راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • شهید حاج محمد ابراهیم همت
    شهید حاج محمد ابراهیم همت
    زندگینامه خاطرات آلبوم تصاویر خاطرات شهید همت گوشه ای از خاطرات کردستان به قلم شهید: همت به روایت همسر لبخندی که روی سینه ماند – خاطرات عملیات خیبر معلم فراری – خاطره ای از انقلاب گوشه ای از خاطرات کردستان به قلم شهید: «در ه...
  • شهید همت و حر زمان
    شهید همت و حر زمان
    یک شب که در مقر بودیم یکی از بچه ها با عجله خودش را به ما رساند و گفت : ((یک نفر از بالا صدا می زند که من می خواهم بیایم پیش شما . حاج همت کیست ؟!)) سریع بلند شدیم و خودمان را به محل رساندیم تا ببینیم قضیه از چه قرار است . گفتیم که شاید کلکی در کار است
  • خواستگاری شهید همت
    خواستگاری شهید همت
    مهمترین واقعه‌ای كه در زندگی من رخ داد، ازدواجم با همت در سال 1360 بود. در سال 1359، همراه عده‌ای دیگر از خواهران كه همگی دانشجو بودیم، به صورت داوطلب به پاوه اعزام شدیم. در آن‌جا...
  • تعداد بازديد :
  • 3029
  • دوشنبه 19/12/1387
  • تاريخ :

آن بسیجی سر جدا «همت» بود

حاج همت
 یکی از همرزمان شهید همت با ذکر خاطره‌ای از این فرمانده شجاع سپاه اسلام، به بیان آخرین دیدار خود با وی پرداخت.

خاطره‌ای از شهادت فرمانده لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص)

به گزارش  فارس، شیبانی از همرزمان شهید محمدابراهیم همت فرمانده لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) در ایام دفاع مقدس سه‌شنبه شب در همایش بزرگ «ستارگان دوکوهه» بزرگداشت سه تن از فرمانهان شهید این لشکر در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار شد، در سخنان کوتاهی به ذکر خاطره از شهید همت پرداخت.

شیبانی گفت: در عملیات خیبر، همت از طریق بی‌سیم به من اطلاع داد که برادر "عزیز " (فرمانده فعلی کل سپاه) در قرارگاه منتظر ماست و باید به آنجا برویم.

شهید همت

به او گفتم که شما برو، من هم خودم را می‌رسانم و با یکی از دوستان به سمت قرارگاه به راه افتادیم. در میان راه منطقه خطرناکی بود که می‌بایست با احتیاط بیشتری از آنجا عبور می‌کردیم. به همین دلیل به حالت نیم‌خیز قرار گرفتیم.

قدری که از رفتن ما گذشت، دیدیم دو جنازه شهید روی زمین افتاده. از لباس‌هایشان فهمیدیم بسیجی‌اند. تصمیم گرفتیم پیکر شهدا را به عقب بکشیم. من پای یکی از آنها را گرفتم و کشیدم.

شیبانی در این قسمت از خاطره خود در حالی که گریه می‌کرد، گفت: شهیدی که من پای او را کشیدم سر نداشت. وقتی به قرارگاه رسیدیم گفتند هنوز همت نیامده.

سپس به من خبر دادند که از همت خبری نیست و آقای هاشمی (رفسنجانی) ما را می‌خواهد. به آنجا رفتیم و قبل از من، شهید محلاتی رسیده بود.

شهید همت

خودم را معرفی کردم. شهید محلاتی به من گفت همت مفقود شده و شما برای شناسایی پیکر برخی شهدا که شناسایی نشده‌اند، باید به عقب بروی.

وقتی این را شنیدم یاد همان پیکر بی‌سری افتادم که در راه با آن برخورد کردم در معراج شهدا بود که با دیدن همان پیکر و نشانی‌هایی که از همت داشتم فهمیدم آن پیکر بی سر، پیکر چه کسی است ...

تنظیم برای تبیان: حسین رحمانی

 

آخرین نظرات کاربران
ناشناس
نمی دونم چی بگم فقط اینو میدونم که ای کاش همت نمیرفت تا ما زنده بمونیم چون ما لایق نیستیم
پاسخ تبیان :
شنبه 17/11/1388-23:51
ravagheebrahim
بابت زحمت هایی که می کشید ممنون ولی واقعا از شهید همت خیلی کم می گید.
چی میشه اگه یه روز که وارد سایت شدم ببینم داخل مطالب روزتون مطلبی هم از شهید همت گذاشتید
پاسخ تبیان :
يکشنبه 31/3/1388-6:37
zever_pirzad
نمیدونم چی بگم فقط دستتون درد نکند
ما که ابراهیم همت داشتیم
سینه چاکان ولایت داشتیم
پس چرا امشب به ساحل مانده ایم
پاسخ تبیان :
دوشنبه 21/2/1388-16:40
bamiani
نمیدونم چی بگم فقط دوست دارم گریه كنم
پاسخ تبیان :
يکشنبه 30/1/1388-18:57
پايگاه جامع قرآن كريم
عالی
پاسخ تبیان :
جمعه 23/12/1387-12:15
hshhsh
زیبا مثل همیشه
پاسخ تبیان :
پنج شنبه 22/12/1387-18:39
mmkbos
ای خدا خسته شدم... مرابه قافله شهدا برسان
فریاد...
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 21/12/1387-23:20
ahmad_savari
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
پاسخ تبیان :
چهارشنبه 21/12/1387-15:8
2009
ما باید قهرمان قصه ها باشیم مثل همت / چون حسین سر جدا باشیم مثل همت
پاسخ تبیان :
سه شنبه 20/12/1387-17:44
مريم
اینو كه خودم می دونستم.
زندگی شهید همت خیلی جالبه لطفا از زندگی اش از خانواده اش بنویسید تا ما هم بهره ای ببریم.
پاسخ تبیان :
سه شنبه 20/12/1387-15:13
ناشناس

دیده بر راه ببستم كه بیایی مهدی
خسته نباشید.
دیده بان
پاسخ تبیان :
سه شنبه 20/12/1387-11:15
سمیه .م
دست شما درد نکنه.
پاسخ تبیان :
سه شنبه 20/12/1387-10:59
ا_ن
"آن بسیجی که سرش بود جدا «همت» بود "
اگر این عبارت عنوان مطلب باشد خیلی جالبتر است . خواهشا عوضش کنید
پاسخ تبیان :
سه شنبه 20/12/1387-1:25