شعرها و چیزها ( جلدها )
جعبه خاتم كاری، شیراز:
| یا حبذا ز صنعت این چابك اوستاد |
| كین پیكر بدیع نوآیین بنا نهاد |
| یك بوستان شكوفه به هر گوشه نقش بست |
| یك آسمان ستاره به یك صفحه جای داد |
| از خون خشك این همه گل ها در او شكفت |
| طبع بهار داشت سر انگشت اوستاد |
(از یك مجموعه ی خصوصی در تهران)
جلد چرمی ضربی:
عمل قاری صدیق 1309هـ . ق.
| روی تو كه مهر بیزوال آمده است |
| آیینه حسن لایزال آمده است |
| هر جا كه ز نعلین تو مانده است نشان |
| محراب سجود اهل حال آمده است |
و
| سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی |
| گفت باز آی، كه دیرینه این درگاهی |
| همچو جم جرعه در ما كش كه ز سر ملكوت |
| پرتو جام جهان بین، دهدت آگاهی |
- بضاعت نیاوردم الا امید / خدایا ز عفوم مكن ناامید
(موزه ی هنرهای تزیینی)
جلد :
| بهتر ز كتاب در جهان یاری نیست |
| در غمكده زمانه غمخواری نیست |
| هر لحظه از او به گوشه تنهایی |
| صد راحت است و هرگز آزاری نیست. |
جلد چرمی:
«عمل حاجی احمد شاه ابن شیخ علی قراتاش 1212هـ . ق.»
| پیشی طلبی و هیچ كس پیش مباش |
| چون مرهم و موم باش، چون نیش مباش |
| خواهی كه ز هیچ كس گزندت نرسد |
| بدگوی و بدآموز و بداندیش مباش |
| ساده لوحان را نشاید تربیت كردن غنی |
| گشت چون آیینه روشن، شد به روشنگر طرف |
| نیك و بد را اعتباری نیست در بازار دهر |
| میشود در هر ترازو، سنگ با گوهر طرف |
(مجموعه ی آقای كریمزاده)
جلد چرمی ضربی «1255 هـ .ق.»:
- در دل نتوان درخت اندوه نشاند / همواره كتاب خرمی باید خواند
- میباید خورد و كام دل باید راند / پیداست كه چند در جهان خواهی ماند.
- در كف نغز خط خوب رقم / رزق را طرفه كلیدیست قلم
(مجموعه ی آقای كریم زاده)
جلد روغنی مرقع:
«عهد ناصرالدین شاه در كارخانه سید محمد 1281هـ .ق.»:
| سحر بلبل حكایت با صبا كرد |
| كه عشق روی گل با ما چها كرد |
| من از بیگانگان هرگز ننالم |
| كه با من هرچه كرد آن آشنا كرد |
| غلام همت این نازنینم |
| كه كار خیر بیریب و ریا كرد |
(مجموعه ی آقای كریمزاده)
جلد كتاب:
| این جلد كه هست همچو خوبان طراز |
| آراسته پیكری است پوشیده به ناز |
| گویی در جنت است كز عالم قدس |
| بر ناظر این كتاب میگردد باز |
جلد:
ماده ی تاریخ زیر را محمد صادق مروازی «هما» در تاریخ جلد دیوان فتحعلیشاه ساخته است:
| شاه كیوان پاسبان فتحعلیشه آن كه هست |
| ز آستان بارگاهش قصر خضرا منفعل |
| خسروی كز جاه و دربان جلالش از جلال |
| گشت اسكندر خجل، گردید دارا منفعل |
| باشد از افراد آن سلمان و سعدی شرمسار |
| هست از هر بیت آن حسان داعی منفعل |
| جست پیرایه ز جلدی كز عجایب نقش آن |
| چشم آذر خیره گشت و كلك مانی منفعل |
| الغرض چون جست زیب و زرنگین و، سطح و آن |
| شد منقش سطح آن مینوی مینا منفعل |
| سال تاریخش «هما» پرسید از پیر خرد |
| گفت «مانی گشت از این جلد زیبا منفعل» |
(1217هـ .ق.)
جلد:
جلد قرآن مذهب عالی، ماده ی تاریخ از سحاب اصفهانی:
| از امر شهنشاه جهان فتحعلیشاه |
| شاهی كه بدو ختم بود معنی شاهی |
| سلطان قدر امر قضا نهی كه عدلش |
| آمر به اوامر شد. ناهی ز مناهی |
| الحق سزد این مصحف از اوراق نگارین |
| كو داده به اعجاز نگارنده گواهی |
| الفاظ روانبخش نمایان ز سوادش |
| چون آب حیاتی كه نماید ز سیاهی |
| القصه چو این جلد ضیاءبخش زراندود |
| كاسرار الهیست در آن درج كماهی |
| شد حافظ این گنج سحاب از پی تاریخ |
| گفتا كه «بود مخزن اسرار اللهی» |
(1217 هـ .ق.)
جلد:
جلد قرآنی به خط میرزا شریف خوش نویس. تذهیب از میرزا حسن نقاش. ماده تاریخ از میرزا رشید:
| حبذا این محكم تنزیل كز حسن خطش |
| احمد و یاقوت هر دو والهاند و مستهام |
| خط او از كلك سحار شریف آن كه بود |
| احمد و یاقوت پیش خط او كمتر غلام |
| هست تذهیبش از آن نقاشی مانی فن حسن |
| آن كه در صنعت بود از مانیش برتر تمام |
| الغرض مامور شد چون از پی تذهیب او |
| از شجاع الدوله آن یكتا امیر نیكنام |
| سرور عادل و كامل كه از فضل خدای |
| فیض جود هیئت او میرسد بر خاص و عام |
| زد رقم تاریخ اتمامش «رشید» نكته سنج |
| «حمدلله شد ز یوسف این كلام الله تمام» |
(1283ه. ق.)
ادامه دارد...
یحیی ذكاء : رییس موزهی مردم شناسی
محمد حسن سمسار : موزه دار موزه هنرهای تزیینی
تنظیم : بخش ادبیات تبیان