راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 807
  • دوشنبه 17/12/1388
  • تاريخ :

«تريلر» بساز تا صنعت شوي!

«تريلر» بساز تا صنعت شوي!

 بخش قابل‌توجهي از آثار عرضه شده در جشنواره فيلم فجر امسال قصه‌شان‌ يا کلاً «تريلر محور» بود يا در بخش‌هايي از آن، «تريلر» حضوري تعيين‌کننده داشت.

يزدان سلحشور: براي رسيدن به صنعتي که نام سينما را بر خود دارد از چه ژانري بايد آغاز کرد؟ مسلماً آن ژانر، «علمي- تخيلي» نيست چرا که «هزينه‌بر» است و گرچه مخاطبانش پرشمارند، اما کمترين اشتباه در سامان‌بخشي به «واقع‌نما»يي‌اش، شکست اقتصادي سنگيني روي دست تهيه‌کنندگان باقي مي‌گذارد.

ژانرهاي ارزان‌تر - به مراتب ارزان‌تر- يکي ملودرام است ديگري موزيکال است و سومي تريلر است. لااقل دو سينما براي رسيدن به چنين مقصدي، اولي و دومي را به هم آميختند و بدل به صنعت شدند؛ سينماي مصر و سينماي هند. سينماي مصر پس از موفقيت در گيشه، به سراغ ژانر تاريخي هم رفت (البته در حد وسع‌اش) سينماي هند هم چنين کرد.

يادمان باشد اين دو کشور از لحاظ معماري و طبيعت و فضاهاي خارجي، بسيار مستعد تاريخي‌سازي نسبتاً ارزان‌اند، اما آغاز کارشان با همان دو ژانر بود و بعد،‌ به منظور استحکام پايه‌هاي اين صنعت، تاريخي‌سازي را تداوم دادند. سينماي ژاپن براي صنعت شدن، به سراغ انتخابي غيرمعمول رفت.

اين کشور، ژانري تاريخي، در واقع ارزان‌ترين ژانر تاريخي موجود را انتخاب و آن را بومي‌سازي کرد يعني «وسترن» را. خصوصيات عامه‌پسند وسترن، هيجان موجود در آن، عناصر تراژيکش، قهرمان‌محوري‌اش و همچنين کم‌هزينه بودنش (يک مرد، يک اسب، يک اسلحه و يک شهر وسط بيابان که اغلب با ماکت شکل مي‌گرفت) دقيقاً به همان شکل به ژانر بومي «دوره ميجي» يا آن‌طور که ما غيرژاپني‌ها آن را مي‌شناسيم «سينماي سامورايي» منتقل شد.

سامورايي، اسلحه‌اش به يک شمشير بلند تقليل يافت، اما سرعتش در از غلاف بيرون کشيدن آن، معادل سرعت وسترنر در بيرون کشيدن اسلحه‌اش از غلاف بود. اسب تقريباً از زير ژانر «سامورايي تنها» حذف شد و آن شهر تير و تخته‌اي هم، به شکل ارزان‌تر به روستايي غرق در فقر و بدبختي يا شهرکي شبيه گورستان تقليل يافت.

با چنين رويکردي، سينماي ژاپن بدل به صنعت شد، اما صنعت شدنش، با چنين ژانري توسعه و تداوم پيدا نکرد. از دهه هفتاد ميلادي به اين سو‌، «تريلر» است که توانسته اين سينما را از لحاظ اقتصادي سرپا نگه دارد همچنان که سينماي هند هم پس از مقاومت بسيار، در دو دهه اخير مجبور شده از ملودرام و وجوه موزيکال آثارش، به نفع تريلر بکاهد.

تريلرسازي  مخصوصاً در سينمايي که صنعت‌شدنش به تقليد تام و تمامش‌ از روش ژاپني‌ها متصل شد، خيلي خوب جواب داد. «سينماي رزمي» که رونوشت بي‌حس و حالي از سينماي جاندار سامورايي بود توانست طيف وسيعي از مخاطبان آسيايي و گاه اروپايي و آمريکايي را جذب فيلم‌هاي هنگ‌کنگي کند، اما هاليوود با بهينه‌سازي اين «سينما» آن را در کشور مبدأ، دچار رکود کرد.

زماني که سرزمين مادري، هنگ‌کنگ را با اشتياق در آغوش فشرد از آن صنعت چيز نيمه‌جاني باقي‌مانده بود شبيه همان اجناس تقلبي که معمولاً از بندر هنگ‌کنگ صادر مي‌شد و به نشانه «گنگستريسم زرد» بدل شده بود. مسئولان  فرهنگي چين، رزمي‌سازي را از دستور کار اين سينما کنار گذاشتند و «تريلرسازي» را جايگزين آن کردند.

سه، چهار سال اول، کار به کپي‌کاري گذشت، اما ناگهان آن معجزه اقتصادي- هنري که انتظارش مي‌رفت به وقوع پيوست و کار به جايي رسيد که هاليوود درگير بازسازي‌هاي متعدد و زنجيره‌اي اين آثار شد. (چه کسي باور مي‌کرد استاد اسکورسيسي بالاخره براي فيلمي اسکار بگيرد که بازسازي فيلمي هنگ‌کنگي است و دقيقاً براي سکانس‌هايي تحسين شود که دکوپاژشان، عين به عين از دکوپاژ فيلم مبدأ به وام گرفته شده!)

و اکنون در 1388 شاهد آنيم که بخش قابل‌توجهي از آثار عرضه شده در جشنواره فيلم فجر، قصه‌شان‌ يا کلاً «تريلر محور» است يا در بخش‌هايي از آن، «تريلر» حضوري تعيين‌کننده دارد. به گمان من، اين يک تصادف نيست. نمي‌دانم برنامه‌ريزي يک فرد بوده در روند تصميم‌گيري‌هاي دولتي- سينمايي ما يا برنامه‌ريزي يک «اتاق فکر»، اما به هرحال، رويکرد درستي بوده که مي‌تواند به صنعت شدن اين سينما کمک کند، البته اگر حمايت‌هاي فرهنگي و مالي لازم تداوم يابد.

در همين جشنواره، فيلم «مقلد شيطان» ساخته افشين صادقي که با بي‌مهري کامل از سوي هيأت داوران مواجه شد، اثري شاخص از ژانري به نام «تريلر ايراني» است؛ نمي‌دانم چرا اغلب  شک مي‌کنم به داوري داوراني که خبردار مي‌شوند فلان فيلمساز اثري ويدئويي (از همان پروژه‌هاي 90ميليون توماني تلويزيوني) در کارنامه دارد و بعد لابد شک مي‌کنند که اين فيلمساز  بتواند کار دندانگيري ارائه دهد.

«مقلد شيطان» چه در فيلمنامه چه در دکوپاژ صحنه‌ها چه در بازي‌ها، يک «اتفاق» بود و هست در سينماي ايران و اگر قرار باشد که انبوه‌سازي «تريلر» در ايران داراي شناسنامه شود اين شناسنامه رونوشتي از دستاوردهاي اين فيلم خواهد بود.

 

تنظيم براي تبيان : مسعود عجمي

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
daneshmande1rani
کاش میشد که از کلمه های فارسی بجای انگلیسی استفاده می کردین بهتر میشد درکش کرد.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 17/12/1388 - 14:31