راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • یه لبخند زیبا، یه دنیای قشنگ
    یه لبخند زیبا، یه دنیای قشنگ
    یکی بود یکی نبود، غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. توی یه شهر بزرگ پسر کوچولویی زندگی می کرد که اسمش تام بود. یه روز تام داشت تو کوچه تنهایی بازی می کرد که یه کرد از کنارش رد شد و به اون اخم کرد. تام اصلاً نمی دونست چرا مرد
  • ماجرای پسری كه همیشه تلویزیون می دید
    ماجرای پسری كه همیشه تلویزیون می دید
    یكی بود، یكی نبود غیر از خدای مهربان هیچ كس نبود. یك پسر كوچولو بود كه همراه با پدر، مادر و خواهر و برادرش در یك خانه در گوشه‌ ای از این شهر بزرگ زندگی می ‌كردند. این پسر كوچولو اسمش مهران بود.
  • یك حیاط بزرگ، دو تا خانه كوچولو
    یك حیاط بزرگ، دو تا خانه كوچولو
    یكی بود یكی نبود، زیر گنبد كبود سرزمین سبز و قشنگی بود. در گوشه ای از این سرزمین زیبا دو تا قارچ بزرگ بود. خوب كه نگاه می كردی می دیدی زیر آن دو تا قارچ، دو تا خانه تمیز و كوچولو درست كرده اند. خاله پینه دوز توی یكی از این
  • تعداد بازديد :
  • 2747
  • سه شنبه 16/6/1389
  • تاريخ :

انگورهای این باغ ترشند!!!
انگورهای این باغ ترشند!!!

یکی بود یکی نبود. روباه گرسنه ای بود که مدت زیادی غذایی برای خوردن پیدا نکرده بود. او همه جا را به دنبال غذا گشت. ولی چیزی پیدا نکرد. یک روز، وقتی روباه بیچاره ازگرسنگی احساس ضعف و خستگی می کرد،  ناگهان از شانس خوبش به باغی پر از  انگور رسید. انگورهای باغ بسیار رسیده و آب دار بودند.

روباه با ولع بسیار به انگورها نگاه کرد و دست هایش را به طرف آن ها دراز کرد، ولی شاخه ها خیلی بلند بودند و روباه هم احساس ضعف شدیدی می کرد. به خاطر همین نشست و کمی استراحت کرد. وقتی حالش کمی بهتر شد، تا جایی که می توانست به طرف انگورها پرید، اما باز هم دستش به آن ها نرسید.

انگورهای این باغ ترشند!!!

دوباره روباه بیچاره خسته شد، کمی استراحت کرد و دوباره  پرید، اما این بار هم موفق نشد.

روباه که ناامید شده بود، دست از پریدن برداشت  و با خودش گفت : اول فکر کردم انگورهای این باغ رسیده و شیرینند،  اما حالا متوجه شدم که آن ها خیلی ترش و بدمزه هستند.

به نظر شما از این داستان چه نتیجه ای می توان گرفت؟ این داستان شبیه کدام ضرب المثل ماست؟

ترجمه:نعیمه درویشی_تصویر:مهدیه زمردکار

مطالب مرتبط

یه لبخند زیبا، یه دنیای قشنگ

ماجرای پسری كه همیشه تلویزیون می دید

یك حیاط بزرگ، دو تا خانه كوچولو

خرگوش کوچولویی که سکسکه می کرد

مرد خسیس

کمک بزرگ سارا کوچولو

‎تصمیم مینا کوچولو برای زود خوابیدن

خرس و دو دوست

کجایی جوانی که یادت بخیر

 

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
saeed_sharafi123
با حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه لطفاً امتیاز هم منظور کنید برای درست جواب دادن به ضرب المثل ها.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 18/6/1389 - 0:46
majidf2007
سلام
خسته نباشید . زیبا بود .
ضرب المثل (گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بو میده)
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 16/6/1389 - 15:2