سارا
عشق را فریاد کن.
پاسخ تبیان :
دوشنبه 16/10/1387 - 1:43
مرتضي
بالروح ... بالدم ...
لبیك یا غزه
پاسخ تبیان :
دوشنبه 16/10/1387 - 0:4
شيوا فتحي پور
خیلی عالی بود.
پاسخ تبیان :
يکشنبه 15/10/1387 - 23:23
منتظر
آیا وقت آن نرسیده که همه منتظران از عمق جان فریاد:
این طالب بدم المقتول بکربلا
سر دهند و با سوز جان در این شبهای مقدس فرج او را از خدوند بخواهند؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟
پاسخ تبیان :
شنبه 14/10/1387 - 21:27
vagiheh amirkhani
سلام بر تو ...
سلام بر تو... که در سرزمین مقدس زاده شدی
و خدا شانه های مهربانت را
برای پیامبری خویش نشانه گرفت..
مسیح پسر مریم!!!!
می خواستم برایت نامه ای بنویسم
برای تولد دوباره ات
در سرزمینی که می شناسی اش!!!
سرزمین عشق و زیتون ،
سرزمین نخلهای سوخته
سرزمین تکه تکه ای که
خون بهای بی گناهی اش
کودکان وزنان مسلمان است
من......
همان سرزمین مادری ات فلسطین،،را،می گویم
پیامبر عزیز خدا!!!!!!!!!!!!!!!
من از کنار غزه می آیم
از آنجا که شیر مادرانش با خون آغشته است
ورنگ پیراهن دختران خردسالش
سرخ است سرخ سرخ!!!!
و کودکانی که در آن نوار بلند و زیبا
هیچ روبانی بر سر ندارند
و تنها ...
یادگارسبزشان
پیراهن بلند خورشید است
که خود را بیدریغ می نشاند
برزخمهایی که برصورت مهربانشان نشسته
کودکان غزه یادگاررنجی بزرگند
بر قلب کوچک سرزمینی که
ایمان بزرگ تاریخ را
به اسلام شهادت
می دهد
من زنان و کودکان آن کناره زخمی را خوب می شناسم
آنها .. که قرنهاست دراین تمدن جدید انسانی
بی هیاهو
تکه تکه می شوند....
و حریر سکوت مادرانی که
از جنس فریاد نیست
از جنس سبزلبخند است
لبخندی هزارساله بر بلندای پیکر هزارتکه کودکانانشان
که چهره فروبسته اند تا زخمهای غزه زنده بماند
من از آن تبار ناخواسته تاریخ هیچ... نمی گویم
همان تبار رنج و عذابی که تو خوب می شناسی اشان...
ومولود تازه اشان در غزه
ازسرزمین گمنام اسرائیل خون می نوشد///
پاسخ تبیان :
شنبه 14/10/1387 - 14:53
احمد
با اینكه خودمان اعلام می كنیم كه باید كالاهای اسرائیلی را تحریم كنیم اما مشاهده می شود كه در خیابان ها و در ورزشگاه آزادی و حتی در تلویزیون تبلیغ می شوند.
پاسخ تبیان :
شنبه 14/10/1387 - 9:38
ذلفقار
امروز غزه عاشورایی دیگر است و طفلان حسین امروز غرق خون هستند امروز زینبیان غزه سوگوار عزیزانشان هستند مگر نه اینكه ما ادعا میكنیم كاش ما در عاشورا بودیم وچه و چنین می كردیم امروز اگر اشكی هست باید برای غزه ریخته شود بسم الله
پاسخ تبیان :
شنبه 14/10/1387 - 7:30
محمد
چی بگم
پاسخ تبیان :
جمعه 13/10/1387 - 21:17
majid
می نویسم شرح این غم نامه را
داستان مشک و اشک و تیر را
گوئیا با آن همه بیگانگی
آب هم با تشنگان بیگانه بود
در میان آن همه نامردمی
اشک آب و دیده ها پیمانه بود
تیغ ناپاکان برآمد از نیام
خون پاکی غزّه را سیراب کرد
خون خورشید است بر روی زمین
کآسمان تشنه را سیراب کرد
می شود خورشید را انکار کرد؟
زیر بمب تانک ها در خاک کرد؟
می شود آیا که نقش قدس را
از درون سینه هامان پاک کرد؟
گر نشان عشق را گم کرده ایم
این نشان در میان آتش آن غزّه هاست
گر به دنبال حقیقت میرویم
این حق همینجا روی دست غزّه هاست
گریه ها بر حال خود باید کنیم
او که خندان رفت چون آزاد شد
ما سکوت مرگباری کرده ایم
او برای غزّه ها فریاد شد ...
بازهم در ماتم روی حسین
باز هم در سوگ آن آلاله ایم
یادتان باشد حیات عشق را
وامدار خون سرخ لاله ایم
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 12/10/1387 - 19:41