آياسقوط بشاراسد نزديك است؟


اين روزها بحث بر سر چگونگي برخورد با بشار اسد، رئيس جمهوري سوريه و آخر و عاقبت سوريه بسيار بالا گرفته است. برخي مي‌گويند كه دمشق فعلي روزهاي آخر حيات خود را مي‌گذراند و اين نظام به زودي دچار تغيير خواهد شد و بدين ترتيب كشوري ديگر در جامعه عربي انقلاب‌هاي بهار عربي را تجربه خواهد كرد.


سوريه

 اين روزها بحث بر سر چگونگي برخورد با بشار اسد، رئيس جمهوري سوريه و آخر و عاقبت سوريه بسيار بالا گرفته است. برخي مي‌گويند كه دمشق فعلي روزهاي آخر حيات خود را مي‌گذراند و اين نظام به زودي دچار تغيير خواهد شد و بدين ترتيب كشوري ديگر در جامعه عربي انقلاب‌هاي بهار عربي را تجربه خواهد كرد. ولي تا چه اندازه اين تحليل‌ها و پيش‌بيني‌ها واقعيت دارد و واقعا حقايق جاري در سوريه چه نويدي از آينده اين كشور مي‌دهد؟ آيا واقعا سوريه بعثي روزهاي آخر حياتش را مي‌گذراند؟

نمي‌توان به اين پرسش‌ها قاطعانه جواب "بله" داد. اتفاقا اگر واقعيت‌ها را از نزديك ببينيم در مي‌يابيم كه چندان وضعيت سوريه آن طور كه در رسانه‌هاي عربي و غربي بازتاب دارد، نويد تغيير نمي‌دهد. البته اين بدان معنا نيست كه اين نظام در تنگنا و بحران قرار ندارد، بلكه به آن تيرگي كه بگوييم اين نظام ظرف امرز و فردا سقوط مي‌كند، نيست.

اولا، بر اساس نظرسنجي كه امريكايي‌ها اخيرا در سوريه انجام داده‌اند (ابزار اين نظرسنجي و چگونگي و كيفيت آن مشخص نيست) نشان مي‌دهد كه اگر در همين حالا انتخابات در سوريه برگزار شود، حزب بعث به رياست بشار اسد و به نام او دست كم بين 40 تا 45 درصد آرا را به دست مي‌آورد. حزب دوم با فاصله بسياري احتمالا از آن اخوان المسلمين خواهد بود. اين آماري است كه روزنامه النهار كه خود روزنامه‌اي نزديك به جريان 14 مارس لبنان است، منتشر كرده است. بنا به اين گزارش 55 درصد آراي ديگر در ميان ده‌ها حزب و جريان احتمالي سوريه تقسيم خواهد شد. اين بدان معنا است كه اگر چه جايگاه حزب بعث در سوريه در ماه‌هاي اخير كاهش يافته ولي اين ريزش به معناي غلبه جريان‌هاي رقيب حزب حاكم در اين كشور نيست. از سويي اين آمار به ما مي‌گويد كه محبوبيت و جايگاه بشار اسد در سراسر سوريه به رغم كاهش همچنان بالا است.

تظاهرات در سوريه آن طور كه گمان مي‌رود و در رسانه‌ها بازتاب دارد، گسترده نيست. مثلا هنوز تظاهرات به شهرهاي اصلي سوريه كشيده نشده است. عموما تظاهرات و تحركات اعتراضي در شهرهاي مرزي سوريه جريان دارد و هنوز به پايتخت كشيده نشده است. دمشق و حلب كه دو شهر مهم سوريه محسوب مي‌شوند هنوز شاهد آن تظاهرات اعتراضي كه دولت را در تنگناي سقوط مانند مصر و تونس قرار دهد نشده است

ثانيا، تظاهرات در سوريه آن طور كه گمان مي‌رود و در رسانه‌ها بازتاب دارد، گسترده نيست. مثلا هنوز تظاهرات به شهرهاي اصلي سوريه كشيده نشده است. عموما تظاهرات و تحركات اعتراضي در شهرهاي مرزي سوريه جريان دارد و هنوز به پايتخت كشيده نشده است. دمشق و حلب كه دو شهر مهم سوريه محسوب مي‌شوند هنوز شاهد آن تظاهرات اعتراضي كه دولت را در تنگناي سقوط مانند مصر و تونس قرار دهد نشده است. شايد تظاهرات به ريف دمشق يا اطراف حلب رسيده باشد ولي عموما پراكنده، مقطعي و گذرا بوده و اگر برخورد خشن نيروهاي امنيتي سوري نبود چه بسا چندان هم بازتاب نمي‌يافت. تجربه تظاهرات در كشورهاي عربي ثابت كرده تا زماني كه اعتراض‌ها به صورت مستمر و لاينقطع به شهرهاي اصلي و پايتخت نرسيده باشد، دولت‌ها احساس خطر نمي‌كنند و همچنان به برخورد با معترضان ادامه مي‌دهند.

ثالثا، ديگر روشن است كه بسياري از اين تظاهرات را نه مردم عادي بلكه افراد جهت‌دار و عموما وابسته به جريان‌هاي سلفي هدايت مي‌كنند. حتي مخالفان نظام اسد به اين حقيقت اعتراف دارند كه با نفوذ سلفي‌ها در ميان تظاهركنندگان و برداشتن اسلحه عليه نظاميان و نيروهاي امنيتي سوريه تظاهرات مسالمت‌آميز مردم سوريه منحرف شده و به بي‌راهه كشيده شده است. غسان بن جدو، گزارشگر مستعفي شبكه الجزيره در مصاحبه‌اي كه با خبرآن لاين داشته مي‌گويد: «نوري مالكي نخست‌وزير عراق شخصا به من گفت كه امريكايي‌ها بدون هماهنگي ما 600 تكفيري را از زندان‌هاي عراق به سوريه منتقل كردند.» وي تاكيد مي‌كند، شخصا نوار صوتي در اختيار دارد كه يكي از مردان ديني سنيان اهل درعا تلفني در گفت‌وگو با يك فرد سلفي ديگر به او مي‌گويد كه چگونه و به چه طريق سلاح جابه‌جا كند. بن جدو همچنين مي‌گويد: «اسنادي در اختيار دارد كه نشان مي‌دهد در جسر الشغور، در مرز لبنان و سوريه و اردن و سوريه تونل‌هايي حفر شده كه به وسيله آن سلاح به خاك سوريه حمل مي‌كنند.»

سوريه - بشار اسد

از سويي سكوت چهره‌هاي سكولار و غيرديني سوريه با حفظ موضع مخالف و اعتراضي‌شان در قبال تحولات اخير اين كشور در هفته‌هاي اخير مويد اين واقعيت است كه آنها نيز از تحركات سلفي‌ها و وهابي‌ها با سوء استفاده از حركت‌هاي اعتراضي مردم سوريه هراسانند. اظهارات اخير آدونيس، شاعر و متفكر مشهور سوري كه هفته گذشته با روزنامه الراي كويت انجام شد و بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌هاي عربي داشت، نمونه بارزي از نگراني روشنفكران سوريه از آينده كشورشان است. آدونيس در اين گفت‌وگو به روشني مي‌گويد: «شايد سقوط دولت اسد نزديك باشد ولي بي‌شك اگر چنين اتفاقي بيفتد قدرت را سلفي‌ها و اسلام‌گرايان راديكال و تندرو قبضه خواهند كرد و در آن صورت ديگر مشخص نيست كه آخر و عاقبت سوريه به كجا خواهد رسيد.» آدونيس همچنين مي‌گويد: «اگر جاي اسد بودم، استعفا مي‌دادم، من مي‌دانم اسد مي‌تواند اصلاحات را به پيش ببرد ولي اگر از سمتش استعفا دهد و اصلاحات را بدين ترتيب ادامه دهد تاثيرش بسيار بيشتر خواهد بود.» وي در ادامه مي‌گويد: «ما در ميان مخالفان يك جريان مدرن يا ليبرال يا چپ كه بتواند قدرت را در اختيار بگيرد يا دولت انتقالي تشكيل دهد يا دولت آينده سوريه را در اختيار داشته باشد، نمي‌بينيم. از اين رو اگر بشار اسد برود و نظام او سقوط كند حكومتي به قدرت خواهد رسيد كه در اختيار اخوان المسلمين يا جريان‌هاي اسلام‌گراي افراطي خواهد بود.» اين مسئله دستاويزي براي دولت شده است كه بگويد من نه با معترضان بلكه با جماعتي مسلح، سلفي و افراطي كه به چيزي جز سرنگوني نظام قانع نيستند برخورد مي‌كنم.

از طرفي شاهديم كه در پي لشكركشي ارتش سوريه به شهرهاي مختلف اين كشور، پس از برخورد نظامي، آن شهرها را ترك كرده و پس از ترك آن آرامش در آن شهرها حاكم مي‌شود. در درعا، دير الزور، لاذقيه و غيره همين وضعيت را شاهديم. اين نشان مي‌دهد كه ارتش مواضعي را مشخص كرده، آن مواضع را از بين مي‌برد و سپس از آن شهرها خارج مي‌شود و جالب آن كه با خروجش آرامش به شهر باز مي‌گردد. در فيلم‌هايي كه اتفاقا شبكه‌هاي مخالفان آنها را پخش مي‌كنند مثل شام پرس به روشني مشخص است كه حمله ارتش نه به خيابان‌ها و معترضان بلكه مثلا به مسجدي است كه مشخص است در آن چيزي ذخيره يا متمركز شده است.

رابعا، هنوز در نظام سوريه هيچ انشقاق يا شكافي ايجاد نشده است. اين درست است كه نظام سوريه بر اساس تعريف حزب بعث مبتني بر وفاداري به راس حكومت يعني اسد و خانواده‌اش است ولي مثلا در گذشته در حزب بعث عراق ما شاهد شكاف و استعفاي برخي از وفاداران به حزب بعث در روزهاي آخر حيات اين حزب در بغداد بوديم.

 شايد نظام سوريه روزي تغييري به خود ببيند ولي بي‌شك اين تغيير از جنس تغييرات در مصر و تونس نخواهد بود و احتمالا زمان طولاني‌تري خواهد برد

مثلا ناجي صبري، وزير امور خارجه عراق در همان روزهاي نخست حمله امريكا به عراق از سمت خود استعفا داد. يا طارق عزيز يا سلطان هاشم يا ديگر ژنرال‌هاي و مقامات ارشد عراقي در همان روزهاي نخست از سمت‌هاي خود استعفا دادند تا زمينه‌هاي سقوط بغداد صدام حسين سرعت بيشتري بگيرد ولي چنين اتفاقي براي نظام سوريه تا كنون رخ نداده است. اگر بخواهيم از بعد انقلاب‌هاي اخير هم به وضعيت حاكم بر سوريه بنگريم، در مي‌يابيم كه هنوز مشابه شكاف‌هاي كه در حكومت‌هاي ليبي، مصر، تونس و يمن رخ داده در سوريه به هيچ وجه رخ نداده است. اين در حالي است كه در اركان مختلف حكومت سوريه به رغم اين كه اكثريت حكومت در اختيار علوي‌ها است ولي سني‌ها و مسيحيان حضور بارز دارند. مثلا فاروق الشرع، سني و از اهالي درعا است و معاون رئيس جمهوري سوريه است.

خامسا، بحث اقليت‌ها در سوريه پيچيده‌تر از آن چيزي است كه گمان مي‌رود. مسيحي‌هاي سوريه به رغم اين كه جمعيت ناچيز اين كشور را در اختيار دارند ولي حضوري پررنگ در عرصه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و حكومت اين كشور در اختيار گرفته‌اند. كردهاي سوريه به رغم اين كه در ابتداي تظاهرات در صف تظاهركنندگان بودند اكنون با دولت به توافق رسيده‌اند و عليه نظام فعاليت نمي‌كنند. علوي‌ها كه در سوريه قدرت را در اختيار دارند نيز اقليت مهمي در سوريه محسوب مي‌شوند. از سويي ارتباطات منطقه‌اي است كه با سوري‌ها به وجود آمده، بر پيچيدگي قوميت‌ها در سوريه افزوده است. مثلا مسيحيان و دروزي‌هاي لبنان از سقوط حكومت بشار اسد به شدت نگرانند. به ويژه آن دسته از افرادي كه با خانواده اسد رابطه نزديك دارند. منابع خبري لبناني مدت به مدت به مشاجره‌هاي لفظي مقام‌هاي ارشد لبناني با مقام‌هاي امريكايي به ويژه سفير امريكا در بيروت اشاره مي‌كنند.

بشار اسد-سوريه

همچنين گفته مي‌شود در محله‌هاي مسيحي نشين لبنان و در ميان دروزي‌ها سلاح توزيع شده است. همچنين كردهاي تركيه مورد حمايت حكومت سوريه هستند. در عين حال علوي‌هاي تركيه و مخالفان اصلي حزب عدالت و توسعه، پان‌تركيست‌ها و سكولارها همگي حاميان اسد محسوب مي‌شوند و ارتباطات تنگاتنگي با علوي‌هاي سوريه دارند. اين نشان مي‌دهد كه اگر بنا باشد اوضاع سوريه به گونه‌اي وخيم شود كه كار به جنگ طايفه‌اي و درگيري‌هاي قومي برسد، سراسر منطقه را از تركيه تا عراق، اردن و لبنان را در بر خواهد گرفت.

سادسا، مواضع دو گانه غرب است كه نمي‌تواند در برابر سوريه كاري از پيش ببرد. غربي‌ها به روشني مي‌گويند: اگر بشار اسد برود، قدرت را سلفي‌ها و بنيادگرايان افراطي در اختيار خواهند گرفت و اين به هيچ وجه قابل قبول نيست. از سويي به دليل نبود يك اپوزسيون مشخص و رهبري شده و رخ‌نمايي اخوان المسلمين و تندروها در ميان معترضان سوري، غربي‌ها از سقوط اسد و روي كار آمدن افراطيون به شدت نگرانند. يك ديپلمات غربي به روزنامه النهار لبنان گفته است: «جامعه عربي و غربي چاره‌اي ندارند جز اين كه فشارها را براي انجام اصلاحات بيشتر توسط بشار اسد بيشتر كنند و بيش از اين نيز موضع نگيرند تنها به يك دليل: آنها هيچ جايگزيني براي نظام اسد بعثي – علوي جز جريان‌هاي اسلام‌گراي افراطي سلفي نمي‌بينند. براي همين هم فقط به بشار اسد فشار مي‌آورند تا اصلاحات انجام دهد.» اگر مقايسه‌اي در مواضع غربي‌ها در قبال سوريه با مواضع آنها در قبال ديگر كشورهاي عربي انقلابي نظير ليبي، تونس و مصر انجام دهيم در مي‌يابيم كه مواضع‌شان بسيار معتدل‌تر و محتاطانه‌تر است. حتي در آخرين مواضعشان نيز فقط از بشار اسد خواستند از قدرت كنار رود بدون اين كه هر گونه برخورد جدي را در دستور كار خود قرار دهند.

سابعا، كشورهاي عربي تا كنون موضع واحدي در برابر سوريه اتخاذ نكرده‌اند. به غير از كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس كه عربستان سعودي سعي دارد مواضع آنها را رهبري كند، ما بقي كشورهاي عربي تحولات سوريه را با بيم و هراس پيگيري مي‌كنند. پادشاه اردن هفته گذشته هيئت عالي‌رتبه‌اي را به نمايندگي از خود به دمشق فرستاد و ضمن تاكيد بر حفظ ثبات سوريه از سرايت ناآرامي‌هاي آن به خاك خود به شدت ابراز نگراني كرد. حتي عربستان سعودي نيز پس از آن موضع تندي كه اتخاذ كرد، تلاش كرد ديگر موضع علني ديگري اتخاذ نكند. بحرين، قطر، امارات، عراق و لبنان همگي از آن چه در سوريه مي‌گذرد نگران هستند و حتي لبنان اتخاذ مواضع تند احزاب عليه سوريه را به شدت تحت كنترل دارد. بيانيه 14 مارس عليه نظام اسد پس از حادثه درعا و واكنش‌هاي شديد چهره‌هاي سياسي لبناني عليه آن دليلي بر اين ادعا است.

در نتيجه، شايد نظام سوريه روزي تغييري به خود ببيند ولي بي‌شك اين تغيير از جنس تغييرات در مصر و تونس نخواهد بود و احتمالا زمان طولاني‌تري خواهد برد.

بخش سياست تبيان


منابع: ديپلماسي ايراني