راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

  • تعداد بازديد :
  • 1916
  • يکشنبه 24/3/1388
  • تاريخ :

 زنبیل‌ها شبانه خالی می‌شوند!

شهید كریمی ده سال از من بزرگتر بود. یعنی آن موقع كه من دانش‌آموز ابتدایی بودم، او در روستا به عنوان معلم خدمت می‌كرد. همان وقت من و برادرم با هم قراری داشتیم كه حكایتش شنیدنی است:

 در آبادی، مغازه‌ای بود كه اهالی مایحتاج خود را از آنجا می‌خریدند. محمد جعفر  همیشه پیش مغاز ه‌دار می‌رفت و مقداری وسایل خانه می‌خرید و در زنبیلی می‌گذاشت و به او می‌گفت: وسایل را كنار بگذار، تا غروب برادرم  بیاید و این‌ها را به خانه بیاورد. بعد مرا درجریان خریدش می‌گذاشت و سفارش می‌كرد كه بعد از نماز مغرب می‌روی، اجناسی را كه پیش مغازه‌دار گذاشته‌ام، برمی‌داری و می‌بری فلان منزل تحویل می‌دهی. حالا فلانی هم كسی بود كه شوهرش مرده بود و چند تا یتیم قد و نیم قد داشت و در واقع یتیم‌داری می‌كرد. آن وقت با تأكید زیاد به من می‌گفت: وسایل را می‌بری، طوری تحویلشان بده كه ترا نشناسند. من هم همان طور كه برادرم گفته بود، آن‌ها را می‌گذاشتم و قبل از این كه آن‌ها برسند و مرا شناسایی كنند، می‌رفتم. این مأموریت شبانه را، در ماه سه یا چهار بار انجام می‌دادم و كسی جز من و شهیدكریمی در جریان آن نبود. برادرم نه فقط در روستای خودمان، كه حتی به فكر فقرا و یتیمان آبادی‌های دور و اطراف هم بود و به وضعشان رسیدگی می‌كرد.

                 راوی: محمد كرم كریمی  برادر شهید

گل محکوم به مرگ

شهید محمدجعفر كریمی

در اولین روز از مهرماه 1320 به دنیا آمد. زادگاهش ، روستای «دژآور» از توابع شهرستان «نوسود» است كه در حال حاضر، جزیی از استان كرمانشاه محسوب می‌شود. عشق و علاقة او به تعلیم و تربیت فرزندان آن دیار، سبب شد كه برای ادامة تحصیل و انتخاب شغل معلمی، در سال 1337 وارد دانشسرای عشایری اسلام‌آباد غرب شود. دورة یك سالة این مركز را با موفقیت پشت سر گذاشت و در سال 1338 ، به زادگاهش برگشت. مجاهدتهای او از سال 1340 تا 1347 به طور مستمر ادامه داشت و در آبان ماه این سال، در روستایی در    « نوریاب » مشغول تدریس بود، توسط عوامل ساواك دستگیر شد. روز شانزدهم اردیبهشت ماه سال 1348 ، در دادگاه نظامی فاقد مشروعیت رژیم پهلوی، به اتفاق دو تن از همرزمانش محاكمه و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، به‌ اعدام محكوم می‌شود. سرانجام او را در سحرگاه بیست و هفتم اردیبهشت ماه همان سال، تیرباران كردند و خون پاكش بر خاك گلگون وطن ریخته شد.

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
darkooyeto
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 31/3/1388 - 22:5
8311634985
خدا توفیقتون بده
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 30/3/1388 - 17:23
ناشناس
خوبه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 29/3/1388 - 14:37
نسترن صابر
من خودم شاهد بودم سالهای53تا57که مرحوم مادرم شبانه اینکار را انجام میداد.بعداز فوت ایشان مدتی گذشت شبی مردی همرای زنش امد درب منزل ما گفت گفت نالید گفت بعداز فوت خانم بدجوری گرفتارم هیچ وقت خانم راندیدهام هر چه می خواستم مینوشتیم.جالب اینکه قیافه پدرم تماشایی بود.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 27/3/1388 - 12:18