سينماي ما در چين و ماچين؟!
1
در خبرها آمده بود که قرار است فيلم هايي از ايران، در سه کشور کره، ژاپن و هند به نمايش گذاشته شود. اين فيلم ها، جوري انتخاب خواهند شد که تصويري مناسب از فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي را ارائه کنند. مثل اين که قرار است بنياد سينمايي فارابي متولي چنين اتفاق خجسته اي باشد.
2
سال ها پيش که براي گفتگو با يکي از متوليان قسمت بين الملل يکي از مراکز سينمايي رفته بودم، مردي عرب به آن جا آمد، گفتگويي کرد و بعد، قراردادي بست و فيلم هايي را گرفت و رفت. مسئول مربوطه، مي گفت که بازار کشورهاي عربي، بازاري بالقوه براي آثار سينمايي و تلويزيوني ايراني است. چرا؟ چون هم از نظر فرهنگي به ما نزديک ترند، هم از نظر مذهبي و جغرافيايي. انعطاف فرهنگي و مذهبي براي کشورهاي ديگر، حتما سخت تر خواهد بود. جوري که اين دوست مان مي گفت، صد و اندي کانال ماهواره اي عرب زبان، در حال پخش برنامه هستند و به همين ميزان هم، در حال ورود به دنياي پخش ماهواره اي. يادتان باشد که اين اطلاعات، براي چهار، پنج سال پيش بود. دوست مان مي گفت که در جغرافياي فرهنگي و سينمايي و رسانه اي اعراب، بازاري چند ميليارددلاري خفته است که اگر دير بجنبيم، ديگران اين بازار را قبضه خواهند کرد.
3
سينماي ايران، افتخارات بين المللي کم ندارد. کاري به موضوعات مطرح شده ندارم که مي گويند سياه نمايي است و تصوير نامطلوب نشان مي دهد و چه و چه. مگر سينماي امريکا، فيلم هاي سياه از جامعه امريکا توليد نمي کند؟ يا
در خبرها آمده بود که قرار است فيلم هايي از ايران، در سه کشور کره، ژاپن و هند به نمايش گذاشته شود. اين فيلم ها، جوري انتخاب خواهند شد که تصويري مناسب از فرهنگ و تمدن ايراني و اسلامي را ارائه کنند. مثل اين که قرار است بنياد سينمايي فارابي متولي چنين اتفاق خجسته اي باشد
سينماي هند؟ يا سينماي چين و فرانسه و آلمان و ايتاليا؟ مگر اين آثار سياه، جايزه نمي گيرند؟ بحث درباره اين ماجراها را، به مجالي ديگر واگذار مي کنيم. سينماي ايران، افتخار بين المللي و اعتبار جهاني کم ندارد. اين اعتبار، با ورود به بازارهاي بين المللي اي مثل شرق آسيا، البته پررنگ تر خواهد شد. خاصه با سبکي که متوليان بنياد فارابي گفته اند؛ يعني فيلم هايي که تصاويري شايسته از فرهنگ و مردمي شايسته را به روي پرده سينما خواهند برد.
4
چه سينمايي مي تواند در بازارهاي بين المللي، موفق باشد؟ قطعا سينمايي که تکليفش، با خودش روشن باشد. ما هنوز در هماهنگي نهادهاي رسمي و غيررسمي سينمايي در داخل کشور، کلي مشکل داريم. متوليان سينمايي، هنوز ياد نگرفته اند که دور يک ميز بنشينند و مسائل شان را بدون رسانه اي شدن، حل کنند. هنوز بابت اکران فيلم ها مشکل داريم. خيلي ها از مافيا در سينما و بازيگري و خريد نقش و ... صحبت مي کنند. با وجود چنين مشکلاتي، مي تواند به اين نتيجه رسيد که سينماي ايران، يکدست نيست و موجوديت واحدي ندارد. چگونه با سينمايي که يکدست نيست و تمرکز ندارد، مي توان بازارهاي کشورهاي ديگر را فتح کرد؟
5
اتفاق خجسته اي افتاده است. اما اين اتفاق خجسته، مي تواند دنباله دار باشد. جايي مي خواندم که تسويه حساب تهمينه ميلاني، همزمان در ايران و امريکا اکران خواهد شد. اين ها، اتفاقات خجسته اي هستند. اما اگر قرار باشد که بدون دنباله باشند و عقيم، اتفاق افتادن و نيفتادن شان، توفير چندان نخواهد کرد. براي دنباله دار کردن چنين اتفاقي، بايد سينمايي يکدست و متمرکز داشته باشيم. اختلاف نظر هست؟ خب باشد، کجا اختلاف نظر نيست؟ حتي در مجالس پيشرفته ترين و متمدن ترين کشورهاي جهان هم، اختلافات شديد و حتي زد و خورد وجود دارد و اتفاق مي افتد. اما وقتي که بحث، به هدف مشترک و کلي بر مي گردد، ديگر ماجراهاي شخصي و سليقه اي و گروهي، کنار مي رود. مگر ما سينمايي جدي و جهاني و بومي نمي خواهيم؟ بدون شک، همه اذعان خواهند کرد که داشتن چنين هدفي، شايسته توجه و تقدير است. پس چرا به خاطر سينما و هدفي اين چنين مقدس و شايسته، اختلافات فردي و سليقه اي را کنار نگذاريم؟ اگر سينماي جدي و فرهنگي و متعهد را دوست داريم، پس بايد بتوانيم چنين کاري را انجام بدهيم. اگر هم ... يعني ما مي توانيم سينمايي بين المللي و پرسود در سطح جهاني داشته باشيم؟ بستگي به توانايي ما در کنار گذاشتن عقده هاي شخصي و سليقه اي مان دارد. آيا چنين توانايي اي را خواهيم داشت؟
عيسي محمدي
گروه هنر تبيان