جوانمردان شيعه بودند (و هستند)
بحثي درباره ي رابطه ي تشيع و فتوت*
جوانمردان در ايران و فتيان در ديگر بلاد اسلامي
يك شاخه از مسلمانان شيعي مسلك بودند كه به تبعِ عرفاي نامدار سدههاي نخستين اسلام كوشيدند به
باطن و درون احكام شريعت دست يابند و عشق و محبت و حرمت به ميثاق دوستي و وفاي به عهد را كه در بطن اين قوانين و احكام نهفته است مأخذ اعمال خود قرار دهند و احساسات رقيق و ادراك ظريف عارفانه را - كه اگر در مذاهب و مدنيتهاي ديگر جهاني هم به وجود آيد، خاص نخبگان و افراد استثنايي است - به
كمك فتوت نامههاي هر صنف و گروهي به اعماق جامعه ببرند و به مشتاقان و مستعدان بياموزند و در عمل جاري و ساري گردانند. از اين طريق بود كه پيشوايان و پيران فتوت در تكوين شخصيت معنوي نياكان ما اثري عميق و در تربيت اصيل اجتماعي آنان سهمي به سزا داشتهاند زيرا جملگي با اعتقاد عميقي كه به احكام الهي داشتند سعي كردند از حيات انساني درك واقعي پيدا كنند و اين احكام را با خصوصيات فردي و جمعي مردمان تطبيق دهند و مانع تركتازي و قشريگري اهل ظاهر گردند.
شکستن بت نفس و ايثار و جانبازي و تواضع و سخاوت و انصاف و بي آزاري، نيکويي و گذشت، شجاعت ووفا به عهد، مهمان نوازي و مردم دوستي از جملهً صفاتي اند که در سدهً دوم هجري در آئين فتوت و جوانمردي اهميت بسزايي داشته و بعدها مفاهيم و معنا هاي ديگري نيز بدين آيين مردمي افزوده شده است.
از طرفي بايد گفت که در اسلام چه از نظر شيعيان و چه از نظر سنيان نمونه بارز تمام محسنات اخلاقي حضرت امير المومنين علي عليه السلام بوده است. و به همين دليل است که يکي از لقب هاي حضرت علي " شاه مردان " است، بيدل در اين مورد چنين اشاره مي کند:
- کدامين شير يزدان مرتضي آن صفدر غالب که مي خوانند مردان حقيقت شاه مردانش
ازنگاه حضرت علي که در حقيقت قطب اين طريقت و مدار اين فضيلت است، آيين فتوت داراي مباني و اصولي است که اساس آن بر هشت قاعده گذاشته شده است، آنجا که فرموده است:
- " اصل الفتوت الوفاء و الصدق و الامن والسخاء والتواضع والنصيحت والهدايت والتوبه ولايستاهل الفتوت الامن يستعمل هذه الخصال ـ يعني اصل فتوت اين هشت خصلت است و هر مستعمل اين خصايل نباشد، مستحق اسم فتوت نبود."
وچون از وي پرسيدند که علامت و نشانهً کمال فتوت چيست؟ فرمود:
- " هي العفو عندالقدرت، والتواضع عندالدولت، والسخاء عندالقلت و العطيب بغير منه ـ يعني عفو در وقت قدرت و تواضع در زمان دولت و سخا در هنگام فقر و عطاء بي منت."
وهمچنان علامه شمس الدين محمد آملي در فتوت نامهً خويش به همين مطلب اشاره کرده و گويد:
- " پس جوانمردان همه تابع علي باشند و هر چه يابند همه از متابعت او يابند و از علي به فرزندان او و سلمان و صفوان رسيد. و نقل است که چون صفوان از جنگ صفين دست برد مي کرد، علي ندا کرد، که: اليَ يا صفوان. صفوان به خدمت او شتافت. علي عليه السلام فرمود: انک اليوم فتي فاياک آن تضع الفتوت في غير آهلها فهذه الفتوت التي شرفني بها رسول الله ص "
در رجوع به تاريخ، پيوند آشكار فتوت به علي (ع) در گفتار و كردار فتيان مشاهده ميشود. بزرگان فتوت تقريبا همگي خود را به علي (ع) منتسب دانستهاند. چرا كه او همان جوانمردي بود كه به جهت برتري دادن مصالح مسلمين، از خويش گذشت و سخاوت و مروت را پيشه ساخت تا آنجا كه جوانمردان او را سيدالفتيان (سرور جوانمردان) و فتيالمطلق ناميدند و دربارهاش گفتند: لافتي الا علي جوانمرد فقط علي (ع) است.
در جنگ احد علي (ع) چنان دلاوري و فداكاري از خويش نشان داد كه منادي آواز سر داد:
- لاسيف الا ذوالفقار و لافتي الاعلي (شمشير فقط ذوالفقار است و جوانمرد تنها علي است)
و اين اولين باري بود که واژه " فتي" با مصداق عيني آن -حضرت علي عليه السلام- به مسلمين معرفي شد و از آن پس آنان که مي خواستند جوانمرد باشند بر خود لازم مي ديدند که به گونه اي خود را به ايشان منسوب کنند و ازين رو تمامي جوانمردان در سده هاي اول شيعه و در سده هاي بعدي که اين حرکت فراگير شد جزو محبين حضرت علي عليه السلام بودند.
از ديگر تشابه هاي اساسي بين فتوت و تشيع در تعريف فتيان و جوانمردان از خاتم جوانمردان است . از ديدگاه آنان پس از دور نبّوت، وَلا'يت آغاز ميشود و فتّوت كه جامع هر دوي اينهاست، پايه گذارش حضرت ابراهيم(ع)، قطب آن امام علي (ع) و خاتِم آن حضرت حجت (عج) است. از اينجا پيداست كه انديشهي فتوت بستگي كامل با انديشهي شيعي و برداشت شيعه از امامت دارد . همچنان كه پژوهشگران اهل سنت كه به پژوهش دربارهي فتّوت برخاستهاند، به رغم ميل خود چون محققان شيعي عمل كردهاند و همه در ارتباط مستقيم جوانمردان و شيعيان متفق القول هستند.

اين انسانهاي آزاده و بزرگوار در ادوار پرآشوب و به هنگام فترتها و انتقال قدرتها و انحطاط و تغيير حكومتها مردم بيپناه سرزمين خود، بالاخص ساكنان شهرها را از گزند انواع تجاوزات محفوظ داشتند و با تعميم اصول و مباني جوانمردي به همهي جنبههاي زندگي و به روابط انساني حال و هوايي از محبت و دوستي بخشيدند و بدين نحو سرمايهي گرانبهايي از عشق و محبت و كفِّ نفس و خويشتنداري و مدارا و گذشت براي ما به جا گذاشتند، سرمايهاي كه براي امروز و فردايمان نيز بسيار كارآمد است و در جهان كنوني همگي سخت بدان نيازمنديم، زيرا خردمندان جامعهي بشري معترفند كه انسان امروز نياز مبرم به آرامش و مدارا و تساهل و تسامح و تفاهم قلبي و تحمل ديگري دارد و در دنياي صنعت زدهي آزمند معاصر تجربهي زندگي نشان داده است كه پيشرفت علوم و فنون و صنايع و ارتباطات به تنهايي آدمي را به آن هدفهاي عالي و معنويت متعالي نميرساند.
* :در اين مقاله از آراء هانري کربن مستشرق نامي معاصر استفاده شده است .
تهيه کننده : مريم امامي- تبيان