• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2981
  • دوشنبه 1384/1/15
  • تاريخ :

برای بابایم گریه کنید


تعاون بودیم، ستاد تخلیه شهدا، جمع و جور کردن و بسته بندی و ترتیب انتقال بچه ها با ما بود؛ جیب هایشان را می گشتیم و هر چه بود در پلاستیکی جمع می کردیم و همراه تابوت می فرستادیم.

یکبار یکی از جنازه ها توجهمان را جلب کرد و حساس شدیم کاغذی را که روی آن با خط درشت نوشته بود "وصیت نامه" بخوانیم، ببینیم امثال این بچه ها که تازه بالغ شده و از مال دنیا هم چیزی ندارند بازماندگانشان را به چه اموری سفارش می کنند. کاغذ را که باز کردیم نمی دانستیم بالای سر بدن شهید بخندیم یا گریه کنیم. نوشته بود: برای من گریه نکنید. برای بابام گریه کنید که می خواهد خرج دفن و کفن مرا بدهد و برایم شب هفت و چهلم بگیرد.

بینوا هر چه یک عمر جمع کرده باید بدهد مردم بخورند!

سید مهدی فهیمی، فرهنگ جبهه

جراحی که رگ‌های شهید را بوسید

جراحی که رگ‌های شهید را بوسید

جراحی که رگ‌های شهید را بوسید
23 خاطره از غواصان لشگر14 (1)

23 خاطره از غواصان لشگر14 (1)

23 خاطره از غواصان لشگر14 (1)
هر کس تحمل روضه عطش دارد بخواند!

هر کس تحمل روضه عطش دارد بخواند!

هر کس تحمل روضه عطش دارد بخواند!
تیپ رمضون گدا در جبهه

تیپ رمضون گدا در جبهه

تیپ رمضون گدا در جبهه
UserName
عضویت در خبرنامه