شعر ها و چیزها ( ت )
بخش اول ، بخش دوم ، بخش سوم:
تاج
| بی واسطه، ره به بزم شاهت ندهند |
| در كوی مقربان پناهت ندهند |
| تا پی روی از طریق خالصان نكنی |
| تشریف قبول پادشاهت ندهند |
| تا با تو تویی، به دوست راهت ندهند |
| در بستر فقر تكیهگاهت ندهند |
| تا تن داری خرقه نپوشانندت |
| تا سر ندهی نمد كلاهت ندهند |
(موزهی هنرهای تزیینی)
تاج درویشی سوزندوزی عالی (ذیحجه 1298هـ . ق.):
| ای به درگاه تو درویش و توانگر محتاج |
| میستانند دراویش تو از قیصر باج |
| هر كه را لایق هر چیز كه دیدی دادی |
| بر فقیران ز نمد افسر و بر شاهان تاج |
| درویشم و دارم از نمد بر سر تاج |
| مسكینم و نیستم به قصیر محتاج |
| تا دم ز ولای اسدالله زدم |
| از جمله شهان گرفتهام باج و خراج |
(موزهی هنرهای تزیینی)
تاج درویشی ماهوت سوزندوزی شده:
| ما اسیران بند سوداییم |
| دردمندان بیسر و پاییم |
| شیر مردان وادی عشقیم |
| مصلحت بین كوی غوغاییم |
| گاه مانند زمین پستیم |
| گاه همچون سپهر بالاییم |
| گاه خاكیم و گاه آب حیات |
| گاه ایریم و گاه دریاییم |
| گه تهی كیسهایم گه قلاش |
| گه چو پنهان شویم و پیداییم |
| هر كه با ما نشست مومن شد |
| از دلش زنگ كفر بزداییم |
| چون بود جان او به ما صافی |
| در زمانش تمام بنماییم |
- كه سراسر جهان و هر كه در اوست / عكس یك پرتو از رخ دوست
| از عین علی، دیده ملت بیناست |
| وز لام علی، لوای دولت پیداست |
| گر طالب فیض و رحمتی ای نادم |
| دریای علی طلب، كه دریا دریاست |
(موزهی مردم شناسی)
تبرزین فولاد طلاكوب:
این جوهر برنده كه ما را به كف است / شایسته كتف زبدگان حق است
(موزهی هنرهای تزیینی)
تبرزین فولاد طلاكوب:
- ای دل اگر به دیده تحقیق بنگری / درویشی اختیار كنی بر توانگری
- تبرزین به خون یلان گشته غرق / چو تاج خروسان جنگی به فرق
(موزهی هنرهای تزیینی)
یحیی ذكاء : رییس موزهی مردم شناسی
محمد حسن سمسار : موزه دار موزه هنرهای تزیینی
تنظیم : بخش ادبیات تبیان