راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • مسجد جامع، قلب خرمشهر بود
    مسجد جامع، قلب خرمشهر بود
    نمی‌‌‌دانم تا حالا خرمشهر رفتی یا نه؟ هر دو تا کوچه یک مسجد یا حسینیه وجود داره. ولی نمی‌‌دونم چرا وقتی پای صحبت راویان مقاومت آن روزهای خرمشهر می‌نشینی، همه از مسجد جامع می‌گن. از اینکه مسجد جامع میلادگاه عاشقان شده بود. از اینکه از همون روزهای اول ...
  • به هر قیمتی شده ازت محافظت می کنم
    به هر قیمتی شده ازت محافظت می کنم
    فوراً از دوستان قمی خداحافظی کردم و بلافاصله سوار قطار شدم و به هر ترتیبی بود به طرف خرمشهر حرکت کردم. در قطار هم چند جوان خرمشهری را دیدم که برای دفاع از شهرستان به آنجا برمی‌گشتند. به خرمشهر که رسیدم صحنه‌هایی را دیدم که بسیار دردناک و وحشتناک بود. هرج
  • حتما بخوانید.
    حتما بخوانید.
    دوست عزیزم، برادر و خواهر گرامی، برایت یک سری روایت جمع کرده ام. روایاتی که در 28 سال پیش در چنین روزهایی اتفاق افتاده. روایت هایی که به قیمت از دست دادن جون بعضی ها تموم شده. همیشه و همه جا از فتح خرمشهر شنیدیم و به خاطرش جشن گرفتیم. می خوام برات از روزه
  • تعداد بازديد :
  • 2149
  • سه شنبه 23/7/1387
  • تاريخ :

همه چیز با خون قاتی شده بود

آثار جنایات نیروهای بعثی

28 مهر

اولین روزی که عراقی‌ها مسجد جامع را هدف قرار دادند عید قربان بود. در کنار مسجد جامع بچه‌ها سنگر گرفته بودند و بی‌هدف رگبار می‌زدند. مسجد دیگر خالی شده بود و وضع به هم ریخته‌ای داشت. کف مسجد از بقایای کمک‌های ارسالی مردم شکل‌ دیگری به خود گرفته بود. روغن با پودر لباسشویی، شکر با حبوبات و همه آنها  با خون مخلوط شده بود. آن روز رادیو مدام اعلام می‌کرد: - ای دلاوران مسجد جامع، مقاومت کنید! ای حماسه آفرینان شهر خون مقاومت کنید...!

دشمن هر قدر هم که نفهم بود، باز متوجه می‌شد که در مسجد جامع چه‌ خبر است. ساعت دو بعدازظهر، دیگر وضع غیر قابل تحمل شده بود. ما مهمات می‌خواستیم و رادیو شعار پخش می‌کرد. مرتضی پرسید:

- امروز چند شنبه است؟

- جداً نمی‌‌دونی امروز چه روزیه؟

- نه! چه روزیه!

- امروز عید قربانه

مرتضی با بهت و حیرت نگاهم کرد و ناگهان اشک از چشمانش سرازیر شد.

درگیری ادامه داشت. رضا و گروه همراهانش وارد میدان بی‌رحم کارزار می‌شوند. حتی تصور اینکه زنده باشند و شهر را اشغال شده ببینند در مخیله شان هم نمی‌گنجد. تلفات نیروهای خودی بالا بود. از گروه بیست نفری رضا دشتی بیشتر از ده‌ نفر شهید شده بودند. فرزاد مرادی برادر بهروز مرادی و سایر بچه‌های مدافع خرمشهر هم شهید شده بودند در واقع امروز خرمشهر اکثر مدافعان خود را از دست داده بود. این‌گونه بود که خرمشهر خونین شهر شد.

منبع:خرمشهر در جنگ طولانی

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
mahdi 313
میدونید چیه من میگم همین مطلب رو باید دست مایه یه مطلب می کردید اتفاق افتاده همه میتونند حس کنند ولی بال و پر دادن و اشاعه فرهنگ دفاع مقدس وظیفه مهم امروز ماست.
مسلم بدونیم اگر ارتباط وقایع و مناسبت ها در کنار تحلیل وقایع رو به هم پیوند بزنیم به نتیجه زیبایی خواهیم رسید .
یا علی
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 19/10/1387 - 16:45
mosahoseny
همانا ظلم نابود و حق پیروز میشود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 4/8/1387 - 22:56