irancel_2008 ( تعداد مطالب : 1295 ) ( تعداد نظرات : 925 )

عبادت

در «حليه الاولياء» چنين مى خوانيم: سعيد بن‏مسيب مى‏گفت: پنجاه سال نماز با جماعت گزاردم و تكبيره‏الاحرام امام رادرك كردم و در اين مدت پشت‏سر هيچ يك از نماز گزاران رانديدم. دراين زمينه روايات اختلاف دارد. مراد از اين جمله (پشت‏سرهيچ يك از نماز گزاران را نديدم) آن است كه در اول وقت قبل‏از ديگران وارد مسجد شدم و در صف اول قرار گرفتم و پس از همه‏نماز گزاران، مسجد را ترك كردم. غلام سعيد بن‏مسيب مى گويد:

سعيد، چهل سال، قبل از صداى موذن، در مسجد حاضر مى‏شد.

درباره او همچنين گفته‏اند:

وى پنجاه سال با وضوى اول شب، نماز صبح را به جاى آورد و چهل‏حج و عمره انجام داده است.

بكربن خنيس مى گويد: به سعيد بن مسيب گفتم: مى بينى، اين مردم‏خدا را عبادت مى‏كنند و نماز مى خوانند; چرا همراه اين گروه‏عبادت نمى كنى؟ سعيد گفت: فرزند برادرم; اينها عبادت نيست.

گفتم: پس عبادت چيست؟

گفت: تفكر در امر خدا، پرهيز از محارم ، انجام دادن واجبات ونيز تفقه در دين

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2627روز قبل
چهارشنبه 1/1/1386 - 20:7
irancel_2008 ( تعداد مطالب : 1295 ) ( تعداد نظرات : 925 )

دانش

سعيد در طلب دانش و فرهنگ اهل‏بيت(ع) بسياركوشيد. به همين دليل، دانشمندترين دانشمندان مدينه به شمارمى‏آمد. سعيد مى‏گويد:

چه بسيار اتفاق مى‏افتاد كه براى به دست آوردن يك حديث‏شبها وروزها راه مى‏رفتم.

او همچنين مى‏گويد:

«ما بقى احد اعلم بكل قضاء قضاه رسول الله(ص) ولا ابوبكر وعمرمنى.» كسى باقى نماند كه به تمام قضايايى كه رسول خدا(ص) وابوبكر و عمر قضاوت كرده‏اند، از من داناتر باشد.

سعيد در دانش از بسيارى از ياران رسول خدا پيشى گرفت. با آنكه‏در زمان حيات اصحاب پيامبر قاعدتا نبايد نوبت‏به تابعين برسد،سعيد فتوا مى‏داد. هر گاه كسى از عبدالله بن عمر مساله‏اى‏مى‏پرسيد و او نمى‏توانست پاسخ دهد، مى‏گفت: برو از سعيد بپرس وپاسخش را برايم بياور; و چون فردا باز مى‏گشت و پاسخ مساله رابرايش بازگو مى‏كرد، مى‏گفت: نگفتم كه او [سعيد] در شماردانشمندترين دانشمندان جاى دارد.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2627روز قبل
چهارشنبه 1/1/1386 - 20:4
irancel_2008 ( تعداد مطالب : 1295 ) ( تعداد نظرات : 925 )

در آيينه ديگران

اسحاق بن‏جرير مى‏گويد: سعيد بن مسيب، قاسم‏بن‏محمد بن ابى‏بكر و ابوخالد كابلى در شمار افراد مورد اعتمادعلى بن الحسين امام زين‏العابدين(ع) جاى داشتند.

امام سجاد(ع) درباره شخصيت علمى وى مى‏فرمايد:

«سعيد بن المسيب اعلم الناس بما تقدمه من الاثار وافقههم فى‏زمانه.» سعيد بن مسيب داناترين مردم به تاريخ پيشينيان ودانشورترين آنها در زمان خود بود. يحيى بن حيان مى‏گويد: سعيدبن مسيب در مدينه «فقيه الفقهاء» بود.

افزون بر اين، او رابا عبارتهاى زير نيز ستوده‏اند: سعيد بن مسيب در عصر خود عالم‏العلما (دانشمند دانشمندان) بود. سعيد بن مسيب از عمر و عثمان‏آگاه‏تر بو

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2627روز قبل
چهارشنبه 1/1/1386 - 20:4
irancel_2008 ( تعداد مطالب : 1295 ) ( تعداد نظرات : 925 )

تاريخ‏نگار راستگو

پس از شهادت امام حسين (ع)، سليم به محضر فرزندش امام سجاد (ع) رسيد و در شمار اصحاب او قرار گرفت. سليم از آن امام حديث نقل كرده است. وى در حديث دهم خويش مى‏گويد: با على بن الحسين (ع) ملاقات كردم و مطالبى كه از پدر و عمويش (عليهما السلام) شنيده بودم، برايش گفتم. افتخار ملاقات با امام باقر (ع) نيز نصيب سليم شده است. ابان بن ابى عياش مى‏گويد: هنگام حج، امام باقر (ع) را ملاقات كردم و تمامى حديث دهم را، كه سليم نگاشته بود، بى‏آنكه حتى يك حرف از آن كم كنم، براى وى خواندم... . امام (ع) فرمود: سليم راست گفتار است. سپس ادامه داد: پس از شهادت جدم ابا عبد الله الحسين (ع)، در حالى كه نزد پدرم نشسته بودم، سليم همين حديث را برايم خواند و پدرم صحت گفتارش را تصديق كرد. بر اساس همين اخبار و گزارشها، شيخ طوسى و ديگر راوى شناسان شيعه نام سليم بن قيس را در شمار اصحاب امام على، امام حسن، امام حسين، امام سجاد و امام باقر (عليهم السلام) آورده‏اند. در كتاب «ريحانة الادب‏» چنين مى‏خوانيم: او از اجلاى محدثان شيعه و بزرگان اصحاب امام على (ع) و امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) و امام سجاد و امام باقر (عليهما السلام) و نزد همه آنان در غايت محبوبيت و به منزله اركان اربعه بود... اخبار زيادى در مدح سليم وجود دارد. علامه امينى نيز مى‏گويد: سليم از كسانى است كه شيعيان و اهل سنت‏به او و مطالب كتابش استناد جسته، بدان استدلال مى‏كنند.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2627روز قبل
چهارشنبه 1/1/1386 - 20:4
irancel_2008 ( تعداد مطالب : 1295 ) ( تعداد نظرات : 925 )

از نجف تا منا

اين شخصيت‏برجسته ميدانهاى علم و جهاد، پس از شهادت مولايش على (ع)، پيروى از ولايت را رها نكرد و در شمار ياران امام حسن مجتبى (ع) قرار گرفت. سليم مى‏گويد: بعد از شهادت امام على (ع)، امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) را در مدينه ملاقات كردم. حديثى را، كه از پدرشان شنيده بودم، براى آنان خواندم. آنها فرمودند: راست گفتى، وقتى پدرمان اين حديث را برايت مى‏خواند، ما حاضر و شاهد بوديم. ابن شهرآشوب در كتاب «المناقب‏» به معرفى ائمه (عليهم السلام) پرداخته، هنگام شمارش اصحاب امام حسن (ع) مى‏گويد: ياران امام حسن (ع) افرادى از قبيل رشيد، حجر،.. . و سليم هستند. سليم بن قيس خدمت امام حسن (ع) حضور يافت و ضمن حمايت و دفاع از وى، به ثبت وقايع تاريخى آن روزگار پرداخت. او در كتابش سه روايت از آن امام نقل كرده است. پس از شهادت مظلومانه امام حسن (ع)، سليم همچنان به عهد خويش وفادار ماند و به حضور سالار شهيدان امام حسين (ع) رسيد. پشت پازدن به نام و نان معاويه و اعتنا نكردن به دشنه و دشنام او، كارى نبود كه ناخالصان و افراد سست عنصر از عهده آن برايند. گرايش به امام حسن و امام حسين (عليهما السلام)، در دوران حكومت استبدادى معاويه، به جسارتى ويژه و اراده‏اى خلل ناپذير نياز داشت. سليم، برغم همه مشكلات و خطرات، گام عزت پيش نهاد و در شمار اصحاب آن دو امام بزرگوار واقع شد. ارتباط عاطفى سليم با امام حسين (ع) به حدى بود كه با شنيدن خبر مسافرت وى از كوفه به مدينه آمد و با وى همسفر شد. در سال 58 قمرى، كه امام حسين (ع) براى زيارت خانه خدا به مكه شتافت، سليم كوفى خود را به وى رساند و در جلسه بسيار مهم آن حضرت در منا شركت كرد. امام حسين (ع)، در اين جلسه تاريخى با ذكر مطالبى درباره معاويه و اعمال او، اولين جرقه‏هاى قيام و انقلاب خويش را در دل شيعيان فروزان كرد. سليم بن قيس جزئيات مطالب مطرح شده در آن جلسه را در كتاب خويش نگاشت. او، علاوه بر ماجراى فوق، روايتى ديگر نيز از آن امام بزرگوار نقل كرده است. از اين تاريخ تا پس از شهادت امام حسين (ع) در سال 61 هجرى قمرى، خبرى از سليم ثبت نشده است. برخى از محققان احتمال مى‏دهند او اين مدت را، همراه جمعى از شيعيان، در زندان ابن زياد به سر برد.

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2627روز قبل
چهارشنبه 1/1/1386 - 20:3
irancel_2008 ( تعداد مطالب : 1295 ) ( تعداد نظرات : 925 )

روايت اشك

سليم درباره وضعيت امام على (ع) قبل از شهادت و نيز وصيت او به فرزندانش مطالبى قابل توجه نگاشته است. مطالب وى چنين آغاز مى‏شود: هنگام وصيت امير المؤمنين (ع) به فرزندش امام حسن (ع) حاضر بودم. حسين (ع) و محمد و تمامى فرزندان و بزرگان اهل بيت (عليهم السلام) و شيعيانش نيز حضور داشتند. حضرت كتاب و شمشيرش را به امام حسن (ع) داد و فرمود: فرزندم، پيامبر (ص) به من دستور داده تو را جانشين خود كنم و كتاب و شمشيرم را به تو بسپارم...; و همچنين پيامبر به من دستور داد سفارش كنم اين وديعه‏ها را هنگام مرگت‏به برادرت حسين بدهى; سپس به فرزندش حسين (ع) فرمود: پيامبر به تو نيز دستور داده آن را به فرزندت على تحويل دهى و آنگاه به على بن الحسين (ع) فرمود پيامبر (ص) دستور داده آن را به فرزندت محمد بدهى. سلام پيامبر و من را به او برسان. عشق و اردات آن مرد انديشمند به على (ع) و نقل و ثبت روايات متعدد در فضايل و مناقب ائمه معصومين (ع) فقيهان و دانشمندان بزرگ دين را بر آن داشت تا از سليم به نيكى ياد كرده، او را مورد ستايش قرار دهند. شيخ مفيد در «الاختصاص‏»، پس از معرفى سليم، مى‏نويسد: وى از برگزيدگان و پيشمرگان پنجگانه على (ع) است. نه تنها بزرگان شيعه، بلكه اهل سنت نيز از سليم ياد كرده، وى را ستوده‏اند. ابن نديم در كتاب «الفهرست‏» نظر يكى از راويان شيعه را پذيرفته، سخن او را چنين نقل كرده است: سليم انسانى متعبد به امور دينى بود و نورانيتى داشت كه سبب برترى مقامش مى‏شد

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2627روز قبل
چهارشنبه 1/1/1386 - 20:3
irancel_2008 ( تعداد مطالب : 1295 ) ( تعداد نظرات : 925 )

مرد جهاد

پس از وفات ابوذر، در سال 35 هجرى قمرى، سليم به بصره رفت و در ركاب على (ع)، در جنگ جمل شركت كرد. در اين جنگ، كه از سوى طلحه و زبير عليه امام على (ع) طرح‏ريزى شده بود، 12 هزار تن از ياران على (ع) و 120 هزار تن از دشمن حضور داشتند. سليم بن قيس، اولين تجربه رزمى‏اش را به دست آورد و ماجراى آن را در جنگ جمل ثبت كرد. وى در پايان گزارش خود را از آن جنگ مى‏گويد: جنگ از سوى طلحه شروع شد و به كشته شدن وى و شكست زبير انجاميد. حدود يك سال پس از اين نبرد، جنگ صفين درگرفت. سليم نيز در اين جنگ شركت كرد و به يارى امام خود على (ع) شتافت. او مطالبى نيز درباره اين نبرد نقل كرده است. در بخشى از كتاب سليم آمده است: از سليم بن قيس پرسيدند: آيا در جنگ صفين شركت داشتى؟ پاسخ داد: آرى. پرسيدند: آيا در جنگ ليلة الحرير حضور داشتى؟ گفت: آرى. پرسيدند: آن هنگام چند ساله بودى؟ سليم گفت: چهل ساله. سپس خاطراتى از آن جنگ نقل كرد. برخى از تاريخ‏نگاران، به يارى همين پرسشها و جوابها، تاريخ تولد سليم را به دست آورده‏اند. سليم پس از صفين در سال 38 هجرى قمرى همراه امام على (ع) به كوفه برگشت و بى‏درنگ به مدائن رفت. در سال 39 هجرى، براى جنگ با خوارج، عازم منطقه نهروان شد و در آن نبرد شركت كرد. سليم در تمامى اين صحنه‏هاى سرنوشت‏ساز ياور مولايش على (ع) بود و دفاع از وى را وظيفه خويش مى‏دانست. همراهى او با على (ع) تا شهادت آن امام تا بزرگوار ادامه يافت

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2627روز قبل
چهارشنبه 1/1/1386 - 20:3
irancel_2008 ( تعداد مطالب : 1295 ) ( تعداد نظرات : 925 )

با على (ع) و علويان

سليم، پس از ورود به مدينه، در محضر امام بزرگ شيعيان حضرت على (ع) به فعاليتهاى فرهنگى و دينى پرداخت. او چنان به مولايش عشق مى‏ورزيد كه بزودى از ياران خاص و قابل اعتماد آن حضرت شد. سليم در كتاب خويش پنجاه روايت از على (ع) نقل كرده است.او در همين دوران، با دانشمندان و صحابى بزرگى چون سلمان، ابوذر، مقداد و عبد الله بن عباس ارتباط فكرى و فرهنگى بر قرار ساخت و احاديث‏بسيارى از آنها به خاطر سپرد. هرچند صحابى بزرگ پيامبر (ص) سلمان فارسى، در همان اوايل حضور سليم در مدينه، به استاندارى مدائن (در حوالى بغداد) برگزيده شد; اما سليم وجود گرانبهاى وى را غنيمت‏شمرد و در همان مدت اندكى كه در مدينه حضور داشت، مطالب و حوادث دوران پس از وفات پيامبر (ص) را از سلمان پرسيد. تعداد رواياتى كه او از سلمان شنيد، هفده مورد است. اين روايات اغلب درباره تاريخ شيعه است. ابوذر غفارى از ديگر چهره‏هاى برجسته عصر رسول الله (ص) بود كه سليم به همراهى و همگامى با وى توفيق يافت. سليم در توصيف و بيان رخدادهاى تاريخى شيعيان از او بسيار بهره برد و دوازده حديث از وى ثبت كرد. سليم در سى سالگى همراه ابوذر غفارى; براى اعمال حج، به مكه رفت. در آنجا ابوذر غفارى براى مردم حديث‏خواند. سليم، كه خود شاهد ماجرا بود، آن را چنين بيان كرده است: «روزى ابوذر برخاست و در خانه كعبه را گرفت و با صداى بلند گفت: اى مردم، ... من از پيامبرتان شنيدم كه فرمود: مثل اهل بيتم در ميان امت چون كشتى نوح در ميان قوم اوست; هر كه بر آن سوار شود، نجات مى‏يابد و هركه از آن تخلف كند، غرق مى‏شود.» سليم بن قيس كوفى نه تنها به اولين مظلوم تاريخ عشق مى‏ورزيد، بلكه همواره شيفتگان آن امام را مورد محبت قرار مى‏داد. ابوذر غفارى پس از وفات پيامبر (ص) به دليل جانبدارى از على (ع)، از سوى خليفه سوم عثمان به سرزمين خشك و بى‏آب و علف ربذه تبعيد شد. او در حالى به سوى ربذه حركت داده شد كه نگاههاى اشكبار على (ع) او را بدرقه مى‏كرد. در سال 34 هجرى قمرى كه ابوذر در ربذه آخرين نفس‏هاى خويش را مى‏كشيد و پاداش زحمات شبانه روزى‏اش در راه اسلام را از سوى عثمان دريافت مى‏كرد، «سليم‏» آرام نگرفت; به سوى وى شتافت. و رواياتى از او شنيد

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2627روز قبل
چهارشنبه 1/1/1386 - 20:2
irancel_2008 ( تعداد مطالب : 1295 ) ( تعداد نظرات : 925 )

عاشق مدينه

سليم در حالى وارد مدينه شد كه تنها دو سال از رحلت پيامبر اسلام (ص) گذشته بود و مردم با على (ع) و اهل بيت (ع) رفتارى ناپسند و زجرآورداشتند. دورانى كه غاصبان خلافت‏با توسل به انواع شيوه‏هاى ارعاب، تهديد و تطميع مردم را از گرايش به مولاى متقيان باز مى‏داشتند. دورانى كه نام «على (ع)» را بردن با او نشستن جرمى نابخشودنى شمرده مى‏شد. در چنين دوران دهشتناك و خفقان‏آورى، نوجوان چهارده‏ساله كوفى به مدينه آمد و با قبول همه بلاها و گرفتايهاى ويژه مدينه، نور هدايت و امامت را در كوچه‏هاى بنى هاشم يافته و با على (ع) كه مورد كينه حاكمان و زور مداران بود، انسى ويژه يافت. شجاعت و جسارت نوجوان 14 ساله كوفى و رفتار وى با كنار نهادگان سياسى مدينه، نشان دهنده روح متعالى و اراده آهنين اوست

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2627روز قبل
چهارشنبه 1/1/1386 - 20:2
irancel_2008 ( تعداد مطالب : 1295 ) ( تعداد نظرات : 925 )

محمد جواد طبسى

از ميان هفتاد و دو تن شهيد حادثه عاشورا، اجمالا بر زندگى‏تعداد اندكى از آنها مى‏توان دست‏يافت. تعجبى هم ندارد، زيراتاريخ نويسانى كه گاه در زندگى برخى از افراد كه هيچ نقطه‏روشنى در زندگى ندارند آن قدر سخن پراكنى كرده‏اند، نسبت‏به‏برخى ديگر با داشتن آن همه سوابق درخشان به قدرى بى مهرى‏كرده‏اند كه حتى از ذكر نامشان هم خود دارى نموده‏اند.

شخصى مانند «سعيدبن عبدالله حنفى‏» كه از بزرگان شيعه اهل‏بيت در كوفه و يكى از شجاعان عرب بوده و فردى ممتاز از نظرعبادت و تهجد و زهد و تقوا به شمار مى‏رود، چرا از او و امثال‏او غفلت‏شده است ; شخصيتى كه آن همه در كوفه و كربلا حماسه‏آفريد و مردانه در راه هدفى مقدس به شرف شهادت نائل آمد وبهترين درس را براى چگونه زيستن به آيندگان تقديم كرد؟!

اينك، ما بر آن شديم كه در اين نوشتار كوتاه خواننده محترم‏را با گوشه‏اى از زندگى اين مرد و نقش او در حوادث كوفه و كربلاآشنا سازيم، اگر چه به علتى كه ذكرشد، اطلاع دقيقى از شرح زندگى‏او در دست نداريم.

نقش سعيد در حوادث كوفه:

ظلم بيش از حد حكومت‏بنى اميه بر مسلمانان به ويژه بر مردم‏كوفه، آنها را وادار به واكنش سختى در برابر يزيد و كارگزارانش‏كرد. سعيد هم از همان ابتدا با قرار گرفتن در صف مخالفين، باديگر انقلابيون كوفه همكارى صميمانه‏اى داشت. بدين جهت گام‏هاى‏مهمى در جهت رشد حركت مردمى و دعوت از حضرت ابى عبدالله عليه‏السلام برداشت.

آخرين پيك مردم كوفه به امام حسين عليه السلام:

از زمانى كه مردم كوفه بر آن شدند كه از فرزند رسول خدا،حضرت ابى عبدالله الحسين عليه السلام رسما دعوت نمايند ونامه‏هاى فراوان با گروه‏ها و پيك‏هاى متعدد به خدمت آن حضرت‏فرستادند، سعيد بن عبدالله حنفى بود كه به خدمت امام عليه‏السلام رفت و نامه دعوت عده‏اى از مردم كوفه را به همراه خودبرد.

گفتگوى امام عليه السلام و سعيد:

امام نخست از سعيد بن عبدالله پرسيدند كه نويسندگان نامه چه‏كسانى هستند. سعيد و همراهش «هانى بن هانى السبيعى‏» گفتند:

«يابن رسول الله، دعوت كنندگان «شبث‏بن ربعى التميمى‏» ;«حجار بن ابجر العجلى‏» ، «يزيدبن حارث بن يزيد الشيبانى‏» ، «يزيد بن الحارث بن رويم‏» ، «عزره(عروه)بن قيس الاحمسى‏» ،«عمرو بن الحجاج الزبيدى‏» و «محمدبن عمر بن عطارد بن حاجب‏التميمى‏» مى‏باشند. »

آنگاه امام نامه‏ها را قرائت فرمود و از نمايندگان و رسولان،در باره اوضاع مردم كوفه سوالاتى كرد و آنها هم اطلاعات خود رابه حضرت گزارش كردند.

سپس حضرت از جاى برخاسته و بين ركن و مقام، دو ركعت نمازگزارده و از پروردگار متعال طلب خير كرد و پس از آن، «مسلم بن‏عقيل‏» را فرا خواند و از حقيقت‏حال و وضعيت مردم كوفه وى راآگاه ساخت.

سعيد پيك امام حسين عليه‏السلام:

با شنيدن آخرين گزارشات از سعيد و تصميم بر اعزام نماينده‏جهت‏بيعت گرفتن از مردم، حضرت نخست نامه‏اى نوشته و به همراه‏هانى بن هانى و سعيد بن عبدالله حنفى براى مردم كوفه فرستادند.

امام در اين نامه چنين نگاشتند: «بسم الله الرحمن الرحيم. ازحسين بن على به گروه مسلمانان و مومنان. اما بعد، بدرستى كه‏هانى و سعيد نامه‏هاى شما را برايم آوردند، و اين دو نفر آخرين‏گروه از فرستادگان شما به نزد من بودند، و بر آنچه كه همگان‏براى من نوشتيد آگاهى يافتم.

خواست‏بيشتر شما اين بود كه امام و رهبرى نداريم، به زودى به‏سوى ما بيا، شايد خداوند ما را به بركت تو برحق و هدايت جمع‏گرداند. اينك برادر و پسر عم و مورد ثقه و اعتماد اهل بيت‏خودم‏را به سوى شما فرستادم. به او دستور داده‏ام مرا در جريان راى ونظرتان قرار دهد...»

سومين سخنران در جمع بيعت‏كنندگان:

با آمدن سعيد بن عبدالله و ديگر هيئت‏ها به كوفه و بازگويى‏مشاهداتشان از امام حسين براى يكديگر، عشق او و ساير انقلابيون‏به امام زيادتر گرديد و لذا از اين كه دانستند امام به نداى‏آنها پاسخ مثبت داده و نماينده‏اى را گسيل مى‏دارد اشك شوق‏ريختند و در انتظار نماينده آن حضرت لحظه شمارى مى‏كردند تااينكه مسلم بن عقيل وارد كوفه گرديد و در خانه مختار ثقفى‏مستقر شد.

مردم كوفه گروه گروه به ديدار مسلم رفته و بيعت مى‏كردند وبرخى ديگر جهت تاييد حركت مسلم و اظهار وفادارى به ابى‏عبدالله سخنان شيرين و دلنشينى در اين ديدارها ايراد مى‏نمودندكه سعيد سومين نفرى بود كه به هنگام ورود مسلم به كوفه از جابرخاست و پس از خوش آمد گويى به آن حضرت سخنان پر شورى بيان‏كرد.

سعيد بن عبدالله پس از بيانات «عابس بن ابى شبيب شاكرى‏» و«حبيب بن مظاهر اسدى‏» سوگند يادكرد كه خود را آماده يارى ابى‏عبدالله كرده و جانش را فداى او خواهدكرد.

بار ديگر سفر به سوى محبوب:

مراتب عشق سعيد به امام و محبوب خودش بگونه‏اى بود كه دو باروى را به سوى محبوب و معشوقش از كوفه به مكه كشانيد، ولى سعيدنه از دورى راه رنجيد و نه از خستگى سفر و دورى زن و فرزند وفاصله گرفتن از كار و زندگى روزمره ناليد.

سعيد دو نوبت‏به خدمت ابى عبدالله شتافت و در نوبت دوم نامه‏حضرت مسلم بن عقيل را كه در آن به تشريح احوال و اوضاع اهل‏كوفه پرداخته بود، همراه خود به مكه برد. سعيد هم چنان در مكه‏بود تا به همراه ابى عبدالله عليه السلام به كربلا آمد و به‏شهادت رسيد.

جالب اين است كه اگر مجموع آن روزها را حساب كنيم، چيزى درحدود شش ماه خواهد شد كه اين مرد بزرگ و انقلابى، به عشق امام ورهبرش در دشت و بيابان در رفت و آمد بود تا اينكه به مقصود ومراد خود كه فوز عظيم شهادت در ركاب ولى الله الاعظم، كعبه‏دل‏ها، حضرت امام حسين عليه السلام بود رسيد.

نقش سعيد در كربلا:

از عملكرد سعيد و نقش او در حوادث كوفه روشن است كه در كربلاچه كرده و چه حماسه‏اى آفريده و در اين راستا چه درسى به‏آيندگان داده است. كارى كه سعيد در كربلا در دفاع از امام ورهبرش انجام داد، شايد در تاريخ عالم نمونه و نظيرى نداشته‏باشد.

سخنان سعيد در شب عاشورا:

و در شب عاشورا به هنگامى كه امام خطبه خواند و از يارانش‏خواست تا از تاريكى شب جهت رفتن استفاده كنند، دومين نفر ازاصحاب كه از جاى برخاست و در تاييد مواضع بحق امام سخن گفت وشورى به پا كرد، سعيد بن عبدالله حنفى بود

زمان آخرین مطلب این کاربر: 2627روز قبل
چهارشنبه 1/1/1386 - 20:2
  • تعداد رکورد ها : 648740