• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3769
  • سه شنبه 1388/7/21
  • تاريخ :

جوانان شیفته فرمان امام صادق(علیه‎السلام)

امام صادق علیه السلام

مفضل بن عمرو نماینده امام صادق(علیه‎السلام) در شهر كوفه بود. او از طرف امام موظف بود به مشكلات دینی، مالی و اجتماعی مردم كوفه رسیدگی كند و در این رابطه با جوانان شهر ارتباط صمیمانه و مستحكمی برقرار كرده بود، برای همین عده‏ای این دوستی را نتواستند تحمل كنند، ناچار به شایعه و افتراء روی آوردند و مفضل و یارانش را به شرابخواری، ترك نماز، كبوتربازی و حتی به سرقت و راهزنی متهم كردند.

این گروه، كه ابوالخطاب معزول و طرفدارانش از فعالان آن شمرده می‏شدند، شایع كردند كه مفضل افراد بی مبالات و لاابالی را پیرامونش گرد آورده است. وقتی این شایعات به اوج رسید، گروهی از مومنان و مقدسان كوفه به محضر امام صادق(‏علیه‎السلام) چنین نوشتند: «مفضل با افراد رذل و شرابخوار و كبوترباز همنشین است، شایسته است دستور دهید این افراد را از خود دور سازد.»

امام صادق(علیه‎السلام) بدون این كه با آنان در این باره سخن بگوید، نامه‏ای برای مفضل نوشته، مُهر كرد و به آنان سپرد تا به مفضل برسانند. حضرت تصریح كرد كه نامه را خودشان شخصا به مفضل تحویل دهند.

آنان به كوفه برگشتند و دسته جمعی به خانه مفضل رفتند و نامه امام صادق(علیه‎السلام) را به دست مفضل دادند. وی نامه را گشود و متن آن را قرائت كرد. امام‏ به مفضل دستور داده بود كه: چیزهایی بخرد و به محضر امام ارسال كند. در این نامه اصلا اشاره‏ای به شایعات نشده بود.

مفضل نامه را خواند و آن را به دست همه حاضران داد تا بخوانند. سپس از آنان پرسید: اكنون چه باید كرد؟ گفتند: این اشیاء خیلی هزینه دارد. باید بنشینیم، تبادل نظر كنیم و از شیعیان یاری جوییم. در واقع هدفشان این بود كه فعلا خانه مفضل را ترك كنند. مفضل گفت: تقاضا می‏كنم برای صرف غذا در اینجا بمانید. آنان به انتظار غذا نشستند.

مفضل افرادی را به سراغ همان جوانانی كه از آنها بدگویی شده و به كارهای ناروا متهم شده بودند فرستاد و آنان را احضار كرد. وقتی نزد مفضل آمدند، نامه حضرت صادق(‏علیه‎السلام) را برای آنان خواند. آنان، با شنیدن كلام امام صادق(‏علیه‎السلام) برای انجام فرمان حضرت از خانه خارج شدند و پس از مدت كوتاهی بازگشتند. هر كدام به اندازه وسع خویش روی هم نهاده و در مجموع دو هزار دینار و ده هزار درهم در برابر مفضل نهادند.

آنگاه مفضل به شكایت كنندگان كه هنوز از صرف غذا فارغ نشده بودند نگریست و گفت: شما می‏گویید این جوانان را از خودم برانم و گمان می‏كنید خدا به نماز و روزه شما نیازمند است؟!

 

برگرفته از معجم رجال الحدیث، ج 19، ص 325.

گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
بوی غربت و یتیمی

بوی غربت و یتیمی

اندوهی جانکاه بر تار و پود مدینه چنگ می‏زند و حُزنی غم‏انگیز، افلاک را می‏آشوبد. آسمان سیاه‏پوش می‏شود و فوج فوج، فرشته‏های عزدار، در نقطه‏ای به نام بقیع، فرود می‏آیند! و بقیع، با دیده گریان،
عکس العمل امام صادق(علیه السلام) در برابر قیام نفس زکیه

عکس العمل امام صادق(علیه السلام) در...

موضع امام صادق(عليه‎السلام) در برابر قيام نفس زكيه به عنوان مهدى آل محمد(صلّي الله عليه و آله) از همان روز اول مخالفت بود زيرا عبدالله محض يعنى پدر نفس زكيه معتقد شده بود كه فرزندش مهدى
دیدگاه امام صادق(علیه السلام) به قیام زیدبن علی

دیدگاه امام صادق(علیه السلام) به قیام...

زيد فرزند على(امام چهارم شيعيان) از بزرگان و رجال با فضيلت و عالى‎قدر خاندان نبوت و مردى دانشمند، زاهد و دلير بود. چنان كه از جهت علمى به او لقب عالم آل محمد و فقيه اهل بيت داده‎اند. همچنين به خاطر كثرت انس او با قرآن به حليف
UserName