• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • سیمای سیمرغ در شاهنامه
  • مرغی افسانه یی که به سبب صفات برجسته و سیمای اساطیری اش در فرهنگ ایران از دیر باز حضور داشته است . این مرغ فراخ بال بر درختی اساطیری آشیان دارد . این مرغ اسطوره یی که در شاهنامه دارای دو چهره ی مقدس و اهریمنی می باشد بر سرنوشت قهرمانان و حوادث جاری تأثی
  • فلسفه عشق از دیدگاه ابن سینا
  • ابن سينا عشق را در مراتب گوناگون هستي از ضعيف ترين درجه تا قوي ترين مرتبه آن، يعني واجب الوجود جاري دانسته است؛ عشق در هريک از اين مراتب از درجات گوناگوني برخوردار است
  • 7پیکر و 7رنگ و 7سیاره و 7گنبد
  • نظامی در هفت پیکر، ضمن طرح مسایل و نمادهای عارفانه، زندگی بهرام را از آغاز شرح می‌دهد. در واقع، هفت پیکر دو بخش دارد: تاریخی و تمثیلی. بخش تاریخی آن سرگذشت بهرام، پادشاه ساسانی است، که البته تخیل شاعر در پردازش آن نقش بسزایی دارد. بخش دوم هفت پیکر، تاویلی
  • معمایی حیرت انگیز
  • و به راستی با یزید کدامین است؟ آن روح بزرگی که در قالب جسم حقیر نمی‌گنجد و اختیار از کف داده و اسرار بر ملا می‌کند یا آن جسم خاکی که همیشه سر بر زانو دارد و به عبادت می‌پردازد. مولانا این بار نیز از قصه و حکایت برای تبیین موضوع و رساندن مقصود خود بهره می‌
  • یک دسته کلید برای راهنمایی
  • نام کلید یاد گشایش و بسط و نیز قبض و قفل را تداعى مى‏کند. وقتى گیر و گرفت و قفلى در کار نباشد ذکر نام کلید بى‏مورد است. قفل و بست و بستگى و رهایى توامانند و معرف یکدیگر. آن بى این و این بى آن بى معناست.
  • ره سپردن مرغان به سوی سیمرغ
  • در منطق‌الطیر عطار، گروهی پرندگان برای یافتن پادشاهی سفری رمزگونه به سوی کوه قاف آغاز می‌کنند. هدهد، پیشوای پرندگان، منازل سفر عشق را که‌‌ همان هفت شهر عشق است برای دیگر پرندگان شرح می‌دهد. همانند: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فنا.
  • ارزش خاموشی در ادبیات
  • سکوت یا مهر زدن به زبان و پرهیز از گفتار بیهوده، یک اصل مهم در اخلاق و عرفان است؛ چرا که حیات معنوی چیزی نیست جز دخل و تصرف روح خدا در باطن ما.
  • اقبال و اجتماع آرمانی
  • اقبال برای اجتماع آرمانی که در آن خودی به تکامل می‌رسد هشت نوع ضرورت را پیش‌بینی کرده است.
  • اقبال؛ منادی شعار بازگشت به خویشتن
  • اقبال یکی از بزرگ مردانی است که بازگشت به خویشتن و خودآیی و خود آگاهی را در جهان معاصر مطرح کرده است و در واقع خودباوری انسان اسلامی را به او یادآور شده است .
  • عشق شاعر چگونه است؟
  • نظر نیما درباره‌ شعر سعدی و حافظ (بخش سوم- پایانی) نیما معتقد بود که در شعرای بزرگ، عشق و عاشقی تبدیل و تطور یافته. احساسات آنها تخمیر شده. خمیره‌ای است که وقتی خام بوده است...
  • نظر نیما درباره شعر سعدی و حافظ
  • نیما یوشیج در چندجا از حرفهای همسایه نظرش را درباره‌ی شعر سعدی و حافظ ابراز کرده و در مجموع نظرش درباره‌ی شعر سعدی منفی و درباره‌ی شعر حافظ مثبت بوده است. .....
  • نمادها و مفاهیم عارفانه در «هفت پیکر»
  • شاهزاده هندی چون از اصل دور افتاده، ماتم زده است. بهرام در داستان دوم لباس زرد می‌پوشد و به دیدار «همای»، شاهزاده رومی می‌رود. در این داستان روان انسان‌ها، به ویژه زنان، ...
  • هر دو گروه عاشق و معشوق!
  • به هر حال شباهت میان این دو اثر بسیار شگفت انگیز است ، چرا که می دانیم چندین سده فاصله بین این دو شاعر وجود داشته و تفاوت فاحش فرهنگی و تاریخی میان آن ها بوده است و نیز آگاهیم که امکان مطالعه ی آثار پیرگنجه، به دلیل نبود وسایل ارتباطی برای شکسپیر میسر نبو
  • معروفترین داستانهای عاشقانه تاریخ و ادبیات
  • آیا شما به عشق حقیقی اعتقاد دارید؟ آیا شما به عشق در نگاه اول معتقدید؟ به عشق همیشگی و مداوم چطور؟ من فکر می‌کنم داستانهای عاشقانه ای که پیش روی شماست اعتقاد شما به عشق را محکم می‌کند. آنها مشهورترین داستانهای عاشقانه در تاریخ و ادبیات هستند. عشق آنها ...
  • نگاه ایرانی به زن
  • حافظ را ترجمان روح ایرانی نامیده‌اند و شعر او والاترین جایگاه را در نزد فارسى‌زبانان دارد. از این رو یافتن جایگاه زن در غزل او نگاه ایرانى به زن را بر همگان آشکار مى‌کند. ...
  • بلا، زمینه رشد؛اخلاص، شرط عروج
  • عبادات و طاعاتی که انسان انجام می‌دهد نیز اگر همراه و توأم با عشق نباشد موجب پرواز و سیر وی نخواهد بود. بلکه در حول محور خود است زیرا یا برای به چنگ آوردن بهشت می‌کوشد یا برای دوری از دوزخ؛ ...
  • دیدگاه عارفان و فقیهان
  • حافظ که همواره طالب حقیقت دین است هم شریعت را مد نظر دارد و هم طریقت را، هم فقه را و هم عرفان را، هم ظاهر دین را و هم باطن آن را، از این رو می‌گوید: ...
  • واژه هایی مثل می و مطرب و ....
  • اين که چرا حافظ و امثال او و متقدمين و متأخرين او، از واژه‌هايي هم چون:‌ مي، مطرب، کف، دف، رباب، زنار، زلف، لب و مانند آنها استفاده نموده‌اند حال آن که سيره هيچ يک از پيامبران و امامان ما اين گونه نبوده است و هيچ‌گاه اين گونه سخن نگفته‌اند، خود پرسشي است
  • بهترین عاشقانه؛وداع علی و زهرا
  • ماجرای وداع حضرت علی(ع) از حضرت زهرا(س) و خطبه‌ای که از آنان نقل محافل است به لحاظ تراژیک و غنای ادبی از تاثیرگذارترین قصه‌هاست. ...
  • شیوه سخن عارفان
  • او وقتی که می‌بیند معشوقان مجازی با ابروان و عشوه‌های خود چه دل‌ها را صید و در قید و اسیر و عاشق خویش می‌سازند به ناگزیر در باب معشوق حق و حقیقی نیز همین گونه واژگان را به کار می‌بندد و بدین وسیله تصویر می‌کند که معشوق او نیز با نگاه و التفات خود همان ...
  • زندگی در آخرت است
  • بنابراین، رمز این که سخن اولیای خداوند رازآلود است به دو منظور می‌تواند باشد، اولاً این که خصیصه محتوای عارفانه آن است که در فرم‌ها و قالب‌های زبان رایج و روزمره ما نمی‌گنجد، و دیگر آن که آن بزرگواران بر آنند تا دست انسان‌های نابالغ و بیگانه و به تعبیر ..
  • آسودگی و یاد خدا
  • و البته هر چه فشارها و سختی‌ها بیشتر، دامنه راحتی‌ها و آسودگی‌ها نیز واسع و وسیع‌تر خواهد بود از این رو اگر کسی می‌خواهد آسودگی دنیا و آخرت را نصیب ببرد باید مرارت‌ها و سختی‌های انبوه و فراوان را متحمل شود، هم چنان که اگر مادری بخواهد دوقلویی را بزاید فشا
  • همه رازهای زندگی ماورائی نیست
  • من به شخصه آدمي هستم که عاشق اين رازهايم. يعني دين را فقط در نماز خواندن و روزه گرفتن خلاصه نمي کنم، اگر چه نماز اصول دين است و بايد حتماً بخوانيم، اما دين فقط اين نيست، مي خواهم ببينم دين راجع به زمان چه مي گويد، دين راجع به روح چه مي گويد. دين راجع به
  • مسجد، میخانه عرفان
  • پس، میخانه جایی است که انسان هرگونه ریا و تظاهر و نفاق را از خود دور می‌سازد و بی‌تاب و بی‌قرار حق گردد وگرنه اگر چنین نباشد میخانه نیست بلکه بتخانه است.
  • عشق و مراتب آن در نظر جامی
  • شنیدم شد مریدی پیش پیری که باشد در سلوکش دستگیری بگفت ار پا نشد در عشقت از جای برو عاشق شو آنکه پیش ما آی که بی جام می صورت کشیدن نیاری جرعه ی معنی چشیدن
  • اسرار عرفانی از زبان جامی
  • نشان بدبختی چیست؟ گفت: آن است که تو را علم دهد و توفیق عمل ندهد و عمل دهد و اخلاص ندهد که عمل کنی، بیکار کنی و دیدار و محبت دهد با نیکان و تو را قبول ندهد.
  • عاشق گلخنی
  • معشوق که عاشق نگون بخت را از دور با آهو اشتباه گرفته, او را هدف قرار می دهد. عاشق زخم خورده اما خوشدل است که به زخم تیر معشوق از پای افتاده و قربانی او شده است: ...
  • ادبیات جسم و تصوف جان
  • سنایی شرح فراق معشوق و محبوب عارفان را که «ذات الهی»است، موضوع غزل می‏ساخت و عطار که شعرش را«تازیانه‏ی سلوک»خوانده‏اند، اتحاد عاشق و معشوق و زوال تعین و شخصیت را مضمون قصیده قرار می‏داد.بهر تقدیر، پیش از ورود مبانی تصوف در ادب فارسی، عشق آسمانی منظور...
  • هزاران آفرین بر جان حافظ
  • شاعران بسیاری بوده اند که بسیار هم شعر گفته اند اما نام و یاد هیچ یک از ایشان نه بر صفحه دل ها نشست و نه بر صحیفه روزگاران. ولی حافظ آمد و نرفت و ماند و ماندگار شد. ...
  • درس سحر
  • مجموعه درس سحر شامل گفتارهایی در شرح ابیات و غزلیات حافظ است که توسط آیت الله حائری شیرازی و در جوار آرامگاه حافظ تقریر شده و به همت محمدرضا رنجبر جمع آوری شده است و به مرور بر روی سایت تبیان قرار خواهد گرفت ...
  • زن و نقش مادری
  • اين ماجرا چند نوبت تكرار مي‏شود تا اينكه بار آخر، آدم، خناس را مي‏كشد و مي‏پزد و بخشي را خود مي‏خورد و بخشي را به حوا مي‏دهد، تا بدين ترتيب زنده شدن دوباره وي براي شيطان ميسر نشود. شيطان كه باز مي‏آيد، با خبر مي‏شود آنچه كه در پي آن بود انجام شده است ...
  • زنان پارسا و پارسایی زنان
  • غیر از زندگی حضرت زهرا(س) كه نمونه پارسایی و تقوای بانوان است، عطار حكایت زن زیبا صالح و پارسایی را در الهی نامه نقل می‏كند كه شوهرش برای گزاردن حج راهی سفر می‏شود و زن علیرغم همه مخاطراتی كه در مدت تنهایی برای او پیش می‏آید، پاكدامن و عفیف انتظار همسر...
  • زنان درآثار عطار
  • زنان آثار عطار، رسالت های چندگانه‏ای را ایفا می‏كنند.زن در نقش همسر، زن در نقش مادر، زن مظهر عشق و دلدادگی، زن مظهر پارسایی و توكل، زن مظهر زهد و پرهیزكاری و زن مظهر خردمندی. جدول زیر نام چهره های شاخص زنان و شماره تعداد حكایاتی را كه نام آنها در آن .
  • تجلي عرفان در ادب فارسي(2)
  • براي يافتن تاريخ اولين اشعار عرفاني ناچاريم تعريفي صحيح از شعر عرفاني به دست آوريم. و خصيصه‌ها و کليد‌ واژه‌هاي شعر عرفاني را که مورد نظر ماست بيان کنيم: «شعر عرفاني شعري است که ارباب معاني در بيان اصول و مواجيد و حقايق معنوي سروده‌اند» ...
  • تجلی عرفان در ادب فارسی
  • به «تجلی شعر عرفانی در ادبیات فارسی» می‌پردازیم و به اشعار عاشقانه و غنایی که توسط شاعران غیر عارف سروده می‌شده و منظورشان عشق انسان به انسان بوده است و گاهی عرفا به منظور خاصی آن‌ها را زمزمه می‌کردند توجهی نمی‌کنیم؛ ...
  • دلم برای خنده ات تنگ شده است
  • آیا هر بار که عاشق شده‌ایم، عاشق آن شخص خاص بوده‌ایم یا خود عشق؟ آیا هر بار که عاشق شده‌ایم، عاشق آن شخص خاص بوده‌ایم یا هیجان عشق؟ آیا اصلا هر بار عاشق شده‌ایم؟ ...
  • عشق اصطرلاب اسرار خداست
  • عشق اصطرلاب اسرار خداست علت عاشق ز علت‌ها جداست عاقبت ما را بدان شه رهبر است عاشقی گر زین سر و گر زان سر است ...
  • جهاندار و پیروز و پروردگار
  • چنین گفت کای روشن کردگار جهاندار و پیروز و پروردگار تویی آفریننده ی هور وماه گشاینده و هم نماینده راه جهان آفریدی بدین خرمی که از آسمان نیست پیدا ز می ... ...
  • تو را جز نیایش مباد ایچ کار
  • جهان بینی توحیدی شاعران و سرایندگان، از موضوعات اصلی ادبیات فارسی است و از آن جا که نیایش به درگاه خداوند یکی از همین موضوعات محوری است، در بررسی شاهنامه به ابیات و داستان های اشاره می کنیم که در صحنه های مختلف روح یگانه پرستی متبلور گشته و به ستایش ...
  • سفالم را می او جام جم کرد
  • سفالم را مي‌ِ او جام جم كرد درون قطره‌ام پوشيده‌ يم كرد خرد اندر سرم بتخانه‌اي ريخت خليل عشق ديرم را حرم كرد ...
  • وقتی بمیری برایت عروسی می گیرم!
  • عرس از كلمة عروس مشتق شده است و عروسي كلمة تركي است كه به محفل جشن وشادي اطلاق مي گردد. واين محفل را از آن جهت عرس ناميده اند كه عارف به اصل خود مي پيوندد و پيوستن عارف به اصل خود يك عمل خوشايند است. ...
  • جز عشق ندارم حكايتي
  • از محب‍ّت جذبه‌ها گردد بلند ارج مي‌گيرد ازو نا‌ارجمند بي‌محب‍ّت زندگي ماتم همه كار و بارش زشت و نا‌محكم همه ...
  • درباره ی عشق(برای پسران)
  • بدان اي پسر، که تا کسي لطيف طبع نبود عاشق نشود، از آن چه عشق از لطافت طبع خيزد و هر چه از لطافت خيزد، بي شک لطيف بود، چون او لطيف بود، ناچار در طبع لطيف آويزد، تبييني که جوانان بيشتر عاشق شوند از پيران ...
  • چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
  • عشق وقتی نزد معشوق می رود، معشوق را زیبا فربه می كند، وقتی نزد عاشق می آید او را زرد روی و لاغر می كند. به همین قیاس باید بگوییم كه عشق در دو چهره دیگر هم ظاهر می شود. ...
  • بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
  • حرف از جهان عشق است. جهاني كه همواره در يك تصادف و برخورد با شكنجه ها، و فراق ها و اندوه ها گوهر اخذ مي كند و به قواي فضايل مبدل مي شود و هيچگاه اهريمنان و غارت گران بيروني قادر نيستند تا آن را از هم گسيخته سازند. ...
  • گر نبودی عشق بفسردی جهان!
  • نیروی عشق و زیبائی از ایران باستان، به ایران بعد از اسلام سرایت کرد، و در عرفان ایران و ادب فارسی به چنان ژرفا و حدّتی رسید که عشق را همان نیروی «هستی بخش» بینگارند، ...