• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2512
  • سه شنبه 1381/8/14
  • تاريخ :

 مصاحبه با : آقای داوود رشیدی

بر آن شدیم که گفتگویی با داوود رشیدی یکی از بازیگران هنری و با سابقه کشورمان ترتیب دهیم لذا با ایشان ارتباط برقرار کردیم و ایشان هم با آغوش باز از ما استقبال نمودند. ما نیز فرصت را غنیمت شمردیم تا از نظرات این استاد تئاتر و هنرهای دراماتیک بهره مند شویم .

جناب آقای رشیدی با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید لطفا خلاصه ای از زندگینامه خود را بفرمایید ؟

- با نام خدا من داوود رشیدی متولد 1312 تهران هستم . تحصیلات ابتدایی خودم را در تهران و ترکیه به اتمام رساندم . دوره متوسطه را دوباره در تهران شروع کردم . از سال دوم متوسطه به پاریس رفتم و در آنجا دیپلم فرانسه گرفتم . بعد از آن در ژنو سویس مشغول به تحصیل در رشته های تئاتر و علوم سیاسی شدم. از دانشگاه ژنو لیسانس علوم سیاسی را دریافت کردم و از آکادمی موزیک ژنو دیپلم هنرپیشگی و کارگردانی را گرفتم . در ژنو چهار سال به طور حرفه ای مشغول به کار شدم . در تئاتر " کاروژ " در چند نمایش به عنوان بازیگر ظاهر شدم . و همچنین به کارگردانی 2 نمایش پرداختم .در اواخر سال 41 به ایران برگشتم و در اوایل سال 42 در اداره هنرهای دراماتیک آن زمان مشغول به کارشده  ، پس از آن به تلویزیون رفتم و در صداو سیما مسئول واحد نمایش بودم . سپس از آنجا خارج شدم و به طور آزاد شروع به فعالیت کردم . در حدود 15- 16 نمایش به کارگردانی من به روی صحنه رفت که از آخرین کارهایم می توان به ریچارد سوم ، شکسپیر و نمایشنامه هنر در تئاتر شهر اشاره کرد . حدودا در30 فیلم سینمایی و 20 سریال تلویزیونی حضور داشتم . گاهی اوقات هم به تهیه کنندگی فیلم می پرداختم اما تعداد آنها زیاد نیست .

لطفا نظر خود را مورد هنر اسلامی بفرمایید ؟

-  من فکر می کنم بهتر است بگوییم فرهنگ هزار و چهارصد ساله اسلامی که یکی از غنی ترین فرهنگهاست ، بیش از یک میلیارد افراد کره زمین را در بر می گیرد و 14 قرن است که ادامه دارد . به تمام این دلایل هم از نظر قدمت ، هم از نظر نفوذ و هم از نظر پیشرفت یکی از فرهنگها مؤثر جهان می باشد. پس قابل احترام است به خصوص برای ما که اسلام را برگزیده ایم و نسل اندر نسل با این فرهنگ و علوم الهی خو گرفته ایم در این مورد نظری بسیار مساعد ، تاثیر گذار و پویا نسبت به فرهنگ و طبیعتا هنر اسلامی دارم .

با توجه به تجربیات فراوان شما ، چه تفاوتی بین سینمای قبل و بعد از انقلاب وجود دارد؟

- باید به این نکته اشاره کنم که در سینمای قبل از انقلاب من و امثال من زیاد فعال نبودیم . فیلمهای کمی بازی می کردیم و آنها نیز بیشتر معطوف به تئاتر و تلویزیون بود . سینمای معمول و در واقع سینمای امروز ما تاحدی ریشه در سینمای قبل از انقلاب دارد. ولی متاسفانه سینمای قبل از انقلاب صرفا یک سینمای تجارتی، برای وقت پرکردن و ارضای غرایز پست تماشاگران بود . با پیروزی انقلاب اسلامی و بوجود آمدن ارزشها جدیدی که انقلاب آنها را به وجود آورده بود ، فیلمهایی به وجود آمدند که جنبه پر کردن اوقات فراغت تماشاچی را داشته ، در ضمن پیام و تعهدی نیز داشت . به این دلایل حتی جلوی فیلمهای خارجی گرفته شد که به این صنعت و در واقع به این هنر بیشتر کمک شود و در مواردی معدود و شرایطی خاص فیلم های غربی و یا هندی نمایش داده می شود و بیشتر در سینماهای ما به فیلم داخلی بپردازند و این اهمیتی است که به حیات سینمای ما منجر می شود.

-  با کمک هایی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و بنیاد سینمایی فارابی به این فیلم ها کردند ، فضا عوض شد و کسانی به این کار مشغول شدند که از نظر داشتن توانایی ، تعهد و حرفه ای بودن ، واجد شرایط بودند و کسانیکه قبل از انقلاب تعهد داشتند و کارهای خوبی  ارائه می داند ، کارشان را ادامه دادند و باعث شدند جوانان بیشتر به این وادی کشیده شوند و راه برای عوامل فنی جدید از جمله کارگردانان ، بازیگران و... بازشود تا بتوانند وارد صحنه شده و فعالیت نمایند . این امر باعث شد که  نگاه انسانی ملت ایران به جهان ، از طریق سینمای ایرانی که اکنون بسیار پیشرفته تر از گذشته است ، به جهانیان معرفی شود و حالا دیگر یک چهره پاک و سنجیده را در مقابل غربی ها که می خواستند یک چهره زشت و خشن از ایران نشان دهند نمایان کند. این سینما توانست تمام تبلیغات آنها را خنثی کند و چهره واقعی مردم و انقلاب ما را به غرب نشان بدهد ، این یک پیروزی بسیار بزرگ در سینمای ماست ، به جرأت می توانم بگویم که هیچ هنر دیگر ، هیچ ارگان دیگر و در یک کلام هیچ نیرویی نتوانست همچون سینما به ایران خدمت کند.

به نظر شما امروزه چه نهادهایی در عرصه سینما ، رادیو تلویزیون و کلا فرهنگ ما مسئول هستند ؟

- به نظر من این نهادها مختلف هستند : مثل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، حوزه هنری ، اداره فرهنگ و ارتباطات اسلامی شهرداری ها و ... را می توان به عنوان ارگانهای مسئول دانست ولی تراکمی که سلیقه های مختلف می آورد از نظر سیاست گذاری های کلی دارای  برخی اشکالات است چرا که این تراکم موجب بی نظمی می شود درصورتیکه اگر تمام این نهادها و ارگانها با یکدیگر به یک تصمیم کلان برسند ، نتیجه بهتری خواهد داشت این عدم هماهنگی بین تشکلها باعث بی نظمی ، هدر رفتن بودجه و کم اثر شدن خواهد بود . بهتر است که یک سیاست کلی راجع به فرهنگ و هنر تعیین شود و ارگانهای مختلف که مسؤول اشاعه فرهنگ و هنر هستند ، این سیاست کلی را البته با سلایق خودشان ، پیروی نمایند . اگر سلیقه ها مختلف باشد هیچ اشکالی موجود نیست ولی بهتر است که همه در یک جهت حرکت کنند .

با توجه وضعیت امروز سینمای ما به نظر میرسد که سینما به نحو احسن جوابگوی خواسته ها نیست و به عقیده برخی

 صاحبنظران در کما بسر می برد نظر شما در این مورد چیست ؟

-   واقعیت این است که اوضاع به همین شکل است حال سینما یا در کماست یا می توان گفت که دورانی بحرانی را طی می کند و یا با مسائل مختلفی روبروست که به سینمای ما لطمه می زند . دلایل این موضوع نیز مشخص است . امروزه ساخت یک فیلم متوسط که خرج زیادی هم نداشته باشد ، تا کپی صفر حداقل صد میلیون تومان خرج دارد. بگذریم از مخارج اکران که در حدود چهل یا پنچاه میلیون تومان می شود . حال خودتان تصور کنید که این فیلم چگونه می خواهد سرمایه را باز گرداند که تهیه کننده این انگیزه را داشته باشد تا در راه ساخت فیلم این همه سختی را به خود بدهد. به هر حال این فیلم باید در یک جایی نمایش داده شود. که از هنگام نمایش مخارج عوامل و دست اندر کاران را باید یکسری از کمکها ، موسسه ها و ... متحمل شوند. ولی بعد از آن در هنگام نمایش ، عوامل و دست اندرکاران فیلم با یک فاجعه روبرو هستند و آنهم سالنهای ما می باشد. سالنهایی که قرار است این اثر سینمایی را نمایش دهند.

- کیفیت سالنها پایین است. استقبال از تماشاچی خوب نیست ، صندلیها وضعیت بدی دارند ، سالن یا زیادی سرد است یا زیادی گرم ، دستگاه نمایش و نور دارای کیفیت خوبی نیست ، سالن دارای نظم لازم نیست ، تماشاگران چیبس و پفک در سالن می خورند و کودکان از این سو به آن سو می دوند اینها تمام باعث می شود که تماشاچی جدا از کیفیت فیلم ، از وضعیت سینما هم ناراضی باشد ، در واقع این وضعیت او را رنج می دهد لذا فقط افرادی به سینما خواهند رفت که عاشق سینما باشند و تمام مصائب این کار را به جان بخرند. باید مکان مناسب نمایش فیلم مهیا شود تا فیلم بتواند مخاطب اصلی خود را بیابد . به نظر من باید کار را از سالنهای سینما آغاز کنیم مثلا سالنهای خارج از کشور محیط مناسبی برای نمایش است. تماشاگر زمانی که در سالن حضور دارد احساس آرامش می نماید . همچنین از لحاظ زیبا شناسی هم می توان تناسب را در این گونه سالنها دید . انسان از لحاظ استقبال ، راحتی ، رفاه ، برخورد و ... از این سالنها لذت می برد و با میل به سینما می رود ولی متاسفانه در سینماهای ما به تماشاگران بسیار بد خواهد گذشت .

مثلاًًَ در فیلم خانه دوست کجاست مدیر فیلمبرداری آقای صبا تعریف می کردند که در صحنه ای در این فیلم یک سگ در حال پارس کردن می باشد که هنگام نمایش عمومی در سینماهای خودمان فقط صدای سگ شنیده میشود ، در حالیکه وقتی فیلم در خارج از کشور به نمایش درآمد حتی تصویر این سگ هم قابل رویت بود و این نشان دهنده ی ایده آل بودن شرایط کار و سینماها در آن بخش می باشد. در نتیجه با  شرایط موجود ، مردم کمتر به سینما می روند و به تفریحات دیگری می پردازند. سینمایی که تماشاچی نداشته باشد ضرر می کند و تعطیل می شود ، وقتی سینما تعطیل می شود دیگر جایی برای ارائه فیلم وجود ندارد لذا تولید فیلم کمتر می شود و همین باعث بالاتر رفتن مخارج می شود و به قول شما و دوستان سینما به کما می رود ...

 ما نباید فراموش کنیم که سینما یک " هنر – صنعت " است . وسایلی که خود ما به عنوان سازنده و همکاران دیگر ما از آن استفاده می کنند ، وسایلی فرسوده است : دوربینها متعلق به  30 تا 40 سال پیش می شود ، یک تراولینگ درست نمی توانیم داشته باشیم ، نورپردازیها و پروژکتورهای جدید که به بازار آمده اصلا در اختیار ما نیست ، حتی خود نگاتیوهایی که با آن فعالیت انجام می شود کهنه و با حساسیتهای پایین هستند و ...

از این سؤال که بگذریم ، اینطور که از شواهد و قراین پیداست ، تئاتر به عنوان زیر بنای سینما مطرح می باشد و ارتباط مستقیم

 با آن داد ، نظر شما در این باره چیست ؟

- این روشن است که تئاتر جزء هنرهای نمایشی است و جایی است که هنرمند نمایشی آبدیده می شود و بعد که به سینما و تلویزیون می آید می تواند هنر خودش را نشان بدهد. اکثر هنرمندان ما بخصوص بازیگران برجسته ، از تئاتر شروع کردند. و حتی آنهایی هم که به واسطه فیزیک خوب و جذابیت جذب سینما می شوند فقط در شرایطی می توانند پایدار بمانند که به تئاتر روی بیاورند. تئاتر ما هم متاسفانه درگیر تعدد مراکز تصمیم گیری است. یعنی این بودجه پخش می شود و هر کدام ساز خود را می زنند مثلا مرکز هنرهای نمایشی در معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که متولی امر تئاتر در کشور می باشد به تنهایی جوابگوی این بخش نیست و کسان دیگری هم در این زمینه کار می کنند که چه بسا سازهای مختلفی می زنند.

باز هم اینجا باید یک تمرکز پیدا شود البته نه یک سیاست یکطرفه، بلکه طوریکه از طرف بودجه و تقسیمات آن در تهران و شهرستان ها توجه کافی مبذول شود و اولویتها مشخص گردند. در قدم اول باید در هر منطقه نیازها از جمله ساخت سالنهای مختلف ، به وجود آوردن گروههای تئاتری و ... مشخص شوند تا به مرحله پردازش رسید. تمام ارگانها باید از هدف واحدی پیروی کنند ، حال ممکن است در این میان مثلا حوزه  هنری یک راه را انتخاب کند و یا وزارت فرهنگ و ارشاد راه دیگر بر گزیند همین طور شهرداری و ... ولی در نهایت پیرو یک خط مشی واحد هستند و این باعث می شود که یک برداشت واحد نیز به وجود بیاید.

همچنین برای سیاست گذاران فرهنگی ما تئاتر کاملا ناشناس است . تئاتر در نظر ایشان بسیار بی اهمیت می باشد. نگاه آنها نسبت به تئاتر نگاهی تحقیر آمیز است و تئاتر را یک هنر بیهوده و پیش و پا افتاده در نظر می گیرند در صورتیکه درست عکس این قضیه صادق است . دیدگاه آنها نه به اندازه ای است که بتوان سالنهای موجود را تکمیل کرد و نه به اندازه ای است که سالنهای جدید احداث نمود. همچنین از لحاظ مالی جوابگوی نیازهای اهالی تئاتر نیست که بتوان یک کار متمرکز و سنجیده انجام داد. لذا یک فرد فقط نمی تواند تمام تلاش خود را معطوف به تئاتر کند ، باید به سینما برود ، به تلویزیون برود تا بتواند امرار معاش نماید. در این میان باید یک نگاه جدید و مسئولانه به تئاتر بشود و به این هنر بیشتر اهمیت داده شود خصوصا از نظر بودجه . من اتفاقا پارسال به خیلی از شهرستانها رفتم و در خیلی از جشنواره ها به عنوان داور شرکت داشتم و با فورانی از ابتکار و خلاقیت در گروههای تئاتر مواجه شدم ، می دانید که در جشنواره تئاتر فجر سال قبل، گروههای تئاتر شهرستانی بیشتر از گروههای تهرانی درخشیدند و این خود نشان دهنده وجود استعداد فراوان در این زمینه است. هم اکنون در پاریس شما هر شب می توانید انتخاب کنید که چه تئاتری ببینید و این به خاطر تعدد سالنهای تئاتر می باشد.

در حال حاضر در بعضی از شهرستانهای ما حتی یک سالن تئاتر هم وجود ندارد ولی تا دلتان بخواهد سالن های مختلف وجود دارد مثل سالن شهرداری ، سالن آتش نشانی ، سالن آموزش و پرورش و ... که هیچکدام هم به طور مداوم مورد استفاده نیست و شاید هم اغلب روزهای سال تعطیل باشند مگر اینکه یک کنفرانسی یا نمایشی و یا هر مراسمی در آنجا برگزار بشود . اگر جایی باشد که بتوان هر شب در آنجا تئاتر برگزار کرد خیلی خوب است چون در این شهرستانها گروههایی هستند که بتوانند تئاتر را روی پا نگه دارند. و تئاتر را روی صحنه ببرند. اگر مردم در آن شهر بدانند که هر شب می توانند بروند تئاتر ببینند از نظر فرهنگ جامعه ومسائل اجتماع بسیار پسندیده است. و این مطلبی نیست که نظر بنده باشد بلکه قرنهاست که ثابت شده .

گاهی اوقات هم سرمایه گزاری فراوانی می شود تا یک سالن بزرگ مثلا در حد تالار وحدت ساخته شود ولی هیچگاه تصور نمی شود که در یک همچنین سالنی و یا حتی سالنهای دیگر مثل فرهنگسراها و .... که وابسته به اداره ی تئاتر نیستند قرار است تئاتر هم برگزار شود . به این دلیل عمق و عرض صحنه برای نمایش تئاتر مناسب نیست و فقط مثلا برای این مناسب است که چند موزیسین بنشینند و یک کنسرت بدهند . سالهاست که این مطلب بیان می شود ولی باز هم شاهدیم که یک سالن با مخارج بسیار بالا ساخته می شود و در وسط صحنه (که مثلا) وسط صحنه نمایش است یک ستون قرار گرفته است.

 به چه سبک های هنری جهان بیشتر علاقه دارید؟

-  ببینید من به سبک به خصوصی اعتقاد ندارم . من اعتقاد دارم که هر نمایشی در زمانی و در مکانی که اجرا می شود سبک خاص خود را می طلبد . مثلا یک نمایش شکسپیر را با طراحی لباس امروزی روی صحنه می برد و در این میان در غرب به عنوان مثال ، ریچارد سوم شکسپیر را به زمان آلمان نازی بر می گردانند و با آن حال و هوا اجرا می کنند و مسائل نازیسم و فاشیسم را در میان نمایش مطرح می نمایند.

و این برای ما که اصول تئاتر در کشورمان رعایت نمی شود کمی نامأنوس است که یک دفعه بیایم و این کار را انجام دهیم . باید ابتدا ببینیم که تماشاچی ما کیست ؟ زبانش چیست؟ ، تا بتوانیم با او ارتباط برقرار کنیم . همچنین باید ببینیم که ما چه کسی هستیم و در کجا کار انجام می دهیم . دیگر نمی توان گفت که فلان نمایش را به کدام سبک باید اجرا کرد. مثلا نمی توان گفت که کارهای ایبسن و اشترینبرگ را با سبک ناتورالیسم اجرا کنیم و یا اینکه کارهای چخوف را به سبک رئالیسم اجرا کنیم .

در زمینه کارهایی که انجام داده اید به کدامیک از آثارتان در سینما ، تئاتر و تلویزیون بیشتر علاقه دارید ؟

- در مورد تئاتر که به تمام آثارم علاقه دارم . ولی در وادی سینما که گاهی اوقات به عنوان مسائل روزمره به آن نگاه کرده ام انتخابهای متوسط و بد هم بوده است ولی هر کاری که قبول کردم با عشق و علاقه بوده و دوست داشتم که در آن زمان بهترین کارم را انجام بدهم. به همین دلیل هم نمی توانم بگویم که کدامیک را بیشتر دوست دارم ولی طبیعتا کاری را که مردم بیشتر پسندیدند من هم بیشتر آن را دوست دارم .

نگرش شما به سینمای غرب چه نوع نگرش است ؟

-  این نوع فیلم های جدید که در سینمای هالیوود ساخته می شود طبیعتا هیچ آدمی که کمی دلسوخته است و فکر فرهنگ و پیشرفت جامعه جوانان را می کند، آنرا نمی پسندد. چرا که این سینما فقط تکنیک و خشونت و شگفتنی مجانی را در بردارد. من هم نسبت به این سینما نظر خوشی ندارم من سینمای آمریکا را فقط در دهه های 40 و 50 دوست دارم و آن سبکها را می پسندم . ولی سینما فرانسه را خیلی دوست دارم و فکر می کنم که خیلی خوب در برابر سینمای هالیوود مقاومت از خود نشان می دهد.

در این راه دولت و مسؤولان آنها هم آگاه هستند و به این سینما کمک می کنند ، بدون اینکه فیلم آمریکایی را ممنوع کنند و برای سینماهایشان سهمیه تعیین کرده اند . این اواخر هم اتحادیه اروپا در برابر سینمای آمریکا از خود مقاومت نشان می دهد و مشخص است که فرهنگی که آمریکا می خواهد بر جهان تحمیل کند مورد قبول همگان نیست .

و این نکته بسیار مهم است که بدون اعمال زور بلکه با فرهنگسازی ، به مقابله با این مقوله پرداخته اند که می تواند بسیار اثر بخش تر باشد.

با سپاس و تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید اگر در آخر مطلبی هست بفرمائید؟

- خیر : من هم ممنونم و برای شما و دیگر عزیزان که در این سایت مخصوصا در بخش هنری آن فعالیت می کنند آرزوی موفقیت دارم .

خبرنگار تبیان ، مسعود عجمی

UserName