راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • صرفه جویی
    صرفه جویی
    اتل متل یه گلدون غمگین شده فراوون دلش انگار شکسته ، حالش کمی گرفته
  • گنجي در دل خاک
    گنجي در دل خاک
    مردي از مرد ديگري خانه اي خريد و در آن ساکن شد . روزي چاهي در خانه حفر کرد ...
  • چوپان امين
    چوپان امين
    عبدالله بن عمر با يکي از دوستانش به سفر رفت در بين راه خسته شدند و در پاي کوهي نشستند ...
  • تعداد بازديد :
  • 4232
  • چهارشنبه 16/5/1387
  • تاريخ :

کی وقت نماز است؟

کی وقت نماز است؟

حسین جانماز پدربزرگ را توی اتاق پهن کرده بود و به زور دست پدربزرگ را می کشید و می گفت: نماز ...نماز ...

من از خنده غش کرده بودم. پدربزرگ با حسین به اتاق رفت و جانماز را جمع کرد. حسین گریه می کرد و جانماز را می کشید و می گفت: نماز... نماز ...

پدربزرگ به من گفت: تو چرا می خندی؟

گفتم:حسین نمی داند که الان وقت نماز خواندن نیست.

از کارهایش خنده ام می گیرد. پدربزرگ یواشکی جانماز را به من داد و حسین را بغل گرفت. من یواشکی جانماز را قایم کردم. پدربزرگ به حسین یک سیب داد وقتی حسین سیب را گاز زد یادش رفت که پدربزرگ می خواست نماز بخواند. به پدربزرگ گفتم: شما از کجا می فهمید که کی باید نماز  بخوانید؟

پدربزرگ گفت: وقتی که اذان بگویند همه ی مسلمان ها در هر کجای دنیا که باشند با شنیدن صدای اذان به نماز می ایستند.

گفتم: من می دانم که رو به قبله می ایستند و نماز می خوانند. قبله همان کعبه، یعنی خانه خداست.

پدربزرگ گفت: آفرین به تو، اما فراموش نکن که خدا همیشه و همه وقت دعاها و حرف های ما را می شنود. حتی اگر وقت نماز نباشد.

حسین هنوز سیبش را تمام نکرده بود که دوباره گفت: نماز ...

من و پدربزرگ آن قدر خندیدیم که حسین هم به خنده افتاد. 

 

برگرفته از مجله: دوست

 

*****************************

مطالب مرتبط

 

همسایه جدید

رفتار خوب

یک هدیه زیبا

گل نرگس

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
خیلی خوب بود منتظر قصه ها ی جدیدتون هستم
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 7/6/1387 - 20:20