• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3530
  • دوشنبه 1383/12/24
  • تاريخ :

نوروز نو شدنی اسطوره ای

نوروز و روایت های اسلامی ( قسمت چهارم )


نگرش انسان اعصار گذشته به مقوله زمان در شكل گیری و برگزاری جشن هایی نظیر نوروز نقش مؤثری داشته است. بر همین اساس، زمان در دیدگاه انسان اعصار كهن به دو گونه مقدس و نامقدس بخش می شد؛ «زمان مقدس» ، آن بود كه صرف امور مقدس ایمانی می گشت و «زمان نامقدس»، آن بود كه در گذران امور عادی زندگی به كار می رفت. اما زمانی كه مقدس به شمار می آمد، خود به چندگونه تقسیم می شد: یكی زمانی بود كه صرف به جای آوردن شعائر ایمانی می شد از جمله نمازها و فراز خواندن سرودهای دینی ؛ دیگر زمانی بود كه در طی آن، با تكرار بعضی اعمال كه در نمونه های كهن اسطوره ای وجود داشت، انسان اعصار كهن می كوشید با باز ساختن آن وقایع دور دست، كه توسط خدایان در آغاز خلقت انجام یافته و گاه توسط قهرمانان سَـلـَف در گذشته های دور و آغاز شكل گیری قوم و قبیله رخ داده بود، خود را با خدایان و قهرمانان افسانه ای خویش یگانه سازد و به اصل و منشأ خود بازگردد.

در این گونه زمان های مقدس، معمولاً نمایش های مذهبی و آیینی به پا می شد كه نمودار شادی ها و گاه عزاداری بود و سرانجام زمانی بود كه یادآور ریتم های كیهانی شمرده می شد. مانند فرا رسیدن هلال ماه.

 فصل بهار  به عنوان یك ریتم كیهانی و طبیعی توجه انسان اعصار باستان را به خود جلب كرد. بشر آن روزگار براساس تجربه و غریزه آموخته بود كه نو شدن را باید جشن بگیرد.

در واقع ستایش پدیده های ریتمیك و پدید آمدن آئین های سترگ وابسته به آنها، به سبب اعتقاد به وجود متافیزیك آنها براساس معتقدات دینی - ایمانی انسان آن اعصار بود، از آنجا كه دین و اصولاً اعتقاد به یك نیروی برتر، ریشه در عمق وجود انسان دارد، تلقی جشن های مختلف به عنوان نوعی عبادت، دور از ذهن نخواهد بود.

حتی اگر واژه جشن را به طور دقیق تعریف كنیم، ملاحظه می شود «یسنا» و «یسن» در فارسی دری به ترتیب دخیل از YASNA اوستایی و YASN فارسی میانه زرتشتی هستند و YASNA به معنی ستایش است و حتی خود كلمه جشن، به معنای ستودن است. بنابراین ملاحظه می شود جشن ها از جمله جشن نوروز به نوعی از نیاز فطری انسان به پرستشِ وجودی برتر ریشه گرفته اند.

از نظر اساطیری - تاریخی جشن نوروز بنا به گمان دكتر «مهرداد بهار» آیینی پیش آریایی در میان بومیان نجد ایران بوده است و آریایی ها به هنگام مهاجرت از دشت های اورارسی از جنوب روسیه فعلی به سوی نجد ایران با بخشی از باورها و آیین های بومیان این سرزمین روبه رو شدند و آنها را در خود جذب كردند و با باورهای خود آمیختند كه یكی از آنها نوروز  بود.

آیین های نوروزی در میان اقوام و ملل دیگری از جمله بابلیان، هیتیان، مصریان، یهودیان، مسیحیان و ... از دیر زمان وجود داشته است. این آیین ها بیش از هر چیز با مراسم قربانی كردن و نو كردن های رمزی ارتباط داشته است. در آسیای غربی جشن سال نو ، جشن ازدواج مقدس الهه آب و خدای باروری بوده كه در اصل پیروزی ایزد آب های شیرین در كـُشتن غول های آب های شیرین بوده است. (هزاره سوم پیش از میلاد)

دیگر این كه ماه فروردین ، ماه فـَرَوَهَرهاست. فروهرها گونه ای از روان آدمی یا نوعی همزاد آدمیان هستند. هینلز می گوید: همانگونه كه هر یك از آفریدگان مادی یك اصل مینوی دارند انسان نیز یك خود آسمانی دارد كه فروشی یا فروهر اوست.

در ماه فروردین فروهرها به زمین می آیند و در اطراف خانه و خانواده شان می گردند. آنها دوست دارند افراد خانواده و خانه هایشان تمیز و مرتب باشند تا برای آنها دعا و آرزوی بركت كنند. اگر فروهرها خانه و كاشانه شان را پاكیزه نبینند، ناراحت می شوند و دعا و بركت از آن خانه ها و مردم، رخت می بندد. از این روست كه هنگام آمدن بهار در فروردین ،چراغ خانه ها را روشن می گذارند و یا در قدیم مراسم آتش افروزی بر روی بام ها انجام می دادند تا راه فـَرَوَهَر را روشن و تابناك كنند و یا حتی در پشت بام ها غذا می گذاشتند.

اصولاً مراسم و اعیاد را به شخصیت های كهن و اسطوره ای نسبت می دهند. نوروز مسلماً عید بومی مردم این سرزمین بوده است، اما معمولاً رسم بر این بوده است كه اعیاد را به فرمانروایانی كه محبوبیت داشته اند، نسبت می داده اند و بدین روی به جمشید نسبت داده شده است.

جمشید در ایران قدیم محبوبیت تام داشته است. در زمان او بنا به روایات، خوشبختی و خرمی بوده و بنابر اسطوره ها، در دوران فرمانروایی جمشید، نه پیری بود، نه مرگ و نه بیماری. جهان در عهد او گسترده شد. فریدون و شاهان دیگر پیشدادی، محبوبیت جمشید را ندارند.

در تخت جمشید در آغاز سال نو بهاری، مراسم عظیمی برگزار می شد. در این مراسم، «شاه» نمایندگان هر قوم و ملت را به حضور می پذیرفت و هدایایی از سوی آنها دریافت می كرد.

پس از بررسی خاستگاه جشن نوروز به صورت اجمالی آیین های آغاز سال را مورد ملاحظه قرار می دهیم:

كاشتن سبزه و سبز كردن دانه های گیاهی ،عملی رمزگونه از تجدید رویش و نو شدن در طبیعت است. در قدیم روی 12 ستون، به نشانه بروج دوازده گانه سال و در بعضی روایات آمده روی هفت ستون، به نشانه هفت امشاسپندان، دانه های گیاهی می كاشتند و بعد از رویش این دانه ها و سبز شدن آنها گیاهی را كه بهتر روییده بود برای رویش در آن سال استفاده می كردند و بعد هم این گیاهان نمونه ای كاشته شده را با سبد یا ظروف آنها داخل آب می انداختند كه بسیار با آیین سبزه به دور انداختن ما در روز سیزده بدر شباهت دارد.

از آیین های دیگر كه مربوط به درهم ریختن نظم اجتماعی است و در میان اقوام بسیاری عمومیت داشته و در ایران هنوز هم آثار آن بازمانده است، جابه جا شدن ارباب و بنده با یكدیگر است كه نشانه های كهن آن را از عهد تمدن بابل در دست داریم. این آیین در زمان ما به نام «میرنوروزی» معروف است، میرنوروزی حكومتی پنج روزه دارد و بنابر آیین، به هنگام نوروز امیر یا حاكم محل برحسب ظاهر، از امیری یا حكومت می افتاد و بر جای وی امیر یا حاكمی موقت می نشاندند و این شخص در چند روز، حكومتی صوری می كرد و به عزل و نصب و توقیف و حبس و جریمه و مصادره می پرداخت و سپس، چون حكومت پنج روزه اش به سر می رسید، حاكم اصلی به جای خویش برمی گشت.

روز سیزدهم نوروز را هم باز در یك چرخش اساطیری پایان دوازده روز (نماینده دوازده هزار سال آفرینش آیین زردشتی) می دانند كه در روز بعدش یك آشفتگی به وجود می آید كه به رستاخیز و نو شدنی دیگر می انجامد. سیزده نوروز با نوعی آشفتگی در دیدگاه های مسیحی (دروغ اول آوریل) منطبق شده است.

در ایران باستان جشن سوری نیز رایج بوده است، اما چهارشنبه را پس از دوره اسلامی به آن افزوده اند. زیرا روزهای هفته در پیش از اسلام نام های ویژه خود را داشت، هر چند در متون مانوی از نظام شنبه ای سخن می رود. برپایی آتش در این روز نیز نوعی گرم شدن جهان و زدودن سرما و پژمردگی و بدی از تن بوده است. در قدیم جشن های آتش كلا حالت جادویی داشته و بسیار بدوی بوده است. احتمالا چهارشنبه بودنش به علت چهار فصل سال است و سوری نیز به معنای سرخ است.

آخرین نكته درباره آیین های نوروزی، هفت سین است. دكتر مهرداد بهار هفت سین را در ارتباط با هفت سیاره می داند كه سرنوشت بشر دردست آنان شمرده می شد و مسلما هفت سیاره در امر تقدس عدد هفت مؤثر بوده است.

منبع : اینترنت

دکتر نازیا سادات ناصری

UserName