رمضان در فرهنگ مردم نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

رمضان در فرهنگ مردم - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

رمضان در فرهنگ مردم

آنچه در پي مي آيد گزارشي است از انواع رسوم اعلام وقت سحر و شيوه هاي مختلف آن و نگارنده در اين گفتار تنها گزارشگر است .

روشهاي بيدار شدن در سحر

از قديم الايام براي بيدارشدن در سحرهاي ماه مبارك رمضان و تشخيص وقت دقيق سحر و انجام اعمال مخصوص سحر از وسايل و روشهاي گوناگوني استفاده مي كردند. بعضي از اين روش ها امروزه نيز متداول و برخي منسوخ شده اما شرح يكايك آنها شنيدني و قابل توجه است.

ماه و مهتاب

از روي تجربه مي توان تشخيص داد وقتي ماه به محل معيني در آسمان برسد سحر نزديك است. همچنين اهالي مناطق مختلف از روي خطوط و زوايايي كه پرتو ماه با يكي از اجزاي ساختمان خانه يا چيز ثابتي مثل درخت و تيرك پيدا مي كند متوجه مي شوند سحر شده است.

ستارگان

بشر از روزگاران كهن با علم نجوم آشنا بوده و از روي ستارگان و كواكب وقت و زمان و سعد و نحس بودن آن را پيش بيني مي كرده است. از اين روي يكي از متداولترين روشها براي تشخيص سحر از دير زمان شناختن ستارگان و محل و جاي آنها در آسمان بوده است. در غالب شهرها ازجمله درمناطق كويري و جنوبي كشورمان مثل يزد، كرمان وفارس كه صافي آسمان و درخشندگي ستارگانش مشهور است ، اغلب مردم به خصوص پيرمردان و پيرزنان از روي ستارگان و محل و موقعيتشان سحر را تشخيص مي دهند. مردم هر شهر و دياري براي ستارگان سحري اصطلاحات و نامهاي خاص خود دارند كه بسيار شنيدني است.

در يزد از روي مجموعه ستاره هاي نيم گزك ، گزوپرويز و گزوترازو وقت سحر را تشخيص مي دهند، ستاره نيم گزك از چند ستاره تشكيل مي شود كه در خط مستقيمي قرار دارند و طول آنها به علت خطاي چشم نزديك به نيم گز به نظر مي رسد و در نزد عوام به اين نام شهرت يافته است.

در مشهد از روي سه ستاره كه به نيم ذرع مشهور است وقت سحر را معين مي كنند. ستاره هاي نيم ذرع بايد همان ستاره هايي باشند كه در يزد نيم گزك ناميده مي شوند. آن طوري كه پيرمردان مشهد مي گويند، اول شب اين ستاره ها در جنوب غربي قبله به صورت عمودي ديده مي شوند كه به تدريج به وسط آسمان مي آيند و نصف شب به صورت افقي روبه روي قبله ظاهر مي شوند . از نيمه شب ستاره ها به سمت جنوب شرقي قبله سرازير مي گردند و لحظاتي بعد از سحر محو مي شوند. با ناپديدشدن اين ستارگان صداي اذان صبح از گلدسته هاي مساجد بلند مي شود. لازم به تذكر است هر چه روز كوتاهتر شود ستاره هاي نيم ذرع زودتر نمايان مي شوند و هر چه روز بلندتر شود ديرتر ديده مي شوند.

همچنين در مشهد از روي ستاره هاي هف برارو كه در نقاط ديگر به هفت برادر مشهور است سحر را تشخيص مي دهند. ريش سفيدان مشهد گويند دو مجموعه ستاره هفت برارو در آسمان وجود دارد كه هر مجموعه شامل هفت ستاره است. يكي از اين مجموعه ها به ستاره هف براروي بزرگ يا خرس بزرگ و مجموعه ديگر به هف براروي كوچك يا خرس كوچك مشهور است.

در اراك زماني كه ستاره هفت برادران يا خرس بزرگ نزديك به پنجاه ذرع مانده به مغرب برسد سحر است و وقتي ستاره هفت برادران به پشت كوه مي رود ستاره سهيل كه به ستاره ظلّ صبح مشهور است بيرون مي آيد. وقتي ظلّ صبح پنجاه ذرع از مشرق بالا آمد وقت اذان صبح است. فصل به فصل و بسته به بلند و كوتاه شدن شب ستارگان هم به همان نسبت جايشان تغيير مي كند.

در فرنق خمين از روي دو ستاره روشن ظلّ سحر و ظلّ صبح كه از سمت مشرق بالا مي آيند سحر را تشخيص مي دهند. ستاره ظلّ سحر زودتر در مي آيد. با دميدن اين ستاره تقريباً يك ساعت و نيم به صبح صادق مانده است. با ديدن ستاره ظلّ سحر مشغول خوردن سحري و انجام اعمال سحر مي شوند. پس از يك ساعت و نيم ستاره ظلّ صبح نمايان مي شود كه نشانه رسيدن صبح صادق است و دست از خوردن مي كشند.

اهالي گوشه محمد مالك خمين هم گويند وقتي سه تا از ستاره هاي هفت برادران راست(= مقابل) قبله قرار گرفتند موقع خوردن سحري است و وقتي هر هفت ستاره برابر قبله ايستادند سحر تمام مي شود و صبح مي دمد.

بانگ خروس

خروس در شب سه مرتبه مي خواند: مرتبه اول نيمه شب، مرتبه دوم ساعتي بعد از نيمه شب و مرتبه سوم سحر، يكي از راههايي كه از قديم الايم مردم براي بيدار شدن در سحر از آن استفاده مي كردند صداي بانگ خروس بود. از اين رو وجود خروس را در خانه خويش يمن مي دانستند مخصوصاً خروس سفيد چل تاج كه نشانه خير و بركت است و هر كس صاحب خروس سفيد چل تاج بود مي گفتند پريان و جنيان به خانه اش نمي آيند.

مردم قمصر كاشان معتقدند خروس سفيد نگهبان حضرت حجت است و گويند حضرت حجت در يك چاه نوراني پنهان است و دشمنان او در بالاي چاه منتظر هستند تا هوا روشن شود و داخل چاه شوند و آن حضرت را به قتل برسانند . هنگام سحر فرشتگان از خواب بيدار مي شوند و خروس سفيد را باخبر مي كنند و خروس مشغول خواندن مي شود. با شنيدن صداي خروس دشمنان آن حضرت پا به فرار مي گذارند.

مردم قمصر همچنين عقيده دارند اگر هنگام خواب چند مرتبه دستشان را به لحاف و متكا بزنند و بگويند: دين هفتاد آسيابان به گردنت اگر موقع سحر مرا بيدار نكني. سحر از خواب بيدار مي شوند.

مردم دماوند مي گويند خروس شب هنگام پنج مرتبه، نيم ساعت به نيم ساعت مي خواند. در اصطلاح محل هر نوبت خواندن خروس را يك پنجمي مي گويند. پنجمي اول زنان خانه از خواب بيدار مي شوند و مشغول پختن سحري مي شوند. پنجمي دوم سماور زغالي را آتش مي اندازند. پنجمي سوم همه اعضاي خانواده بيدار مي شوند و سحري مي خورند . پنجمي چهارم چاي مي خورند و دهانشان را مي شويند و سرانجام با بلندشدن صداي خروس در آخرين نوبت يعني پنجمي آخر ديگر حق خوردن ندارند و در اين هنگام صداي اذان بلند مي شود.

سوره ياسين و طه

بعضي به نيت اينكه سحر از خواب بيدار شوند شب قبل از خواب، سوره ياسين و طه مي خوانند و از خدا مي خواهند كه سحر بيدار شوند.

چراغ روشن

قبل از اينكه كارخانه برق به ايران آورده شود، بعضي از مردم، از جمله خدّام مساجد، يكي دو ساعت به سحر مانده چراغهايي را روشن مي كردند و درنقاط مرتفع شهر و گلدسته مساجد مي گذاشتند تا مردم از ديدن نور چراغ به نزديك شدن سحر پي ببرند. چراغها تا هنگام اذان صبح روشن بود و همين كه صداي اذان بلند مي شد آنها را خاموش مي كردند. يكي از مشهورترين چراغها چراغ ملا كاظم در شهرستان يزد بود. ملا كاظم كه خادم مسجد جامع كبير بود، هر شب چراغي را روشن مي كرد و در يكي از گلدسته هاي مسجد جامع مي گذاشت و هنگام اذان صبح آن را خاموش مي كرد.

صداي نقاره

يكي از روشهايي كه در قديم براي بيدار شدن در شبهاي ماه رمضان به كار مي رفت زدن نقاره بود. نقاره عبارت بود از يك طبل بزرگ و دو طبل كوچك دوقولو و يك سرنا. شهرهاي بزرگ هر كدام نقاره خانه اي داشت كه معمولاً اتاقكي بود بالاي سر در دارالحكومه. نقاره به وسيله نقاره چيهاي حكومتي ، زده مي شد و نقاره چيها از حكومت مواجب مي گرفتند. در ماه رمضان نقاره چيها دو مرتبه نقاره را به صدا در مي آوردند يكمرتبه نزديك سحر و يك مرتبه غروب آفتاب براي اعلام وقت افطار. به غير از نقاره چي حكومتي مرشد زورخانه هر محل هم سحر طبل و نقاره مي نواخت. مردم هم خود را موظف مي دانستند روز آخر ماه رمضان انعامي به مرشد تقديم كنند.

در مشهد ، در ماه مبارك رمضان از دو ساعت بعد از نيمه شب از گلدسته هاي صحن مطهر حضرت رضا و مسجد گوهرشاد صداي مناجات و نقاره بلند مي شود تا مردم براي عبادت و خوردن سحري از خواب بيدار شوند. در طول سال روزي دو مرتبه ازگلدسته هاي صحن مطهر نقاره مي زنند؛ يك مرتبه غروب آفتاب يك مرتبه هم نزديك طلوع آفتاب. اما در ماه رمضان به جاي صبح پيش از سحر نقاره مي زنند.

طبل و شيپور

در بعضي از شهرها به جاي نقاره براي بيدار كردن مردم طبل و شيپور مي زنند. آن طوري كه پيرمردان مي گويند در بجنورد تا چهل سال پيش اغلب مردم در سحرهاي ماه رمضان با صداي طبل و شيپور از خواب بيدار مي شدند. طبل و شيپور را در دو نوبت مي زدند : نوبت اول سه ساعت به اذان صبح كه به آن طبل اول مي گفتند و نوبت دوم يك ساعت و نيم به اذان كه طبل دوم گفته مي شد. طبل و شيپوررا با آهنگ مخصوصي مي نواختند.

طبل اول به اين منظور زده مي شد تا كدبانوي خانه از خواب برخيزد و مشغول تهيه سحري بشود. البته آنهايي كه سر شب غذا مي پختند با صداي طبل اول از بستر برنمي خاستند و با طبل دوم بيدار مي شدند . طبل دوم هم براي آن نواخته مي شد تا متوجه نزديك شدن سحر بشوند. با صداي طبل دوم كدبانوي خانه غذا را ازسر اجاق بر مي داشت و آماده خوردن سحري مي شدند.

در بجنورد مزد و مواجب طبال و شيپورچي از طرف مردم تامين مي شد. به اين ترتيب كه بعدازظهر روز آخر ماه رمضان طبال و شيپورچي سيني به دست مي گرفتند و شيپورشان را در سيني مي گذاشتند و وارد بازار مي شدند. سيني را جلو دكانداران مي گرفتند و مي گفتند: خداي روزه نمازين گِز قبول اِتن، خداي سلامت لِق برسن.

صاحب هر دكان هم به قدر تواناييش مبلغي در سيني مي انداخت و طبال و شيپورچي به اين ترتيب سيني را تا آخر بازار مي گرداندند و پولهايي كه جمع مي شد به طور مساوي تقسيم مي كردند . ناگفته نماند كه طبال و شيپورچي براي تمام شهر دونفر بود.

در سبزوار هم براي آگاهي از وقت سحر و افطار از توپ كه به آن شمخال مي گفتند و از طبل و شيپور استفاده مي كردند. براي زدن طبل مرشدي طبلش را با دو قطعه چوب مخصوص طبالي برمي داشت و به گلدسته مسجد جامع كه بلندترين گلدسته مساجد سبزوار است و وسط شهر قرار دارد مي رفت. ابتدا سه ضربه به طبل مي نواخت، بعد با اين آهنگ شروع به نواختن طبل مي كرد: خانم وخ پلو بپز، وخ پلو بپز، وخ بارا به مدبخ

دربندر بوشهر و روستاهاي آن از جمله صلح آباد از شب اول ماه رمضان دونفر به نام دُم دُم سحري براي بيدار كردن مردم از نيمه شب تا نزديك سحر در كوي و برزن راه مي افتند . يكي از اين دو دمام ( طبل بوشهري ) بزرگي به گردن انداخته و با ديگري در حالي كه چراغ دريايي در دست دارد او را همراهي مي كند. آنكه دمام به گردن دارد با چوب محكم به دمام مي كوبد و هر دو با صداي بلند مي گويند: يا ماه رمضان قدمت مبارك و خلق الله را از خواب بيدار مي كنند.

بوق حمام

حمامهاي قديم بوقهايي برنجي داشتند كه براي اعلام شروع و پايان كار حمام بوق را به صدا در مي آوردند. در ماه رمضان هم اغلب حمامها سحر و افطار با زدن بوق مردم را باخبر مي كردند و بسياري با صداي بوق حمام از خواب بر مي خاستند و سحري مي خوردند.

توپ در كردن

از زماني كه توپ به ايران آمد يكي از وسايلي كه براي بيدار كردن مردم در سحر و اعلام وقت افطار به كار مي رفت در كردن توپ بود. دراين توپ در عوض گلوله از كهنه و پارچه استفاده مي شد . به اين ترتيب كه مقداري كهنه و پارچه و باروت به ترتيب و چند بار در لوله توپ مي كردند و آن قدر سمبه مي زدند تا فشرده شود. بعد فتيله اي را به باروت لوله توپ وصل مي كردند و فتيله را آتش ميزدند. با انفجار باروت كهنه هاي فشرده به بيرون پرتاب و باعث ايجاد صدا مي شد.

محل استقرار توپ را گورخونه مي ناميدند كه در نزديكي دارالحكومه بود و متصدي توپ مثل نقاره چي از دارالحكومه مواجب مي گرفت.

كوبيدن ديوار همسايه

در ماه رمضان همسايه ها قرار مي گذارند هر كسي سحر زودتر بيدار شود همسايه هاي ديگر را هم بيدار كند . در صورتي كه خانه ها ديوار به ديوار باشد با كوبيدن مشتهاي پياپي به ديوار، همسايه شان را بيدار مي كنند.

نذرداران و نيكوكاران

درقديم گاهي افراد مؤمن و معتقد براي ثواب يا نذري كه داشتند سحرهاي ماه رمضان مردم را بيدار مي كردند. براي اين كار نزديك سحر از كوچه ها مي گذشتند و با خواندن اشعار مذهبي يا كوبيدن حلقه در خانه ها و يا با كوبيدن قطعه اي چوب بر روي طبل و حلب خالي مردم را بيدار مي كردند.

جار كشيدن

در بسياري از روستاهاي شهرستان اراك از جمله در روستاي استوه براي بيدار شدن در سحر باسوادان سحر، خواني و مناجات مي كنند. يا طبالي را اجير مي كنند تا با نواختن طبل مردم را بيدار كند.

در روستاي الموت قزوين هم از جمله در روستاي فيشان رسم جار كشيدن به وسيله پاكار و يا دشتبان متداول است.

تير در كردن

در دماوند سابقاً اعلام وقت سحر را تفنگچيها با تير دركردن به اطلاع مردم مي رساندند. اين عمل بيشتر توسط شكارچيان انجام مي گرفت و عقيده داشتند با اين كار كفاره حيواناتي را كه در ماه رمضان شكار كرده اند مي دهند. ناگفته نماند شكار كردن در ماه رمضان مكروه و بديمن است و تا آنجا كه ممكن است از شكار در اين ماه پرهيز مي كنند.

صداي مناجات

بسياري از مردم با صداي مناجاتهايي كه از يكي دو ساعت مانده به سحر از گلدسته هاي مساجد و پشت بام خانه ها بلند مي شود از خواب بيدار مي شوند و به فرايض ديني و آماده كردن سحري مي پردازند.

بعضي از مناجات خوانان باسوادند و مناجاتشان غالباً سوره والفجر و دعاهايي از كتاب مفاتيح الجنان يا صحيفه سجاديه و ا شعار خواجه عبدالله انصاري است. بسياري از مناجات خوانان هم پيرمرداني هستند كه سواد ندارند واشعار مختلفي از حفظ دارند كه خواندن اين بندگان خدا ، حال و هوايي خاص دارد.

در قديم مناجات كنندگان هر كدام با روشي خاص و وقت معيني مناجات را آغاز مي كردند . بعضي از روي ستاره ها، بعضي با اذان خروس و برخي به وسيله ساعت زنگدار وقت خود را تنظيم مي كردند . از اين رو زمان خواندن مناجات و گفتن اذان ميان مناجات كنندگان و مؤذنها فرق مي كرد و كمي پس و پيش بود . هر گروه از مردم هم كه به يكي از مناجات خوانها بيشتر اعتقاد داشتند انجام اعمال سحر را با مناجات آن شخص تنظيم مي كردند.

زنگ تلفن

از زماني كه تلفن مغناطيسي به ايران آمد در بعضي از شهرستانها كساني كه تلفن داشتند با يكديگر قرار مي گذاشتند يا به متصدي كنترل دستگاه مركزي تلفن مي سپردند تا سحر زنگ تلفن آنان را به صدا در آورد تا به اين وسيله از خواب بيدار شوند. اما در اين اواخر در اثر زياد شدن مراجعان، متصديان مركز تلفن خود به خود هنگام سحر زنگ تلفن تمام خانه ها را به صورت تك زنگ به صدا درمي آوردند. البته تعداد خانه هايي كه تلفن داشتند در هر شهرستاني معدود بود.

زنگ ساعت

ساعت شماطه دار متداولترين وسيله اي است كه از آن براي بيدار شدن در سحر استفاده مي كنند. كار و كسب ساعت فروشان و تعميركاران ساعت هم در ماه رمضان رونق پيدا مي كند.

تلويزيون ساعت دار و تلفن همراه و نيز جديدترين وسائل بيدار كردن مؤمنان براي سحري است

/ 1