راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • امضای نامه ایرادی نداشت
    امضای نامه ایرادی نداشت
    روزی کار میرزا به دست یک قاضی بدجنس و باج‏بگیر افتاد. میرزا که قاضی را خوب نمی‏شناخت، مدتی به دادگاه رفت و آمد کرد؛ ولی هر بار قاضی به یک بهانه از انجام کار میرزا طفره می‏رفت.
  • اگر من در حوض نمی‏افتادم
    اگر من در حوض نمی‏افتادم
    یک روز زبل خان و تعدادی از دوستانش در کنار حوض بزرگی مشغول نوشیدن چای و گفت وگو بودند. ناگهان یکی از رفقای زبل خان از پشت سر، داخل حوض پرت شد و چون شنا بلد نبود، مرتب دست و پا می‏زد.
  • تا ماه خفه نشده، نجاتش دهم
    تا ماه خفه نشده، نجاتش دهم
    یک شب مهتابی، ‏ زبل خان از کنار چاه عمیقی رد می‏شد. ناگهان چشمش به‏ تصویر ماه افتاد که در آب داخل چاه دیده می‏شد. با خودش گفت: «بیچاره!... نمی‏دانم چه کسی آن را به چاه انداخته، باید هر چه زودتر تا خفه نشده از چاه بیرونش بیاورم.»
  • تعداد بازديد :
  • 4017
  • يکشنبه 3/5/1389
  • تاريخ :

دم الاغ زبل خان
دم الاغ زبل خان

روزی زبل خان الاغ خود را به بازار برد تا بفروشد.

در بین راه الاغ در لجن زاری افتاد و دمش كثیف شد. با خود گفت: اگر الاغ را با این دم كثیف به بازار ببرم ممكن است خوب نخرند.

و با این خیال دم الاغ زبان بسته را برید و در خورجین نهاد. چون به میدان مال فروشان رسید شخصی مشتری الاغ شد وقتی با دقت اعضای حیوان را نگاه كرد متوجه دم بریده آن شد

و گفت: این الاغ هیچ عیبی ندارد الا این كه دمش را بریده اند و من الاغ بی دم نمی پسندم.

زبل خان  با عجله گفت: شما اول معامله را تمام كنید و از بابت دم نگرانی نداشته باشید من آن را از خورجین در آورده به شما تقدیم می كنم.

سركه ی هفت ساله

شخصی نزد زبل خان آمد و پرسید : می گویند شما سركه هفت ساله دارید آیا راست است؟ زبل خان جواب داد بله ، آن شخص گفت: خواهش می كنم یك كاسه به من بدهید. زبل خان گفت: عجب ، اگر می خواستم آن را به هر كس بدهم كه یك ماه هم نمی ماند و هفت ساله نمی شد.!

مزد حمالی
مزد حمالی

 

روزی زبل خان باری به دوش حمالی گذاشت كه همراهش به منزل بیاورد.

در بین راه حمال گم شد و هر چه گشت او را نیافت تا ده روز كارش جستجوی او بود بالاخره روز دهم با جمعی از دوستانش از كوچه می گذشتند كه چشمش به آن حمال افتاد كه بار دیگری به دوش دارد.

 به دوستانش گفت: این همان حمال است كه من در تعقیبش هستم .

ولی بدون این كه به حمال حرفی بزند، از آن جا دور شد .

 دوستانش پرسیدند: چرا از حمال باز خواست نكردی و بارت را مطالبه ننمودی ؟

گفت: فكر كردم اگر اجرت این ده روز حمالی را از من بخواهد چه كنم؟

 

گروه کودک و نوجوان سایت تبیان

مطالب مرتبط

امضای نامه ایرادی نداشت

اگر من در حوض نمی‏افتادم

تا ماه خفه نشده، نجاتش دهم

تعارف آمد، نیامد دارد!

خُرجین جدید

نصف پنبه، نصف کتان

حاضر جوابی میرزا

این به آن در

لباس‏ها به جای هیزم

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
ناشناس
اموزنده است
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 24/5/1389 - 17:16
sadati1saiyd
زبل خان اینجا زبل خان اونجا زبل خان همه جا
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 18/5/1389 - 0:22
erfan_2007
زبل خان و کم کنین مطلب های بهتر بزارید که در شئن ما باشه لطفا.با تشکر.
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 4/5/1389 - 10:1
ثمین عطائی
خسته نشدین انقدر زبل خان گذاشتین؟
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 4/5/1389 - 9:35
Teimoury2009
خیلی خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 3/5/1389 - 19:28
آیسان خلیل پور
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
يکشنبه 3/5/1389 - 12:36