• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 9250
  • دوشنبه 1383/12/24
  • تاريخ :

آیین نوروز در دوره ساسانیان

آداب و رسوم ایرانیان در آستانه ی سال نو ( قسمت چهارم )


مراسم نوروز ، در دربار ساسانیان با شکوه و جلال برگزار می شد. این مراسم را مؤلفان قرون اولیه اسلامی که به دوران ساسانیان نزدیک تر بودند به تفصیل نقل کرده اند . درباره آیین نوروزی در دربار ساسانیان در نوروزنامه چنین آمده است:

« آیین عجم از گاه کیخسرو تا به روزگار یزدجرد شهریار ، که آخر ملوک عجم بود چنان بوده است که روز نوروز ، نخست کس از مردان بیگانه ی موبدان پیش مالک آمدی با جام زرین پـُر مِی و انگشتری و دِرَمی و دیناری خسروانی و یک دسته خوید ( بر وزن دید به معنای جوی تازه رُسته) و شمشیری با تیر و کمان و دوات و قلم و اسبی و بازی و غلامی خوب روی ، و ستایش نمودی و نیایش کردی او را به زبان پارسی ؛ به عبارت ایشان .

چون موبد موبدان از آخرین بپرداختی ، پس بزرگان دولت در آمدندی و خدمت ها پیش آوردندی . آفرینِ موبد موبدان چنین بود :

« شها ، به جشن فروردین ، به ماه فرودین ، آزادی گزین بر یزدان و دین کیان ، سروش آورد ترا ، دانایی و بینایی و کاردانی و دیرزیو (1)، با خوی هـَژیر(2 ) ، و شادباش بر تخت زرین و انوشه (3)خور به جام جمشید و رسم نیاکان . در همت بلند و نیکوکاری و ورزش ( ورزیده ) ، داد و راستی نگاه دار ، سرت سبز باد ، و جوانی چون خوید (4) است کامکار و پیروز ، تیغت روشن و کاری (5) به دشمن ، بازت گیرا (6) و خجسته به شکار، کارت راست چون تیر و هم کشوری بگیری نو، بر تخت با درم و دینار ، پیشت هنری ( هنرمند ) و دانا گرامی و درم خوار( جیره خوار ) ، و سَرایَـت آباد و زندگانی بسیار »

چون این بگفتی چاشنی کردی و جام به مَلِک دادی و خوید در دست دیگر نهادی و دینار و درم در پیش تخت او بنهادی و بدین ، آن خواستی که روز نو و سال نو ، هر چه بزرگان ، اول دیدار ، چشم بر آن افکنند تا سال دیگر شادمان و خرم با آن چیزها در کامرانی بمانند و آن بر ایشان مبارک گردد که خرمی و آبادانی جهان در این چیزهاست که پیش مَلِک آوردندی .

شرح مبسوط و باشکوه مراسم دربار ساسانیان را ، ابی عثمان ، عمروبن بحر الجاحظ ، علامه بصری در کتاب خود ( المحاسن و الضداد) که در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم هجری تالیف شده ، نقل کرده است . وی آیین روز اول سال دربار ساسانیان را چنین توصیف کرده است ؛

...... و معمول بود که در این ایام ( نوروز ) پادشاه لباس های زرین در بر می کرد و بر اریکه ی (7) خود می نشست . در این روز شخصی که نام دلپسندی می داشت و به نیکو کاری معروف بود و صورت زیبا و زبان شیوا و شیرین هم می داشت ، می آمد و در حضور پادشاه می ایستاد و می گفت : آیا اِذن دخول به من می دهید ؟

پادشاه می پرسید : تو کیستی ؟ و از کجا آمده ای و کجا می روی و کی ترا به این جا آورده است و با چه کسی آمده ای و با خود چه داری؟

آن شخص پاسخ می داد : از سوی دو فرخنده ی نیکبخت می آیم و به سوی دو پربرکت می روم و کسی که پیروز ( منصور ) است : مرا به اینجا آورده است و نام من هم خجسته است . با سال نو آمده ام و برای پادشاه ارمغان سلامت و پیام آورده ام.

پادشاه می گفت : به او اذن دهید و بدان شخص می گفت : وارد شو .

آن شخص نزد پادشاه یک سینی سیمین ( نقره ای ) می گذاشت. اطراف این سینی چند گرده ی نان گذاشته شده بود که از انواع دانه های پخته شده بود از جمله گندم ، جو، ذرت ، نخود، عدس ، برنج ، کنجد، باقلا و لوبیا . از هر یک از این دانه ها ، هفت دانه در گوشه سینی چیده بودند و در وسط سینی ، هفت شاخه از درختی که بدان تفأل می کردند و خوش یمن بود و چشم با دیدن آن شاخه ها روشن می شد ، مانند شاخه زیتون یا انار، گذارده بودند . این شاخه ها بعضی دارای یک گره ، برخی دو گره و بعضی سه گره بودند و هر یک از این شاخه ها به نام یکی از کوزه ها بود و در گوشه های سینی نوشته بودند :

«ابزود ، ابزائد ، ابزون ، بردار. »

تفسیر این کلمات چنین است :

«زیاده شود ، زیاد ، افزایش ، روزی و گشایش . »

و هفت نوع شیرینی سپید رنگ و سکه های سپید و ضرب شده در همان سال و دینار جدید و تعدادی اسپند در سینی می گذاشتند؛ اینها را می خورد و سپس بر بقای سلطنت دعا می کرد و عزت پادشاه را مسئلت می نمود .

پادشاه در آن روز هیچ امر و نهی نمی کرد برای آن که شفقت کرده باشد و کسی از او در نوروز ، ناراحت نشود .

سنت جاری آن چنان بود ، اولین چیزی که بدو تقدیم می شد ، سینی طلا یا نقره ای بود و روی آن شکر سفید و نارگیل پوست کنده و خرمای تازه ، یا نارگیل در آن خیس شده بود.

پادشاه چند خرما برمی داشت . سپس به کسانی که دوست می داشت تعارف می کرد و از شیرینی هم هر کدام که میل می کرد می چشید. هر روز از ایام نوروز یک باز سفید را بالای دست می گرفت . با شگون بوده است که در این روز شخص لقمه ای پنیر تازه ، یا ماست بخورد. همه ی پادشاهان پارسی این کار را با شگون می دانستند و هر روز از ایام نوروز مقداری آب را در کوزه ای آهنین ، در سینی سیمین برای پادشاه می آوردند . در گردن آن کوزه، گردن بندی از یاقوت و زبرجد که در حلقه ای زرین به طور منظم نشانده بودند قرار داشت.

اگر نوروز به شنبه اتفاق می افتاد ، پادشاه دستور می داد از بزرگان یهودیان چهار هزار درهم بستانند. سبب این امر معلوم نیست ، فقط می توان گفت که سنتی عادی بود و سپس به منزله ی باج درآمد .

بیست و پنج روز مانده به نوروز در حیاط منزل پادشاه ، دوازده استوانه از خشت ، ساخته می شد و در هر یک از استوانه ها ، یکی از دانه ها کاشته می شد . مانند : گندم ، جو ، برنج ، عدس ، باقلا، ارزن ، لوبیا ، نخود ، کنجد ، ماش و هنگام برداشتِ این دانه ها روز ششم نوروز بود؛ و این کار را با ساز و آواز انجام می دادند . وقتی برداشت می شد ، آنها را در مهر روز ، از ماه فروردین ، در مجلس پهن می کردند . کاشت این دانه ها به عنوان تفأل هم بود . هر یک از دانه ها مقاومت بیشتری نشان می داد ، نشانی بود بر خوبی آن و پیش بینی می کردند که آن سال ، کشت آن دانه خوب خواهد شد.

پادشاه ، با نظرافکندن به جو تفأل می کرد .

استاد مربی تیراندازان ، روز نوروز به پادشاه ، یک کمان و پنج تیر هدیه می داد .

نماینده پادشاه در امور مملکت ، به او یک ترنج هدیه می داد .

در این مراسم ، در حضور پادشاه ، ترانه هایی که مخصوص پادشاه بود و همچنین ترانه هایی که فصل های سال را وصف می کرد و ترانه های آفرین ، خسروانی و پهلبد خوانده می شد .


ترتیب پذیرایی نوروز در دربار ساسانیان

پذیرایی در روزهای نوروز ، در دربار ساسانیان ترتیب خاص داشت . در هر یک از روزهای نوروزی طبقات معینی به حضورِ شاه بار(8) می یافتند و پذیرایی می شدند . ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه ، برنامه پذیرایی نوروز را در کاخ شاهنشاهان ساسانی ، بدین ترتیب نوشته است :

روز اول فروردین ، شاهنشاه به عامه مردم بار می داد.

روز دوم فروردین ، دهقانان ، خدمتگزاران آتشکده ها به حضور شاهنشاه بار می یافتند .

روز سوم فروردین ، اسواران (سواران ) و موبدان به حضور شاهنشاه بار می یافتند .

روز چهارم فروردین ، اعضای خاندان سلطنت ، رجال مهم کشور ، فرماندهان ارتش ، شرفیاب می گردیدند .

روز پنجم فروردین ، شاهنشاه به فرزندان و نزدیکان و محارم اجازه دیدار و پذیرایی نوروز می داد .

روز ششم ، ندیمان و مشاوران به حضور شاهنشاه شرفیاب می شدند .

--------------------------------------------------

1 – زندگی کن ( معنی جمله : عمر طولانی داشته باشی )

2 – شیر ( یعنی همچون شیر با هیبت و قدرتمند باشی )

3 – جاودانگی ( مایع جاودانگی از جام جمشید بخوری و پاینده بمانی )

4 – سبزه تازه روییده

5 – کارساز

6 – شکاری

7 – تخت

8 – اجازه حضور

منبع : فرهنگ مردم - تألیف : سیدعلی میرنیا


لینک ها

 درس هایی که از بهار می توان گرفت 

 هفت سین قرآن مجید 

 مفهوم عید در فرهنگ اسلامی 

UserName