• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5355
  • پنج شنبه 1388/7/16
  • تاريخ :

آرزوی موش کوچولو
 موش کوچولو

مادر موش كوچولو همیشه می گوید: «اگر به آسمان نگاه كنی و ستارهی دنباله داری را ببینی، حتماً آرزویی كه میكنی بر آورده میشود.» به همین دلیل موش كوچولو هر شب هنگام خواب از پنجرهی اتاقش به آسمان نگاه میكند.  آن شب وقتی كه به آسمان نگاه كرد، ستارهای را دید كه دنبالهای زیبا و نورانی داشت.  موش كوچولو خیلی خوش حال شد و دوید تا مادرش را با خبر كند.

موش كوچولو به مادرش گفت: «بالاخره ستارهی دنبالهداری را دیدم. «

مادرش گفت: «چه عالی. تو موش خوش شانسی هستی.»

موش كوچولو گفت: «آرزویی كه كردم برآورده می شود؟»

مادرش گفت: «هر آرزویی كه زیبا باشد برآورده می شود.»

موش كوچولو گفت: «پس برآورده می شود.»

مادرش گفت: «حالا بگو ببینم آرزویت چی بود ؟»

موش كوچولو گفت: «آرزوكردم همهی بچّه موشهای روی زمین یك روز ستارهی دنبالهداری را ببینند.»

 موش کوچولو

بهاره زارع

شاهد کودک

تنظیم:بخش کودک و نوجوان

 

*************************************

 

مطالب مرتبط

ماهی های قرمز و سفید

آواز بهار

پیشی دماغ سوخته

سوپ غاز وحشی

شوخی

قول بده منو نخوری

یکی از بستگان خدا

چرا خرس‌ها با هم می‌جنگند؟

تفنگ آبپاش

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
بابایی مثل شیشه

بابایی مثل شیشه

امروز معلممان درباره مادر حرف می‏زد. می‏گفت: مادر مثل خورشید است. هوا خیلی گرم بود. کولر هم خراب شده بود. باید منتظر می‏ماندیم تا بابا بیاید. مادرم می‏گفت: از گرما هلاک شدیم. بابای بیچاره‏ات حالا توی این گرما چه کار می‏کند؟ گفتم: چه کار می‏کند؟
سنگر چوبی1

سنگر چوبی1

زهرا کوچولو، یک جوجه داشت. یک جوجهی خیلی کوچولو، گرد و تپلو. جوجه کوچولوی زهرا، بال و پر سیاهای داشت. چشمهای ریز، صورت ناز و ماهی داشت.
روباه مکار و بز کوهی

روباه مکار و بز کوهی

روزی و روزگاری روباه بسیار حیله‏گری زندگی می‏کرد که همیشه دوست داشت به دردسر بیفتد تا بتواند با کمک هوش خود و نیرنگ برای آن راه حلی پیدا کند. یک روز روباه در حال عبور از جنگل، به درون چاهی افتاد، اما هر چه تلاش کرد نتوانست از چاه بیرون بیاید.
UserName