راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • با اهمیت‌ترین جایزه جهان
    با اهمیت‌ترین جایزه جهان
    جایزه نوبل هر ساله به کسانی که بیشترین تحقیقات و خدمات را در زمینه علوم، ادبیات و پیشبرد صلح جهانی ارائه داده‌اند، اعطا می‌شود. این افراد، شهرت جهانی پیدا می‌کنند و شرح مختصری از زندگی و کارشان در روزنامه‌ها و مجلاّت به چاپ می‌رسد.
  • قفس طلایی
    قفس طلایی
    بوی نان در خانه پیچیده بود، که ناگهان صدای زنگ به صدا درآمد، شتاب زده به سوی در رفتم و آن را باز کردم. پدر را دیدم، انگار دنیا را به من داده باشند چون چند هفته بود منتظر چنین روزی بودم.
  • آفتاب خانم آمد  توی اتاق
    آفتاب خانم آمد توی اتاق
    - امروز صبح قبل از مامان، پرده‌ی اتاق را کنار زدم تا آفتاب خانم بیاید توی اتاق و روی فرش دراز بکشد. اتاق روشن روشن شد. داداش کوچولویم توی گهواره خندید و مامان با مهربانی نگاهم کرد.
  • تعداد بازديد :
  • 5247
  • چهارشنبه 13/9/1387
  • تاريخ :

با اژدها خوش گذشت

ازدها

روزی پسری که اسمش محمود بود، بعد از مدرسه و درسهایش، در پارک قدم میزد. یک دفعه شنید یک نفر به او سلام میکند. تعجب کرد. برگشت دید او یک اژدهای بزرگ است. از بزرگی او ترسید ولی بعد از مهربانی او خوشش آمد و با هم دوست شدند. روز بعد محمود اژدها را به مدرسه برد. اول همه به خاطر بزرگی او ترسیدند و سپس تعجب کردند که چرا محمود از او نمیترسد. محمود از مهربانی اژدها برای بچهها تعریف کرد. گفت کهاژدها با ادب است و مرا تا اینجا سواری داده و بعضی وقتها برای سرگرمی و تفریح در هوا( البته در جایی که خطری نداشت)از دهانش آتش بیرون میداد و در ضمن برای من قصهی شهر اژدها و خاطرات خود را از مردم و دیگر اژدهاها تعریف کرد و من هم خوشم آمد.

بعد آقای معلم  به کلاس آمد و سلام کرد و با اژدها روبوسی کرد. سپس صفحهی پانزده کتاب فارسی و علوم را درس داد. موضوع درس فارسی افسانه و موضوع درس علوم اژدها بود.

آخر درس، معلم بهاژدها گفت که فردا هم به مدرسه بیاید و برای تکلیف به بچهها گفت برای اژدها یک انشا بنویسند و فردا به کلاس بیاورند.

فردا اژدها به کلاس آمد. آقای معلم بعد از سلام و احوالپرسی گفت همه بیایند و انشاهایشان را بخوانند. همه آمدند ولی انشای محمود قبول شد و به تابلوی کلاس زده شد.

تا چند بعد روز که اژدها به شهر خودشان برگشت، محمود و بقیه بچهها و معلم با اژدها اوقات خوشی داشتند . وقت خداحافظی محمود به اژدها گفت: هر سال به ما سری بزن تا با هم خوش بگذرانیم.

نوشتهی سالار صالحی

*************************************

مطالب مرتبط

ساعت شروع کرد به تیک ‌تاک کردن

دفتر خط‌ دار بی‌خط

خسارت و نابودی چرا؟ 

عرق شرم صورتش را خیس کرد

دو دوست متفاوت ! 

اولین روز 

گربه دنبه را برد

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
hasan1343
باتشكر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 16/9/1387 - 12:33
ali1372
جالب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 16/9/1387 - 12:4
lotfi64431
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
شنبه 16/9/1387 - 7:55
yaser5728
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 15/9/1387 - 22:50
niny200527
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 14/9/1387 - 9:43
mamadgoril
tebyannet عالیه
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 13/9/1387 - 16:54
2505050
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
چهارشنبه 13/9/1387 - 15:47