• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2961
  • يکشنبه 1388/7/19
  • تاريخ :

نخلی به نام علی
نخل

در حرم امامزاده سید حسن (ع) در مهران ، چشمانت به نخل هایی گره می خورد که هنوز زخم دوران جنگ را بر سینه دارند . درست روبروی در ورودی امامزاده ، یکی از نخل ها ، هر بیننده ای را شگفت زده می کند . نخلی با ترکش های ریز و درشت ، و ترکشی بزرگ که سینه ی آن را شکافته و از آن سو بیرون زده است و این مبین اوج استواری و پایداری است .

چند متر آن طرف تر ، نخل دیگری آرمیده است که در دوران دفاع مبارک ، فرمانده گردان 503 شهید بهشتی لشکر 11 امیرالمومنین (ع) بود .

شهید علی غیوری زاده ،  در سال 1332 در بخش ملکشاهی ،استان ایلام به دنیا آمد. وی اوایل جنگ به عنوان عضوی از بسیج راهی جبهه شد و در سا ل 1359 به عضویت رسمی سپاه در آمد.

علی ، روستایی ساده و بی آلایشی بود که سال های پر رنج دوران ستم شاهی به او اجازه ی مدرسه رفتن نداد ولی دستانی سترگ و قوی داشت که حکایت از کارهای طاقت فرسا در طول عمرش می کرد ، دستانی که گرچه زمخت و زبر بود اما کبوتران در قنوتش آرام می گرفتند و گلبرگ های گل سرخ در میان آن ، از طوفان حوادث در امان می ماندند .

فارسی را به سختی بیان  می کرد . وقتی در حال توجیح گردان بود ، از هر ده کلمه ، پنج تای آن را ، به لهجه ی طایفه غیور ملکشاهی می گفت .

در بیان شجاعت و جسارتش همین بس که در عملیات ها پیشاپیش نیرو هایش به دل دشمن می زد . بارها مجروح شد اما در والفجر 9 در دره لری مریوان شدت مجروحیتش به حد بالایی رسید.هر جا عملیاتی می شد علی حضور داشت .او یا در کسوت فرمانده ، یا همراه قناسه اش دشمنان را شکار می کرد.

 در عملیات کربلای 10 روی ارتفاع با لوکاوه رفته بود آن روز جنگ غیوری ، با هلیکوپتر های عراقی با آرپی جی 7 دیدنی بود .

درعملیاتهای والفجر 3،والفجر 5، والفجر 9، والفجر 10 ،کربلای 1 ،کربلای 4 ،کربلای 10 ،نصر 4 ،نصر 8،با مسئولیت های مختلف حضوری فعال داشت.

در عملیات ماووت عراق ، فرمانده گردان بود،او قله سوق الجیشی دو قلو را تحویل گرفت.

درعملیاتهای والفجر 3،والفجر 5، والفجر 9، والفجر 10 ،کربلای 1 ،کربلای 4 ،کربلای 10 ،نصر 4 ،نصر 8،با مسئولیت های مختلف حضوری فعال داشت.

اواخر جنگ ، در 29 خرداد 67 ، عراق پاتک سنگینی به مهران زد .علی ، با آرامش تمام پشت خاکریزی سنگر گرفت . بی سیم را کنار خود گذاشت و تمام خشاب هایش را پر از فشنگ کرد . تکه ای طناب و سیم مخابراتی پیدا کرد ، پوتین هایش را جفت کرد و پاهایش را با آنها بست تا مبادا ترس ، دل مالامال از غیرت او را از تکلیفی که دارد باز دارد . او می دانست و ظیفه ی امروزش چیزی جز ایستادگی نیست و برای حفظ نظام ، پاهایش نباید بلرزند .

 ساعت 9 صبح روز بعد موسوی، بی سیم چی شهید غیوری گفت : علی در روی معبر بهرام آباد مورد اصابت گلوله های تیر بار تانک عراقی ها قرار گرفت و آخرین پیامش مقاومت بود .

وقتی بعد از 12 سال و 4 ماه و 20 روز مردم خبر پیدا شدن جسدعلی را شنیدن به استقبالش رفتند . مردان و زنان ملکشاهی 50 کیلومتر پیاده حرکت کردند تا به محلی که پیکر مقدس علی پیدا شده بود رسیدند .جسد علی با کارت شناسایی و لباس های تیر و ترکش خورده اش شهر به شهر گردانده شد و در زادگاهش به خاک سپرده شد تا برای همیشه تاریخ ،سندی باشد بر افتخار، سربلندی وغرور ایرانیان .

 امروز سنگر شهید غیوری در قرار گاه امیر المومنین (ع)در مناطق عملیاتی غرب کشور ماوا و مامن همرزمان و زیارتگاه عاشقان و آزادگان است .


منابع :

امتداد

ساجد

شهیدی از اولین روزهای مبارزه

شهیدی از اولین روزهای مبارزه

شهیدی از اولین روزهای مبارزه
فرمانده اولین عملیات بعد ازانقلاب

فرمانده اولین عملیات بعد ازانقلاب

فرمانده اولین عملیات بعد ازانقلاب
وصیت شهید سراج، مهندس کامپیوتر

وصیت شهید سراج، مهندس کامپیوتر

وصیت شهید سراج، مهندس کامپیوتر
وصیت شهید رضوی به همسرش

وصیت شهید رضوی به همسرش

وصیت شهید رضوی به همسرش
UserName
عضویت در خبرنامه