راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • زهد و پارسایی؛ از آیین های مهم طلبگی
    زهد و پارسایی؛ از آیین های مهم طلبگی
    اعتبار تاریخی و جاری حوزه و روحانیت، به نوع نگرش ایشان به دنیا و مادیات باز می‏گردد. جامعه، از روحانی انتظار آن را دارد که مظاهر دنیا، چشم و دلش را مشغول ندارد و او را در کمند خود، اسیر نگرداند:
  • تعداد بازديد :
  • 1011
  • سه شنبه 19/3/1388
  • تاريخ :

ساده زیستی؛ از آیین های مهم طلبگی

ساده زیستی؛ از آیین ها ی مهم طلبگی

ساده زیستی طلبه در بیانات مقام معظم رهبری

ساده زیستی؛زندگی ساده، قانعانه و به دور از اسراف، چهره‏ی خارجی و جلوه‏ی عملی زهد و پارسایی است؛ نماد بی‏تعلفی است و تمثال گذر از بند پیچ در پیچ و هزار توی مد زدگی و تجمل گرایی و در یک کلام، نمای درست رهایی و آزادی است.

زندگی راحت و بی زرق و برق طلبگی، هماره مثال یک زندگی آسوده و بی تکلف بود عشق برتر، جای محبت دنیای دون را پرداشت. کتاب و دفتر و میل به آگاهی و تعالی، جبران همه چیز بود :

به اتفاق اعضای شورای مرکزی ائمه‏ی جمعه خدمت امام رفته بودیم. ... ایشان، نصایحی فرمودند . ... ایشان از مرحوم صاحب جواهر یک مثل زدند و فرمودند: اگر قرار بود صاحب جواهر فلان طور (به یک زندگی اشاره کردند) زندگی کند، یک صفحه هم نمی‏توانست بنویسد بعد گفتند آیا میدانید ایشان، جواهر را در چه شرایطی نوشته است؟ آن وقتها در نجف، سرداب هم معمول نبود . ایشان، در اتاقی همسطح زمین نشسته بود و پنجره‏ی اتاق را بالا زده بود، تا یک مقدار باد و نور بیاید آن وقتها، پنجره‏ها کشویی بود که گاهی هم پایین می‏افتاد. در چنین شرایطین، ایشان پای پنجره نشسته بود و جواهر را می‏نوشت امام می‏فرمودند که نسیم، نسیم خنک نبود؛ بلکه نسیم نجف بود که گرمای زیادی داشت.

من در فصل تابستان، در نجف نبوده‏ام؛ اما تابستان شبیه نجف را که می‏گفتند شبیه نجف است ـ دیده‏ام. تابستان ایرانشهر را به خاطر دارم که باد آن، مثل گرمایی که از تنور بلند می‏شود، صورت انسان را می‏سوزاند. اصلا خود آن باد، آزار دهنده بود و انسان می‏گوید، خدا کند که این باد قطع بشود!

مرحوم صاحب جواهر در چنان وضعیتی کنار پنجره نشسته بود، تا از آن نسیم به او بخورد و چنین کتاب با عظمتی را ـ آن هم در شش جلد ـ بنویسد. امام می‏فرمودند، اگر صاحب جواهر، فلان طور زندگی می‏کرد، نصف صفحه هم نمی‏توانست بنویسد.

(1)

روحانیت شیعه، با این خصلت شناخته شد؛ از روحانیت اشرافی مسیحی و برخی از ادیان دیگر، تمایز یافت و اعتباری مردمی پیدا کرد؛ با مراعات غیر متظاهرانه، دلهای بسیاری را در خانه‏های ساده زندگی قانعانه‏ی خود اسیر کرد و علقه‏ی روحی، در آنان آفرید. دریغ است که این احترام و حرمت، به تاراج برود و با فزون طلبی و زیاده خواهی، رشته‏های محبت در هم ریزد:

«آراستن سرو، ز پیراستن است» . زیبایی ما در بی پیرایگی ماست. محبوبیت روحانیت، در تجمل و اشرافیگری او نیست؛ در سادگی و بی پیرایگی اوست. (2)

و در کلام آخر بافت طبیعی حوزه، آمیخته با قناعت و سادگی است؛ اجتناب از مظاهر تنعم و تجمل است. اگر حوزه از این طبیعت به دور ماند و در دام زرق و برق فرو افتند از مکانت و منزلت طبیعی خود هبوط خواهد کرد و باور ملی را در مورد حوزه و و روحانیت، دگرگون خواهد ساخت:

طبیعت حوزه، طبیعت قناعت و بی اهتمامی به ظواهر و خرج تراشی بیهوده و بی فایده است. (3)

..........................................................................

پی نوشت ها:

1- سخنرانی در دیدار اعضای دفتر تبلیغات اسلامی حوزه‏ی علمیه قم 5/12/ 1361

2- سخنرانی در جمع طلاب علوم دینی در مدرسه‏ی فیضیه 11/9/ 1366

3- سخنرانی در آغاز درس خارج فقه 21/6/ 1372

 
ارسال به
آخرین نظرات کاربران
aslama
عالی تر از عالی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 3/5/1389 - 16:31
ناشناس
بسیار عالی است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 29/3/1388 - 1:26