• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1050
  • سه شنبه 1388/7/21
  • تاريخ :

شراره‌ها

بقیع

صادق آلِ فاطمه، منم که خون جگر شدم

میانِ کوچه‌های غم، غریب و در به در شدم

خدا ببین عدو مرا به هر دمی صدا کند

دلِ غمینِ و خسته‌ام به غصه‌ مبتلا کند

کشد به آتش جفا گهی حریم خانه‌‌ام

تو خود بدانی ای خدا غریبِ این زمانه‌ام

به بزم عیش و نوش خود مرا شبانه برده‌اند

نماز من شکسته‌اند، با تازیانه برده‌اند

حالا که زهرِ مجلسِ حرامیان چشیده‌ام

ببین که خون روان شده ز گوشه‌های دیده‌ام

ببین به راه خانه‌ام نشسته‌ام چو مادرم

به مرگ خود رضا شدم، شکسته‌ام چو مادرم

شراره‌های زهرِ کین عطش به پیکرم نشاند

به یاد جد اطهرم مرا به کربلا کشاند

خدا ببین که چون حسین به سینه بر زمین شدم

ولی خوشم در این جهان که شیعه‎سازِ دین شدم

                                                                                                   گروه دین و اندیشه تبیان، هدهدی

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
امام غریب

امام غریب

همان امام غريبی كه شانه‎اش خم بود به روی شانه‎ی پيرش غم دو عالم بود
گلی پرپر ز باغ فاطمه

گلی پرپر ز باغ فاطمه

ز هر طرف به كمان تير غم زمانه گرفت دل مرا كه بسی بود خون، نشانه گرفت
ای مهر تو بهترین علایق

ای مهر تو بهترین علایق

اى مهر تو بهترين علايق ‎جان‎ها به زيارت تو شايق ما را نبود به جز خيالت يارى خوش و همدمى موافق
UserName