پیامبری برای همیشه
قسمت اول را اینجا ببینید
ويژگىهاى مدينة النبى
در مقابل، مدينة النبي بعد 13 سال رسالت پيامبر در مكه و 10سال زماداري حكومت توسط ايشان در مدت بسيار كم و امكانات ناچيز به يكي از جوامع پيشرفته آن زمان تبديل شد. رفاه نسبي مردم، نظام سياسي واحد برمحور توحيد، رهبري رسول خدا، تنظيم روابط براساس اخلاق و عدالت ، و ايجاد و تحكيم بنياد فكري و عقيدتي محكم و مستدل از جمله ويژگيهاي جامعه نبوي است.
راهكارها و شيوههاي پيامبر(ص)
مهمترين عنصر در عملكرد پيامبر اكرم(ص) تأكيد بر عنصر محتواي باطني انسان و تربيت انسانها براي رسيدن به سعادت است. رسول اكرم چند كار مهم را همزمان انجام دادند:
1- ارائه مدل هاي گفتاري و رفتاري به افراد جامعه براساس اصول فطرت و عقل بشر؛
2- تربيت نيروهاي كارآمد و تأثير گذار در طول 23 سال در مكه و مدينه،
3- ارائه مدل عملى در تنظيم رابطه مردم و حكومت كه در مدينةالنبى محقق شد.
از جمله آنها: تشكيل سازمان سياسي بر محورهاي مشورت، مشاركت مردم در امورات سياسي و جامعه، ايجاد روحيه مسؤوليت پذيري، تأكيد بر همگرايي و وحدت ميان شهروندان، آزادي فكر و عقيده بوده است. و همچنين پيامبر اكرم(ص) با مشخص نمودن اهداف دولت اسلامي در جهت تامين سعادت مردم، تامين رفاه، امنيت و استقلال جامعه و دولت اسلامي، زمينه را جهت رشد سياسي، فرهنگي و اقتصادي فرد و جامعه فراهم نمودند.
4- آگاهي بخشي و پر كردن خلأهاي اعتقادي و بينشي افراد جامعه و ايجاد انقلاب فكري و باطني در درون فرد و جامعه؛
بنابراين مىتوان چنين نتيجه گرفت كه در دوره سيزده ساله مكه، تمامى اقدامات توجه مسائل فرهنگى و تربيتي است؛ در اين دوره محور فعاليتها «فردسازى» است، چنانكه در دوره مدينه محور فعاليتها «جامعهسازى» است. پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) موفق شد با استفاده از شيوهها و ابزارهاى تربيتي و فرهنگى، نبوت و رهبرى الهى را به جاى شيخ قبيله، دين اسلام و ارزشهاى اسلامى را به جاى ارزشهاى جاهلى، توحيد را به جاى شرك، مسئوليتپذيرى را به جاى مسئوليت گريزى، عقيده به معاد را به جاى عقيده به آينده پوچ و عبث، كار و توليد و مالكيت و غنا و وسيله بودن ثروت براى كسب خير را به جاى دزدى و غصب و تنبلى و غارت و فقر و هدف بودن ثروت، فضايل اخلاقى را به جاى رذايل اخلاقى، كمك به نيازمندان و آزاد كردن بردگان را به جاى به بيگارى كشاندن انسانهاى مستضعف و برده كردن آنها، حكومت جهانى را به جاى حكومت قبيلهاى، منافع اسلامى و انسانى را به جاى منافع قبيلهاى، اعتماد را به جاى بىاعتمادى، مسابقه در خيرات را به جاى مسابقه در شرور، ايثار و عدل و انصاف را به جاى غارت و ظلم، و تلاش براى دستيابى به آينده بهتر را به جاى ركود و تلاش براى حفظ وضع موجود، قرار داد.(1) خلاصه آنكه اقدامات رسول اكرم(ص) بر محور تربيت و فرهنگ در حوزه بينشها، گرايشها و مهارتهاي رفتاري بوده است.
جمع بندی
بنابر آنچه گذشت در سيره سياسي حضرت رسول اکرم(ص) عنصر بيداري فطرت مردم و روشن نمودن راه و مسير سعادت، بسيار مورد توجه آن حضرت بوده و راز تحول و تغيير اجتماعي را درون انسانها جستجو مينمود، بنابراين براي ايجاد تغيير و تحول در جامعه به آگاه كردن مردم و نشان دادن نقاط ضعف آنها و ترسيم يك نظام مطلوب مطابق با فطرت و نيازهاي مادي ومعنوي انسان پرداخت. حضرت با هدايت عقلي و روشنگري مصالح و مفاسد عام انساني، انسانها را به زندگي سعاتمندانه كه در لواي توحيد محقق ميشود رهنمون بودند
با توجه به این الگوی مهم، فرهنگ سازي عامل اصلي دگرگونيها و جنبشهاي مذهبی، اجتماعي و سياسي است؛ فرهنگ و مذهب نیز بن مايه اصلی كنشهاي اجتماعي و سياسي است. لذا فرهنگ سازي و آماده كردن زمينهها براي قبول تحوّل، امري اساسي است.(2) زیرا تحول فرهنگى، جريانى است كه در نتيجه برخورد با فرهنگ ديگرى، تحولى در نهادها، ارزش ها، گرايش ها و روشهاى يك فرهنگ و جامعه ايجاد مىشود.
دگرگونىهاى اجتماعى را اغلب رهبران فرهمند آغاز مىكنند؛ زيرا آنها توانايى اين را دارند كه پيروان فراوانى را به سوى جنبش سوق دهند. در اين باره، پيشگامان تغييرات اساسى و بنيادى فكرى و اجتماعى، پيامبران الهى و توحيدى هستند كه پديد آورنده فرهنگ و تمدن در ميان جوامع بشر هستند و از اين جهت خدمتى بس عظيم به بشريت كردهاند.(3) لذا پيامبران الهى براساس تعاليم الهى و حيات بخش خود، و با شناختى كه از جهان، تاريخ، انسان و جامعه داشتند، به خوبى از افكار، انديشهها، اعتقادها و گرايشها و آداب و رسوم اجتماعى آنها اطلاع جامع و كامل داشتند. بدين جهت، با تعاليم خود براى هدايت انسان ها و تحوّل در زندگى آنان با هر آنچه كه مانع تكامل آنان بود، از قبيل شرك، نادانى، ظلم، فساد، آدم كشى، تحقير انسان و زنان، سلطه جوئى و آداب و رسوم نادرست و خرافى مبارزه كردند و راه را براى حركت و تحول انسان ها هموار ساختند.(4)
با توجه به سیره انبیای الهی خصوصاً شیوه رسول اکرم(ص) در تغییر جامعه جاهلی به مدینه نبوی، براي تغيير يك جامعه به سمت اهداف الهی و توسعه ارزشهای انسانی و جلوگیری از ناهنجاری های اجتماعی ابتدا بايد به سراغ افراد آن جامعه رفت؛ و تا ساختارهاي منتهي به شخصيت را تغيير ندهيم ساختارهاي اجتماعي جامعه را نميتوان تغيير داد. در واقع بايد گفت زمينههاي دروني افراد جامعه باعث انحطاط يا تعالي جامعه ميشود، لذا بايد ريشه توسعه و پيشرفت و عقب ماندگي مادي و معنوي جامعه را در افراد همان جامعه مشاهده كرد.(5) از این رو يك جامعه جاهلی یا استبداد زده به نوع افراد آن جامعه وابسته است و براي رفع جهالت یا استبداد بايد نوع نگرش و بينش افراد جامعه را تغيير داد و به تربيت اخلاقي و دینی آنها پرداخت؛ تا انسانهاي توانمند فكري با قدرت تحليل و استدلال و شناخت حق از باطل بر مدار حق طلبي گرد هم آيند و سعادت خود و جامعه را محقق سازند. بنا براین رسالت اصلی مبلغان دینی و روحانیون اصیل توجه به بيداري فطرت مردم و روشن نمودن راه و مسير سعادت و تربيت اخلاقي و دینی آنها است تا از این طریق بتوان جامعه را به سمت اهداف الهی و توسعه ارزشهای انسانی و جلوگیری از ناهنجاری های اجتماعی تغيير داد و هدایت نمود
نوشته سید مهدی موسوی
منابع:
1. نجف لک زایی، همان، ص30.
2. ر.ك: احمد نقیب زاده، درآمدي بر جامعه شناسي سياسي، ص69-80.
3. شهيد سيدمحمد باقر صدر، سنتهاي تاريخ در قرآن، قم، دفتر انتشارات اسلامي، ص243.
4. مرتضي مطهري، مجموعه آثار(وحي و نبوت)، ص166-179.
5. شهيد سيد محمد باقر صدر، سنتهاي تاريخ در قرآن، قم، ص193.