• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2870
  • سه شنبه 1384/2/6
  • تاريخ :

پیامبر اسلام و مبارزه با خرافات

داستانى است كه در كتب حدیث ما آمده است و حتى اهل تسنن هم نقل كرده‏اند.رسول اكرم(ص) از ماریه قبطیه پسرى به نام ابراهیم بن رسول الله دارد. این پسر كه مورد علاقه رسول اكرم است در هجده ماهگى از دنیا مى‏رود. رسول اكرم كه كانون عاطفه بود قهراً متأثر مى‏شود و حتى اشك مى‏ریزد و مى‏فرماید: دل مى‏سوزد و اشك مى‏ریزد، اى ابراهیم! ما به خاطر تو محزونیم ولى هرگز چیزى بر خلاف رضاى پروردگار نمى‏گوییم. تمام مسلمین، ناراحت و متأثر به خاطر این كه غبارى از حزن بر دل مبارك پیغمبراكرم نشسته است. همان روز تصادفاً خورشید منكسف مى‏شود و مى‏گیرد. مسلمین شك نكردند كه گرفتن خورشید، هماهنگى عالم بالا به خاطر پیغمبر بود، یعنى خورشید گرفت‏ براى این كه فرزند پیغمبر از دنیا رفته است. (1)

این مطلب در میان مردم مدینه پیچید و زن و مرد یك زبان شدند كه دیدى! خورشید به خاطر حزنى كه عارض پیغمبراكرم شد گرفت، در حالى كه پیغمبر به مردم نگفته - العیاذ بالله- كه گرفتن خورشید به خاطر این بوده است. این امر سبب شد كه عقیده و ایمان مردم به پیغمبر اضافه شود، و مردم هم در این گونه مسائل بیش از این فكر نمى‏كنند.

ولى پیغمبر چه مى‏كند؟ پیغمبر نمى‏خواهد از نقاط ضعف مردم براى هدایت مردم استفاده كند، مى‏خواهد از نقاط قوت مردم استفاده كند. پیغمبر نمى‏خواهد از جهالت و نادانى مردم به نفع اسلام استفاده كند، مى‏خواهد از علم و معرفت مردم استفاده كند. پیغمبر نمى‏خواهد از ناآگاهى و غفلت مردم استفاده كند، مى‏خواهد از بیدارى مردم استفاده كند، چون قرآن به او دستور داده:«ادع الى سبیل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى احسن‏.» (2) وسایلى ذكر كرده است.

[پیغمبر نفرمود] عوام چنین حرفى از روى جهالتشان گفته‏اند، « خذ الغایات و اترك المبادى‏» (3)، بالاخره نتیجه خوب از این گرفته‏اند، ما هم كه به آنها نگفتیم، ما در اینجا سكوت مى‏كنیم. سكوت هم نكرد. آمد بالاى منبر صحبت كرد، خاطر مردم را راحت كرد، گفت: این كه خورشید گرفت ‏به خاطر بچه من نبود.

مردى كه حتى از سكوتش سوء استفاده نمى‏كند، این گونه باید باشد، چرا؟

براى این كه اولاً اسلام احتیاج به چنین چیزهایى ندارد. بگذار كسانى بروند از خواب هاى دروغ، از جعل ها و از این جور سكوت ها استفاده كنند كه دینشان منطق ندارد، برهان و دلیل ندارد و آثار حقانیت دینشان روشن و نمایان نیست.

اسلام نیازى به این جور چیزها ندارد. ثانیاً همان كسى هم كه از این وسایل استفاده مى‏كند، در نهایت امر اشتباه مى‏كند. مثل معروف:" همگان را همیشه نمى‏توان در جهالت نگاه داشت"، یعنى بعضى از مردم را همیشه مى‏شود در جهالت نگاه داشت، همه مردم را هم در یك زمان مى‏شود در جهالت و بى‏ خبرى نگه داشت، ولى همگان را براى همیشه نمى‏شود در جهالت نگه داشت. گذشته از این كه خدا اجازه نمى‏دهد [و به عبارت دیگر] اگر این اصل هم در كار نبود، پیغمبرى كه مى‏خواهد دینش تا ابد باقى بماند آیا نمى‏داند كه صد سال دیگر، دویست ‏سال دیگر،هزار سال دیگر مردم مى‏آیند جور دیگرى قضاوت مى‏كنند؟! و بالاتر همین كه خدا به او اجازه نمى‏دهد.

پى‏نوشت ها:

1- البته این مطلب فى حد ذاته مانعى ندارد. به خاطر پیغمبر ممكن است دنیا زیر و رو بشود. اینها مسأله مهمى نیست.

2- نحل/125.[به راه پروردگارت با حكمت(دلایل عقلى) و اندرز نیكو دعوت كن و با بهترین روش با آنان به بحث و مجادله پرداز.]

3-[به هدف ها بپرداز و وسایل را رها كن.]

مجموعه آثار، جلد 16، ص 108،استاد شهید مرتضى مطهرى.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName