• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2379
  • سه شنبه 1388/7/21
  • تاريخ :

عذرخواهى عمر از فرمان رسول خدا(ص)

حضرت محمد(ص)

 

براي مطالعه قسمت پيشين اينجا کليک کنيد.

در اين زمان که خبرهايي متفاوتي از قريش مي رسيد پيغمبر اسلام (ص) عمر را خواست و بدو فرمود: بيا و به نزد قريش برو و منظور ما را از اين سفر براى آنان تشريح كن و پيغام ما را به گوش آنها برسان!

عمر كه از قريش بر جان خود مى‏ترسيد صريحا از انجام اين كار عذر خواست و گفت: يا رسول الله از قبيله بنى عدى كسى در مكه نيست تا از من دفاع كند و من از قريش مى‏ترسم و بهتر است‏براى اين كار عثمان را بفرستى كه خويشانى در مكه دارد و مى‏توانند از او حمايت كنند.

پيغمبر خدا كه ديد عمر حاضر به انجام اين دستور نيست عثمان را مامور اين كار كرد و عثمان به مكه آمد و ابتدا به خانه ابان بن سعيد - پسر عموى خود - رفت و از او خواست تا وى را در پناه خود قرار دهد تا پيام رسول خدا(ص)را به قريش برساند و ابان او را در پناه خود قرار داده و به نزد قريش برد و عثمان پيغام آن حضرت را رسانيد.

قريش با اكراه سخنان او را گوش دادند و در پاسخ گفتند: ما اجازه نمى‏دهيم محمد به اين شهر در آيد و طواف كند ولى خودت كه به اينجا آمده‏اى مى‏توانى برخيزى و طواف كنى؟

عثمان گفت: من پيش از پيغمبر اين كار را نخواهم كرد و تا او طواف نكند من طواف نمى‏كنم، و به دنبال آن قرشيان نگذاردند عثمان به نزد پيغمبر باز گردد و او را در مكه محبوس كردند.

 

بيعت رضوان

از اين سو خبر به مسلمانان رسيد كه عثمان را كشته‏اند! و به دنبال اين خبر هيجانى در مسلمانان پيدا شد و رسول خدا(ص) نيز كه در زير درختى نشسته بود فرمود: از اينجا بر نخيزم تا تكليف خود را با قريش معلوم سازم و به دنبال آن از مسلمانان براى‏دفاع از اسلام بيعت گرفت و چون اين بيعت در زير درختى انجام شد به همين جهت آن را«بيعت‏شجره‏»نيز گفته‏اند.

منادى آن حضرت فرياد زد: كسانى كه حاضرند تا پاى جان در راه دين پايدارى كنند و نگريزند بيايند و با پيغمبر خود بيعت كنند، مسلمانان دسته دسته آمدند و با آن حضرت بيعت كردند، تنها يك تن از منافقين مدينه به نام - جد بن قيس - خود را زير شكم شتر پنهان كرد تا بيعت نكند و در اين پيمان مقدس شركت نجست.

من پيش از پيغمبر اين كار را نخواهم كرد و تا او طواف نكند من طواف نمى‏كنم، و به دنبال آن قرشيان نگذاردند عثمان به نزد پيغمبر باز گردد و او را در مكه محبوس كردند.

پيغمبر اسلام با اين عمل به قرشيان هشدار داد كه اگر براستى سر جنگ دارند و بهانه‏جويى مى‏كنند او نيز متقابلا آماده جنگ خواهد شد و عواقب سياسى و زيانهاى مالى و جانى آن متوجه آنان خواهد شد ولو اينكه در حقيقت - همان طور كه

حضرت محمد(ص)

گفته بود - سر جنگ نداشت و مامور به قتال نبود. و شايد جهت ديگر آن نيز آرام كردن احساسات تند مسلمانان و افرادى كه با شنيدن خبر قتل عثمان خونشان به جوش آمده بود و آن نرمشها را از پيغمبر مى‏ديدند بوده است، و الله العالم.

 

آمدن سهيل بن عمرو از طرف قريش و تنظيم قرارداد صلح

پس از اينكه كار بيعت پايان يافت ‏خبر ديگرى رسيد كه عثمان زنده است و به قتل نرسيده و در دست مشركين زندانى شده، و از آن سو سهيل بن عمرو - يكى از سرشناسان و متفكران قريش - را ديدند كه به عنوان نمايندگى از طرف قريش و مذاكره با رسول خدا مى‏آيد.

پيغمبر كه از دور چشمش به سهيل افتاد فرمود: قريش به فكر صلح افتاده‏اند كه اين مرد را فرستاده‏اند و چنان هم بود زيرا قريش پس از شور و گفتگوى زياد سهيل بن عمرو را فرستاده بودند تا به نمايندگى از طرف آنها به هر نحو كه مى‏تواند پيغمبر اسلام را راضى كند تا در آن سال از انجام عمره و ورود به مكه خوددارى كرده سال ديگر اين كار را انجام دهد و ضمنا مذاكراتى هم درباره ترك مخاصمه و تكليف مهاجرينى كه از مكه به مدينه مى‏روند و افراد مسلمانى هم كه در مكه به سر مى‏بردند و موضوعات ديگرى كه مورد اختلاف بود انجام دهد، و قراردادى در اين باره از هردو طرف امضا شود.

به خوبى روشن بود كه اين قرار داد و مصالحه به هر نحو هم كه بود از نظر سياسى در چنين وضعى به نفع مسلمانان تمام مى‏شد زيرا از طرف قريش مسلمانان به سميت‏شناخته شده بودند بدون آنكه خونى ريخته شود و جنگى بر پا گردد، اما از نظر برخى افراد كوته نظر كه خود را براى ورود به شهر مكه آماده كرده بودند و مآل انديش نبودند تحمل اين كار ناگوار و دشوار مى‏نمود، و از آن جمله عمر بن خطاب بود كه بسختى به اين كار پيغمبر اعتراض كرد، چنانكه در ذيل مى‏خوانيد.

 

تهيه و تنظيم براي تبيان: ابوذر سلطاني

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
رد و بدل پيامهاى صلح

رد و بدل پيامهاى صلح

قرشيان كه تصميم گرفته بودند به هر قيمتى شده نگذارند پيغمبر اسلام به آن صورت وارد مكه شود و آن را براى خود خوارى و ذلت و ننگ مى‏دانستند و مى‏گفتند: اگر محمد بدين ترتيب به مكه در آيد صولت و قدرت ما در نزد عرب شكسته خواهد شد
صلح حدیبیه

صلح حدیبیه

پيغمبر اسلام مقدارى كه از مدينه بيرون رفت و به‏«ذى الحليفة‏» - كه اكنون به نام مسجدى كه در آنجا بنا شده به‏«مسجد شجره‏»معروف است
شهداى جنگ خندق

شهداى جنگ خندق

جنگ خندق با تمام مشكلاتى كه براى مسلمانان ايجاد كرده بود و فشار و دشوارى كه براى آنها داشت با نصرت الهى به سود مسلمانان پايان يافت و احزاب‏بسرعت به سوى مكه كوچ كردند، و از آن پس نيز ـ چنانكه رسول خدا (ص) خبر داده بود...
UserName
عضویت در خبرنامه