• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5762
  • دوشنبه 1388/7/13
  • تاريخ :

اگر دوباره فرصت مادری داشتم...

مادر

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم

به جای انکه انگشت اشاره ام را به سمت او بگیرم

در کنارش انگشت هایم را در رنگ فرو می بردم

و نقاشی می کردم

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم

به جای غلط گیری به فکر ایجاد ازتباط بیشتر می بودم

بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم به او نگاه می کردم

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم ،سعی می کردم کمتر بدانم اما بیشتر به او توجه کنم.

سعی می کردم کمتر بدانم اما بیشتر به او توجه کنم

به جای اصول راه رفتن

اصول پرواز کردن و دویدن را با او تمرین می کردم

 

از جدی بازی کردن دست بر می داشتم و

بازی را جدی می گرفتم

مادر

در مزارع بیشتری می دویدم

و به ستارگان بیشتری خیره می شدم

 

بیشتر در آغوشش می گرفتم

و کمتر او را به زور می کشیدم

 

کمتر سخت می گرفتم

و بیشتر تاییدش می کردم

 

اول احترام به خود را در او می ساختم

و بعد خانه و کاشانه اش را

 

و بیشتر از آنچه که عشق به قدرت را یادش بدهم

قدرت عشق ورزیدن را یادش می دادم

 

ثبت شده توسط :zahra motalebi

بخش مطالب روزانه اعضاء

تنظیم :داوودی

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
نیاز او به ندای قلب ما

نیاز او به ندای قلب ما

نیاز او به ندای قلب ما
به او نگویید دوستت دارم!

به او نگویید دوستت دارم!

به او نگویید دوستت دارم!
درد سری شیرین تر از عسل

درد سری شیرین تر از عسل

درد سری شیرین تر از عسل
به چه زبونی بگم دوست دارم

به چه زبونی بگم دوست دارم

به چه زبونی بگم دوست دارم
UserName
عضویت در خبرنامه