راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • پیشخدمت دردسر ساز شاه
    پیشخدمت دردسر ساز شاه
    اسناد زیر مجموعه مکاتباتی است که در مورد اکرم حمزه ای پیشخدمت پهلوی صورت گرفته است . او در این اسناد تصریح كرده كه اموال خاندان سلطنتی از راههای نامشروع به دست آمده است. با هم اسناد زیر را می‌خوانیم .
  • کارنامه رضاشاه
    کارنامه رضاشاه
    سعی می کنیم به صورت بی طرفانه کارنامه رضاشاه را با هم مرور کنیم. ما هم به کارهای خوبش اشاره می کنیم و هم به اقدامات بدش.
  • تخت جمشید
    تخت جمشید
    تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال 512 قبل از میلاد آغاز شد واتمام آن 150 سال به طول انجامید. تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به...
  • تعداد بازديد :
  • 6140
  • سه شنبه 23/7/1387
  • تاريخ :

همه چيز از پاريس آمد

بازخواني گرانترين ضيافت تاريخ تخت جمشيد
جشنهاي 2500 ساله

 

 "اين گردهم آيي با عظمت جهاني، تخت جمشيد را در روز فراموش نشدني 15 اکتبر 1971 (23 مهر 1350) تبديل به مرکز ثقل جهان کرد."

اين يکي از پيام هاي تبليغاتي مربوط به جشن هاي 2500 ساله است ، جشن هايي که به يکي از موارد اصلي براي انتقاد مردم از حکومت محمدرضا پهلوي تبديل شد.

به مناسبت سالگشت جشنهاي دو هزار پانصد ساله، بخشي از کتاب "آخرين سفر شاه" که توسط "ويليام شوکراس" نوشته شده است را مرور مي کنيم. ترجمه اين کتاب را در ايران نشر آسيم منتشر ساخته است.

شوکراس، مقالات زيادي در واشنگتن پست، نشريه نقد کتاب نيويورک، آبزرور و ديگر نشريات معتبر غربي منتشر کرده و چندين جلد از کتاب هايش از جمله "نيکسون و کيسينجر و نابودي کامبوج" و " وضعيت بي رحم" برنده جوايزي از قبيل جايزه بنياد هيلمن و جرج پلک شده است.

جشنهاي 2500 ساله

بخشي از فصل دوم کتاب او ، تحت عنوان "ضيافت" را بخوانيد:

در اکتبر 1971 محمدرضا پهلوي ضيافتي ترتيب داد که از همه مهماني ها برتر بود. او از تمام رهبران جهان دعوت کرد. البته همه نيامدند و بسياري از کساني که شرکت کردند بيشتر نمادهاي قدرت بودند تا واقعيت آن.

ضيافت در خرابه هاي تخت جمشيد برگزار شد که ساخته داريوش و سوخته اسکندر کبير است. قرار بر اين بود که اين جشن نشانه دو هزار و پانصدمين سالگرد شاهنشاهي ايران باشد که در قرن ششم پيش از ميلاد به دست کورش کبير تاسيس شده بود. با گذشت زمان مي توان گفت که جشن مزبور نشانه آغاز پايان کار دودمان پهلوي بود که درست پنجاه سال پيش از آن تاريخ، پدر شاه تاسيس کرده بود.

همچنين، شاه در 1971 سي امين سال سلطنت خود و دهمين سال برنامه اصلاحاتش را که انقلاب سفيد مي ناميد نيز جشن مي گرفت. بنا بود انقلاب سفيد شامل اصلاحات ارضي و گسترش سوادآموزي و آزادي زنان، مدرنيزه کردن صنايع و زيربناي اقتصادي و توزيع مجدد دست کم بخشي از ثروت ها و کاهش قدرت روحانيون شيعه يعني ملايان باشد. ناگزير اين "انقلاب" روحانيون را دچار خشم ساخت.

سال 1971 همچنين آغاز سربلند کردن ايران به عنوان يک قدرت منطقه اي بود. در روز عيد سنت والنتاين آن سال (14 فوريه) کارتل توليد کنندگان نفت، يعني اوپک، به نخستين موفقيت عمده خود در افزايش بهاي نفت نايل شد. شاه نقش رهبري را در اين کار بر عهده داشت. شايد مهمتر از همه اينها اين بود که دولت بريتانيا قصد خود را به خروج نيروهايش از "شرق سوئز" به مرحله اجرا درمي آورد و همراه با آمريکاييان شاه را محرمانه تشويق مي کرد که نقش بريتانيا را به عنوان "ژاندارم خليج فارس" برعهده بگيرد.

پرزيدنت ژرژ پمپيدو رييس جمهوري فرانسه گفت که دعوت را نمي پذيرد مگر اينکه بالادست هايله سلاسي و روساي کشورهاي فرانسه زبان بنشيند. شاه زير بار نرفت و پمپيدو در عين اوقات تلخي نخست وزيرش را به جاي خود فرستاد.

در 1971، هم در شاه و هم در حکومت او احساس اعتماد به نفس ديده مي شد. اما چنانکه جشن هاي تخت جمشيد نشان داد اين احساسي بود که کم کم تبديل به يک غرور غيرواقعي شد. شاه اين جشن ها را روايت جديدي از کنگره وين در سال 1815 تصور کرده بود که در آن فرمانروايان جهان توانستند با يکديگر ديدار و درباره مسايل جهان گفتگو کنند. يکي از شعارهاي تبليغاتي دولت درباره اين جشن از اين قرار بود: "اين گردهم آيي با عظمت جهاني، تخت جمشيد را در روز فراموش نشدني 15 اکتبر 1971 (23 مهر 1350) تبديل به مرکز ثقل جهان کرد."

تخت جمشيد نمايشي بود که ضمن آن روياها و بلند پروازي هاي شاه آشکار شد. بسياري از اشخاصي که در آن هنگام درباره آن چيز نوشتند گفته کريستوفر مارلو را به خاطر آوردند که: "چه شکوهمند است که آدمي شاه باشد و در پرسپوليس پيروزمندانه سواري کند." ولي از يک نظر اين جشن براي شاه پيروزي و از يک لحاظ نيز تا اندازه اي شکست بود زيرا در بسياري موارد واقعيت ها با تصورات او کاملا تطبيق نمي کرد.

9 پادشاه، 3 شاهزاده حاکم، 2 وليعهد، 13 رييس جمهوري، 10 شيخ، 2 سلطان همراه با انبوهي از معاونان رييس جمهوري و نخست وزيران و وزيران خارجه و سفيران و ديگر دوستان دربار که از نقاط مختلف جهان آمده بودند در تخت جمشيد اقامت گزيدند.

جشنهاي 2500 ساله

شاه تصميم گرفت قواعد تشريفاتي قرن نوزدهم را رعايت کند، بدين معني که ارشدترين مهمان دوست و متحدش هايله سلاسي امپراتور اتيوپي باشد. پرزيدنت ژرژ پمپيدو رييس جمهوري فرانسه گفت که دعوت را نمي پذيرد مگر اينکه بالادست هايله سلاسي و روساي کشورهاي فرانسه زبان بنشيند. شاه زير بار نرفت و پمپيدو در عين اوقات تلخي نخست وزيرش را به جاي خود فرستاد. شاه هرگز پمپيدو را براي اين اهانت نبخشيد.

پادشاه و ملکه دانمارک نيز جزو مدعوين بودند. و همچنين پادشاهان اردن و بلژيک و پادشاه سابق يونان. ملکه انگلستان در جشن شرکت نکرد و به جاي خود شوهرش پرنس فيليپ و دخترش پرنسس آن را فرستاد. پرنس برنهارد از هلند نمايندگي همسرش ملکه ژوليانا را بر عهده داشت. شايد نوميد کننده ترين خبر براي شاه اين بود که پرزيدنت نيکلسون در جشن شرکت نمي کند. (خانم نيکلسون رييس افتخاري کميته آمريکايي برگزاري جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي بود.) اسپيرو اگنيو معاون رييس جمهوري نمايندگي ايالات متحده را بر عهده داشت و از نظر تقدم، کليه مدعوين به استثناي سفير پکن بر او برتري داشتند.

قرار بود جشن نشانگر عظمت ايران باشد اما همه چيز جشن را از پاريس آورده بودند. اردوگاهي مرکب از خيمه هاي گرانبها به وسيله ژانسن دکوراتور فرانسوي برپا شد. آرايشگران تراز اول از سالن هاي کاريتا و آلکساندر پاريس به تخت جمشيد پرواز کردند.

صرفنظر از مدعوين، همه چيز جشن را هم از پاريس آورده بودند. در دشت خشک و مرتفع تخت جمشيد اردوگاهي مرکب از خيمه هاي گرانبها به وسيله ژانسن دکوراتور فرانسوي برپا شده بود. موسسه ژانسن از چند دهه پيش تزئينات داخلي کاخ هاي سلطنتي را انجام داده بود: در 1920 در بلگراد، در 1935 آپارتمان هاي خصوصي ادوارد هشتم (دوک ويندزور بعدي) در کاخ باکينگهام، ويلاهايي در کاپ دانتيب و آپارتمان هايي در خيابان پنجم نيويورک. سبک پاريسي کلاسيک ژانسن بسيار با مذاق شاه جور درمي آمد.

آرايشگران تراز اول از سالن هاي کاريتا و آلکساندر پاريس به تخت جمشيد پرواز کردند. اليزابت آردن يک نوع کرم صورت توليد کرد که نام آن را فرح گذاشت تا در جعبه هاي مخصوص به مهمانان هديه شود. باکارا يک گيلاس پايه دار کريستال طراحي کرد، سرالين جايگاه هاي مهمانان را از روي سفالهاي قرن پنجم پيش از ميلاد ساخت، رابرت هاوليند فنجام و نعلبکي هايي ساخت که فقط يکبار مورد مصرف مهمانان قرار مي گرفت و پورتو يکي از بزرگترين توليد کنندگان ملافه و روميزي فرانسه، روميزي هاي رسمي و ملافه هاي مهمانان را تهيه کرد. لان ون اونيفورم هاي جديدي براي کارمندان دربار تهيه کرد که نيم تنه هاي آن به طرزي شکيل ولي نه زننده با بيش از يک کيلومتر و نيم نخ طلا دوخته شده بود. دوختن هر يک از اين اونيفورم ها نزديک به پانصد ساعت کار لازم داشت.

تنها غذاي ايراني که در صورت غذا وجود داشت خاويار بود؛ چند موسسه عمده فرانسوي و سوييسي به تهيه غذاها کمک کردند.

غذاهاي ضيافت تخت جمشيد را اصولا رستوران ماکسيم تهيه کرد ولي چندين موسسه عمده فرانسوي و سوييسي به آن کمک کردند. از يک سال پيش که وزارت دربار ماکسيم را براي برگزاري اين ضيافت بزرگ براي يکصد مهمان در وسط بيابان در نظر گرفته بود، موسسه مزبور مشغول تمرين و تدارک بود. آقاي لويي ودابل رييس ماکسيم شخصا بر اين کار نظارت مي کرد و به اين مناسبت يک بشقاب جديد و بسيار عالي محتوي خاويار و تخم بلدرچين آب پز اختراع کرد. متاسفانه شاه هيچ وقت لب به خاويار نمي زد. بنابراين هيچ کس ديگري نمي توانست از آن بخورد. اين بود که ماکسيم مال انديشي  کرد و در شب مهماني چند تره فرنگي مخصوص سوپ را در برابر شاه گذاشت. او مشغول خوردن شد و هر کسي توانست غذاي خودش را بخورد. "بشقاب" مهمانان تکرار شد و اين بار شاه يک آرتيشو خورد. تنها غذاي ايراني که در صورت غذا وجود داشت خاويار بود؛ مابقي را تقريبا يکسره از فرانسه آورده بودند. صورت غذاي ضيافت شام اصلي با مرکب سياه روي صفحات پوست آهو نقش شده و با يک ريسمان تابيده طلايي به صورت يک کتاب کوچک با جلد ابريشمي آبي و طلايي صحافي شده بود. پس از تخم بلدرچين با مرواريد درياي خزر، غذاي بعدي پاته دم خرچنگ با سس نانتوا بود بود. غذاي اصلي خوراک پشت مازوي بره سرخ شده در روغن خودش بود که درون آن را با سبزي هاي خوشبو انباشته بودند. براي تازه کردن گلوي مهمانان شربت يا شامپاني کهنه فرانسوي (موئت 1911) مي آوردند. آنگاه خوراک طاووس به سبک شاهنشاهي با سالاد مخلوط طبق سليقه آلکساندر دوما صرف شد. به عنوان دسر بشقاب انجير به شکل حلقوي که درون آن تمشک با پورتو انباشته بودند آوردند. و در پايان قهوه موکا.

جشنهاي 2500 ساله

شرابهايي که به مهمانان داده شد اختصاصي بود. شراب ناب شامپاني، شاتودوساران، شاتو بريان سفيد 1964، شاتولافيت- روتشيلد 1945 و نيز شامپاني موسينيي کنت دو وگه 1964 و دم پرينيون صورتي 1959 که بسيار کمياب است. همراه با قهوه نيز کنياک پرنس اوژن مخصوص خمخانه ماکسيم صرف شد.

پس از ضيافت شام، عده ديگري از کارشناسان فرانسوي نمايش نور و صدا و مراسم آتشبازي برپا کرده بودند. ضمنا هنرمندان فرانسوي در اختراع اونيفورمهاي "اصيل" سربازان ايراني چند قرن پيش همکاري کرده بودند تا بتوانند روز بعد از برابر مهمانان رژه بروند. بعد از ظهر فردا مهمانان با در دست داشتن قمقمه هاي آب يخ بر قاليچه هاي جايگاه نشستند و به تماشاي روياي ناتمام شاه از تاريخ ايران پرداختند.

پس از ضيافت شام، عده ديگري از کارشناسان فرانسوي نمايش نور و صدا و مراسم آتشبازي برپا کردند. ضمنا هنرمندان فرانسوي در اختراع اونيفورمهاي "اصيل" سربازان ايراني چند قرن پيش همکاري کرده بودند تا بتوانند روز بعد از برابر مهمانان رژه بروند.

در تخت جمشيد، محمدرضا شاه تاريخ ايران را به ميل خود تغيير شکل داد. او از جشني که برپا کرده بود راضي بود. مي گفت اين جشن کمک بزرگي به تجديد نظر غربيان در ديدگاهشان نسبت به ايران خواهد کرد. به نظر او نقطه اوج اين مراسم وقتي بود که در برابر گور خالي ولي تاثير برانگيز کورش کبير ايستاد و با صداي يکنواخت و بي حالت خاص خودش او را با طمطراق مورد خطاب قرار داد و گفت:

"کورش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه هخامنشي، شاه ايران زمين، از جانب من شاهنشاه ايران، و از جانب ملت من بر تو درود باد!...

همه ما در اين هنگام که ايران نو با افتخارات کهن پيماني تازه مي بندد تو را به نام قهرمان جاودان تاريخ ايران، به نام بنيانگذار کهن سالترين شاهنشاهي جهان، به نام آزادي بخش بزرگ تاريخ، به نام فرزند شايسته بشريت درود مي فرستيم.

کورش، آسوده بخواب، زيرا که ما بيداريم و براي نگهباني ميراث پر افتخار تو همواره بيدار خواهيم ماند."

شاه که اصولا مردي کم رو و کم حرف بود، در هنگام ايراد اين نطق هيجاني غيرعادي از خود نشان داد و پيش از آنکه خطابه اش را به پادشاه مرده تمام کند مکث کرد. پس از آنکه نطق شاه تمام شد، ناگهان باد شديدي از سطح بيابان برخاست و در چشم تماشاگران شن و گرد و خاک پاشيد.

منبع: عصر ايران

 

آخرین نظرات کاربران
ناشناس
به نظر من که کار خیلی خوبی بوده و الان ما اگه نمیتونیم یه اونجورجشنی برپا کنیم حد اقل بریم و اون گنج هایی رو که فرانسوی ها از تخت جمشید دزدیدند و از خود ما برای دیدن آنها در موزه ی لوور پول می گیرند را پس بگیریم.من پیشنهاد می کنم که اگه مایل هستید تخت جمشید رو ببینید برید موزه ی لوور!!!!
پاسخ تبیان :
شنبه 7/10/1387-12:32
abitee
خارق العاده اس!
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 1/8/1387-11:43
yaser5728
مطلب فوق العاده جالبی بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 25/7/1387-0:45
ali1372
واقعا ممنونم
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 25/7/1387-0:34
hasan1343
خیلی خوب بود
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 25/7/1387-0:20
zahra43211234
واقعا حقیقت داره
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 24/7/1387-17:1
vahidz9
عاقلان دانند
پاسخ تبیان :
سه شنبه 23/7/1387-23:22
mrj285
چی باید بگم؟!!
پاسخ تبیان :
سه شنبه 23/7/1387-15:30
hesampc
ممنون
پاسخ تبیان :
سه شنبه 23/7/1387-14:41
3248212
بسیارعالی بود ازشما متشكرم
پاسخ تبیان :
سه شنبه 23/7/1387-13:36
29773287358822
متشکرم
پاسخ تبیان :
سه شنبه 23/7/1387-9:25
ناشناس
آخه اگه همه چیز از پاریس آمده بود چگونه می خواسته شکوه ایران را به نمایش بگذارد؟ این که بیشتر شکوه پاریس بوده تا ایران!
پاسخ تبیان :
سه شنبه 23/7/1387-9:17
parvanpour
خوب بود متشکرم
پاسخ تبیان :
سه شنبه 23/7/1387-8:50
lotfi64431
دقیقا همونجوری كه نوشتید بود چون من هم یادمه
پاسخ تبیان :
سه شنبه 23/7/1387-7:6