راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • آرزوی مشترک پدر و پسر
    آرزوی مشترک پدر و پسر
    توی شلوغی های مسافرت عید که مردم مثل مورچه بغل هم توی کوچه و خیابان های شهرها منزل کرده بودند، آقایی آمد نزد خانمی که جلوی چادرش نشسته بود و با اداب به او گفت: - خانوم لطفاً به بچه تون یه چیزی بگین، داره خاک می ریزه تو غذای ما که روی اجاقه . خانم گفت:
  • اولین مریضیه که به من مراجعه کرد!
    اولین مریضیه که به من مراجعه کرد!
    دکتری به یکی از دوستانش که برای اولین بار به مطبش آمده بود، محل کارش را نشان می داد. بالاخره رسید جلوی یک گنجه و اسکلتی را که با دقت در گنجه جا داده شده بود، نشان داد و گفت: - این
  • بابا زد تو گوشم
    بابا زد تو گوشم
    پسرک گریه کنان به طرف مامانش دوید و خود را در بغل او انداخت. - مامان جون، بابا با چکش زد رو انگشت خودش. - خوب این که گریه نداره پسرم، یه همچین چیزهای کوچیکی برعکس خنده هم داره.
  • تعداد بازديد :
  • 3112
  • يکشنبه 14/6/1389
  • تاريخ :

بچه شلوغ

بچه ی شلوغ

 

 

یک روز یک بچه خیلی شلوغ از مادرش اجازه می گیرد تا برود خانه دوستش و با بچه ها بازی کند. پس از چند ساعت برمی گردد.

مامانش می پرسد: بچه آرامی بودی؟

 پسرک می گوید: بله مامان. حتی مامان دوستم از رفتن من خیلی خوشحال شد.

مامان پسرک می پرسد: از کجا فهمیدی؟ پسرک می گوید: آخر وقتی زنگ در خانه شان را زدم، مامان دوستم گفت : به به فقط جنابعالی را کم داشتیم.

 

دزدی هواپیما
هواپیما

بچه: بابا, هواپیمای به این بزرگی را چطور می دزدند؟

پدر: اول صبر می کنند برود بالا, کوچک که شد بعد می دزدنش!!!!

 

وقت ناهار

مهمان آهسته به پسر صاحبخانه: پسرجان شما کی ناهار می خورید؟

پسر: مامانم گفت هر وقت شما رفتید!!!!

گل چیدن
گل

پسرم این گل ها را از کجا آوردی؟

پسر: از باغ همسایه چیدم.

همسایه میداند که گل ها را چیدی؟

پسر: پس چی که می داند , تا همین دم در داشت دنبالم می دوید!!!!!

شکمو

یک روز یک شکمو می رود لب دریا عینک دودی میزند و می گوید: اه چقدر نوشابه!!!

کمک به مردم زلزله زده

خط کش

یک بار مردی یک کامیون خط کش به مردم زلزله زده کمک می کند.

از او می پرسند: برای چه خط کش فرستادی؟

گفت: برای اینکه عمق فاجعه را اندازه بگیرند.

منبع:سایت نسیم رضوان

تهیه و تنظیم:نعیمه درویشی_تصویر:مهدیه زمردکار

مطالب مرتبط

آرزوی مشترک پدر و پسر

اولین مریضیه که به من مراجعه کرد!

بابا زد تو گوشم

دوستان امانت دار

بچه بدجنس

تعریف بازی فوتبال

دم الاغ زبل خان

امضای نامه ایرادی نداشت

اگر من در حوض نمی‏افتادم

تا ماه خفه نشده، نجاتش دهم

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
فاطمه تاج
بدك نبود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 29/10/1390 - 18:56
mamad0124
متشکر از خدماتدهی پر تلاش و مفیدتون
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 15/6/1389 - 7:7
shabe_yalda
با سلام
جاب بود؛ لطفا" مطالب بیشتری گنجانده شود ؛ تا انبساط خاطری ایجاد شود0
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 14/6/1389 - 12:42
asal_2006
زیاد جالب نبود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 14/6/1389 - 12:38