• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3289
  • سه شنبه 1384/2/6
  • تاريخ :

دو چهره از دو دین

تأثیركدامیك بیشتر است؟

 آنان كه اخبار فرهنگی و هنری را همواره دنبال می كنند مطلع اند كه هفته های اخیر شاهد به ثمر رسیدن شگفتی  دیگری در عرصه هنر سینما در تقریباً نیمی از كشورهای جهان بود. فیلم "مصایب مسیح" از مل گیبسن جنجال به پا كرد و طی روزها و هفته های متوالی عنوان پر فروش ترین فیلم را از آن خود ساخت. این فیلم نه به شخصیت حضرت مسیح می پردازد و نه به اهداف دین و رسالت وی ،  تنها12 ساعت پایانی زندگی آن حضرت را به تصویر می كشد و صد البته با توجه به روایت اناجیل اربعه، كه حضرت مسیح بر صلیب رفت و بر روی صلیب برای مردم طلب آمرزش كرد، و جای شك نیست  كه این داستان با قرآن و اسلام مغایرت دارد.

قصد آن نیست كه به بررسی این فیلم و موارد اختلاف آن با اسلام پرداخته شود بلكه مقصود در ابتدا مقایسه این فیلم با فیلم " الرسالة " ( كه در ایران با نام محمد رسول الله  پخش شده است) و سپس نقدی بر روش های تبلیغ و معرفی رسول مكرم اسلام به جوانان و علاقمندان است.

فیلم الرسالة یا محمد رسول الله در سال 1976 و با كارگردانی  مصطفی عقاد ساخته شد و قصد داشت زندگی پیامبراكرم را به تصویر بكشد، گرچه این فیلم به عنوان اولین فیلم در این زمینه، خود  كاری سترگ بوده است ولی  گویی تنها برای صحه گذاشتن بر برداشت غربیان از رسول گرامی اسلام ساخته شده بود.غربیان پیامبراسلام را تنها پیامبرخدا می دانند كه دست به شمشیر برد ، برای برقراری حكومت جنگید و موفق به تشكیل حكومت شد ، و غالب تصاویر و صحنه ها در این فیلم صحنه نبرد های رسول اكرم را به تصویر می كشد و تنها به جنگ های پیامبر می پردازد.

 علاوه بر این با توجه به ممنوعیت ارائه چهره ای از رسول اكرم ( بر اساس نظر علمای اسلام اعم از شیعه و سنی) عملاً  شخص اول فیلم حمزه سیدالشهدا با بازی خوب آنتونی كوئین است و شخصیت حضرت پیامبر در سایه شخصیت حمزه قرار گرفته است، حمزه از جانب رسول خدا سخن می گوید و فرامین خدا را صادر می كند و به عبارت دیگر فیلم ، نام محمد رسول الله دارد ولی بیشتر درباره رشادت حمزه و فداكاری های او در صدر اسلام است  كه این خود از عیوب آشكار آن بوده ، سطح تأثیر فیلم را بسیار كاهش می دهد .

چهره ای كه از حضرت رسول اكرم در فیلم محمد رسول الله به نمایش در می آید را به لحاظ تأثیر می توان با مسیح در فیلم مصائب مسیح مقایسه كرد البته بدون در نظر گرفتن سال ساخت این دو فیلم ، كه در این صورت تنها تكنیك فیلم تغییر می كند و نه میزان تأثیر آن؛ میزان تأثیر در این مورد به دو عامل بستگی دارد یكی تأثیر گذاری حقیقی خود شخصیت روایت شده و دیگری نوع و شیوه روایت ، كه در اینجا سعی بر آن است در حد مقدور هر دو مورد بررسی گردد.

پیش از گسترش مسیحیت در اروپا، آن مناطق تحت تأثیر آئین هلنیسم یونان و یا خدایان چندگانه روم بود كه تنها در نام خدایان با یكدیگر اختلاف داشتند.

 این خدایان ازدواج می كردند، فرزندانی به دنیا می آوردند، بیمار می شدند و می مردند ، و در طی زندگی خویش چندان خداگونه ( آنچنان كه ما ادراك می كنیم یعنی مبرا از هر اشتباه) هم نمی زیستند؛ آنها نیز مبتلا به شرارت هایی بودند كه انسان به آنها دچار است .

آیین مسیح در چنین بستری شدیداً با آن در می آمیزد و به جای آنكه مسیح ، رسول خدا تلقی گردد با تأثیر پذیری از آیین های كهن آن مناطق در قالب تثلیث، خدا ، پسر خدا و فرستاده ویژه وی دانسته می شود ، در این اندیشه مرز میان خدا و پیامبرخدا چنان مغشوش و درهم است كه بازشناسی آنان از یكدیگر میسر نیست و وقتی یك مسیحی خدا را یاد می كند مشخص نیست كه مخاطب وی ، خدای واحد است یا عیسی مسیح .

 چنانكه كودكی مسیحی در نامه ای به خدا وی را همراه با خانواده اش برای صرف ناهار دعوت می كند ( برگرفته از كتاب نامه بچه ها به خدا - دیوید هلر) .

شاید بگویید این ناشی از تخیلات كودكانه است، ولی این تخیل باز هم نیازمند یك زمینه تربیتی و فكری است كه از بزرگسالان به كودك منتقل شده است، نمونه این زمینه فكری را در همین فیلم مصائب مسیح می بینیم كه مسیحِ مل گیبسن بر روی صلیب و در حال شكنجه فریاد می زند« پدر آنها را ببخش. آنها نمی دانند. » در چنین دنیا و آیینی،  مسیح علیرغم پذیرش گسترده و عام، به هیچ وجه نقدپذیر و عقلانی نیست. سؤال و پرسش درباره وی و نحوه آفرینش و چگونگی حیات و ممات وی ممنوع است و تنها جنبه تعبدی و لازم الاجرا دارد. حال سوال این است چنین پیامبری كه ریشه در خرافات دارد، نیمه انسان- نیمه خداست و با آئین های كهن برگرفته از جهل آدمی در آمیخته است، چگونه چنین گسترش مكانی می یابد، فیلم پرفروشی از آن می سازند و بینندگان بسیاری را در سراسر دنیا به تماشا دعوت می كنند؟

از دیگر سو پیامبر مكرم اسلام ( ص) قرار دارد با چهره ای كاملاً انسانی! " بنده ستوده و محبوب خدا "( به اعتبار نام مبارك ایشان) با زندگی ملموس زمینی كه در عین حال كه انسانی و قابل فهم و در دسترس  و حتی قابل الگوبرداری است در آنچه كه هست نمی ماند؛ همین انسان شرف می یابد كه محبوب خدا باشد " حبیب الله " باشد به عرش اعلا عروج كند ، رخ در رخ ملكوت خدا بنشیند و مخاطب « لولاك لما خلقت الافلاك » گردد . رسول اكرم (ص)  مردی است از جنس همین مردم، و برخاسته از میان همین مردم و برای همین مردم ، نیامده تا قربان بزرگ برای مردمش و توجیه كننده یا جواز دهنده گناهان و شرارت های آنان باشد (همچون مسیح غربیان) ، بلكه مبعوث شده تا «لاتمم مكارم الاخلاق» باشد، آمده تا عشق و عقل را در هم آمیزد و راه سعادت بشر را از میانه این دو بنمایاند ، آمده تا انسان را از تاریكی های جهل با نور ایمان و دعوت به تعقل به روشنایی های الهی راه بنماید واوست پیامبری كه سیمای یك مجاهد در راه خدا و یك عارف را می توان توامان در چهره اش  یافت، " محمد تركیبی از موسی وعیسی است گاه او را در صحنه های مرگبار جنگ می بینیم ... و گاه هم او را می بینیم كه هر روز در رهگذرش یهودی ای از بام خانه اش خاكستر بر سرش می ریزد و او نرم تر از مسیح ... روی در هم نمی كشد و یك روز كه از كنار خانه وی می گذرد و از خاكستر مرد خبری نمی شود می پرسد: امروز رفیق ما به سراغ ما نیامد؟ و چون می شنود كه بیمار شده است به عیادتش می رود "( شریعتی علی - سیمای محمد - ص 35) .

 اینجا جای این سؤال باقی است كه با توجه به دنیای امروز كه دنیای تعقل گرا و خرد ورز است ، دنیایی سراسر سؤال و پرسش است چرا پیامبراكرم با سیمای انسانی، زندگی باورپذیر و رسالتی همه فهم با بد فهمی روبروست و مسیح دروغین غربیان( و نه البته عیسی بن مریم (ع) رسول خدا) با زندگی سراسر اسطوره ای، غیرقابل باور و از همه مهمتر غیرقابل پرسش و نقد با تبلیغات گسترده ،حتی دژهای كشورهای اسلامی را هم فتح  می كند؟ پس فرض اول  باطل است چرا كه شخصیت پیامبر به دلایلی كه برشمردیم در میزان وعمق تأثیر قابل مقایسه با مسیح مل گیبسن نیست .

پس باید پرسید در عملكرد ما مسلمانان چه قصوری نهفته كه پیامبراكرم را كه می تواند كام عطشناك انسان امروز را با تعالیم انسانی خویش سیراب سازد چنین مهجور كرده است.

همه اینها در یك پاسخ خلاصه می شود و آن این كه مبلغین ما روش های نوین تبلیغ را باور نكرده اند. دنیای امروز دنیای اطلاعات ، هنر و سرعت است.

ولی دنیای اسلام هنوز به وسایل تبلیغی چون خطابه و منبر متوسل است و اگر هم از وسایلی نظیر اینترنت و وب سایت استفاده می كند باز هم همان خطابه منبری را به صورت مقاله بر روی اینترنت  قرار می دهد ،  در عرصه فیلم و سینما هم همان كاستی ها وجود دارد چنانكه اولین و آخرین فیلمی كه درباره پیامبراكرم ساخته شده همان فیلم معروف محمد رسول الله است.

 ما در به تصویر كشیدن چهره حقیقی پیامبراكرم كوتاهی كرده ایم. ساده زیستی ایشان را فقط بر روی منبر فریاد كرده ایم و غافل از این بوده ایم كه دنیای امروز این نوع روش تبلیغ را نمی پسندد و به آن اعتنا نمی كند ، بهتر است به آن دورها ننگریم. همین جوانان مسلمان زاده خودمان را بنگریم كه در گوش همه آنان به عنوان اولین كلام " محمد رسول الله"  را زمزمه كردیم و  با مهر پیامبر پرورش دادیم ، ولی بازهم در میان همین جوانان با بد فهمی نسبت به زندگی پیامبر اكرم روبروئیم. نفهمیدن و یا ندانستن بسیار بهتر از بدفهمیدن است. در این زمانه كه تبلیغات منفی دنیای غرب برای ارائه چهره ای خشن از اسلام و سیمایی جنگ طلب از حضرت رسول در كار است و با استفاده از تبلیغات مؤثر و در اختیار داشتن رسانه های بزرگ و مهم اذهان بسیاری از مردم دنیا را آلوده می سازد ( كه نمونه بسیار كوچك آن كتاب آیات شیطانی  است)لازم است كه مبلغان ما برای پاسداشت مقام رسول حق محمد مصطفی(ص) با تغییر شیوه ها و روش ها و با بهره گیری از دانشِ محققان، هنرِهنرمندان و تجارب صاحبان فن در عرصه سینما با این موج مقابله نمایند. در داخل كشورسؤالات بسیاری برای جوانان مطرح است سؤالاتی كه با تعصب و بسته انگاریِ  بسیاری از علما بی پاسخ می ماند. به گونه ای كه امروزه یك جوان مسلمان پرسش در عرصه دین را یك امر محال و گناه تلقی می كند و این با روح آنچه رسول اكرم تبلیغ می نمودند بسیار متفاوت و مغایر است. دینی كه عقلانی و استدلال پذیر است در نتیجه عملكرد عالمان به دینی صرفاً تعبدی مانند دین مسیحیت اروپا تبدیل شده است.

هم اینك در اذهان بسیاری از جوانان پرسش هایی درباره زندگی و شیوه رفتار پیامبراكرم وجود دارد كه باید به دور از تعصب و با زبان امروز بدان پاسخ گفت. مدح و ثنا از جان عاشق برمی آید و تنها بر جان عاشق است كه اثر می گذارد در صورتی كه دنیای امروز و جوان امروز نیازمند پاسخی است كه ذهن او را اغنا كند، به پرسش ها و خلأهای فكری او پاسخ گوید و انصاف نیست این حقیقی ترین پیامبر حق مردی كه چهره او را تحریف نیالوده (چون موسی ) ، و اسطوره لكه دار نكرده است (چون عیسی ) در چارچوب اذهان كوچك ما زندانی باقی بماند. شاید بسیاری را عقیده بر آن باشد كه خداوند حافظ نیك نامی و اعتلای نام رسول حق محمد مصطفی خواهد بود. ولی توجه داشته باشید توكل در زمینه عمل ماست كه معنا می یابد و نه در كسالت و كاهلی ما.

 اگر ما یك مسلمان راستین هستیم، اگر در روزهایی مانند عید مبعث و میلاد پیامبردلمان سرشار از سپاس خداست كه ما را به شرف اسلام شرافت داده است، اگر دین اسلام را یگانه دین كامل و برحق می دانیم پس لازم است در اولین گام به معرفی راستین اساس این دین یعنی حضرت رسول اكرم بپردازیم ، چرا كه" برای شناخت دقیق تصویر كلی و تمام هر مذهبی شناختن خدای آن ، كتاب آن ، پیغمبر آن و دست پرورده خالص آن ضروری است و این روش ساده ترین ، ممكن ترین ، و در عین حال علمی ترین روش شناخت یك مذهب است " ( شریعتی علی - سیمای محمد - ص 21) ، ولی باید زبان امروز را دریابیم  و در عصر فن آوری اطلاعات با اسباب دوره صفویه تبلیغ نكنیم.میلاد حضرت رسول اكرم فخرعالم و مایه شرف دنیای اسلام در پیش است بیائیم از روح قدسی آن یگانه بزرگمرد، مدد جوییم و در اعتلای نامش بكوشیم.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName