• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1596
  • چهارشنبه 1383/11/14
  • تاريخ :

5/2 ساعت گفت و گو با برانکو

برانکو : من پلیس مخفی بازیکنان نیستم


این سوال به ذهن خطور می کند که چرا پس از چند سال اقامت در ایران نمی توانید فارسی صحبت کنید. البته شاید هم فارسی را کاملاً متوجه می شوید اما نمی خواهید این واقعیت را بروز بدهید؟

- من مترجم دارم به همین دلیل چندان برای فرا گرفتن زبان فارسی تلاش نکرده ام. همچنین چون برنامه کاری ام فشرده است همواره آموختن زبان فارسی را به فردا موکول کرده ام. با این حال، خیلی از واژه های زبان فارسی را می دانم و می توانم تمرینات تیم ملی را بدون کمک مترجم انجام بدهم. من خود را مکلف کرده ام تا آغاز جام جهانی زبان فارسی را تا حد بسیار زیادی فرا بگیرم.

اگر شما خود را در جایگاه یک روزنامه نگار قرار بدهید، برانکو ایوانکویچ و تیم ملی ایران را چگونه نقد و ارزیابی خواهید کرد؟

- برانکو4 سال است که در فوتبال ایران حضور دارد که سال اول حضور او در فوتبال ایران توام با بی اعتمادی مردم به این مربی کروات بود و کمتر کسی به کار وی اعتقاد داشت. اما در پایان سال اول برانکو دانش و معلومات خود را نشان داد و نمودار رشد وی و تیم ملی ایران از آن زمان تاکنون حفظ شده است که نقطه پایان این نمودار، صعود به جام جهانی خواهد بود.

(برانکو در این لحظه می خواهد به عنوان مربی تیم ملی صحبت بکند نه به عنوان یک روزنامه نگار) پس از ناکامی تیم ایران در راهیایی به جام جهانی 2002، من و صفایی فراهانی اولویت برنامه ها را تعیین کردیم و قرار شد که در تیم ملی یک بازسازی و تغییر نسل صورت بگیرد و این تیم با اصول حرفه ای مدرن تطابق داشته باشد.

یکی از اهداف کوتاه مدت ما، آماده کردن یک تیم قوی برای بازی های آسیایی بوسان بود که خوشبختانه در این تورنمنت نتایج درخشانی کسب کردیم. اما هدف میان مدت با حضور قدرتمند در جام ملت های آسیایی چین بود وهدف بلند مدت را نیز حضور در جام جهانی 2006 تعیین کردیم.

در حال حاضر تقریباً تیمی از بازیکنان ثابت تیم ملی را بازیکنان تیم امید تشکیل می دهند که این موضوع نشان می دهد، به هدف تغییر نسل در تیم ملی دست یافته ایم.

تمام این عوامل منجر شد تا فوتبال ایران برای اولین بار به مقام هفدهم فوتبال جهان دست یابد و در حال حاضر خود را در جمع 20 تیم برتر جهان حفظ کرده ایم.

در حال حاضر تنها سه بازیکن بالای 30 سال، علی دایی، یحیی گل محمدی، خدا داد عزیزی در تیم ملی باقی مانده اند. که نه آنها در سه خط نیاز داریم تا به رشد بازیکنان جوان کمک کنند.

شما همواره یکی از مشکلات اصلی خود را دوری از خانواده اعلام کرده اید، چرا خانواده خود را به ایران نمی آورید؟

- مربی ای که از حمایت و تفاهم خانواده اش برخوردار نباشد قادر نخواهد بود با کیفیت بالا به فعالیت بپردازد. کار من به گونه ای است که باید خارج از کرواسی اقامت داشته باشم که آنها این واقعیت را پذیرفته اند. شغل من بسیار بی ثبات است و اگر بخواهم خانواده ام را از این کشور به آن کشور بکشانم، زندگی آنها را بی ثبات خواهم کرد. همسرم شاغل است و در موسسه رفاه اجتماعی فعالیت می کند. البته تحصیلات ایشان لیسانس حقوق است و برای او دشوار است که کارش را به خاطر من رها کند چون ممکن است سه ماه دیگر از ایران به جای دیگری بروم، در منطقه خاورمیانه حداکثر عمر یک مربی در یک تیم 6 ماه است البته من یک استثنا هستم که بیش از 4 سال است در ایران مانده ام.

هم اکنون پسرم در لیگ حرفه ای کرواسی دروازه بان است و دخترم در دانشگاه تحصیل می کند به همین دلیل امکان نقل مکان خانواده ام به ایران وجود ندارد. به هر حال همه ما قبول کرده ایم که دوری از هم را با صبوری تحمل کنیم.

برخی از مربیان بیش از 4 سال در هیچ تیمی باقی نمی ماند و برخی دیگرمانند فرگوسن سال ها در یک تیم به فعالیت می پردازند. شما جزو کدام گروه از مربیان هستید؟

- در این زمینه قانون خاصی وجود ندارد چون فرگوسن هم پس از سه سال ناکامی در منچستر یونایتد مانند لوستر آویزان بود که هر لحظه امکان بر کناری اش وجود داشت اما اولین مقام قهرمانی منچستر، فرگوسن را نجات داد و روند رو به رشد این تیم آغاز شد. البته مربیان واقع بین 3 و یا حداکثر 4 سال در یک تیم فعالیت می کنند چون در پایان این مدت به نوعی انگیزه بازیکنان و مربی تیم از بین می رود.

به هر حال باید به یک مربی 4 سال فرصت داد اما همه یک شبه نتیجه می خواهند و اغلب فرصت کافی در اختیار مربیان قرار نمی گیرد.

شما تا دو سال پیش هر هفته در تمرین یک تیم باشگاهی حاضر می شدید و با مربیان گفت و گو می گردید، چرا این کار متوقف شده است؟

- این روند در واقع متوقف نشده چون به صورت مکرر با مسئولان باشگاهها در تماس هستم. همین امروز با سوبل صحبت می کردم و معمولاً با آقایان قلعه نوعی و سایر مربیان حاضر در لیگ صحبت می کنم اما گرفتاری های شغلی من از یکسو و همچنین تعهدات باشگاهها از سوی دیگر باعث شده تا نتوانم حضور فیزیکی در تمرینات تیم ها داشته باشم.

یکی از ویژگی های بارز تیم ملی در زمان مربیگری شما به حداقل رسیدن مسائل حاشیه ای است. گروهی می گویند شما سران گروه های موجود در تیم ملی را تحت کنترل خود در آورده اید و با دعوت نکردن از بازیکنان درد سرساز فضای آرامی را بر تیم ملی حاکم کرده اید. آیا واقعاً این طور است؟

- برخورد هر مربی با بازیکنانش متفاوت است. یک مربی حساسیت زیادی دارد و مربی دیگر حساسیت کمتر، به هر حال تمام بازیکنان تیم باید با قوانین آشنا باشند. به بازیکنان تیم خود تاکید می کنم که یک بازیکن ملی پوش مانند یک بازیکن ساده نیست بلکه او الگوی میلیون ها نفر است. ما در این مدت بازیکنانی را انتخاب کرده ایم که از لحاظ شخصیتی و ذهنی بسیار قوی هستند. من به آنها احترام می گذارم و آنها نیز در مقابل احترام مرا حفظ می کنند. در طی 4 سال حضور در تیم ملی ایران همواره نشان داده ام که تمام بازیکنان برایم یکسان هستند و بازیکن اول به اندازه بازیکن بیستم تیم برایم اهمیت دارد. به همین دلیل در چین هنگامی که 4 بازیکن اصلی تیم به صورت همزمان محروم شدند، تیم دچار نوسان نشد چون بازیکنان جانشین به حدی خوب بازی کردند که کمبود آن بازیکنان احساس نشد. به هر حال به گونه ای در تیم رفتار کرده ایم که هر کس با وظایف و حدود خود آشنا است و همه برای هم احترام قائل هستند.

قوانین اردویی کاملاً مشخص و شفاف است. من در خواست غیر منطقی از بازیکنان خود ندارم و تنها از آنها می خواهم به پرچم کشوری که در روی سینه آن نصب شده احترام بگذارند و بدانند که الگوی مردم کشورشان هستند. بازیکنان ملی پوش موظف هستند با رفتار شایسته خود، جوانان و نوجوانان را به ورزشگاه بکشانند و تبدیل به سمبل افتخار برای باشگاه، خانواده و کشور خود بشوند. البته برای دستیابی به این اهداف به یک سری روابط رفتاری خاص نیاز است که هر کس در چارچوب این روابط بگنجد به تیم ملی دعوت می شود و اگر قوانین را رعایت نکند پشت خط خواهد ماند.

فرض می کنیم که یک بازیکن از لحاظ فنی بسیار بالا است اما از لحاظ شخصیتی و اخلاقی مشکل دارد. آیا شما حاضر هستید چنین بازیکنی با اردو دعوت کنید و سپس در فضای تیم ملی به اصلاحش بپردازد یا خیر؟

- چنین بازیکنی باید اصلاحات را درون باشگاهش انجام بدهد. خیلی راحت است که یک بازیکن بگوید در تیم باشگاهی هر کاری که دلم بخواهد انجام می دهم اما در تیم ملی اصلاح خواهد شد. من به شدت معتقدم که یک بازیکن باید ابتدا در باشگاه، روابط رفتاری، احترام به همبازی ها و جنبه فنی بازی دیگر با یک اشتباه نمی توان برای همیشه بازیکنی را از تیم ملی محروم کرد چون هر کس حق اشتباه کردن را دارد. مثلاً بداوی و رحمانی در چین مرتکب اشتباه شدند و جریمه اش را هم تحمل کردند. پس درست نبود که برای یک خطا برای همیشه آنها را از تیم ملی دور می کردیم. این بازیکنان جوان هستند و جوانان بیش از افراد میانسال مرتکب اشتباه می شود اما در همین جا می گویم که اشتباه بداوی و رضایی، اولین و آخرین اشتباهشان بود.

آیا مقررات اردویی شما سختگیرانه است و یا در فضایی باز به کنترل بازیکنان می پردازید؟

- بازیکنان ملی پوش فراتر از بازیکنان عادی هستند و باید مسئولیت سنگین رفتار مناسب و شایسته در اردو را برعهده بگیرند که خوشبختانه تاکنون هیچ بازیکنی از خط قرمزها عبور نکرده است. این بازیکنان ملی پوش با قواین اردویی آشنایی کامل دارند و من با شیوه ای سختگیرانه آنها را کنترل نمی کنم مثلاً هیچ گاه در اتاق آنها را باز نمی کنم تا ببینم داخل اتاق چه می کنند چون نمی خواهم تبدیل به پلیس مخفی برای آنان بشوم. با این حال مشخص است که چه زمانی باید استراحت بکنند و تعهدات آنها نسبت به تغذیه و تمرین چگونه است و تکرار می کنم که اگر بازیکنی آماده نباشد مسئولیت سنگینی را در اردو بر عهده بگیرد از کمپ اخراج خواهد شد. همچنین اگر بازیکنی از حسن اعتماد ما سوء استفاده کند به شیوه های مختلف او را تحریم خواهیم کرد.

در گذشته هر گاه که تیم ملی به بن بست می رسید با ارسال توپهای بلند روی دروازه حریفان قصد نتیجه گرفتن را داشت و نوعی شتاب و بی نظمی در تیم ملی به چشم می خورد. اما در زمان شما چنین مشکلی دیده نمی شود. مثلاً در دقایق پایانی بازیهای حساس مقابل قطر و اردن، شتابزده عمل نمی شود و بازیکنان مانند دقایق اولیه بازی توپ را روی زمین به حرکت در می آورند و با حوصله بازی می کنند. چگونه شما چنین اعتماد به نفسی را در میان بازیکنان به وجود آورده اید؟

- خوشحالم که چنین سوالی را مطرح کردید. فلسفه من، پاسکاری و بازی بدون نوسان است که بازیکنان متوجه فلسفه ام شده اند و آن را پذیرفته اند. از روز اولی که به ایران آمدم به بازیکنان اصرار کردم از لحظه لحظه تمرینات لذت ببرند چون تیم ملی زمان زیادی را در اختیار ندارد و بازیکنانی را که صاحب چنین افکاری در ذهن خود بودند انتخاب کردم. مشکل بعدی که در ایران با آن مواجه شدم و فکر می کنم که به تدریج در حال حل کردن آن هستیم، وحشت بسیار زیاد بازیکنان از شکست خوردن بود. به همین دلیل سعی کردم از لحاظ روحی به آنان آرامش بدهم و با ایجاد نشاط در تمرینات، آن را برایشان لذت بخش کنم. مرحله بعدی انتقال این حس به زمین مسابقه بود تا اینکه از دشوارترین لحظات یک مسابقه مانند بازی با اردن و قطر هم لذت ببرند.

روانشناسان می گویند یک بازیکن باید در زمین مسابقه از لحاظ روانی، شناور باشد، یعنی خوشحال و راضی باشد و نسبت به عوامل بیرونی و حاشیه ای بی اعتنایی نشان بدهد. من تلاش می کنم با آرام نشان دادن خود روی نیمکت، تشنج بیشتری در جریان مسابقه ایجاد نکنم چون در غیر این صورت بازیکنان احساس بی اعتمادی داخل زمین خواهند کرد. فشار و خواسته های مطبوعات، خانواده ها، مردم و باشگاه ها حکم یک ترمز دستی برای بازیکنان دارد، با این حال ملی پوشان را به وضعیتی رسانده ایم که از حضور در تیم ملی و زمین مسابقه خوشحال هستند. یک مثال برای شما بزنم. من همواره گفته ام که کارکنان کمپ تیم ملی در موافقیت تیم بسیار تاثیر گذار هستند. هنگامی که بازیکن وارد کمپ می شود می بیند که چمن ها با نظم خاصی کوتاه شده است، اطراف زمین با دقت خط کشی شده و تمام وسایل تمرینی و لباس ها با ترتیب خاصی چیده شده، انگیزه بالایی پیدا می کند. مطمئن باشید که اگر چمن ها بلند باشد، زمین خط کشی شده نباشد و لباس ها روی هم ریخته شده باشد، زمین خط کشی شده نباشد و لباس ها روی هم ریخته شده باشد، بازیکن برای تمرین کردن رغبت نشان نمی دهد. در واقع نقطه آغازین حرکت یک تیم از داخل کمپ و از زمان ورود بازیکن به اردو است. من همچنین بارها تاکید کرده ام که بازیکنان باید در بهترین هتل ها اسکان پیدا کنند چون آنها ملی پوشان بزرگسال هستند و باید استانداردهای آنان را بالا آورد. در آن صورت می توانیم از بازیکن انتظارات زیادی داشته باشیم.

چند سالی است که فوتبال ما بازیکنان چپ پا، مدافعان میانی مقتدر و دروازه بانان قابل اطمینان پرورش نمی دهد، مشکل در کجاست؟

- کاملاً حق با شماست و با شما هم عقیده هستم. ما بازیکن چپ پا نداریم. اگر بداوی و نیکبخت مصدوم بشوند، نمی توانیم برای آنها جاشنین بیابیم. این مشکل به باشگاهها بر می گردد که بازیکنان چپ را انتخاب نمی کنند. آنها باید اهمیت بازیکنان چپ را درک کنند. متاسفانه نمی توانم کار زیادی در این زمینه انجام بدهم مگر اینکه از باشگاهها بخواهیم که به طور مداوم در جست و جوی بازیکنان چپ پا باشند. متاسفانه بازیکنان چپ پا را خیلی کم در تیم ها تحمل می کنند. مشکل مدافعان میانی نیز مشابه بازیکنان چپ پا است و هر روز تعداد بازیکنانی که مدافع آخر کلاسیک هستند در حال کاهش می باشد. در حال حاضر شرایط حاکم بر فوتبال جهان به گونه ای تغییر کرده که اغلب تیم ها با دفاع خطی 4 نفره به زمین می آیند.

فکر می کنید که چرا من اصرار کردم فخرالدین داود بگوویچ به تیم ملی باز گردد. او یکی از بهترین مربیان دوازه بانان فوتبال جهان است که می توانیم حاصل کار فصل گذشته فخرالدین در پرسپولیس را امسال در محمد محمدی (دروازه بان پرسپولیس) ببینیم. محمدی سال قبل به تدریج توانایی هایش را زیر نظر فخرالدین افزایش داد و شروع او در ابتدای فصل جاری نامطمئن بود اما این موضوع کاملاً عادی است و حالا به شرایط خوبی رسیده. و یا همین ابراهیم میرزاپور که طی سه ماه در تیم بلاژویچ به یکی از بهترین دروازه بانان آسیا تبدیل شد. طبیعتاً همه چیز بستگی به کار در باشگاه ها دارد. البته این مشکلات تنها مختص به ایران نیست، مشکل مربی دروازه بانان در بیشتر کشورهای جهان به چشم می خورد. 5 سال پیش من در هانوفر آلمان مربی بودم که این تیم فاقد مربی دروازه بانان بود چون مربی خوبی در بوندسلیگا وجود نداشت. به همین دلیل فوتبال آلمان و به ویژه باشگاه هانوفر به فکر پرورش مربی دروازه بانان افتاد که این کار به مدت زیادی نیاز داشت و یک شب نمی توان مربی دروازه بانان پرورش داد.

به همین دلیل سجادی را در کنار فخرالدین قرار داده ام و بارها به دادگان و شاهرخی گفته ام که سجادی آینده دروازه بانی در ایران است، چون فخر الدین نمی تواند تا پایان عمرش در ایران بماند، به همین دلیل ایشان در حال آماده کردن سجادی برای آموزش دادن به دروازه بانان تمام رده های سنی می باشد.

شما در زمان بلاژویچ تئوریسین و کمک فکری او بودید، آیا شما فکر نمی کنید که به یک تئوریسین و آنالیز کننده در کنار خود احتیاج دارید، چون حسین فرکی بیشتر در اجرای تمرینات مشارکت دارد؟

- آقایان فرکی، سجادی و فخرالدین با توجه به نیازها و در خواست های من، حریفان را آنالیز می کنند و هر یک از آنها به طور مستقل آنالیز خود را انجام می دهد که این موضوع بسیار مهم است. به عنوان مثال، سجادی مسابقه بحرین و یمن را آنالیز کرد و من هم این مسابقه را تماشا کردم .

در مورد مربی بدنساز چه نظری دارید، آیا بهتر نیست از یک مربی بدنساز استفاده کنید؟

- ما می توانیم چنین مربی ای برای تیم داشته باشیم اما اردوهای آماده سازی ما بسیار کوتاه مدت است و طبیعتاً نمی توانیم تمرینات بدنسازی انجام بدهیم. با این حال هر تیم فوتبال نیاز به بدنسازی کار بردی دارد یعنی نوعی بدنسازی که در مسابقه فوتبال بتوان از آن بهره برد. اصولاً مربیان بدنساز یا قبلاً در رشته دوومیدانی و یا در وزنه برداری فعالیت می کرده اند و به همین دلیل در بدنسازی فوتبال تخصص ندارند. البته چنین مشکلی تنها مختص به ایران نیست بلکه در اغلب کشورهای جهان به چشم می خورد. شما در بسیاری از نقاط جهان به ندرت با مربیان بدنساز متخصص فوتبال مواجه می شوید و به همین دلیل باید چنین مربیانی را پرورش داد. البته معلوماتم در زمینه بدنسازی فوتبال کافی است اما زمانی که احساس کنم که مربی بدنساز مستقل نیاز دارم به طور حتم چنین مربی را استخدام خواهم کرد. با توجه به اینکه امروزه همگان در ورزش به دنبال افراد متخصص هستند، بار دیگر تاکید می کنم که بدنساز رشته فوتبال باید علم بدنسازی این رشته را بداند نه اینکه از رشته های دیگر وارد فوتبال بشود. مثلاً یکی از تیم های فوتبال هلند، مربی بدنساز لهستانی داشت که فقط بازیکنان این تیم را وادار به دویدن می کرد. به همین دلیل یک روز از او پرسیدم، پس کی این بازیکنان باید فوتبال بازی کنند و تمرینات تاکتیکی انجام بدهند. من برای کار بدنسازی احترام قائل هستم ولی باید راه حل مناسب را برای استفاده از آن در فوتبال پیدا کرد، چون من به عنوان مربی نمی توانم راجع به تمام جنبه های تیم از جمله بدنسازی آن فکر کنم. به هر حال بدنسازی جزو یکی از نیازهای یک تیم فوتبال است.

قصد دارید از دو مربی ناظر و آنالیز کننده استفاده کنید، آیا این مربیان خارجی خواهند بود یا داخلی؟

- این دو نفر ایرانی خواهند بود چون در ایران به حد کافی مربیان با دانش دارید که بتوانند از عهده این کار بر آیند. البته هزینه استخدام مربیان خارجی بسیار بالا است و شاید پس از صعود به جام جهانی از مربیان آنالیز کننده خارجی استفاده کنیم.

چرا از کارشناس تغذیه در تیم ملی استفاده نمی کنید؟

- امروزه در جهان حضور کارشناس تغذیه در هر تیم ورزشی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و تاکنون دکتر خانلری چنین کاری را در تیم ما انجام داده است. من در تلاش هستم تا یک مقدار عادت تغذیه بچه ها را تغییر بدهم، اما این کار را نمی توان یک شبه انجام داد، به همین دلیل دائماً از آنها درخواست می کنم که از تغذیه مناسب بهره مند شوند. همچنین به شکل پنهانی در حال تغییر منوی غذای آنها در اردو هستیم و آنها نیز باید درک کنند که به عنوان یک بازیکن فوتبال باید برخی غذاها را بیشتر و برخی دیگر را کمتر میل کنند. آنها باید بدانند که به چه دلیل در برخی مقاطع باید نشاسته یا گوشت سفید بیشتری مصرف کنند و یا همواره از خورشت ها و ادویه جات ایرانی دوری گزینند و یا چرا باید همیشه از ماهی، سبزیجات و غذاهای شیرین استفاده نمایند. مثلاً یافت چربی زیر پوست تبدیل به یک عامل باز دارنده بزرگ، همگام استقامت بازیکن می شود. بازیکنان ایرانی باید بسیار زیاد مراقب تغذیه خود باشند. چون اگرمن هم غذاهایی را که آنها مصرف می کنند بخورم، در مدت زمانی کوتاه 20 کیلوگرم چاق خواهم شد. من که ورزش نمی کنم همواره مراقب وزن خود هستم و در چند سال اخیر همواره سعی کرده ام، وزنم یکسان باشد. به طور حتم برانکویی که با شکم بزرگ مقابل شما حاضر بشود با برانکو خوش هیکل تفاوت دارد و شما با ذهنیت دیگری به او خواهید نگریست. در زمین تمرین هم همین طور است. چون اگر من با شکم بزرگ برابر بازیکنان قرار بگیرم نمی توانم از آنها بخواهم که مراقب تغذیه شان باشند.

با توجه به اینکه سیستم مورد نظر شما 1-3-2-4 است، مدافعان کناری بسیار زیاد نفوذ می کنند و به همین دلیل میان دو مدافع میانی فضای زیادی ایجاد می شود. برای پر کردن این فضاهای خالی دو هافبک دفاعی باید به خط دفاعی متمایل شوند تا همواره 4 مدافع زنجیره ای در هنگام از دست دادن توپ داشته باشیم. اما بارها مشاهده شده که دو هافیک دفاعی وظایف دفاعی خود را انجام نمی دهند، آیا با نظر ما موافق هستید؟

- کاملاً حق با شماست اما استیل بازی ما به نحوی است که همواره هجومی بازی می کنیم و چنین شیوه ای سرشار از ریسک و خطر در خط دفاعی است. البته در چنین نیمی که خاصیت تهاجمی دارد، نظم تیمی از اهمیت ویژه ای برخوردار است مثلاً باید کاملاً مشخص باشد که اگر دفاع راست نفوذ کرد، دفاع چپ چسبیده به دو مدافع میانی بماند و یا هر دو هافبک دفاعی با هم نفوذ نکنند. البته من نمی توانم از مدافعان تیم و دوهافیک میانی خیلی انتقاد بکنم اما باید در جریان تمرینات، نظم تیمی را صدها بار تمرین بکنیم. در صورتی که زیاد تمرین بکنیم آن گاه بازیکنان به طور اتوماتیک وظایف خود را اجرا خواهند کرد. مثلاً اگر کمی نفوذ کرد، بداوی و ستار زارع باید در خط دفاعی بمانند، اگر ستار زارع رفت، کعبی بماند و در صورت نفوذ یحیی، نکونام در زمین خودی جایگیری بکند. متاسفانه قبل از هر مسابقه رسمی من فقط 5 جلسه تمرین در اختیار دارم که در این 5 جلسه نمی توانم تمام نکات مورد نظر را به بازیکنان منتقل کنم. به هر حال باید تلاش کرد تا این نواقص را در بازیهای دوستانه بر طرف نمود. البته من از بازیکنان خود تا حدود زیادی راضی هستم چون اگر هیچ کس مرتکب خطا در زمین چمن نشود، آن گاه گلی میان تیم ها رد و بدل نخواهد شد.

چند سال است که در فوتبال ما عنوان "مدیر فنی" بسیار مطرح می شود. در یک تیم مدیر فنی صاحب کلیه اختیارات است و در برخی تیم ها، مدیر فنی تنها یک سمت و پست سمبلیک به شمار می آید. شما به عنوان یک مربی بین المللی، پست "مدیرفنی" را براساس تعاریف بین المللی شرح بدهید.

من می دانم هدف شما از مطرح کردن این سوال چه بود. شما می خواهید مرز میان مدیرفنی و مربی تیم را مشخص کنید و بدانید که آیا مدیر فنی حق دخالت در کار مربی را دارد یا خیر. تنها چیزی که کاملاً مشخص و خیلی هم عادی می باشد این است که مدیر فنی حق دخالت در کار مربی را ندارد. او می تواند با مربی تبادل افکار بکند و در مورد همه چیز اظهار نظر نماید. اما تصمیمات نهایی و فنی تیم بر عهده مربی است. چون وی در برابر نتایج تیم پاسخگو است. به عنوان مثال شما مدیر فنی تیم هستید، من هم مربی و رضا چلنگر یکی از بازیکنان تیم. شما می توانید نظر خود را در مورد رضا چلنگر بگویید و حتی خواهان حضور وی در ترکیب اصلی تیم و یا نیمکت نشینی اش بشوید؛ حرف های رد و بدل شده، میان ما تنها یک گفت وگو و تبادل نظر است و من هستم که باید تصمیم گیری کنم.

(در اینجا برانکو دائماً به ساعتش نگاه می کند، اما ته دل راضی به نیمه کاره ماندن مصاحبه نیست) به عنوان آخرین سوال از شما می پرسم که راهکار بهبود ریشه فوتبال این مملکت و با به عبارتی دیگر تیم های پایه چیست؟ آیا باید مربی خارجی بیاوریم و یا با مربیان داخلی به کار ادامه بدهیم؟ فرض می کنیم که شما بعد از جام جهانی نیز در ایران بمانید آیا واقعاً پشتوانه خوبی برای تشکیل یک تیم ملی جوان تر در آن زمان خواهید داشت؟

- سوال شما خطرناک است اما این سوال عالی ترین سوال مصاحبه بود. من نمی خواهم وارد بحث استخدام مربیان داخلی و یا خارجی بشوم. اگر دوست دارید فوتبالتان پیشرفت بکند باید هر باشگاه موظف به داشتن مدرسه فوتبال باشد. یعنی در این مدرسه فوتبال، باشگاه تعهد بدهد با بازیکنان 10 ساله آغاز بکند و رد رده های سنی 12، 14، 16، 17، 19و 23 تیم داشته باشد و در کشور برای این رده ها لیگ منظم برگزار بشود. پس مربیانی باید پرورش داده بشوند که متخصص کار با این رده های سنی باشند. این مربیان باید مطلع باشند که ظرفیت های هوازی و غیرهوازی بازیکنان10 ساله و 12 ساله چقدر است. مرحله بعدی ایجاد بهترین شرایط برای آنها است از جمله زمین چمن، توپ و تجهیزات. در مرحله پایانی نیز استفاده از مربیان بسیار با کیفیت در این رده های سنی (در صورت امکان) در دستور کار قرار می گیرد.

در صورت برگزاری لیگ منظم در تمام رده ها، فوتبال ایران 5 تا10 سال بعد از آن به یکی از قدرتمندترین تیم های فوتبال جهان تبدیل خواهد شد. در ایران پتانسیل بسیار زیادی وجود دارد، متاسفانه برخی از باشگاه ها به فوتبال پایه اهمیت نمی دهند. شما استقلال و پرسپولیس را دارید که دو تیم بزرگ لیگ حرفه ای ایران هستند. اما در رده های سنی پایین ضعیف می باشند و در جذب مربیان بسیار با دانشی در جهان وجود دارند که کار آنها شناسایی بازیکنان10 ساله مستعد است. در فوتبال ایران نیز باشگاه های بزرگ باید به فکر کشف استعداد هایی باشند که 10 تا 15 سال آینده شکوفا بشوند و تنها به دنبال بازیکن برای حل مشکلات حال حاضر خود نباشند.

در ایران برخورداری از تیم های پایه اختیاری است، اما در فرانسه تیمی که فاقد مدرسه فوتبال و استراحتگاه برای بازیکنان نوجوان و جوان باشد، حق حضور در لیگ حرفه ای را نخواهد داشت. در باشگاهی که چنین امکاناتی دارند، بچه ها صبح به مدرسه می روند و بعد از ظهر هم به تمرین می آیند و یا در کرواسی باشگاهی که در رده های سنی پایه 5 تیم (10، 12، 14، 16و 18سال) مجزا نداشته باشد حق حضور در لیگ حرفه ای را ندارد. البته مربیان تمام این تیم ها باید حرفه ای بوده و مدرک خود را از بالاترین مراکز آموزشس کرواسی دریافت کرده باشند.

می دانم که مشکلات فوتبال ایران، زیر ساختی هستند، ولی باید بالاخره کار از یکجا شروع کرد و می توان هر سال بخش کوچکی از کار را انجام داد. چون امکان انجام همه این کارها در یک روز وجود ندارد. مگر زمانی که لیگ حرفه ای قرار بود آغاز بشود، موانع متعددی برسر راه آن وجود نداشت و حتی 90 درصد مردم مخالف آغاز آن بودند، اما هر سال اندکیاز مشکلات آن بر طرف شد و هم اکنون می توان مدعی شد که این لیگ خوب برگزار می شود.

از این که با حوصله بسیار جامع پرسش های ما را پاسخ دادید متشکرم.

- مرا ببخشید چون یک قرار ملاقات در سفارت کرواسی دارم و گرنه تا آخر شب به پرسش هایتان پاسخ می دادم.

UserName