، محمد ( ص ) می آید ،

تا قلب های خسته بجوشند

تا دست های بسته بكوشند

تا نسل های تشنه و محتاج

از زمزم حیات ، بنوشند

تا چشمه های اشك ، بخشكد

از چشم و چهره های یتیمان

تا غنچه های خنده بروید

بر ساحل لبان اسیران

تا ...

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName