تبیان، دستیار زندگی

پنج چیزی که محتضر هنگام مرگ می بیند

فرشته مرگ به او می ‌گوید: اینجا منزل تو است و نعمت پایدار، اموال،‌ خانواده و خویشاوندانت در اینجایند. هر كدام از خویشاوندان و خانواده ‌ات صالح باشند، در اینجا با تو خواهند بود.
بازدید :
زمان تقریبی مطالعه :
میت

برخی از واقعیت ها در زمان حیات، بر انسان پوشیده است و لحظه مرگ، بر او آشکار می ‏شود؛ زیرا در آن زمان كه آدمی از مرز دنیا می ‌گذرد، فرشته مرگ را می ‌بیند و در آستانه جهان غیب قرار می ‌گیرد. در چنین حالتی است كه رابطه او با اطرافیان و اطرافیانش با وی قطع می ‌شود؛ نه محتضر می ‌تواند مشاهدات خود را برای آنان بگوید و آنچه بر وی می ‌گذرد، توضیح دهد و نه اطرافیان قادرند به اطلاعات و مشاهدات محتضر پی ببرند و از چگونگی حالش آگاهی یابند. سیّد جواد موسوی در مقاله ای به اموری که محتضر هنگام مرگ مشاهده می کند در آئینه آیات و روایات پرداخته که در ذیل می آید.
شخص محتضر ظرف چند لحظه که انتقال روح او انجام می ‏شود، پرده از جلوی دیدگانش كنار رفته، از عالم دیگر شاهد مناظر مطبوع و یا رنج ‌آور این دنیا می ‌شود.

به عبارت دقیق ‏تر می ‌توان گفت برخی از واقعیت ها در زمان حیات، بر انسان پوشیده است و لحظه مرگ، بر او آشکار می ‏شود؛ زیرا در آن زمان كه آدمی از مرز دنیا می ‌گذرد، فرشته مرگ را می ‌بیند و در آستانه جهان غیب قرار می ‌گیرد. در چنین حالتی است كه رابطه او با اطرافیان و اطرافیانش با وی قطع می ‌شود؛ نه محتضر می ‌تواند مشاهدات خود را برای آنان بگوید و آنچه بر وی می ‌گذرد، توضیح دهد و نه اطرافیان قادرند به اطلاعات و مشاهدات محتضر پی ببرند و از چگونگی حالش آگاهی یابند.

اوضاع و احوال كسی كه فرشته مرگ را دیده و به جهان غیب راه یافته است، از بعضی جهات شبیه انسانی است كه به خواب عمیق فرو رفته و از دنیای بیداری جدا شده است. قلب و مغز او فعّال است؛ امّا از اطرافش بی ‌خبر است. نه بیدارانی كه اطرافش هستند از مشهودات وی باخبرند و نه او می ‌تواند در آن حال آنچه را می ‌بیند، برای آنان توضیح دهد.[1]

«در ادوار حیات بشر، سه روز است كه از نظر دینی بسیار مهم تلقّی شده و بزرگ‌ ترین تحّول در آنها به وقوع می ‌پیوندد؛ یكی روز ولادت است، سپس روز مرگ و سوم روز قیامت. در این سه روز، انسان از عالمی به عالمی دیگر انتقال می ‌یابد و تمام شرایط زندگی و قوانین حیاتی ‌اش دگرگون می ‌شود.»[2]

به همین خاطر «وقت احتضار و مرگ را «معاینه» گویند؛ برای آنكه آثار آن عالم را بالعیان مشاهده می ‌كند، و چشم غیبی ملكوتی گشوده می ‌شود و شمّه ‌ای از احوال ملكوت بر او كشف گشته و بعض آثار و اعمال و احوال خویش را مشاهده می ‌كند.»[3]

بسیار واضح است كه تفاوت مشهودات اهل ایمان و كفر به اعمال آنها بستگی دارد؛ اهل ایمان و عمل صالح از كرامات حق تعالی بهره ‌مند می ‌شوند و مناظر مطبوع و دلپذیر را مشاهده می ‌كنند؛ ولی اهل كفر و نفاق به اندازه حظّ و بهره خود و آنچه در دار دنیا كسب نموده ‌اند، آثار غضب و قهر الهی را مشاهده می‌ كنند.

- دیدنی های در حال احتضار

 فرشته‏ ها


خدای متعال می ‌فرماید:‌ «الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»؛[4] «[متقین] كسانی هستند كه وقتی فرشتگان [رحمت]، آنان را كه عمرشان به پاكدلی [و درستكاری] طی شده است، قبض روح می ‌كنند به آنها می ‌گویند: سلام بر شما! داخل بهشت شوید كه این، پاداش اعمال خوب شما است.

با توجه به آیات و روایات اسلامی، می‌ توان فرشتگانی كه بر بالین محتضر حاضر می ‌شوند و ملاقات هایی كه همراه با گفتگو صورت می‌ پذیرد، بدین ترتیب بیان نمود:

الف) فرشته مرگ

ما در این جهان فعل و انفعال های عالَم ملكوت و غیب را نمی ‌بینیم.

امام علی(علیه السلام) فرموده است: «هَلْ‏ تُحِسُّ بِهِ‏ إِذَا دَخَلَ‏ مَنْزِلًا أَمْ هَلْ تَرَاهُ إِذَا تَوَفَّى أَحَداً بَلْ كَیْفَ یَتَوَفَّى الْجَنِینَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ أَ یَلِجُ عَلَیْهِ مِنْ بَعْضِ جَوَارِحِهَا أَمِ الرُّوحُ أَجَابَتْهُ بِإِذْنِ رَبِّهَا أَمْ هُوَ سَاكِنٌ مَعَهُ فِی أَحْشَائِهَا»؛[5] آیا موقعی كه فرشته مرگ در منزلی وارد می ‌شود، احساس می ‌كنی؟ آیا وقتی به قبض روح كسی اشتغال دارد، او را می ‌بینی؟ فرشته مرگ، روح جنین را چگونه می‌ گیرد؟‌ آیا از بعضی از جوارح مادر وارد می ‌شود؟ یا آنكه روح جنین، به اذن خدا فرشته مرگ را اجابت می‌ كند؟ یا او با جنین در رحم مادر سكونت دارد؟.

محتضر در لحظه ‌ای كه ملك الموت و جهان ناآشنای پس از مرگ را مشاهده می ‌كند، متوجه می ‌شود كه زندگی دنیایش سپری شده و در آستانه رحلت به عالم آخرت قرار گرفته است. در این موقع، سخت نگران و مضطرب شده، دچار شدیدترین فشار روحی می ‌گردد. به موجب روایات رسیده در این باب، این هنگام برای آدمی از ساعات بسیار سنگین و دشوار است.

امّا اینكه انسان در هنگام مرگ، فرشتگان قبض روح را در چه شكل و شمایلی مشاهده می‌ كند؟ باید گفت: این حالت نیز به عمل و شخصیت فرد بستگی دارد. انسان نیكوكار آنها را به شكل خوب و همراه با بشارت، سلام و تحیّت مشاهده می‌ كند؛ چنانچه قرآن کریم به آن اشاره کرده و می ‏فرماید: «الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْكُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[6]

اگر كافر، ظالم و ستمكار باشد، فرشتگان را بیم دهنده و با چهره‌ های ترسناك می ‌بیند: «یَوْمَ یَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى‏ یَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمینَ وَ یَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً»؛[7] روزی كه فرشتگان (مرگ یا عالم برزخ یا صحنه قیامت) را می ‌بینند. در آن روز گناهكاران را بشارتی نیست و (به فرشتگان) می ‌گویند: ما را ایمنی كامل دهید! و فرشتگان می ‌گویند: سخت ممنوع است (بر شما رحمت و بهشت خدا).

خدای متعال در آیاتی به گفتگوی فرشتگان و ستمكاران در هنگام مرگ تصریح كرده و این گفتگو را چنین بیان می ‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمی‏ أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیراً»؛[8] كسانی كه فرشتگان (قبض روح) روح آنها را گرفتند، در حالی كه به خویش ستم كرده بودند، به آنها گفتند: شما در چه بودید؟ (و چرا با اینكه مسلمان بودید، در صف كفّار جای داشتید؟!) گفتند‌: ما در سرزمین خود، [تحت فشار و] مستضعف بودیم. آنها (فرشتگان) گفتند: مگر سرزمین خداوند، پهناور نبود كه مهاجرت كنید!؟ آنها (عذری نداشتند و) جایگاهشان دوزخ است و سرانجام بدی است.

همچنین می‌فرماید: «وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ یَتَوَفَّى الَّذینَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریقِ»؛[9] (ای پیامبر)! اگر ببینی كفار را هنگامی كه فرشتگان (مرگ) جانشان را می ‌گیرند و بر صورت و پشت آنها می ‌زنند و (می‌ گویند: بچشید عذاب سوزنده را ! (به حال آنها تأسف خواهی خورد!).

در منابع اسلامی در مورد مشاهده، گفتگو، بشارت به بهشت و نشان دادن نعمت های آن به مؤمنین درستكار توسط فرشته مرگ در لحظه جان دادن روایات بسیاری وجود دارد.

ب) فرشتگان ثبت اعمال

«یك انسان مكلّف در طول ده‌ ها سال عمر خود، هزاران عمل خوب و بد انجام می ‌دهد و «رقیب» و «عتید» تمام آنها را ثبت می ‌نمایند. هنگام مرگ،‌ خلاصه تمام آنها به محتضر ارائه می ‌شود؛ یعنی هر انسانی در پایان عمر و خاتمه یافتن دوران معامله و داد و ستد بازار دنیایش، بیلان كارهای خود را می ‌بیند، از اوضاع و احوال خوب یا بد خویش آگاه می‌ گردد و به سود یا زیان معاملاتی كه در زندگی با نقد عمر انجام داده، واقف می ‌شود. خلاصه، خیلی زود می ‌فهمد اهل ثواب است یا اهل عقاب.»[10]

بر این اساس هر انسانی پس از مرگ، بلافاصله از وضع خود آگاه می ‌شود و می ‌فهمد آیا بهشتی و اهل سعادت است یا جهنمی و اهل عذاب می باشد. از این رو، هر یك از كفّار و گناهكاران كه عمر خود را با جهل و غفلت گذرانده ‌اند،‌ در همان لحظات احتضار،‌ خطر را احساس نموده، از گذشته‌ پشیمان می ‌شوند و می ‌گویند: «قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ»؛[11] پروردگارا! مرا به دنیا باز گردان تا مگر گذشته را جبران كنم و عمل صالحی انجام دهم؛ ولی پاسخ منفی می ‌شنوند و به او گفته می ‌شود: این سخن بی‌ اثر، هرگز جامه تحقّق نمی ‌پوشد و از پی مرگشان عالم برزخ است تا قیامت بر پا گردد و از قبرها برانگیخته شوند.

ج) فرشتگان موكّل رزق، آشامیدنی ها و نَفَس ها

یكی دیگر از مشهودات محتضر در اولین مراحل انتقال، فرشگان مأمور بر رزق و روزی است. در آن لحظات، سه فرشته بر بالین او حاضر می‌شوند و هر كدام از آنها گزارش مأموریت خود را بدین شرح بیان می‌كنند:

«اولی سلام كرده، می‌گوید: من موكل روزی تو بودم، شرق و غرب زمین را جستجو كرده، از روزی تو لقمه‌ای پیدا نكردم كه نخورده باشی، سپس فرشته دوم می‌گوید: سلام بر تو! من موكّل مایعات و آشامیدنیهای تو، از آب و غیر آب بودم، شرق و غرب زمین را گشتم، شربت آبی از آن تو نیافتم كه نیاشامیده باشی. آن‌گاه ملك سوم درآمده، پس از سلام می‌گوید: من مأمور نفسهای تو بودم، شرق و غرب زمین را تفحّص كردم، نفسی از تو كه نكشیده باشی، پیدا نكردم.[12]

 پیامبر اكرم(ص) و ائمه معصومین‌ (ع)



پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لَا یَزَالُ‏ الْمُؤْمِنُ‏ خَائِفاً مِنْ سُوءِ الْعَاقِبَةِ وَ لَا یَتَیَقَّنُ الْوُصُولَ إِلَى رِضْوَانِ اللَّهِ حَتَّى یَكُونَ وَقْتُ نَزْعِ رُوحِهِ وَ ظُهُورِ مَلَكِ الْمَوْتِ لَه‏ .... ِ ثُمَّ یَقُولُ‏ لَهُ‏ انْظُرْ فَیَنْظُرُ فَیَرَى‏ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ آلِهِمَا فِی أَعْلَى عِلِّیِّینَ فَیَقُولُ لَهُ أَ وَ لَا تَرَاهُمْ هَؤُلَاءِ سَادَاتُكَ وَ أَئِمَّتُكَ هُمْ هُنَاكَ جُلَّاسُكَ وَ آنَاسُكَ أَ فَمَا تَرْضَى بِهِمْ بَدَلًا مِمَّا تُفَارِقُ هَاهُنَا فَیَقُولُ بَلَى»‏؛[13] مؤمن پیوسته از قیامت بیمناك است و یقین ندارد كه آیا مقام خشنودی و رضای خدا را دریافت خواهد كرد یا نه، تا هنگام مرگ و آمدن ملك الموت؛ ... فرشته مرگ به او می‌ گوید: اینك تماشا كن! محتضر نگاه می ‌كند. محمد و علی و پیشوایان معصوم(علیهم السلام)را در اعلا علیین مشاهده می‌ كند. فرشته به او می ‌گوید: آنها پیشوایان و رهبران تو هستند و در آنجا با تو همنشین و مأنوس خواهند بود. اكنون حاضری به جای كسانی كه اكنون در دنیا از آنها مفارقت می ‌كنی، این همنشین ها را انتخاب نمایی؟ می‌ گوید: آری... .»

ظاهر شدن ایشان برای عموم مردم در حال احتضار و در قبر، امری ممكن و واقع شدنی است؛ زیرا در آن حال و در آنجا حجاب های عالم ماده برای مؤمن و كافر از دیده ‌ها برداشته می ‌شود، پس انسان مؤمن ایشان را می ‌بیند، به صورتی كه دوست می‌ دارد و كافر می ‌بیند، به نحوی كه آنها را دوست نمی ‌دارد.[14]

و امّا حاضر شدن ایشان موقع جان دادن به این سبب است كه بر كارهای او شهادت دهند و او را به فرشته مرگ معرفی كنند. اگر محتضر از اولیاء الله و دوستان و شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد، سفارش او را به ملك الموت می ‌كنند و می ‌گویند: ای گیرنده جان ها! ملاحظه حال این محتضر را بكن؛ زیرا او از دوستان و شیعیان ما می ‌باشد. ملك الموت نیز با كمال مهر و محبّت و به آسانی جان او را از بدنش بیرون می ‌آورد. بعد از مرگ در پیشانی آن مؤمن نوشته می ‌شود: این شخص از دوستان و شیعیان علی و اولادش(علیهم السلام) می ‌باشد.

اگر محتضر از منافقان و دشمنان خدا و اهل بیت(علیهم السلام) باشد به ملك الموت می‌ گویند: این شخص از دشمنان ما خانواده بود و در دنیا با ما ارتباطی نداشت. هر گونه كه صلاح می ‌دانی با او رفتار نما! فرشته مرگ نیز با شدت و سختی جان او را از بدنش بیرون می‌ كشد، و بعد از مرگ هم در پیشانی او نوشته می ‌شود: این شخص منافق یا كافر است.

امام صادق(علیه السلام) در وصف افراد محتضر این‌ گونه می‌ فرماید: «مَا مِنْ‏ مُؤْمِنٍ‏ یَحْضُرُهُ‏ الْمَوْتُ‏ إِلَّا رَأَى مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً حَیْثُ تَقَرُّ عَیْنُهُ، وَ لَا مُشْرِكٌ یَمُوتُ إِلَّا رَآهُمَا حَیْثُ یَسُوؤُهُ»؛[15] هیچ كس نیست كه مرگش فرا رسد، مگر آنكه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)و ائمه معصومین(علیهم السلام)همگی (با بدنی مثالی) نزد او مجسم و حاضر می ‌شوند، به طوری كه آنان را می ‌بیند. اگر محتضر از مؤمنان باشد، وقت مشاهده به آنان علاقه پیدا می ‌كند و عشق می ‌ورزد، و اگر از مؤمنان نباشد، هنگام مشاهده ایشان، آنان را دشمن می ‌دارد و به دیدار آنان علاقه‌ ای ندارد.»

امیر‏المؤمنین(علیه السلام)به «حارث بن اعور همدانی» فرمودند:

یَا حَارِ هَمْدَان مَنْ یَمُتْ یَرَنِی     مِنْ مُؤْمِنٍ اَوْ مُنَافِقٍ قُبُلاً

«ای حارث همدانی! بدان هر كس از مؤمنان و منافقان كه بمیرد، مرا می ‌بیند.»[16]

 بهشت و جهنم



در روایتی از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) چنین آمده است: «انسان مؤمن در دنیا همواره نسبت به آینده خود و آنچه در پیش رو دارد، در نگرانی و هراس به سر می ‌برد، حتی در لحظه مرگ. برخی امور همچون جدا شدن از اهل و اموال بر اندوه او می ‌افزاید؛ امّا با دیدن بهشت و نعمت های آن، راحتی و آسایش خاطر غیر‏قابل وصفی پیدا می ‌كند كه حاضر به عوض كردن آنها با أمر دیگری نمی ‌باشد.

مؤمن به واسطه جدا شدن از زن و زندگی، حسرت و اندوه فراوانی دارد و چون آرزوهایش ناتمام مانده است و ملك ‌الموت در هنگام شدت بیماری و كمال ناراحتی او، از رها كردن اموال و خانواده و گرفتاری های دیگر می‌ آید، پس ملك الموت به او می ‌گوید: این چه اندوه و ناراحتی است كه داری؟ آیا عاقل به واسطه از دست دادن پشیزی بی ‌ارزش ناراحت می ‌شود، در صورتی كه به جای آن میلیون ها برابر دنیا به او ارزانی داشته ‌اند؟ مؤمن در پاسخ می ‌گوید: نه. ملك الموت به او می‌ گوید: به بالای سرت نگاه كن! محتضر درجات بهشت و قصرهایی كه از حد آرزو نیز بالاتر است، می ‌بیند. فرشته مرگ به او می ‌گوید: اینجا منزل تو است و نعمت پایدار، اموال،‌ خانواده و خویشاوندانت در اینجایند. هر كدام از خویشاوندان و خانواده ‌ات صالح باشند، در اینجا با تو خواهند بود. آیا راضی هستی به جای مال و ملك دنیا، این نعمت ها را دریابی؟ می ‌گوید: به خدا قسم مشتاقم و حاضرم.»[17]

برخی روایات،‌ این مشاهده را ثمره صبر و استقامت در راه ولایت و محبت امیر‌المؤمنین(علیه السلام)و بغض نسبت به دشمنان ایشان معرفی نموده‌ اند.

 شیطان



وقتی انسان در حال احتضار قرار می‌ گیرد، شیطان با فرزندان و یاران خود بر بالین او حاضر می‌ شوند و تلاش می ‌كنند تا با حیله‌ های مختلف «ایمان» او را گرفته و آن را از چنگش بیرون آورند و این سخت ‌ترین حالت برای هر محتضری است.

از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است:‌ «مَا مِنْ‏ أَحَدٍ یَحْضُرُهُ‏ الْمَوْتُ‏ إِلَّا وَكَّلَ بِهِ إِبْلِیسُ مِنْ شَیَاطِینِهِ مَنْ یَأْمُرُهُ بِالْكُفْرِ، وَ یُشَكِّكُهُ فِی دِینِهِ حَتّى‏ تَخْرُجَ نَفْسُهُ، فَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً لَمْ یَقْدِرْ عَلَیْهِ، فَإِذَا حَضَرْتُمْ مَوْتَاكُمْ، فَلَقِّنُوهُمْ شَهَادَةَ أَنْ لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله حَتّى‏ یَمُوتَ»؛[18] هیچ انسانی نیست، مگر اینكه در هنگام مرگ شیطان، یكی از مأمورین خود را نزد او حاضر می ‌كند تا وی را وسوسه كند و در دینش به شك اندازد و او را به كفر بكشاند. این وسوسه ادامه دارد تا اینكه روح از بدن او خارج شود؛ اگر محتضر از مؤمنان حقیقی باشد، شیطان نمی ‌تواند بر او غالب شود و دین و ایمانش را بگیرد. پس هرگاه یكی از شما بر بالین شخصی از كسان خود رفتید كه مرگش فرا رسیده است، شهادتش را به او تلقین كنید تا شیطان به او دست نیابد.

مال، فرزندان و اعمال



از دیگر اموری كه برای محتضر به صورت مثالیه خود مجسم می‌ گردد و او آنها را می ‌بیند و دست نیاز به سویشان دراز می ‌كند، مال و اولاد و اعمال فرد است.

در این مورد أمیر‌المؤمنین(علیه السلام) می ‌فرماید: همانا فرزند آدم در آخرین روز از روزهای دنیای خود و اولین روز از روزهای آخرت (در حال احتضار) قرار گیرد، (در عالم مثال به صورت مثالی) مال و اولاد و عملش برای او ممثّل شود، پس متوجه مال خود شود و گوید: (ای مال) ! به خدا سوگند من بر (جمع) تو حریص و (بر انفاق تو) بخیل بودم (شب و روز خود را برای تحصیل و به دست آوردن تو صرف كردم و چیزی از تو را از خود جدا نمی ‌كردم)، پس چه سود و بهره ‌ای از تو برای من است؟ مال (در جواب) می ‌گوید: كفن خود را از من برگیر (یعنی استفاده تو از من در این حال فقط كفنی بیش نیست).

سپس حضرت فرمود: پس متوجه فرزندان خود شود و گوید: به خدا سوگند! من برای شما پدری مهربان و حامی و نگهدرانده شما بودم، پس (در این حال) چه نفع و فایده ‌ای از شما برای من هست؟ می‌ گویند ما تو را به قبر و گودالی كه آرامگاه تو است، می ‌رسانیم و در آن پنهان می ‌سازیم.

 پس از آن متوجه عمل خود می ‌شود و می ‌گوید: به خدا سوگند! من نسبت به (انجام) تو میل و رغبت نداشتم و تو بر من گران و سنگین بودی، پس چه نفع و فایده ‌ای از تو برای من هست؟ می ‌گوید: من قرین و همنشین تو هستم در قبر و روز رستاخیزت، تا زمانی كه من و تو بر پروردگارت عرضه شویم. پس اگر آن شخص، ولیّ و دوست خدا باشد، نزد او كسی آید كه از جهت خوشبویی و خوبی منظره و زیبایی و در برداشتن لباس های فاخر و قیمتی، نیكوترین مردم است، پس به وی گوید: بشارت و مژده باد تو را به راحتی و آسایش و زندگی دایم و روزی پاك و پاكیزه و بهشت پر نعمت و ورود تو بهترین ورودها باشد، پس محتضر می ‌گوید: تو كیستی؟ می‌ گوید: من عمل صالح تو هستم. از دنیا به سوی بهشت كوچ كن.[19]

اعمال خیر، صورتی زیبا و نیكو دارند و برای فاعلش آسایش و راحتی را به ارمغان می ‌آورند و اعمال شرّ، صورتی زشت و كریه المنظر دارند و باعث عذاب و وحشت صاحبش می ‌گردند.

پاورقی:

[1]. بر گرفته از: معاد از نظر روح و جسم، محمد تقی فلسفی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ ششم، 1385 ش، ‌ج1، ‌ص 169.

[2]. همان، ص 75.

[3]. چهل حدیث، سید روح الله موسوی خمینی (ره)، ص 453.

[4]. نحل/32.

[5]. بحار الانوار، علامه مجلسی،مؤسسة‌الوفاء، بیروت، 1404 ق، ج 6، ص 143.

[6]. نحل/32.

[7]. فرقان/22.

[8]. نساء/97.

[9]. انفال/50.

[10]. معاد از نظر روح و جسم، ص 190.

[11]. مؤمنون/ 99 ـ 100.

[12]. لئالی الاخبار، محمد نبی تویسركانی،‌ مكتبة محمدیه، قم، بی‌تا، ج 5، ص 2 ـ 3.

[13]. بحار الانوار، ج 24،‌ ص 27 ـ 26.

[14]. «عَنْ اَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه السلام)قَالَ: مَا یَمُوتُ‏ مُوَالٍ‏ لَنَا وَ مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِنَا إِلَّا وَ یَحْضُرُهُ رَسُولُ اللَّهِ -وَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (علیهم السلام)فَیَرَوْنَهُ وَ یُبَشِّرُونَهُ وَ إِنْ كَانَ غَیْرَ مُوَالٍ لَنَا یَرَاهُمْ بِحَیْثُ یَسُوؤُهُمْ.... .» بحار‏الانوار، ج 6، ص 181.

[15]. بحار الانوار، ج 79، ص 174.

[16]. همان، ج 6، ص 181.

[17]. بحار الانوار، ج 24، ص 26.

[18]. همان، ج 6، ص 195.

[19]. وسائل‌الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج 16، ص 105.
 

منبع: حوزه نیوز
مشاوره
مشاوره
در رابطه با این محتوا تجربیات خود را در پرسان به اشتراک بگذارید.