• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2280
  • دوشنبه 1383/11/26
  • تاريخ :

ایران، نخستین كشور مسلمانى كه هنر عكاسى را پذیرفت


 گالری عکس دوربین های قدیمی 

 اولین عکس دنیا 

عكس به عنوان یك سند پر ارزش در درون خود راز ها و اسرارى دارد كه هر بیننده و اهل تحقیق با اندك دقت و تأمل در كادر، رنگ، فرم و قالب عكس، پى به پیام و تأثیر آن مى برد. عكس به عنوان یك سند قابل استناد و گاه در مواقعى خود به تنهایى پاسخگوى بخش عمده اى از سئوال ها بوده و روشنگر نكات تاریك تاریخ است و پیام هاى اجتماعى، سیاسى، اوضاع اقتصادى، فرهنگ عامه، آداب، رسوم، عقاید، موقعیت هاى جغرافیایى و بسیارى دیگر را دربر دارد.

میراث خبر- تحقیقات و پژوهش هاى تاریخى به هر شكل و روشى كه انجام گیرد با بهره گیرى از منابع تصویرى و به ویژه عكس مى تواند از مقبولیت بیشترى برخوردار باشد. تمامى این اطلاعات در قالب و مفهومى به نام عكس پدیدار و هویدا مى شود و در واقع نگاه محقق و منتقد، پیام هایى را ادراك و برداشت مى كند كه ثبت و ضبط شده و كمتر مى توان برداشتى دیگر و یا به قولى دید سیاه و سفید تاریخى در عكس متصور شد.

عهد قاجار زمان آغاز تاریخچه عكاسى

عكاسى در ایران مانند سایرپدیده هاى نوگرایى در دوره قاجار آغاز شد. بر اساس آخرین پژوهش هاى انجام شده توسط «دكتر شهریار عدل»، اولین دوربین عكاسى در سال ???? میلادى یعنى سه سال پس از اختراع آن در فرانسه توسط امپراتور روسیه به محمد شاه قاجار اهدا و توسط یك دیپلمات روس به دربار ایران منتقل شد و نخستین عكس ها در ایران نیز در همان ایام برداشته شد. ایران نخستین كشور مسلمان در دنیا است كه بیش از ??? سال از ورود و كاربرد عكاسى در آن مى گذرد چنانچه هیچ یك از كشور هاى مسلمان همچون مصر، تركیه، عربستان در دنیا تاریخ عكاسى ندارند، چرا كه بر اساس احكام شرع، حكم به رد عكاسى داده اند. بر خلاف گفته ها و نوشته ها، نخستین عكاسان ایرانى به هیچ وجه از شیوه عكاسى اروپایى تقلید نكرده و عكاسى ایرانى همچون كریستالى پیشینه و روش خاص خود را دارد. عكاسى ایران مدیون ناصرالدین شاه است. چه در زمان قبل و چه در زمان حال، دوره ناصرى را باید دوره شكوفایى عكاسى در دوران قاجار یا ایران قرن ?? دانست. ناصر الدین شاه كه خود اهل ذوق و هنر بود به عكاسى علاقه مند شد و به توسعه این هنر مدرن در دربار پرداخت و با تاسیس عكاس خانه كاخ گلستان و نیز تشویق و حمایت عكاسان، توانست تصاویر و یا به عبارتى اسناد هنرى و تاریخى ارزشمندى از ایران آن روز را ثبت كند. هر چند كه فعالیت وى به درون دربار و تربیت عكاسان دربارى محدود شد اما تاسیس رشته عكاسى در مدرسه دارالفنون، نشان از اهتمام وى به این امر دارد. اكنون یادداشت ها و مدارك بر جاى مانده حاكى از آن است كه ناصر الدین شاه با ظهور فیلم و چاپ عكس آشنا بود و از طرفى دستخط و توضیح هاى وى در حاشیه بسیارى از عكس ها با عبارت معروف «خودمان انداخته ایم»، نشان از فعالیت عكاسى وى دارد. سبك و نگاره عكاسى ایرانى، همان نگاه و جهت فرهنگى خود را دارا بوده و سبك نور پردازى، استفاده از فضاى عكاسى و حالت و فرم پرتره هم، در نگاه دربارى ناصرى و نیز در نگاه عكاس غیردربارى حاكم بوده است.

عكاس ایرانى همان تزئینى را كه در خانه اش داشته، به استودیو آورده و عكاسى كرده، همان گلدان شمعدانى كه در كنار حوض خاندانش بوده است. دوربین ابزارى براى ثبت لحظه هاى زمان است. عكس به دلیل واقعى بودنش، بیننده را به گذشته ها مى برد. تا سال ???? میلادى مدارك تصویرى تنها به نقاشى و طرح محدود مى شد. چنانچه از شخصیت هاى سیاسى دوره قاجار همچون ناصرالدین شاه قاجار عكس هایى وجود دارد كه نشان دهنده چهره و لباس واقعى آنها است. این در حالى است كه از كریم خان زند، چندین طرح و نقاشى هاى مختلفى وجود دارد كه تمامى آنها با هم متفاوتند. هم اكنون عكس هایى كه از گذشته به جاى مانده اند در موزه ها و آرشیوها نگهدارى مى شوند.

این تصاویر كه زمان خود، توجه چندانى را جلب نكرده بودند، اینك از ارزشمندترین اسناد تاریخى اند و نحوه پوشش، وسایل تقلید، خیابان ها، بناها و فعالیت مردم آن زمان را به نمایش مى گذارند. سبك اصیل عكاسى ایرانى كه با پرهیز از وام گیرى عاریتى شیوه نقاشى هاى غربى، لطافتى سیال و روان داشت، سخت به دور از استفاده پرتكلف از پرده هاى نقاشى شده در پس زمینه بوده است و عكاس ایرانى بیشتر از نمادهاى شناخته شده دوره قاجار همچون گل و گلدان هاى شمعدانى استفاده كرده است و همچنین در فرم عكس هاى آن دوره بهره گیرى از عناصرى چون حوض، فواره، سفره و نیز نشاندن اشخاص بر فرش یا لمیدن به پشتى به روشنى به چشم مى خورد. عكاس قاجارى در پس زمینه عكس هایش از طرح و بافت قالى ایرانى و با نقوش پر گل و تركیب بندى هاى ابتكارى كاملاً بدیع، به دور از توازن كلاسیك بهره گرفته و این امر یكى از شاخصه هاى اصلى كار وى بوده است. این همه در دوره بیست ساله پس از ورود عكاسى به ایران مطرح شده و قابل تشخیص است.

پیدایش عكاسى خبرى در ایران

در دوره مشروطه، نوعى عكاسى خبرى و مستندنگارى جان مى گیرد و دوربین كه پیش از آن همواره در خلوت آتلیه ها بود، به ناگاه به میان صحنه كارزار و نبرد، سنگر و خندق مى رود و ظرافت عكس هاى دوره نخست عكاسى ایران، فداى شب خشن اما فى البداهه رویدادها مى شود و در دوره پس از مشروطه در زمان پهلوى اول، عكاسى سعى در رجعت به سبك نخست عكاسى ایرانى دارد، اما این رجعت موفقیت آمیز نیست و در تقلید فقط به ظواهر بسنده مى كند و فناورى و ظرافت هاى دوره نخستین در تقلیدى كوركورانه رنگ مى بازد و نورپردازى هاى لطیف شاعرانه و سحرآمیز بدل به نورپردازى هاى بدون سایه، عامه پسند و بى روح مى شود. بعدها نیز به تدریج عكسى از یك اثر هنرى ممتاز بر یك سند یادگارى صرف نزول كرده و در نهایت به «عكس پرسنلى» بدل مى شود. عمق، قوت و غناى سابقه تاریخى عكاسى در ایران و ابهام ها و گوشه هاى كشف شده آن به حدى است كه گاهى فكر كردن به آن را نیز دچار مشكل مى كند. پراكندگى اسناد، وجود متولیان بى شمار، كم توجهى تاریخ نویسان و بى اعتنایى عكاسان پژوهشگر، از یك سو و آسیب هاى فیزیكى ناشى از شرایط نامناسب نگهدارى و گذشت زمان از سوى دیگر، موجب شده كه بسیارى از اسناد و مدارك مربوط به تاریخ عكاسى ایران، یا از میان برود و یا در دسترس اهل تحقیق قرار نگیرد. بنابراین، این تاریخ تا آنجا گوشه هاى مبهم و ناگشوده دارد كه سال ها، باید درباره آن كار تحقیقاتى جدى انجام گیرد و بعد از تاریخ نگارى این هنر و نیز بعد از جنبه هاى فنى براى مرمت بازسازى و نگهدارى شیشه ها، نگاتیوها، عكس ها و تجهیزات عكاسى تلاش كرد.

UserName