راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 1725
  • سه شنبه 18/3/1389
  • تاريخ :

تا شهادت فقط یک توبه فاصله داشت

با لحن ملایمی از آن برادر سرباز پرسیدم: این درسته كه شما نماز نمی‌خوانی؟ گفت: بله. گفتم: چرا؟ گفت: من اصلاً بلد نیستم نماز بخوانم .

نماز

شب عملیات رمضان من آرپی‌جی‌زن بودم و دو كمک آرپی‌جی‌زن داشتم، یک سرباز و یک بسیجی، در دل شب سیاهی‌ ها را می‌شكافتیم و به سمت محل از پیش تعیین شده به پیش می‌رفتیم. در آن میان برادر بسیجی آهسته در گوشم گفت: حاج‌آقا، هیچ می‌دونستی این دوستمون اصلاً نماز نمی‌خونه؟ با لحن ملایمی از آن برادر سرباز پرسیدم: این درسته كه شما نماز نمی‌خوانی؟ گفت: بله. گفتم: چرا؟ گفت: من اصلاً بلد نیستم نماز بخوانم گفتم: اگر در این عملیات شهید بشوی در پیشگاه خدا چه جوابی درباره نماز خواهی داشت؟ گفت: بله، این حرف درستی است. گفتم: الان كه دیگه وقتی برای این كارها نداریم، تو الان توبه كن و تصمیم بگیر كه بعد از این عملیات حتماً نمازخواندن را یاد بگیری و این واجب الهی را انجام بدهی، و نمازهای نخوانده‌ات را هم قضا كنی. گفت: حتماً بعد از عملیات این كار را خواهم كرد.

در آن میان برادر بسیجی آهسته در گوشم گفت: حاج‌آقا، هیچ می‌دونستی این دوستمون اصلاً نماز نمی‌خونه؟ با لحن ملایمی از آن برادر سرباز پرسیدم: این درسته كه شما نماز نمی‌خوانی؟ گفت: بله...

بعد از رد و بدل شدن این‌ صحبت‌ها درگیری شروع شد و باران تیر و تركش از هر سو ‌بارید و ما به سمت نقطه از پیش تعیین شده همچنان درحال حركت بودیم. دیدم آن برادر سرباز از ما عقب مانده است، كمک دیگرم را فرستادم ببیند چه اتفاقی افتاده است. برگشت و گفت: می‌گه چیزیم نیست، حالم خوبه، شما برید من خودم را به شما می‌رسونم. كمی كه جلوتر رفتیم دیدیم خبری نشد. وقتی دوباره از او خبر گرفتم متوجه شدم كه تركش خمپاره به سرش اصابت كرده بود، چند قدم راه آمده و بعد به شهادت رسیده است. فاصله میان توبه و تحول او تا پذیرفته ‌شدن و شهادتش چندگام صدق بیشتر نبود.

 


راوی: روحانی آزاده حجت‌الاسلام نریمی‌سا

بخش هنر مردان خدا - سیفی

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
یک جامانده کاروان
نمی دونم چی بگم آلان که دارم این مطلب رو می خونم واقعا احساس شرمندگی پیش شهدا می کنم
واقعا من رو بهم ریخت شاید بعضی از جوانها که این مطلب رو می خونند درکش براشون سنگین باشه ولی جوانهای هم سن وسال شما تو اون دوران آنچنان با خلوص نیت می جنگیدند و راه صد ساله رو یک شبه طی می کردند که زاهدان شب بهترین لقب برای اونا بود
روحشان شاد باد
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 5/6/1389 - 14:24
ناشناس
چی بنویسم
میتونم بگم دلم لرزید
خیلی دلم میخوا الان بتونم بفهمم جاش کجاست پیش خدا
ایا شما میدونید؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 29/4/1389 - 15:13
kazzim
خیلی عالی بود
انشاالله شهدا ما را هم به سوی خود دعوت كنند
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 19/3/1389 - 11:6
lotfi64431
عالی بود ممنون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 18/3/1389 - 12:8