راهنما

اگر در ابتدا و انتهای عبارت جستجو علامت (") ( یا quotation) بگذارید، مطالبی که در متن آنها عین کلمات وجود دارد داخل عبارت را جستجو و نمایش می دهد ولی اگر در دو سر عبارت جستجو علامت (") قرار ندهید مطالبی که در متن آنها یکی از کلمات داخل عبارت وجود داشته باشد یافت می شود.

مطالب مرتبط
  • دوست نادان
    دوست نادان
    نزدیک ظهر بود و هوا بسیار گرم و شرجی شده بود. محمود برای دیدن پدر و مادر خود، به سوی ده به راه افتاد. برای رسیدن به ده باید از میان جنگل عبور می‌کرد
  • حمله راه زن ها
    حمله راه زن ها
    چهار مرد مسافر، خسته و گرسنه، بی‌آنکه پول یا غذایی همراه داشته باشند وارد شهر شدند. مردم شهر با تعجب به آن چهار مرد ژولیده و خاک‌آلود نگاه می‌کردند.
  • اشک تمساح ( داستان )
    اشک تمساح ( داستان )
    مرد مسافر، از دور چشمش به مردی افتاد که در وسط بیابان نشسته و بر سر و روی خود می‌زند. با خود گفت: باید نزدیک‌تر بروم تا ببینم چه اتفاقی برای این مرد بیچاره افتاده که این‌طور بی‌قراری می‌کند.
  • تعداد بازديد :
  • 5147
  • دوشنبه 11/9/1387
  • تاريخ :

اشتباه بزرگ!

اشتباه بزرگ

چهار مرد هندوی تازه مسلمان وارد مسجدی شدند تا نماز بخوانند. هنوز تا اذان ظهر ساعتی مانده بود. چهار تازه مسلمان تصمیم گرفتند تا قبل از اذان، نماز مستحبی بخوانند.

یکی یکی الله اکبر گفتند و نمازشان را شروع کردند.

در این هنگام موذّن وارد مسجد شد تا ساعتی دیگر اذان بگوید.

اشتباه بزرگ

یکی از آن چهار مرد وقتی که چشمش به موذّن افتاد گفت:

خیلی زود آمده‌ای! هنوز که وقت نماز نشده است!

در این هنگام مردی که در کنار او نماز می‌خواند با آرنج به پهلویش زد و گفت: چرا در وسط نماز حرف زدی؟ نمازت باطل شد!

اشتباه بزرگ

مرد سوم رو به دومی کرد و گفت: چرا به او ایراد می‌گیری؟

خودت هم که حرف زدی و نمازت را باطل کردی!

اشتباه بزرگ

مرد چهارم که دست‌هایش را برای قنوت بلند کرده بود گفت: خدا را شکر که من حرفی نزدم و مانند آن سه نفر، نمازم باطل نشد!

در این هنگام موذّن لبخند زنان جلو آمد و گفت:

هر کدام از شما، دوستتان را به عیبی متهّم کردید که خودتان هم آن عیب را داشتید و همین باعث باطل شدن نمازتان گردید.

خوشا به حال کسانی که عیب خود را می‌بینند و در پی بر طرف کردن آن هستند.

چهار تازه مسلمان با شرمندگی به موذّن نگاه کردند که از پله‌های مناره بالا می‌رفت تا اذان بگوید.

 

مثنوی مولوی

***********************

مطالب مرتبط

عجب اشتباهی

آرزوهای خورشید

قورباغه بد شانس

گوهر گرانبها

قوری قلعه(1)

قوری قلعه(2)

بهلول و سجده سقف خانه

پندهای پرنده

ارسال به
آخرین نظرات کاربران
پریسا واعظی
واقعاقشنگ و زیبا بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
جمعه 29/9/1387 - 12:3
جواد امینی
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 26/9/1387 - 14:23
ناشناس
خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 18/9/1387 - 15:44
ssabre
خیلی خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 14/9/1387 - 9:55
asorkhehei
خسته نباشید

پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
پنج شنبه 14/9/1387 - 9:45
niny200527
جالب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 12/9/1387 - 9:39
lotfi64431
با تشكر
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 12/9/1387 - 7:43
ali1372
ممنون
خسته نباشید
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
سه شنبه 12/9/1387 - 0:2
yaser5728
خیلی خوب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 11/9/1387 - 23:49
sima1343
جالب بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 11/9/1387 - 23:42
hasan1343
عالی بود
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 11/9/1387 - 23:19
justirani
عالی بود .
پاسخ تبیان :
0
موافقم
0
مخالفم
دوشنبه 11/9/1387 - 19:59