• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5844
  • يکشنبه 1388/7/12
  • تاريخ :

فرشتگان آب بریزید !

حنظلة بن ابى عامر

فرشته

حنظله جوانى بود از انصار مدینه و پدرش ابو عامر در سلک دشمنان اسلام و در میان لشکر قریش بود و تا پایان عمر نیز به حال کفر باقى ماند،اما حنظله فرزند او از مسلمانان پر شور و فداکار انصار به شمار مى‏رفت و چون مسلمانان براى جنگ احد بسیج شدند و مى‏خواستند حرکت کنند مصادف شده بود با شب زفاف و عروسى او و از این رو به نزد رسول خدا(ص)آمده و ماندن در مدینه و یا رفتن همراه سپاه مسلمانان را به نظر آن حضرت موکول کرد و رسول خدا(ص)به او اجازه داد آن شب را درمدینه بماند و عروسى کند.

حنظله آن شب را در مدینه ماند و مراسم عروسى انجام گرفت و فردا صبح زود،روى ایمان و عشقى که به جهاد در راه دین و دفاع از رهبر عالى‏قدر خود داشت پیش از آنکه غسل جنابت کند شتابانه آماده حرکت به سوى احد گردید.

على بن ابراهیم(ره)نقل کرده:هنگامى که حنظله خواست روانه میدان جنگ شود همسرش که دختر عبد الله بن ابى بود پیش آمده و جلوى او را گرفت و به نزد چهار تن از مردان انصار فرستاد و چون آنان حاضر شدند به حنظله گفت:در حضور اینان شهادت بده که دیشب با من عروسى کرده‏اى و عمل زناشویى انجام شد و حنظله گواهى داد.

حنظله با سرعت به میدان جنگ آمد و با شجاعت و شهامتى که در گیر و دار جنگ از خود نشان داد خود را به ابو سفیان سرکرده لشکر قریش رسانید و اسب او را پى کرد و چیزى نمانده بود که او را به قتل برساند،ولى

نور

و چون حنظله به راه افتاد،از آن زن پرسیدند:براى چه این کار را کردى؟ گفت:دوش در خواب دیدم که گویا آسمان شکافته شد و حنظله وارد آسمان گردید و سپس بسته شد و من از این خواب دانستم که حنظله در این جنگ به شهادت خواهد رسید،خواستم تا شما بدانید او با من عروسى کرده که اگر حامله شدم معلوم باشد فرزند حنظله است(و مورد تهمت قرار نگیرم).

و به هر ترتیب حنظله با سرعت به میدان جنگ آمد و با شجاعت و شهامتى که در گیر و دار جنگ از خود نشان داد خود را به ابو سفیان سرکرده لشکر قریش رسانید و اسب او را پى کرد و چیزى نمانده بود که او را به قتل برساند،ولى ابو سفیان در حالى که پیاده از برابر شمشیر حنظله مى‏گریخت مشرکان را به کمک طلبید و سرانجام یکى از آنها به نام شداد بن اوس سر راه بر حنظله گرفت و پس از زد و خوردى که با هم کردند حنظله را به قتل رسانید و ابو سفیان در مدح او اشعارى سرود و تا زنده بود حیات و زندگى خود را مرهون او مى‏دانست .

و چون جنگ به پایان رسید رسول خدا(ص)درباره او فرمود:حنظله را فرشتگان غسل دادند و هنگامى که وضع حال او را از همسرش پرسیدند؟گفت:حنظله وقتى ازخانه بیرون رفت جنب بود و با همان حال جنابت به جنگ رفته بود و از آن پس در تاریخ به«حنظله غسیل الملائکه»معروف گردید .

 

تهیه و تنظیم برای تبیان: رضا سلطانی

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
عزم جهاد رو بسوی احد

عزم جهاد رو بسوی احد

هنگامى که پیغمبر(ص)از شهر خارج شد هزار نفر مرد جنگجو همراه آن حضرت بود ولى مقدارى که راه رفتند عبد الله بن أبى با سیصد تن از همراهان خود به بهانه اینکه با نظر او مخالفت شده از بین راه برگشتند و پیغمبر خدا با هفتصد نفر به سوى احد پیش رفتند.
پیش بسوی انتقام - جنگ احد 1

پیش بسوی انتقام - جنگ احد 1

قرشیان تصمیم گرفتند با تمام قوا و تجهیزات خود به مسلمانان حمله کنند و خیال خود را از این خطر سختى که عظمت و زندگانى آنها را تهدید به نابودى مى‏کرد آسوده سازند....
UserName
عضویت در خبرنامه